تبليغاتX
لُرِسّو - لرستان
لُرِسّو - لرستان
فرهنگ , هنر , شعر و موسیقی لرستان
شو عید مجید احمدی با کارگردانی فرشاد سیفی
موضوع: 8- موسیقی لرستان یازدهم آبان 1388
1 نوشته شده توسط لُرِسّو | لینک ثابت |

طرز پخت آبگوشت لری (دوگوله دودار)
موضوع: 1- غذاهای لری دهم آبان 1388

آبگوشت لری (دوگوله دودار)

آبگوشت لری

مواد آبگوشت لری 

  • گوشت آبگوشتي                            ۵۰۰ گرم
  • نخود و لوبيا سفيد                           ۲ پيمانه
  • بادمجان سرخ كرده                         ۲ عدد
  • پياز بزرگ                                   ۱ عدد
  • سير                                           ۴ حبه
  • كشك                                          ۲۵۰  گرم
  • نمك و زردچوبه و نعنا خشك               به ميزان لازم
  • روغن مايع                                    به ميزان لازم 

 روش پخت 

     نخود و لوبيا را از شب قبل خيس كنيد و هنگام پخت غذا، آب آن ها را خالي كنيد و بشوييد.گوشت، نخود، لوبيا سفيد، نمك، پياز خرد كرده و حبه هاي سير را با ۵ پيمانه آب خوب بپزيد.پس از اينكه يك ساعت از پخت آبگوشت گذشت، زردچوبه را بريزيد و نيم ساعت مانده به پايان پخت آبگوشت، بادمجان هاي سرخ شده راهم اضافه كنيد. در آخر، كشك را اضافه كنيد تا چند جوش بزند.كمي نعنا داغ درست كنيد و در آبگوشت بريزيد. وقتي آبگوشت كاملا جا افتاد ، آب آن را در ظرف هاي جداگانه بكشيد. گوشت، بادمجان، لوبيا و نخود را نيز با هم بكوبيد و با سبزي خوردن و نان سنگك سرو كنيد.

      به اين آبگوشت به زبان محلي " دو گوله دودار" گفته مي شود و در فصل سرما بسيار طرفدار دارد و از نظر مواد لازم براي بدن بسيار غني و در عين حال، خوشمزه و دلچسب است.

