|
لُرِسّو(لرستان) فرهنگ،هنر،شعر ،داستان، تاريخ ، فیلم ، ویدئو کلیپ و موسیقی لری
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
[ لُرِسّو ] گُلسّونه
[ لُرِسّو ] گُلسّونه
[ لُرِسّو ] گُلسّونه
اسب بی سوار با صدای : غلامرضا سبزعلی
یِه اَسبِ بی سُوار وایالِ سُوختِسَه اُما وِ خِیمَه گاه رِکاوِ بُرِسَه (یک اسب بی سوار با یال سوخته آمد به خیمه گاه با رکاب بریده ) گِریوَه بَچَه یا وا شیوَنِ زَنُو یَکی وِ نالَه وُ یَکی وِ سَر زَنو (گریه بچه ها با شیون زنان یکی ناله کنان و یکی به سرزنان) دِ خِیمَه زَن وِ دَر غَریو وُ بی پِنا اُمان وُ جَم بی اِن وِ دوُرِ ذُوالجِنا (از خیمه گاه بیرون آمدندغریب و بی پناه آمدند و جمع شدند بدور ذوالجناح) اِی اَسبِ بی زِوُو اِی اَسبِ بی سُوار حُسِینِ مِه کُجا دِ زین اُفتا وِ هار (ای اسب بی زبان ای اسب بی سوار حسین من کجا از زین به زمین افتاده است) وا لاشَه زَخمی اِت خَوَر اُوِردیَه سَرِ حُسِینِمِ وِ کی سِپُردیَه (با لاشه زخمی ات خبر آورده ای سر حسین مرا به کی سپرده ای) پِل می زِنَه زِمی دِ روزِ خینِ وار باغی دِ نِیزَه یا گُل کِردَه دِ هُمار (زمین می غلتد در روزی که از آسمان خون می بارد باغی از نیزه ها در این دشت سوزان گُل کرده ) اَفتُو وِ خی نِشِس وِ زَنگِ کارِوُو سَرِ حُسِینِ مَه وِ نِیزَه سارِوُو (آفتاب به خون نشسته و زنگ کاروان سر حسین من به نیزه ساربان) ایوارَه دَس گِرِت دِ زیرِ بالِ روز گُم بییَه قَتلِگاه دِ مینِ گَرت وُ توز (غروب زیر شانه های روز را گرفته قتلگاه در گرد و غبار گم شده است) چِه روزِ زَخمی ایی چی زَخمِ کاریَه زَخمی کِه تا اَبَد وِ یادِگاریَه (چه روز زخمی ای این چه زخم کاری است زخمی که تا ابد بیاد خواهد ماند) دی روزِ پُر سِتَم دی روزِ پُر دِ دَرد عِشقَه کِه سَر بُلِن وِرگَشتَه دی نَوَرد (در این روز پر ستم در این روز پر ز درد عشق است که سربلند برگشته است از این نبرد) موضوعات مرتبط: 13- نوحه و عزاداری لری، 17- کلیپ لري [ لُرِسّو ] گُلسّونه
بخشی از اظهارات مرحوم حاج حبیب نیکنام (صدای مصاحبه را از اینجا بشنوید): «... قریب ۶۰ یا ۶۵ ساله که افتخار این خدمت را دارم . به سن ۱۲ سالگی بودم گرفتنم بدوش (ومداحی کردم).ملا مکتبی می رفتم ، مدرسه ای در این شهر (خرم آباد) نبود ، برقی نداشت ملا مکتبی قدیمی درس می خوندیم و سوادم از قدیم است . منتهی دراین رشته ای که من الان افتخارش رو دارم، زیاد تمرین داشتم ، زیاد ذکر داشتم ، زیاد خوندم. علاقه دارم یک سبک های بخصوصی برای من گاهی که فرصت پیدا می کنم مطالعه می کنم اشعارهای قدیمی را مطالعه می کنم یک سبکی بنظرم می آید و آن سبک خیلی جالب و سوزنده است ، گیرنده است ....هم سوز داشته باشد هم جوش داشته باشد اینه که این توفیق نصیبم شده است . ... من گاهی حالی برام میاد مثلا مثل همین دوتا شعر که خیلی جالبه :
زبان حال زینب است :
