|
آبگوشت لری (دوگوله دودار)
|
|
مواد آبگوشت لری
|
|
روش پخت نخود و لوبيا را از شب قبل خيس كنيد و هنگام پخت غذا، آب آن ها را خالي كنيد و بشوييد.گوشت، نخود، لوبيا سفيد، نمك، پياز خرد كرده و حبه هاي سير را با ۵ پيمانه آب خوب بپزيد.پس از اينكه يك ساعت از پخت آبگوشت گذشت، زردچوبه را بريزيد و نيم ساعت مانده به پايان پخت آبگوشت، بادمجان هاي سرخ شده راهم اضافه كنيد. در آخر، كشك را اضافه كنيد تا چند جوش بزند.كمي نعنا داغ درست كنيد و در آبگوشت بريزيد. وقتي آبگوشت كاملا جا افتاد ، آب آن را در ظرف هاي جداگانه بكشيد. گوشت، بادمجان، لوبيا و نخود را نيز با هم بكوبيد و با سبزي خوردن و نان سنگك سرو كنيد. به اين آبگوشت به زبان محلي " دو گوله دودار" گفته مي شود و در فصل سرما بسيار طرفدار دارد و از نظر مواد لازم براي بدن بسيار غني و در عين حال، خوشمزه و دلچسب است. |
گویش لری ایل حسنوند ساکن الشتر
صرف فعل گفت در زمان حال
|
مفرد |
جمع | ||
|
اول شخص - من |
MOAM |
اول شخص - ما |
MOIM |
|
دوم شخص - تو |
MUI |
دوم شخص - شما |
MOID |
|
سوم شخص - او |
MUA |
سوم شخص - ایشان |
MOAN |
صرف فعل گفت در زمان گذشته
|
مفرد |
جمع | ||
|
اول شخص - من |
GOTEM |
اول شخص - ما |
GOTIM |
|
دوم شخص - تو |
GOTI |
دوم شخص - شما |
GOTID |
|
سوم شخص - او |
GOT |
سوم شخص - ایشان |
GOTAN |
گذشته نقلی گفتن
|
مفرد |
جمع | ||
|
اول شخص - من |
GOTEMA |
اول شخص - ما |
GOTIMA |
|
دوم شخص - تو |
GOTIYA |
دوم شخص - شما |
GOTITA |
|
سوم شخص - او |
GOTA |
سوم شخص - ایشان |
GOTENA |
گذشته دور فعل گفتن
|
مفرد |
جمع | ||
|
اول شخص - من |
GOTA BIMA |
اول شخص - ما |
GOTA BIMUNA |
|
دوم شخص - تو |
GOTA BIYA |
دوم شخص - شما |
GOTA BITUNA |
|
سوم شخص - او |
GOTA BI |
سوم شخص - ایشان |
GOTA BINA |
فعل رفتن در زمان حال
|
مفرد |
جمع | ||
|
اول شخص - من |
MEREM |
اول شخص - ما |
MIRIM |
|
دوم شخص - تو |
MIRI |
دوم شخص - شما |
MIRID |
|
سوم شخص - او |
MIRA |
سوم شخص - ایشان |
MERAN |
فعل رفتن زمان گذشته
|
مفرد |
جمع | ||
|
اول شخص - من |
RATAM |
اول شخص - ما |
RATIM |
|
دوم شخص - تو |
RATI |
دوم شخص - شما |
RATID |
|
سوم شخص - او |
RAT |
سوم شخص - ایشان |
RATAN |
|
مفهوم کله باد از لابلای اشعار شاعران لرستان (برگرفته از وبلاگ چکامه های نامیرا) كله باد(kalahbad ): بادي كه در باور عموم مردم ديار لرستان اواخر بهمن ماه يا اوايل اسفند ماه شباهنگام خيز بر مي دارد و صبح كه مردم چشم مي گشايندغباري سرخ روي برف ها مي نشيند و خوره برف ها مي شود و بلافاصله برف ها را آب مي كند . شاعران لك زبان در مقابل حكمت «كله باد» يا «كله وا» سكوت نكرده و لب به سخن گشوده اند و كله باد را در مثنوي هاي بحررجز مربع مرفل خود سروده اند كه به بادسروده ها مشهور شده اند. |
|
سرزمين ايلياتي لرستان سال هاي قبل از 1300 هجري شمسي سرزميني كاملا دست نخورده و بكر بود به ويژه مناطق شمال آن كه در زمستان ها، قطبي ترين روزگار خود را سپري مي كرد. عموم مردم اين ديار شغل دامداري داشتند و ييلاق و قشلاق مي كردند دردشت گسترده ي كوهدشت محل زيست مرحوم تركه «ميرآزادبخت» و سرزمين سردسير الشتر محل سكونت «ملاهاي كوليوند و سياهپوش» به جز معدود روستانشيناني - كه در كومه ها يا كپرهاي به هم پيوسته زندگي مي كردند - خبري از دنياي شهرنشيني امروز نبود پاييز كه فرا مي رسيد مردمان سختكوش خود را براي روزسردكوتاه و شب قطبي طولاني و مرگ زاي پاييز و زمستان آماده