1 نوشته شده توسط لُرِسّو | لینک ثابت |

بهارم رتی و بی تو بهارم - داریوش نظری
موضوع: 17- کلیپ لري نهم آبان 1388

1 نوشته شده توسط لُرِسّو | لینک ثابت |

رقص دوپا لری - رضا اسکینی
موضوع: 17- کلیپ لري هشتم آبان 1388

1 نوشته شده توسط لُرِسّو | لینک ثابت |

گویش های لری - گویش حسنوند الشتر
موضوع: 7- لغات و اصطلاحات لری هشتم آبان 1388

گویش لری ایل حسنوند ساکن الشتر

صرف فعل گفت در زمان حال

مفرد

جمع

اول شخص - من

MOAM

اول شخص - ما

MOIM

دوم شخص - تو

MUI

دوم شخص - شما

MOID

سوم شخص - او

MUA

سوم شخص - ایشان

MOAN

صرف فعل گفت در زمان گذشته

مفرد

جمع

اول شخص - من

GOTEM

اول شخص - ما

GOTIM

دوم شخص - تو

GOTI

دوم شخص - شما

GOTID

سوم شخص - او

GOT

سوم شخص - ایشان

GOTAN

گذشته نقلی گفتن

مفرد

جمع

اول شخص - من

GOTEMA

اول شخص - ما

GOTIMA

دوم شخص - تو

GOTIYA

دوم شخص - شما

GOTITA

سوم شخص - او

GOTA

سوم شخص - ایشان

GOTENA

گذشته دور فعل گفتن

مفرد

جمع

اول شخص - من

GOTA BIMA

اول شخص - ما

GOTA BIMUNA

دوم شخص - تو

GOTA BIYA

دوم شخص - شما

GOTA BITUNA

سوم شخص - او

GOTA BI

سوم شخص - ایشان

GOTA BINA

فعل رفتن در زمان حال

مفرد

جمع

اول شخص - من

MEREM

اول شخص - ما

MIRIM

دوم شخص - تو

MIRI

دوم شخص - شما

MIRID

سوم شخص - او

MIRA

سوم شخص - ایشان

MERAN

 فعل رفتن زمان گذشته

مفرد

جمع

اول شخص - من

RATAM

اول شخص - ما

RATIM

دوم شخص - تو

RATI

دوم شخص - شما

RATID

سوم شخص - او

RAT

سوم شخص - ایشان

RATAN

1 نوشته شده توسط لُرِسّو | لینک ثابت |

نماهنگ لری بالابرزان و حالوگنم خر سیمابینا
موضوع: 8- موسیقی لرستان هفتم آبان 1388

1 نوشته شده توسط لُرِسّو | لینک ثابت |

دالکه - داریوش نظری
موضوع: 8- موسیقی لرستان چهارم آبان 1388

 

 

1 نوشته شده توسط لُرِسّو | لینک ثابت |

مفهوم کله باد از لابلای اشعار شاعران لرستان
موضوع: 10- شعر لری سوم آبان 1388

 مفهوم کله باد از لابلای اشعار شاعران لرستان

(برگرفته از وبلاگ چکامه های نامیرا)      

        كله باد(kalahbad ): بادي كه در باور عموم مردم ديار لرستان اواخر بهمن ماه يا اوايل اسفند ماه شباهنگام خيز بر مي دارد و صبح كه مردم چشم مي گشايندغباري سرخ روي برف ها مي نشيند و خوره برف ها مي شود و بلافاصله برف ها را آب مي كند .

        شاعران لك زبان در مقابل حكمت «كله باد» يا «كله وا» سكوت نكرده و لب به سخن گشوده اند و كله باد را در مثنوي هاي بحررجز مربع مرفل خود سروده اند كه به بادسروده ها مشهور شده اند.

     سرزمين ايلياتي لرستان سال هاي قبل از 1300 هجري شمسي سرزميني كاملا دست نخورده و بكر بود به ويژه مناطق شمال آن كه در زمستان ها، قطبي ترين روزگار خود را سپري مي كرد.

    عموم مردم اين ديار شغل دامداري داشتند و ييلاق و قشلاق مي كردند دردشت گسترده ي كوهدشت محل زيست مرحوم تركه «ميرآزادبخت» و سرزمين سردسير الشتر محل سكونت «ملاهاي كوليوند و سياهپوش» به جز معدود روستانشيناني - كه در كومه ها يا كپرهاي به هم پيوسته زندگي مي كردند - خبري از دنياي شهرنشيني امروز نبود پاييز كه فرا مي رسيد مردمان سختكوش خود را براي روزسردكوتاه و شب قطبي طولاني و مرگ زاي پاييز و زمستان آماده مي كردند روزگاري كه نه خيابان بود و نه بوق وكرناي ماشين ها نه خبري ازاين ساختمان هاي آباد امروزي بود نه زندگي مدني، نه برق و نه آب نه جاده و نه راه نه ابزارارتباط جمعي نه تلفن نه راديو نه تلويزيون نه درهاي باز و نه پنجره هاي اينچنين و لوسترهاي زيبا .... همه ي اين ها حتي به صورت روياهايي سرگردان درذهن اين قبيله هاي شكسته خطور نمي كرد تمام زندگي مردم خلاصه مي شد در يك اتاق كوچك يا كومه اي به اندازه قد يك انسان ، اتاقكي بي زيرانداز كه نفس آدميان آن را گرم مي كرد.