...حبیب فرزند مرحوم رحیم و زهرا در سال ۱۲۹۳ در خرم آباد به دنیا آمد. پدرش رحیم، فرزند مرحوم كربلایی رحمان بروجردی و زربانو خانم بود كه در دوران جوانی درگذشت. مادرش زهرا دختر مشهدی نصیر و جواهر خانم بود كه پس از مرگ شوهر، حبیب را به یاری عموهایش حاج كریم نیك نام (۱۳۳۹-۱۲۶۶) و حاج مجید قنادی (۱۳۵۰-۱۲۷۶) تربیت نمود. حبیب از دوران كودكی در مكتب خانه ملا مرادعلی [معلمی] (وفات ۱۳۱۸ شمسی) و ملا علیرضا [زاهدی] (وفات ۱۳۱۸ شمسی) خواندن و نوشتن را آموخت. به گفته خودش: «...شب جمعه (پنجشنبه شب) ملای مكتبخانه كه اذعان میداشت صدای او خوب است، از حبیب میخواست تا نوحه بخواند و كودكان دیگر سینه بزنند و جواب دهند». یك روز معتمدین دستهها به منزل عموهایم آمدند و گفتند: «این بچه را بفرستید برای دستجات عزاداری نوحه بخواند». عموهایم گفتند: «طفل یتیمی است و پدر ندارد. ما نمیتوانیم! مگر به این شرط كه او را صحیح و سالم به رسم امانت ببرید و بیاورید». در سن ۱۲ سالگی بعضی عزاداران مرا به دوش گرفته و نوحهخوانی را شروع كردم. حاج حبیب از جمله معاریف و بزرگان خرم آباد به شمار می رفت كه در دهه ۳۰ تا ۵۰ به دفعات عضو انجمن شهر خرم آباد بود. وی در سال ۱۳۸۱ با هزینه شخصی حسینهای با نام حبیب ابن مظاهر در چهار راه بانك خرم آباد افتتاح نمود كه پس از وفاتش به تاریخ ۲۴ آذر ۱۳۸۲( در سن ۸۹ سالگی) در قسمت غربی همین حسینیه به خاك سپرده شد. روحش شاد و یادش گرامی باد. موضوعات مرتبط: 13- نوحه و عزاداری لری، 30 - مشاهیر و معاریف لرستان [ لُرِسّو ] گُلسّونه
ü ü نهم محرم الحرام تاسوعا (۴ آذر) محاصره خیمه ها در کربلا . آمدن امان نامه برای فرزندان ام البنین سلام الله علیها . درخواست تاُخیر جنگ از سوی امام حسین علیه السلام . آمدن لشگر تازه نفس به کربلا . خطابه امام حسین برای اصحابش ü شب عاشورا (۴ آذر) o سخنان امام علیه السلام با اهل بیت و اصحابش . سخنان زینب کبری سلام الله علیها با امام حسین علیه السلام ü دهم محرم الحرام عاشورا (۵ آذر) o شهادت امام حسین علیه السلام . شهادت حبیب بن مظاهر اسدی کوفی . شهادت مسلم بن عوسجه. شهادت حر بن یزید ریاحی . شهادت جون مولی ابوذر الغفاری . شهادت همسر وهب. شهادت شبیه ترین فرد به رسول خدا صلی الله علیه و آله . شهادت قاسم بن الحسن علیه السلام . شهادت عبدالله بن حسن علیه السلام .شهادت قمر منیر بنی هاشم علیه السلام .شهادت مولانا الرضیع باب الحوایج علی اصغر علیه السلام . آمدن ذوالجناح با یال و کوپال خونین به سوی خیمه فاطمیات . ماتم و ناله و گریه پردگیان حرم.غارت اموال .فراز فاطمیات و علویات در بیابانها .غارت کردن لباس و زره .جدا شدن سرهای مطهر .به آتش کشیدن خیمه های آل الله .شهادت دختران کوچک گریه و ماتم .راُس مطهر امام حسین علیه السلام در کوفه .خونین شدن ریشه هر گیاه .قتل ابن زیاد .وفات ام سلمه
موضوعات مرتبط: 13- نوحه و عزاداری لری ادامه مطلب [ لُرِسّو ] گُلسّونه
نقدي بر آوازهاي تلخ لرستان جهانبخش رشيدي (وبلاگ ميرنوروز)
وقتی که انسان می بیند متفکران زحمت کشی چون باستانی پاریزی وشادروان مجتبی مینوئی که نه در دامنه ی زاگرس بزرگ شده اند و نه در دامن دآ و نه زبان دالکه را می دانند ؛ چنان به زیبائی کمال و تمام اشعار لکی پانصد سال پیش را بصورتی جالب وصحیح ؛تصحیح وتفسیر و معنی می کنند ؛ ما قلم به دستان لر ولک باید چانه ی شرم درجیب فرو بریم ... 1- اولین اشکال متوجه سایت محترم لرسو می باشد ؛... اشکال دوم مربوط است به عنوان این مطلب :آوازهای تلخ.... موضوعات مرتبط: 2- آداب و رسوم و فال لری، 13- نوحه و عزاداری لری ادامه مطلب [ لُرِسّو ] گُلسّونه