مي كردند روزگاري كه نه خيابان بود و نه بوق وكرناي ماشين ها نه خبري ازاين ساختمان هاي آباد امروزي بود نه زندگي مدني، نه برق و نه آب نه جاده و نه راه نه ابزارارتباط جمعي نه تلفن نه راديو نه تلويزيون نه درهاي باز و نه پنجره هاي اينچنين و لوسترهاي زيبا .... همه ي اين ها حتي به صورت روياهايي سرگردان درذهن اين قبيله هاي شكسته خطور نمي كرد تمام زندگي مردم خلاصه مي شد در يك اتاق كوچك يا كومه اي به اندازه قد يك انسان ، اتاقكي بي زيرانداز كه نفس آدميان آن را گرم مي كرد. از اول پاييز تا آخر زمستان بعضي از سال ها برف هايي سنگين زمين را به تصرف خود در مي آورد اين برف لعنتي كه گاهي به آن «غَضو» (غضب)مي گفتند روزگار را بر مردمان شكم گرسنه- كه گاه با نان بلوطي رفع گرسنگي مي كردند- سخت مي كرد در چله ، چله ها ارتباط بين روستاها بسيار يخي مي شد ضعف گرسنگي و زور سرما مردم را به كنار اجاق هايي مي كشاند كه قرار بود هرگز خاموش نشوند چرا كه هم چراغ شب بودند و هم منقل روز . راستي كه انگار باطن زمستان هاي اين سال ها هم رفته است گويي آسمان فقط با نسل بي سلاح گذشته سر جنگ داشت، نسلي كه بي بالاپوش ابريشمين و زير اندازهاي پنبه اي شب را به صبح مي رساندند ، چه صبحي؟! صبحي كه وقتي چشم مي گشودند «درز» وترك درب چوبين كومه ها ،«چوزمل» (يخهاي بلورين آويزان) بسته بود . پاييز است و بعد از گذشت شش ماه از سال شش ماه كار و هروله در بهار و تابستان پي گله يا در مزرعه مرد ماكم كمك خود را آماده مي سازد تا براي استراحت جبري زمستانه اش - كه هيچ علاقه اي به آن ندارد – مقدماتي فراهم كند كه يكي از آن ها آوردن هيزم و انبار كردن آن برا ي روشن كردن آتشي است كه هر گز در طول اين شش ماه نبايدخاموش شود . زبان نرم و پر از استغاثه شاعر قلب و روح بي تكليف اورا آشكار مي سازد و به سرود وي لطافتي عرفاني و حزني انساني مي بخشد . و حق پنج تن آل عبايين ائمه عظام بوعشر اثنين ژملك دامان باز هم آخيزكر جنگ يخبنان الماسه ريز كر «تركه مير» «تور ا سوگند مي دهم به پنج تن آل عبا راهنمايان پاك دوازده گانه يك بارديگر ازنشيب زمين برخيز و با يخبندان و سوز سرما در ستيزآي» اميد به زنده ماندن و بودن و گريز از فنا و نابودي! شاعر را به استغاثه مي كشاند تا كله باد را به غيرت اندازد و روياهاي بهاري اورا به حقيقت پيونددهد و او را از آرواره ي دهشتناك زمستاني رهايي بخشد چراكه او هنوز مي خواهد زنده بماند هنوز ميل دارد تا پس از گذشت روزگاري سخت دوباره به ساحت دشت و دمن برود . هني دل مايل سيران دشتن هني دشت وينه روضه بهشتن هني باغ محرم باغچه بنانن نسيم شانه زلف سياه چمانن «ملا حقعلي» «اي كله باد! بيا و نگذار در پنجه ي زمستان اسير بمانيم فرصت زيستن را از دست بدهيم چرا كه ..... هنوز دل ميل سياحت دشت بهاري دارد و هنوز دشت فرصت اين را دارد كه مثل باغ بهشت پر از گل و شكوفه شود و هنوز باغ مي تواند محرم باغبان باشد و نسيم صبح بهاري مي تواند شانه زلف دلبران سياه چشم گردد كه در نسيم تفرج مي كنند» راستي كه با وزش «كله باد» مي توان در قلب زمستان بهاررا باور كرد! يك مقايسه كوتاه : از آنجايي كه مقايسه «كله باد» سرودها در حوصله اين بحث نبوده است بنا نيست كه به تفصيل در خصوص اين مقال سخن گفته شود اما به صورت گذرا اشاره اي به اين موضوع خواهد شد باشد كه ديگران به تفصيل پي اين مجمل گيرند. در ميان شاعران لك زبان حداقل كساني كه ما به آثارشان دسترسي داشته و داريم تنها 3 نفر از بهترين شاعران لك زبان داراي «كله باد» سروده هستند.
