|
مفهوم کله باد از لابلای اشعار شاعران لرستان (برگرفته از وبلاگ چکامه های نامیرا) كله باد(kalahbad ): بادي كه در باور عموم مردم ديار لرستان اواخر بهمن ماه يا اوايل اسفند ماه شباهنگام خيز بر مي دارد و صبح كه مردم چشم مي گشايندغباري سرخ روي برف ها مي نشيند و خوره برف ها مي شود و بلافاصله برف ها را آب مي كند . شاعران لك زبان در مقابل حكمت «كله باد» يا «كله وا» سكوت نكرده و لب به سخن گشوده اند و كله باد را در مثنوي هاي بحررجز مربع مرفل خود سروده اند كه به بادسروده ها مشهور شده اند. |
|
سرزمين ايلياتي لرستان سال هاي قبل از 1300 هجري شمسي سرزميني كاملا دست نخورده و بكر بود به ويژه مناطق شمال آن كه در زمستان ها، قطبي ترين روزگار خود را سپري مي كرد. عموم مردم اين ديار شغل دامداري داشتند و ييلاق و قشلاق مي كردند دردشت گسترده ي كوهدشت محل زيست مرحوم تركه «ميرآزادبخت» و سرزمين سردسير الشتر محل سكونت «ملاهاي كوليوند و سياهپوش» به جز معدود روستانشيناني - كه در كومه ها يا كپرهاي به هم پيوسته زندگي مي كردند - خبري از دنياي شهرنشيني امروز نبود پاييز كه فرا مي رسيد مردمان سختكوش خود را براي روزسردكوتاه و شب قطبي طولاني و مرگ زاي پاييز و زمستان آماده مي كردند روزگاري كه نه خيابان بود و نه بوق وكرناي ماشين ها نه خبري ازاين ساختمان هاي آباد امروزي بود نه زندگي مدني، نه برق و نه آب نه جاده و نه راه نه ابزارارتباط جمعي نه تلفن نه راديو نه تلويزيون نه درهاي باز و نه پنجره هاي اينچنين و لوسترهاي زيبا .... همه ي اين ها حتي به صورت روياهايي سرگردان درذهن اين قبيله هاي شكسته خطور نمي كرد تمام زندگي مردم خلاصه مي شد در يك اتاق كوچك يا كومه اي به اندازه قد يك انسان ، اتاقكي بي زيرانداز كه نفس آدميان آن را گرم مي كرد. از اول پاييز تا آخر زمستان بعضي از سال ها برف هايي سنگين زمين را به تصرف خود در مي آورد اين برف لعنتي كه گاهي به آن «غَضو» (غضب)مي گفتند روزگار را بر مردمان شكم گرسنه- كه گاه با نان بلوطي رفع گرسنگي مي كردند- سخت مي كرد در چله ، چله ها ارتباط بين روستاها بسيار يخي مي شد ضعف گرسنگي و زور سرما مردم را به كنار اجاق هايي مي كشاند كه قرار بود هرگز خاموش نشوند چرا كه هم چراغ شب بودند و هم منقل روز . راستي كه انگار باطن زمستان هاي اين سال ها هم رفته است گويي آسمان فقط با نسل بي سلاح گذشته سر جنگ داشت، نسلي كه بي بالاپوش ابريشمين و زير اندازهاي پنبه اي شب را به صبح مي رساندند ، چه صبحي؟! صبحي كه وقتي چشم مي گشودند «درز» وترك درب چوبين كومه ها ،«چوزمل» (يخهاي بلورين آويزان) بسته بود . پاييز است و بعد از گذشت شش ماه از سال شش ماه كار و هروله در بهار و تابستان پي گله يا در مزرعه مرد ماكم كمك خود را آماده مي سازد تا براي استراحت جبري زمستانه اش - كه هيچ علاقه اي به آن ندارد – مقدماتي فراهم كند كه يكي از آن ها آوردن هيزم و انبار كردن آن برا ي روشن كردن آتشي است كه هر گز در طول اين شش ماه نبايدخاموش شود . زبان نرم و پر از استغاثه شاعر قلب و روح بي تكليف اورا آشكار مي سازد و به سرود وي لطافتي عرفاني و حزني انساني مي بخشد . و حق پنج تن آل عبايين ائمه عظام بوعشر اثنين ژملك دامان باز هم آخيزكر جنگ يخبنان الماسه ريز كر «تركه مير» «تور ا سوگند مي دهم به پنج تن آل عبا راهنمايان پاك دوازده گانه يك بارديگر ازنشيب زمين برخيز و با يخبندان و سوز سرما در ستيزآي» اميد به زنده ماندن و بودن و گريز از فنا و نابودي! شاعر را به استغاثه مي كشاند تا كله باد را به غيرت اندازد و روياهاي بهاري اورا به حقيقت پيونددهد و او را از آرواره ي دهشتناك زمستاني رهايي بخشد چراكه او هنوز مي خواهد زنده بماند هنوز ميل دارد تا پس از گذشت روزگاري سخت دوباره به ساحت دشت و دمن برود . هني دل مايل سيران دشتن هني دشت وينه روضه بهشتن هني باغ محرم باغچه بنانن نسيم شانه زلف سياه چمانن «ملا حقعلي» «اي كله باد! بيا و نگذار در پنجه ي زمستان اسير بمانيم فرصت زيستن را از دست بدهيم چرا كه ..... هنوز دل ميل سياحت دشت بهاري دارد و هنوز دشت فرصت اين را دارد كه مثل باغ بهشت پر از گل و شكوفه شود و هنوز باغ مي تواند محرم باغبان باشد و نسيم صبح بهاري مي تواند شانه زلف دلبران سياه چشم گردد كه در نسيم تفرج مي كنند» راستي كه با وزش «كله باد» مي توان در قلب زمستان بهاررا باور كرد! يك مقايسه كوتاه : از آنجايي كه مقايسه «كله باد» سرودها در حوصله اين بحث نبوده است بنا نيست كه به تفصيل در خصوص اين مقال سخن گفته شود اما به صورت گذرا اشاره اي به اين موضوع خواهد شد باشد كه ديگران به تفصيل پي اين مجمل گيرند. در ميان شاعران لك زبان حداقل كساني كه ما به آثارشان دسترسي داشته و داريم تنها 3 نفر از بهترين شاعران لك زبان داراي «كله باد» سروده هستند.
در نگاهي گذرا به اين كله باد سروده ها در مي يابيم كه كله باد سروده ي مرحوم تركه مير آزادبخت كه الهام بخش ديگر شاعران كله باد سرا شده است حكايت ديگري است زبان ساده و سخت بي تكلف مرحوم آزادبخت به راستي كه ترجمان حالات شاعرانه ي او در برابر زيستگاه و اكولوژي روزگار خويش است كله باد سروده ي او شعري است «جوششي» نه «كوششي» وي در اين كله باد سروده دردي جگر سوز را ناله مي كند كه با كمي دقت خواننده را باخود به حال وهواي يخ آلود آن روزگار مي برد صداي او صداي خودش و دردش واقعا" همان است كه زبانش به آن اعتراف مي كند در اين سروده چند وجهي اميدها و آرزوها تنگناها و تلخكامي هاي زندگي به تصوير كشيده شده است. آنچه كه از مطالعه كله بادهاي ملا منوچهر و ملاحقعلي سياهپوش استنباط مي شود صورت كوششي آن هاست! سوزي كه در سرايش بيت بيت كله باد «تركه مير» حس مي شود در كله بادهاي اين دو شاعر جاي پايي ندارد مرحوم ملا منوچهركوليوند دركله باد سروده ي خود پس از معرفي خود «كله باد» مسير حركت آن تا رسيدن به ديار الشتر را يكي يكي نام مي برد و آرزوهاي وصال آن را حسن ختام كلام خود مي كند . ملاحقعلي سياهپوش نيز در كلامي كاملا" ادبي و هنري وبا مطلعي زيبا به تعريف خود كله باد مي پردازد ودر14 بيت كله باد و حكمت ومعجزه اورا آهنگين و با موسيقايي تمام به تصوير كشانده ودر پايان با استغاثه ي زيبايي كه ناشي از دغدغه بودن و جاودانگي انسان است كله باد را فرا مي خواند و آن را از آيات رحمت خدا مي داند . در حوزه موسيقي خوانندگان لر كله بادها را به تصنيف كشيده اند «فرجي» كله باد ملاحقعلي سياهپوش و عليرضا نادري «كله باد تركه مير» و «ملاحقعلي سياهپوش» را درتصنيف هاي زيبا اجرا نموده اند و ايرج رحمانپور وشكارچي هم كاست كله باد را تنظيم و به بازار موسيقي لري عرضه نمودند كه خود يكي از شاهكارهاي موسيقي لري است. |