آوازهای تلخ نگرشی بر مویههای لرستان علی زیوردار اشاره: این نوشتار سعی دارد در چهار فصل جداگانه ضمن تحلیل کوتاهی پیرامون نگاه فلسفی- بدوی و در عین حال زیبایی شناسانهء انسان عشیرهای لرستان به ماهیت«مرگ» و همچنین شمارش ویژگیهای زبانی و جوهری«مویه»ها ، ترجمه و بازسرایی تعدادی از این آوازهای تلخ را ارائه کند. پیشاپیش یادآور میشود که به واسطهء استعداد خاص زبان مبدأ نسبت به زبان میزبان یعنی فارسی،ترجمه و حتی بازسرایی مویهها تا حدود زیادی غیرممکن مینماید . لذا در بسیاری موارد از مویهها تنها به عنوان منبع الهام شعرهایی جدید استفاده شده و نتیجهء به دست آمده با خود مویهها فاصلهء بسیار دارد .با این برآورد، این قلم هرگز ادعای ترجمهء مویهها را ندارد و خواهان آن است که دوستان گرانقدر اهل پژوهش و قلم ، بازسراییها را به عنوان آثاری مستقل ، مورد توجه قرار دهند. اول: « هر جامعهء بزرگ یا ملت بزرگ ، شخصیّت ویژهء فرهنگی خود را دارد .»۱و .. موضوعات مرتبط: 2- آداب و رسوم و فال لری، 13- نوحه و عزاداری لری ادامه مطلب [ لُرِسّو ] گُلسّونه
ریشه های کهن آیین سوگواری لرستان نویسنده : اردشیر سگوند تاریخ سرزمین ما ایران بار سنگین فرهنگ پربار نیاکان مان را بر دوش میکشد و چون نیک به سرگذشت آنان بنگریم،انبانی از تجربه و پند و رمز و راز فرا دست میآوریم که شاید در هیچ اندرزنامهای نتوان یافت.آسایش و رنجشان، شادی و اندوهشان،و زیستن و مردنشان همه گویای آن است که ایشان شب و روز میکوشیدند تا راز آفرینش را دریابند و نشان دهند که این سرای سپنج بر کس نپاید،و از این روی،دلبستگی را نشاید. امروز آیین های کهن ملی که از نیاکان مان به یادگار ماندهاند و هر یک در بخش هایی از سرزمین ما رایج هستند،بخشی مهم از فرهنگ بومی(فولکلور)ان جایها به شمار میروند و اکثرا زاییدهء اندیشه و زندگی مردمان روستایی اند.از جملهء این بخشها سرزمین باستانی لرستان است که شاید بتوان آن را گنجینهء آیین های کهن ایران نامید و بسیاری از آیین های ملی ما را حفظ کرده و از تندباد بیمهری روزگار پاس داشته است. گذشته از اینکه لرستان از زادگاههای کهن تمدن بشری بشمار می رود؛به این دلیل که این سرزمین به تیسفون پایتخت ساسانیان،بسیار نزدیک بود و نیز چندین شهر ساسانی را در خود جای داده بود،از بسترهای بزرگ فرهنگ ایرانی به شمار میرفت.پس از ورود اسلام به ایران و برچیده شدن دستگاه پادشاهی ساسانی،لرستان بار نگهبانی از بخش عمدهای از آیین های ایرانی را بر دوش گرفت و امروز دیگر همچون نگهبان کهنسالی که سالیان دراز از برج دیدبانی دژ تاریخ به دوردست نگریسته است، ناتوان شده،و اگرچه با دیدگان کم سوی خود هنوز نگران است اما گویی که از گستاخی و سبکسری روزگار ماشینزده و در برابر آهن شکست خورده، آزرده دل گشته و بر ان است تا دیده بر هم بنهد و به خواب رود. موضوعات مرتبط: 2- آداب و رسوم و فال لری، 13- نوحه و عزاداری لری ادامه مطلب [ لُرِسّو ] گُلسّونه