در نگاهي گذرا به اين كله باد سروده ها در مي يابيم كه كله باد سروده ي مرحوم تركه مير آزادبخت كه الهام بخش ديگر شاعران كله باد سرا شده است حكايت ديگري است زبان ساده و سخت بي تكلف مرحوم آزادبخت به راستي كه ترجمان حالات شاعرانه ي او در برابر زيستگاه و اكولوژي روزگار خويش است كله باد سروده ي او شعري است «جوششي» نه «كوششي» وي در اين كله باد سروده دردي جگر سوز را ناله مي كند كه با كمي دقت خواننده را باخود به حال وهواي يخ آلود آن روزگار مي برد صداي او صداي خودش و دردش واقعا" همان است كه زبانش به آن اعتراف مي كند در اين سروده چند وجهي اميدها و آرزوها تنگناها و تلخكامي هاي زندگي به تصوير كشيده شده است. آنچه كه از مطالعه كله بادهاي ملا منوچهر و ملاحقعلي سياهپوش استنباط مي شود صورت كوششي آن هاست! سوزي كه در سرايش بيت بيت كله باد «تركه مير» حس مي شود در كله بادهاي اين دو شاعر جاي پايي ندارد مرحوم ملا منوچهركوليوند دركله باد سروده ي خود پس از معرفي خود «كله باد» مسير حركت آن تا رسيدن به ديار الشتر را يكي يكي نام مي برد و آرزوهاي وصال آن را حسن ختام كلام خود مي كند . ملاحقعلي سياهپوش نيز در كلامي كاملا" ادبي و هنري وبا مطلعي زيبا به تعريف خود كله باد مي پردازد ودر14 بيت كله باد و حكمت ومعجزه اورا آهنگين و با موسيقايي تمام به تصوير كشانده ودر پايان با استغاثه ي زيبايي كه ناشي از دغدغه بودن و جاودانگي انسان است كله باد را فرا مي خواند و آن را از آيات رحمت خدا مي داند . در حوزه موسيقي خوانندگان لر كله بادها را به تصنيف كشيده اند «فرجي» كله باد ملاحقعلي سياهپوش و عليرضا نادري «كله باد تركه مير» و «ملاحقعلي سياهپوش» را درتصنيف هاي زيبا اجرا نموده اند و ايرج رحمانپور وشكارچي هم كاست كله باد را تنظيم و به بازار موسيقي لري عرضه نمودند كه خود يكي از شاهكارهاي موسيقي لري است. |
|
میرنوروز شاعر مشهور لرستانی است که از صدقه سر مسئولان فرهنگی استان با گذشت نزدیک به ۳۰۰ سال از درگذشت وی هنوز حتی یک خیابان نیز در لرستان به نشانه بزرگداشت و یاد او نامگذاری نشده است!؟ در حالی که در هرکوی و خیابان این استان وبرخی از استان های همجوار نامش به همراه اشعار زیبا و ماندگارش بر تک تک دلهای الوار حک شده و اشعارش ورد زبان ها و زینت بخش ترانه ها و موسیقی زیبای لری خواهد ماند. طبیعت و سیاست در شعر میر نوروز نويسنده: احمد لطفی میرنوروز؛ شاعر دوره صفوی است (اواخر این دوره). وی ضمن انعکاس ناهنجاریهای سیاسی و اجتماعی این دوره در اشعارش، از توجه به محیط طبیعی و بکر اطراف نیز غفلت نکرده و توانسته تصویرهای نابی را در آثارش بیافریند.احمد لطفی ضمن آوردن شرح احوالی از این شاعر ایلیاتی، به بررسی دیوان اشعار وی و ویژگیهای آن همراه با وضعیت اجتماعی و سیاسی آن دوره پرداخته است. |