|
شصت و دومین متن ترانه لری یه شووئی نصمه شووئی نیمه ده شوگار (یه شبی نصفه شبی نیمه های شب) دل گریبونم گِرِت سی دی یَنه یار (دل گریبانم گرفت برای دیدن یار) بی وفا تو نه کُشم به یل موتم بیا (بی وفا تو نکشم بگذار مرگم بیاد) نازنین حُشکم کردی چی تلی گیا (نازنین خشکم کردی چون شاخه گیاه) عزیزم مه وا تونم واتونم تونی حکیمم ( عزیم من با توام با توام تویی حکیمم) غم و غصه اِی دونیا نکو نصیوم غم و غصه این دنیا رو نکن نصیبم) غم و غصه اِی دونیا کردی نصیوم (غم و غصه این دنیا رو کردی نصیبم) بی وفا تو نه کُشم به یل موتم بیا (بی وفا تو نکشم بگذار مرگم بیاد) نازنین حُشکم کردی چی تلی گیا (نازنین خشکم کردی چون شاخه گیاه) نکنی کاری که مرغ دل بَمی ره (نکن کاری که مرغ دل بمیره) تا قیامت آهم دامونت بیی ره (تا قیامت آه من دامنتو بگیره) بی وفا تو نه کُشم به یل موتم بیا (بی وفا تو نکشم بگذار مرگم بیاد) نازنین حُشکم کردی چی تلی گیا (نازنین خشکم کردی چون شاخه گیاه) |
|
شوگار(shogar):شب ، سرتاسر شب به یل(BEIL ): بگذار ، فعل امر دوم شخص گذاشتن تل (TALL) : شاخه درخت |
|
خواننده : ميرزاوند متن لری ترانه ترجمه فارسی قد می یایه سرت مینه دلم درده عزیز ار مه موردم تو سی مه اسری نریز آخرش هر کسی باید بمیره ده دل خاک ، یه ذره جا بگیره شو سالم که رسس جومه که سیاتو درآر یه گل سرخی عزیز تو ده سر خاکم بکار می کشی سرمه د چش چش تو بی سرمه خووه افتآو لوه بونم ارکه زرده خنت نووه تیر سیلت و دلم شوری و شوقی نشنه سیل چشات منه وی روز کشنه شور و شارم هه تونی عید و بهارم هه تونی بلگ و بارم هه تونی شم مزارم هه تونی شو سالم که رسس جومه که سیاتو درآر یه گل سرخی عزیز تو ده سر خاکم بکار نکنی کاری که مه رنج و عذآو داشته بوام ده مینه خاک گورم دچش تو چش پرآو داشته بوام اندازه موهای سرت توی دلم درده عزیز اگه من مردم تو برایم اشکی نریز آخرش هر کسی باید بمیره تو دل خاک ذره ای جا بگیره شب سالم که رسید پیرهن مشکی تو درآر یه گل سرخی عزیز تو ، سر خاکم بکار می کشی سرمه به چشم چشم تو بی سرمه خوبه آفتاب لب بامم اگر که نیشخندت نباشه تیر نگاهت به دلم شوری و شوقی نشونده نگاه چشمات منو به این روز کشونده شور و شادی ام همیشه تویی عید و بهارم همواره تویی برگ و میوه ام همیشه تویی شمع مزارم همواره تویی شب سالم که رسید پیرهن مشکی تو درآر یه گل سرخی عزیز تو سر خاکم بکار نکنی کاری که من رنج و غذاب داشته باشم تو دل خاک گورم از دست تو چشم پر آب داشته باشم |
شهرام نظری
ایرج رحمانپور:موسيقي لرستان از نبود رسانهاي براي معرفي خويش و از نبود نقد خلاقانه هنوز رنج ميبرد. موسيقي لرستان بايد باسواد شود
|
|
|
|
|
گنهکار امیر رحمان |
جوم شرآو امیر رحمان |
تونه می نویسم امیر رحمان |