گلایه امام حسین (ع) به اهل کوفه شاعر: داراب رئیسی بختیاری هَیجار(فریاد)
موضوعات مرتبط: 10- شعرهای لری، 13- نوحه و عزاداری لری، 27-لرهای بختیاری ادامه مطلب [ لُرِسّو ] گُلسّونه
مقام های موسیقی سوگ و عزا در لرستان قدمت آیین «مويه لري» به شهادت تاریخ،ريشه در فرهنگ ايران باستان دارد. ذکرابياتی از شاهنامه مشتي از خروار و شاهدي براين ادعاست . کاربرد واژه مويه در جاي جاي شاهنامه حکيم ابوالقاسم فردوسي به عنوان يکي از مهمترين و رايج ترين منبع کهن زبان و فرهنگ فارسي ، نشانگر جايگاه اين آوا و نغمه جانسوز انساني و باستاني در اعصارمختلف تاريخي ايران زمين است. ساز همراهی کننده مويه درشاهنامه ساز زهی «بربط» وسازهمراهی کننده نوحه «رود» است ومویه کردن علاوه بر زنان دربین دیگر اقشار جامعه از پير و برنا گرفته تا پهلوان و زن پارسا واسفندیار نیزرایج و مرسوم بوده است:
اما در لرستان مطابق قانون ایلی اين سرزمين ، مردان حق نداشتند در سوگ عزیزان از دست رفته اشان به ویژه سوگ و مرگ زنان شیوه و گریه سر دهند و لذا بیشتر مقام ها و آوای غم انگیز سوگواری در لرستان با نام «مویه »متعلق به زنان است و مردان نیز به نوبه خود با زمزمه اشعار غم انگیز به نوعي ديگر از مويه به نام «موری» می پرداختند . به عبارتی بهتر نوای «مور و مویه» لرستان علی رغم فلسفه مشترک سوگواری شان با دو ویژگی خاص زنانه و مردانه خود از هم متمایز شده اند :
مقام ها وآواهای موسیقی سوگواری در لرستان بشرح زیر است:
الف – مویه لکی : معمولا توسط یک زن به نام و در مقام "سرخونی وش" که رهبری مویه سرائی زنان را بعهده دارد ، اجرا می شود. شغل و تخصص این زنان مویه سرائی با اشعاری به لکی در اندوه زن و مرد متوفی است . مویه لکی با مقامی موسیقیائی و کشش های کوتاه و بلند و متر مشخص و با مقطع آغازی و پی در پی اجرا می شود که با همنوائی و صداهای زیر و بم زنانه و کلمات اشعاری مابین اصوات رگه هائی چنان غمبار ایجاد می کنند که شنونده را تحت تاثیر آن ناگزیر به همراهی با خواننده ویا در سکوت اندوهگینی فرو می برد. ب- مویه لری : این مویه از نظر هم صدائی زنان مانند لکی است اما در کشش موسیقیائی و تکیه حرفی و کلامی و صوتی با هم تفاوت دارند. در مویه لری هر زنی که بیت غم انگیزی در سوگ عزیزی آغاز کند دیگر زنان او را همراهی می کنند و لذا بیت آغازین مویه را « سر مووه» می نامند . برخی از نوحه ها و ندبه ها در مرگ جوانان و ناکامان دارای ضرب مشخص و گفت و شنید توصیفی درباره متوفی است . در مویه لری دیگر زنان حاضر در پاسخ و تائید غم زن مویه خوان، ناله "هی وی هی وی مه" سر می دهند . وزن شعر در مویه لری هجائی و حالت موسیقیائی آن از نظر آوائی کامل است.
در خواندن مور گاهی دو نفر همصدا می شوند . این ندبه و زاری بدون اشک با زیر و بم هایش موسیقائی نیایش و پرستش مهر و اهورا را تداعی می کند . مور و پووه موری تقریبا یک مقام با تفاوتی اندکند که در آن مور بدون ساز و پووه موری با تنبور اجرا می شود.