|
بررسی محیط اجتماعی، ادبی و سیاسی دوران حیات میرنوروز آنچه از اشعار نغز و زیبای «میر نوروز» برمیآید، وی شاعری خوش قریحه بوده، که زیباییهای هستی از چشم وی دورنمانده و از این منظر در حد وسع، اشعاری سروده است. این شاعر طبیعتگرا که به عنوان شاعری عاشقپیشه در بین تودهها، شهرت دارد. خوبیها و بدیها و روشهای مختلف زندگی مردم را در قالب شعر درآورده است.وی شاعری شیعه مسلک بوده، که تأثیرات فراوانی در بین استانهای لرستان و ایلام و خوزستان از خود به جای گذاشته است، تا آن جا که، هنوز بعضی از طوایف لرمویهها، و سرودهای خود را بر مبنای اشعار حزن و طربانگیز او میسرایند و مینوازند. یکی از ویژگیهای مهم شهر میرنوروز آن است که با وجود آن که مردم زمانهاش، اکثراً فقیر و دامدار بودهاند ولی ایشان، زیباییهای زندگی آن مردم پابرهنه را برایشان به تصویر کشیده است عصر میرنوروز، دوران جامعهای ایلیاتی بوده است، از آنرو طبیعتگرایی، شکار، دیدبانی از کوههای بلند و نکته سنجیها در همهجای اشعار او، به خوبی، موج میزند. در میان اهالی پیشکوه و پشتکوه، کوه فیلمو معروف به کوه میرنوروزاست. کوهنوردانی که از آن جا عبور کردهاند، چشمه و درختان میوه و حوضهای سنگی و جایگاه انسانی که میرنوروز درست کرده است، را در دل طبیعت .... گویند در همان کوه فیلمو، خودش و همسرش و کنیزش زندگی میکردهاند.،که چند نفر از جوانان غیرتی بعضی از ایلات که از نیش زبان میرنوروز به تنگ آمدهبودند، با خود هم داستان میشوند که بدترین اهانتها را به خانواده میرنوروز روا دارند. بالاخره سراغ او میروند و اسیرش میکنند. آنها به میرنوروز میگویند ما را به خانهات ببر تا سزای اعمالت را ببینی. میرنوروز که قضیه را جدی میبیند با توجه به صدای زیبا ودلکشی که داشته درحوالی منزل، شروع به آوازخواندن میکند و با نوعی اشعار علی دوستی میگوید: کوگ کوهسار بازآمد به نخجیر اگر وفاداری کنج خلوتی گیر آن افراد وقتی به خانه میرنوروز میرسند با کنیزی روبرو میشوند. بالاجبار او را رها میکنند. راویان محلی میگویند بعداز آن که مهاجمان از محل دور شدند «شیرین» زن میرنوروز از مخفیگاه بیرون میآید و به میرنوروز میگوید: بقیه در ادامه مطلب |
ادامه مطلب>>>
× طرز پخت آبگوشت لری (دوگوله دودار)
× بهارم رتی و بی تو بهارم - داریوش نظری
× رقص دوپا لری - رضا اسکینی
× گویش های لری - گویش حسنوند الشتر
× نماهنگ لری بالابرزان و حالوگنم خر سیمابینا
× دالکه - داریوش نظری
× مفهوم کله باد از لابلای اشعار شاعران لرستان
× طبیعت و سیاست در شعر میر نوروز
× رضا اسکینی
× موسیقی پاپ لری - امیر رحمان
× بابا طاهر
× رقص دو پا لری کاری از سیفی و دهکردی
× صدا و سیمای لرستان - طنز شوگار
× گویش های لری