     از اول پاييز تا آخر زمستان بعضي از سال ها برف هايي سنگين زمين را به تصرف خود در مي آورد اين برف لعنتي كه گاهي به آن «غَضو» (غضب)مي گفتند روزگار را بر مردمان شكم گرسنه- كه گاه با نان بلوطي رفع گرسنگي مي كردند- سخت مي كرد در چله ، چله ها ارتباط بين روستاها بسيار يخي مي شد ضعف گرسنگي و زور سرما مردم را به كنار اجاق هايي مي كشاند كه قرار بود هرگز خاموش نشوند چرا كه هم چراغ شب بودند و هم منقل روز .

  راستي كه انگار باطن زمستان هاي اين سال ها هم رفته است گويي آسمان فقط با نسل بي سلاح گذشته سر جنگ داشت، نسلي كه بي بالاپوش ابريشمين و زير اندازهاي پنبه اي شب را به صبح مي رساندند ، چه صبحي؟! صبحي كه وقتي چشم مي گشودند «درز» وترك درب چوبين كومه ها ،«چوزمل» (يخهاي بلورين آويزان) بسته بود .

  پاييز است و بعد از گذشت شش ماه از سال شش ماه كار و هروله در بهار و تابستان پي گله يا در مزرعه مرد ماكم كمك خود را آماده مي سازد تا براي استراحت جبري زمستانه اش - كه هيچ علاقه اي به آن ندارد – مقدماتي فراهم كند كه يكي از آن ها آوردن هيزم و انبار كردن آن برا ي روشن كردن آتشي است كه هر گز در طول اين شش ماه نبايدخاموش شود .

  زبان نرم و پر از استغاثه شاعر قلب و روح بي تكليف اورا آشكار مي سازد و به سرود وي لطافتي عرفاني و حزني انساني مي بخشد .

و حق پنج تن آل عبايين

ائمه عظام بوعشر اثنين

ژملك دامان باز هم آخيزكر

جنگ يخبنان الماسه ريز كر

«تركه مير»

       «تور ا سوگند مي دهم به پنج تن آل عبا راهنمايان پاك دوازده گانه يك بارديگر ازنشيب زمين برخيز و با يخبندان و سوز سرما در ستيزآي»

 اميد به زنده ماندن و بودن و گريز از فنا و نابودي! شاعر را به استغاثه مي كشاند تا كله باد را به غيرت اندازد و روياهاي بهاري اورا به حقيقت پيونددهد و او را از آرواره ي  دهشتناك زمستاني رهايي بخشد چراكه او هنوز مي خواهد زنده بماند هنوز ميل دارد تا پس از گذشت روزگاري سخت دوباره به ساحت دشت و دمن برود .

هني دل مايل سيران دشتن

هني دشت وينه روضه بهشتن

هني باغ محرم باغچه بنانن

نسيم شانه زلف سياه چمانن

«ملا حقعلي»

     «اي كله باد! بيا و نگذار در پنجه ي زمستان اسير بمانيم فرصت زيستن را از دست بدهيم چرا كه ..... هنوز دل ميل سياحت دشت بهاري دارد و هنوز دشت فرصت اين را دارد كه مثل باغ بهشت پر از گل و شكوفه شود و هنوز باغ مي تواند محرم باغبان باشد و نسيم صبح بهاري مي تواند شانه زلف دلبران سياه چشم گردد كه در نسيم تفرج مي كنند»

   راستي كه با وزش «كله باد» مي توان در قلب زمستان بهاررا باور كرد!

يك مقايسه كوتاه :

     از آنجايي كه مقايسه «كله باد» سرودها در حوصله  اين بحث نبوده است بنا نيست كه به تفصيل در خصوص اين مقال سخن گفته شود اما به صورت گذرا اشاره اي به اين موضوع خواهد شد باشد كه ديگران به تفصيل پي اين مجمل گيرند.

      در ميان شاعران لك زبان حداقل كساني كه ما به آثارشان دسترسي داشته و داريم تنها 3 نفر از بهترين شاعران لك زبان داراي «كله باد» سروده هستند.