موضوعات مرتبط: 13- نوحه و عزاداری لری [ لُرِسّو ] گُلسّونه
نگاهی به متن نوحه های لری
قسمت آخر
امام حسین(ع) فرزندامام علی(ع) وحضرت فاطمه(س) درسوم شعبان ۴ هجری درمدینه متولدشدند وپس ازرحلت برادرشان امام حسن (ع) امرامامت رابعهده گرفتند و مدت۱۱ سال این مسولیت رابعهده داشتند.براساس دعوت مردم عراق ایشان حج رانیمه كاره رهاساخته وبجانب آن دیارشتافتند وسرانجام در سن ۵۷ سالکی با۷۲ تن از یاران خوددرسرزمین كربلاشهیدوهمانجادفن شدند. خلاصه ای از واقعه عاشورا و اسامی ۷۲ تن زمان واقعه :روزدهم محرم سال۶۱هجری درزمان حكومت یزیدبن معاویه ساعت۸ صبح تادوبعدازظهر . مكان واقعه: نینوآ یا كربلای امروزی واقع دربین النهرین (عراق). روند واقعه : ۱-اولین تیرتوسط عمربن سعدفرمانده سپاه یزیدپرتاب شدوتیرباران سپاه اسلام شروع شد. ۲-حمله كلی بسپاه اسلام اغاز و در این مرحله۳۸نفرازاصحاب امام شهیدشدند . ۳-مبارزه تن بتن اغازشدودراین مرحله۷نفردیگر بشهادت رسیدند . ۴-حمله به اهلبیت اغازشد كه باشهادت تمامی انان جز۵ نفرذكور و اعضا حرم امام حسین (ع)پایان میپذیرد. ۵-با آمدن قبیله بنی اسد به یاری امام سجاد (ع)شهدا رابخاك سپرده وهمگی به اسارت بسوی شام روانه میشوند . اسامی شهدای حماسه عاشورا
امام حسین (ع) در نوحه های لری زوو حال حُسی سرم کرده هوای خیزرونی که بوئه هوم سفر وا کاروونی سرم سی نی سواری بیقراره بو وه کوفی که زیتر نی بیاره خدایا راس خینی لوءٍ عطشو زوونم ها تلاوت میکه قُرآو اگر بِیه جدا راسم ده پیکر بُلِنگه بخت مه تی حی داور بیا زینب خُوئر غمگسارم یتیمونم وه دسه ت می سپارم اَمونِم بُرّنَه ناله یتیمو می تُکه خی ده زیر پا اسیرو نزه ای ساروو ده راه کینه وه دس رُقیه ، گُرده سکینه اگر نقش زمینه پیکر مه وری نی سربُلِن مَنَه سرِ مه
اعتلای دین (سروده :عنایت صادقی نژاد) سر کیه وه ری نی ؟ برار بی کسم وِی! ده داغ بی براری کارم بیه وه زاری بی روز و بی شوگارم بی کس کُشِس برارم برار مظلومم وِی! ده داغت خاکم واسر بی هوم دم و بی یاور چشِم پر آو خینه سی نالیا سکینه کو تازه دامادم وِی! سی اعتلای دینم واناخوشی عجینم برار غرق خینم عباس بی دسمم وی خدا بَرَس وه دادم آماده ی جهادم عُلی اوفتا وه یادم شهید شیرخوارم وی !
دُر دریای کِرَم (سروده :غلام رضا ترکاشوند) دُر دریای کِرَم سر سردار حِرَم اصل تقوی و وفا ای هَمَه نور خدا! ای علمدار وِری ! ای علمدار وِری ! ای علمدار وِری بَکو وه پا تو عِلَم کُفرِ دِ ریشه بَکو وا دو تا دسِت قَلِم بَچونِم تشنه لوئن تشنه ی آو فِرآت وِری ای ماه بنی هاشمی بکو جهاد صف شکن حضرت عباس علمدار وِری صفدر و صف شکن و قاتل کفّار وری تو یل معرکه ی جنگ ، اسدالله صفتی عرصَه تنگ وه خیامِت وِری بَکو همتی تو کُر حیدری و سروِ بُلِن قامت مه وری بُردِنه قِرارِم ، شیر بی طاقت مه