|
|
|
|
|
دیر بیا امیر رحمان |
امیر رحمان |
|
|
|
|
|
سیت بیارم سیاهپوش |
راز انار آشتیانی |
چمیل علی آقائی |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
فرج علیپور (۱) |
فرج علیپور (۲) |
فرج علیپور (۳) |
|
|
|
|
|
داریوش نظری (۱) |
داریوش نظری (۲) |
داریوش نظری (۳) |
برای دیدن کلیپ ها در صفحات جداگانه ریشون ۲ بار کلک بکید
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
ويديو كليپ ترانه لري دايه دايه مهدي زاده |
|
|
| |
ادامه مطلب>>>
|
هُم ولایتی عید غدیرتو مارِک با نمایشنامه طنز لری گروه شوگار لرستان خواستگاری |
| ||
|
| |||
ادامه مطلب>>>
|
کلیپ ویدیو فرج علیپور | ||
|
لرسّو گلسّونه جاکه لرونه |
|
هر کجا لر بچه یی شیری زوونه |
|
|
|
|
|
كليپ ويديويي ترانه لري سيت بيارم – خواننده حامد فيضيان | ||
|
ويديو كليپ رقص سنتی لري دوپا |
|
|
|
دختر لرسّوني – خواننده حيدر | ||
|
|
|
|
|
جنگ لرو – رضا سقايي | ||
|
|
|
|
|
بارو بارو بارونه هي |
|
|
|
چهارمين نمآهنگ لري – راز تو رحمانپور |
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
| ||||||||||||||||||
|
|
|
| |||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
| ||||||||||||||||||
| |||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
| |||||||||
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
ميكس طنز ترانه لكي | |||||||||
|
تقدیم به دوست و همسر مهربان عزیزتر از جانم ( از طرف مادری وابسته به طایفه بیرانوند است ) که راه اندازی این وبلاگ و همچنین تمرین و یادگیری زبان لری را به عشق او آغاز کردم سه لام و حوض بيرانون ، حسنون و كاكاوند | |||||||||
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
| |||||||||
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
فيلم هايي از لر گپه (بختياري) | |||||||||
|
|
|
|
|
|
|
|
|
| |
|
مستند قديمی و دیدني BBC
|
مستند زرد كوه به زبان آلماني | ||||||||
|
|
|
|
|
|
|
|
|
| |
|
نماهنگ ايل بختياري (يادبود ثريا همسر پهلوي)
|
ترانه سفرماه گل محمودي
| ||||||||
|
|
|
|
|
|
|
|
|
| |
|
ترانه اوگداري محمودي
|
ترانه زندگاني محمودي
| ||||||||
|
|
|
|
|
|
|
|
|
| |
|
|
|
| |||||||||
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
(
) | |||||||||
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
گناهم چه س – رضا لرستانی |
|
|
|
|
|
بوه - نادری |
|
|
|
|
|
ترانه های لری |
|
|
|
|
|
سیت بیارم -عبداله محمد خاني |
|
|
× طرز پخت آبگوشت لری (دوگوله دودار)
× بهارم رتی و بی تو بهارم - داریوش نظری
× رقص دوپا لری - رضا اسکینی
× گویش های لری - گویش حسنوند الشتر
× نماهنگ لری بالابرزان و حالوگنم خر سیمابینا
× دالکه - داریوش نظری
× مفهوم کله باد از لابلای اشعار شاعران لرستان
× طبیعت و سیاست در شعر میر نوروز
× رضا اسکینی
× موسیقی پاپ لری - امیر رحمان
× بابا طاهر
× رقص دو پا لری کاری از سیفی و دهکردی
× صدا و سیمای لرستان - طنز شوگار
× گویش های لری









