  •  مرحوم تركه مير آزادبخت متوفا 1326 هجري قمري تحت عنوان كله باد با 74بيت.
  •  مرحوم ملاحقعلي سياهپوش متوفا 1327 هـ ق تحت عنوان كله باد با 14 بيت.
  •  مرحوم ملا منوچهر كوليوند تحت عنوان كله باد با 31 بيت.

       در نگاهي گذرا به اين كله باد سروده ها در مي يابيم كه كله باد سروده ي مرحوم تركه مير آزادبخت كه الهام بخش ديگر شاعران كله باد سرا شده است حكايت ديگري است زبان ساده و سخت بي تكلف مرحوم آزادبخت به راستي كه ترجمان حالات شاعرانه ي او در برابر زيستگاه و اكولوژي روزگار خويش است كله باد سروده ي او شعري است «جوششي» نه «كوششي» وي در اين كله باد سروده دردي جگر سوز را ناله مي كند كه با كمي دقت خواننده را باخود به حال وهواي يخ آلود آن روزگار مي برد صداي او صداي خودش و دردش واقعا" همان است كه زبانش به آن اعتراف مي كند در اين سروده چند وجهي اميدها و آرزوها تنگناها و تلخكامي هاي زندگي به تصوير كشيده شده است.

     آنچه كه از مطالعه كله بادهاي ملا منوچهر و ملاحقعلي سياهپوش استنباط مي شود صورت كوششي آن هاست! سوزي كه در سرايش بيت بيت كله باد «تركه مير» حس مي شود در كله بادهاي اين دو شاعر جاي پايي ندارد

       مرحوم ملا منوچهركوليوند دركله باد سروده ي خود پس از معرفي خود «كله باد» مسير حركت آن تا رسيدن به ديار الشتر را يكي يكي نام مي برد و آرزوهاي وصال آن را حسن ختام كلام خود مي كند .

       ملاحقعلي سياهپوش نيز در كلامي كاملا" ادبي و هنري وبا مطلعي زيبا به تعريف خود كله باد مي پردازد ودر14 بيت كله باد و حكمت ومعجزه اورا آهنگين و با موسيقايي تمام به تصوير كشانده ودر پايان با استغاثه ي زيبايي كه ناشي از دغدغه بودن و جاودانگي انسان است كله باد را فرا مي خواند و آن را از آيات رحمت خدا مي داند .

        در حوزه موسيقي خوانندگان لر كله بادها را به تصنيف كشيده اند «فرجي» كله باد ملاحقعلي سياهپوش و عليرضا نادري «كله باد تركه مير» و «ملاحقعلي سياهپوش» را درتصنيف هاي زيبا اجرا نموده اند و ايرج رحمانپور وشكارچي هم كاست كله باد را تنظيم و به بازار موسيقي لري عرضه نمودند كه خود يكي از شاهكارهاي موسيقي لري است.

1 نوشته شده توسط لُرِسّو | لینک ثابت |

طبیعت و سیاست در شعر میر نوروز
موضوع: 11- شعرهاي میرنوروز دوم آبان 1388

        میرنوروز شاعر مشهور لرستانی است که از صدقه سر مسئولان فرهنگی استان با گذشت نزدیک به ۳۰۰ سال از درگذشت وی هنوز حتی یک خیابان نیز در لرستان به نشانه بزرگداشت و یاد او نامگذاری نشده است!؟ در حالی که در هرکوی و خیابان این استان وبرخی از استان های همجوار نامش به همراه اشعار زیبا و ماندگارش بر تک تک دلهای الوار حک شده و اشعارش ورد زبان ها و زینت بخش ترانه ها و موسیقی زیبای لری خواهد ماند.