کُر پیغمبر حُسی کُر پیغمبر حُسی لاله ی پرپر حُسی آسمون دل زینب سی تو اُور غم گِرِت لشگر دشمه ده کین ریزِس و سرِ پیکَرِت کافرو قَط کِردِنه دو دس میر لشگرت تیر سه شعبه زنه و شیرخواره اصغرت مردم کوفه دونسِن تو کُر پیغمبری دونِسِن بخشنده ی اهل گُنا ده محشری یا حسین تشنه لو قربان جسم بی سرت وه فدای هر دو دس علمدار لشگرت کل هسی نُقطَه یه ده پرگار اکبرت شمعی سی که عباست جی پروانه دور و ورت کوفی بیعت اِشکِه نَمَن وه سر عهد و وفا اِشکنانه بیعت او مظهر صلح و صفا اسوه ی شور و شهادت زاده ی خیرُالنساء سِبط پیغمبر ، ولی الله، کُرّ شیر خدا حیفه جای بوسه ی پیغمبر شمشیر دین وِنونی که معلومه هم کُر و هم نوه کِیَن ده خدا بی خَوَریا سر افتوئنه دین چَش کُل زنجیرزِن و نوحه خون و نوحه سرا ای همه مشتاق جُو سُختَه دَر ای سرسرا دُختِسه و کِرَم صِحو ای دولت سِرا ده حضورش روز محشر ، ری سفید و خو دِرا
شهید کربلا حُسِی سرت سِلامت ! شهید کربلائی فرمانده ی دلیر گردان نینوائی به به و اِی نظام و گردان سخت کوشِت وه اکبر عزیز و اصغر خموشت و نالِ نالِ اسب شیر عَلَم وه دوشت وه جعفر و وه حُرّ لباس رزم پوشت ای پاره پاره پیکر تو صاحو عزائی قسم وه خینِ پاک و وه نظم کاروونت وه زینب اسیر و بچون ِ جِوونت سروشِ عاشقونَ ، اقامه و اذونت و درد داغدارو تو مرهم و شفائی قالو بَلی ی انسان ده شامگاه آخر نماز عشق برپا ملائکه مُکّبِر سرمَسّ عشق جمعی ، حرم نشین ناظر عاشق عطش سوار و آو فرآت حاضر منظومه عظیم خلایق خدائی
شِیرونِ شهید کربلا شِیرونِ شهید کربلا غرقه وه خینن ای جمع شهیدو همه شو یاور دینن ای گُل کَفَنیا شیر شهید نینوائَن مبهوت خدا ، یاور دین ، فخر زمینن دِ گنج شهادت رَتَه هفتاد و دو بی باک حُفتینه برارونِ یلِم دِ دلِ سی خاک دِ مرحله ی عشق گذر کِردِنه یارو واشور حسینی ، دل پاک و تن صد چاک هم دفتر حق وا خین یارو بیه امضاء هم کَنِنَه یارون خدا دا دِ ای دنیا هم اهل صفا خیمه زنه دِ گذر عشق هم بیرق پر خین شجاعت بیه برپا هم یاد پیامبر و اُحُد کِردنه یارو هم گل چیه گلچین ستم دِ گل عُذارو نونم کی بیه که تیر زیه وِ حلق اصغر نونِم که سی چی خیمه ی یارو بیه ویرو تا نش سیاهی و ستم مَنَه رنگ هم هی تا دشمن مصطفی مَنَه جنگ هم هی تاکفر و ستم هی دِ جِهو مرد جهادیم تا شیشه ی عمر کافرو مَنَه سنگ هم هی موضوعات مرتبط: 10- شعرهای لری، 13- نوحه و عزاداری لری [ لُرِسّو ] گُلسّونه
چهل نوحه لری سی دانلود باتشکر از سایت شهر مجازی لرستانی ها
موضوعات مرتبط: 13- نوحه و عزاداری لری [ لُرِسّو ] گُلسّونه
نگاهی به متن نوحه های لری قسمت دوم - حضرت ابوالفضل حضرت ابوالفضل العباس حضرت عباس بن علی( العباس بن علي بن ابي طالب) پدرشان علی بن ابیطالب و مادرشان امالبنین است. در چهارم شعبانسال ۲۶ ه.ق متولد شدند و ایشان را به سبب زیبایی چهرهاش،قمر بنی هاشم لقب داده بودند. کنیه اش ابوالفضل و در جنگهای صفین و نهروان در کنار پدرشان حضرت علی جنگیدهاست. حضرت ابوالفضل سه برادر به نامهای جعفر، عبدالله و عثمان داشتند که تمامی آنان نیز در روز عاشورا سال ۶۱ ه.ق در کربلا به شهادت رسیدند . ابوالفضل العباس با لبابه دختر عبیداللّه بن عباس ازدواج کرد و دارای دو فرزند به نامهای عبیداللّه و محمد شد. محمد نیز در سن پانزده سالگی در روز عاشورا در کربلا به شهادت رسید و عبیداللّه قاضی مکه و مدینه بود. در روز عاشورا حضرت ابوالفضل ۳۴سال سن داشتند .چون تشنگی بر (امام حسین(عو یارانِ او سخت گشت، کودکان به حسین بن علی شِکوِه آوردند و از فرط عطش مینالیدند امام حسین ، برادرش عباس را صدا کرد و فرمود تا با چندنفر به فرآتبروند و برای تشنگان آب بیاورند. حضرت عباس با ده سوار همراه شد و مشک ها را برداشت و چون به مدخل آب فرآت رسید، یارانِ ابن زیاد بر کنار فرات نشسته بودند و شریعه را بسته بودند. چون ابوالفضل العباس را دیدند، بر او حمله کردند. حضرت عباس پس از آن رجزی خواند و بر آنها حمله کرد و به آب رسید و مشک را پر از اب کرد ولی خود ننوشید آنگاه که از شریعه فرآت بیرون آمد و مشک بر دوش داشت و سپاهیان عمرسعد از هر طرف او را تیرباران کردند و در همین حال کسی بر او حمله کرد و دست راست آن حضرت را برید و ایشان مشک را با دست چپ گرفتند در این حال شخص دیگری حمله کرد و دست چپ سقای کربلا را برید و حضرت ابوالفضل بر زمین افتاد و مشک را بر دهان گرفتند. در این حال عمرسعد ندا داد که مشک را تیرباران کنند در این زمان بود که عمودی آهنین بر فرق سر حضرت ابوالفضل فرود آوردند. وقتی که امام حسین بر بالین خون آلود حضرت عباس حاضر شد ندفرموند اکنون کمر من شکست. آرامگاه حضرت ابوالفضل در نزدیکی حرم امام حسین در کربلا قرار دارد . بین آرامگاه حضرت عباس و امام حسین به بین الحرمین مشهور است .
حضرت ابوالفضل در نوحه های لری در نوحه های لری ، حضرت ابوالفضل بزرگ شده مکتب سُرِ (سرخ) شهادت است که با در رگ داشتن خونی از عشق برادر و مولایش حسین بن علی و سرمشقی از راه و رسم سربداری ، ظالم کشی را آیین خود می داند: مه ابوالفضلم و ظالم کشی آیین منه عشق سالار شهیدو ده رگ و خین منه مکتب سُر شهادت مکتب عشق منه راه و رسم سر وه داری درس و سرمشق منه حضرت ابوالفضل چراغ ایل و یادگار شمشیر حیدر است که با قد علم کردنش بار غم را از سینه ایل می راند: چراخ ایل و آبادی منی تو هناسی روژَلِ شادی منی تو یادگار شمشیر حیدر تونی خین ِ سُرِ فاتح خیبر تونی قد علم کو تا ده دل ماتم روئه تا ده سینه ایل بار غم روئه برخی از صفات و القاب حضرت ابوالفضل العباس که در نوحه های لری آمده عبارتند از : علمدار حُسی (حسین) ،شیر سُرِ (سرخ )کربلا ،عباس دلاور ،کر رشید حیدر ، کُر علی مرتضی ، یل صف شکن روزگار ،یوسف ام البنین ،کر رشید سردار خیبر ، زاده ام البنین ، سقا و میر لشگر ،میر علمدار ، سفای تشنه لو (لب) ، سقای مظلومو (مظلومان) ،نور چش (چشم) پیامبر ، وارث شمشیر ذوالفقار ، بازوی پر قدرت شیر خدا ، سقا و فرمانده و پیشتاز فوج لشگر و... عباس (ع) (سروده : جعفر شيرزاد) كويري پر غم و صحراي تشنه امو ده سوزش لوياي تشنه كنار نهري ده آو گوارا كي دييه تا ايسه سقاي تشنه؟ پشتم ده داغ جوسوزت اشكسه گرد غم وه رخ طفلو نشسه خيمه يا بي ده پناهت ابوالفضل علقمه بي قتلگاهت ابوالفضل عباس قمر بني هاشم (سروده علي رضا صيادبيرانوند) رقيه تشنه ي ديدار تونه نه تشنه آو ها هنا ميكه وري جون علي وش بي جواو بال چش وردار بئين دلش بيه سي تو كواو شير جنگي وقت ميدون تون نه وقت خواو نمنه وه اهل خيمه آز و نه تاو و قرار تشنه ئي و بچون آل علي شيونه شار رقيه هني منه دل و طماء چش انتظار پيچسه ده خيمه يا ده داغ تو برار برار نور چشيامي اميدمي برار ايمونمي قوت قلب و دس راس و ستين جونمي عشقمي برارمي