میرنوروز

طبیعت و سیاست در شعر میر نوروز 

نويسنده: احمد لطفی 

   میرنوروز؛ شاعر دوره صفوی است (اواخر این دوره). وی ضمن انعکاس ناهنجاری‏های سیاسی و اجتماعی این دوره در اشعارش، از توجه به محیط طبیعی و بکر اطراف نیز غفلت نکرده و توانسته تصویرهای نابی را در آثارش بیافریند.احمد لطفی ضمن آوردن شرح احوالی از این شاعر ایلیاتی، به بررسی دیوان اشعار وی و ویژگی‏های آن همراه با وضعیت اجتماعی و سیاسی آن دوره پرداخته است.

     بررسی محیط اجتماعی، ادبی و سیاسی دوران حیات میرنوروز

     میرنوروز

       آنچه از اشعار نغز و زیبای «میر نوروز» برمی‏آید، وی شاعری خوش قریحه بوده، که زیبایی‏های هستی از چشم وی دورنمانده و از این منظر در حد وسع، اشعاری سروده است. این شاعر طبیعت‏گرا که به عنوان شاعری عاشق‏پیشه در بین توده‏ها، شهرت دارد. خوبی‏ها و بدی‏ها و روش‏های مختلف زندگی مردم را در قالب شعر درآورده است.وی شاعری شیعه مسلک بوده، که تأثیرات فراوانی در بین استان‏های لرستان و ایلام و خوزستان از خود به جای گذاشته است، تا آن جا که، هنوز بعضی از طوایف لرمویه‏ها، و سرودهای خود را بر مبنای اشعار حزن و طرب‏انگیز او می‏سرایند و می‏نوازند.

             یکی از ویژگی‏های مهم شهر میرنوروز آن است که با وجود آن که مردم زمانه‏اش، اکثراً فقیر و دامدار بوده‏اند ولی ایشان، زیبایی‏های زندگی آن مردم پابرهنه را برایشان به تصویر کشیده است

    عصر میرنوروز، دوران جامعه‏ای ایلیاتی بوده است، از آن‏رو طبیعت‏گرایی، شکار، دیدبانی از کوه‏های بلند و نکته سنجی‏ها در همه‏جای اشعار او، به خوبی، موج می‏زند.

            در میان اهالی پیشکوه و پشتکوه، کوه فیلمو معروف به کوه میرنوروزاست. کوهنوردانی که از آن جا عبور کرده‏اند، چشمه و درختان میوه و حوض‏های سنگی و جایگاه انسانی که میرنوروز درست کرده است، را در دل طبیعت ....  گویند در همان کوه فیلمو، خودش و همسرش و کنیزش زندگی می‏کرده‏اند.،که چند نفر از جوانان غیرتی بعضی از ایلات که از نیش زبان میرنوروز به تنگ آمده‏بودند، با خود هم داستان می‏شوند که بدترین اهانت‏ها را به خانواده میرنوروز روا دارند. بالاخره سراغ او می‏روند و اسیرش می‏کنند. آنها به میرنوروز می‏گویند ما را به خانه‏ات ببر تا سزای اعمالت را ببینی. میرنوروز که قضیه را جدی می‏بیند با توجه به صدای زیبا ودلکشی که داشته درحوالی منزل، شروع به آوازخواندن می‏کند و با نوعی اشعار علی دوستی  می‏گوید:

کوگ کوهسار بازآمد به نخجیر

اگر وفاداری کنج خلوتی گیر

     آن افراد وقتی به خانه میرنوروز می‏رسند با کنیزی روبرو می‏شوند. بالاجبار او را رها می‏کنند. راویان محلی می‏گویند بعداز آن که مهاجمان از محل دور شدند «شیرین» زن میرنوروز از مخفیگاه بیرون می‏آید و به میرنوروز می‏گوید:

بقیه در ادامه مطلب

دانلود گزیده دیوان اشعار میر نوروز


ادامه مطلب>>>
1 نوشته شده توسط لُرِسّو | لینک ثابت |

آخرین مطالب لُرسّو
لُرسّو گُلسّونه


Manager: لُرِسّو & Designer: GholamReza Sedaghati