سردار اي ميدونمي هوم دل و هوم رازمي هوم راهمي توونمي ابوالفضل (ع) (سراینده :شوريده لرستاني به زبان لکی) برار شيرم ابلفرض دلاور علمدار رشيد صخره پيكر تو چو پشت دويمو بي پيايي ابلفرضي ! مريتي مرتضايي چراخ ايل و آبادي مني تو هناسي روژل شادي مني تو برا دشمن رمن هي كه ! ركاو ده! همالل هاتنه ايلو چپاو كه برا ا نوم ايلم كا دياري وه پيخمبر قسم تو ذوالفقاري يكه كل ا خيال مه بري تو نفس ا گيو همال مه بري تو برا زورو گره گرد آسمونم براله گرمي بن بن سخونم براله ! روژ تنگ تو جا هنامي نوم نوير خدا هر تو برامي برا شمشر روژ تنگ مني تو شپر توزون روژ جنگ مني تو رسم سروداري مه ابوالفضلم و ظالم كشي آيين منه عشق سالار شهيدو ده رگ و خين منه مه كر حيدر كرارم كه شو وا دل و جو وه گرده آذوقه موئرد در حونه يتيمو خود دوني امالبنين دالكه سرافراز منه عفت دامون زهرا قبله راز منه مكتب سر شهادت مكتب عشق منه راه و رسم سروداري درس و سرمشق منه مه كر رشيد سردار دلير خيبرم زاده ام البنين نور چش پيغمبرم بوسه گاه مصطفي بي اوسه هر دو دس مه كه چني غلطو ده خينه پيكر بي كس مه وارث شمشير ذوالفقار دس حيدرم مه علمدار حسي سقا و مير لشگرم ساقي دشت كربلا (سروده :محمد كرم زاده) ساقي دشت كربلا اباالفضل كر علي مرتضي اباالفضل وري ده جا ياري بكو براره دلداري بي خوئر بي قراراه وه دس بئير قبضه ي ذوالفقاره برار خو و با وفا اباالفضل همه شو تشنه لوئن اهل حرم مثل علي مظهر جود و كرم نيل و زمي بمونه مشك و علم فرمانده ي كل سپاه اباالفضل تو تشنه و علقمه پر ده آو وا ذوالفقار دشمن بو ده عذآو حونه ستمگر بكو تو خرآو ساقي دشت كربلا اباالفضل وري وري زينبت دل غمينه حالا رييه داغ تونه بئينه دالكه چش و رته ده مدينه كر رشيد مرتضي اباالفضل تو يل صف شكن روزگاري مير سپاه حريم براري تو كر حيدر دل دل سواري كشته وه دس اشقيا اباالفضل
تك سوار يه تك سواري ها ميا دلاوري چي حيدره يه يادگار مرتضي يه عباس دلاوره يه بازوي پرقدرت شير خدا مير امم يه سقا و فرمانده و پيشتاز فوج لشگره او تا مقابل سپاه كوفيو مي زه صدا كه اي گروه حيله گر اي دشمنون مصطفي والله اگر دس و سرم ده بدن بكيد جدا نمي كشم دس ده حسي يه هه كلوم اخره او پس و ه لشگر حمله ي جونونه ي مردونه كرد او حیدرآسا حمله ای ده رزمگه فرزونه کرد ده میمنه تا میسره قلب جناح ویرونه کرد یه شیر سر کربلا یه عباس دلاوره یه دخترون تشنه لو ده انتظار و اضطرو که تا بیا سقای مظلومو بیاره مشک آو هه چش وه ره و اشک و آه چی باقری قلب کواو که ناگهو خور اوما حسینت بی برادره
سقای تشنه لو (سراینده :رمضان پرورده) سقای تشنه لو میر علمدار ای کر رشید حیدر کرار همه ده خیمه یا سیت بیقرارن وا لو تشنه شو چش انتظارن پیام زینب و اشک یتیمو روونه کرد ابوالفضل و میدو که ده آو فرات پر بکه مشکش دشمن بی حیا قط کرده دسش بی آو ورگشته و سینه هزار چاک کسی نی خاک ده ریش بکنه پاک چنی گت وا دل اشکسه سقاء خدایا ری سیا کو قوم اعداء مه که دس نارم و مشکم پتینه وه چه ریئی روئم وه تی سکینه موضوعات مرتبط: 10- شعرهای لری، 13- نوحه و عزاداری لری [ لُرِسّو ] گُلسّونه
نگاهی به متن نوحه های لری قسمت اول - حضرت زینب(س)
زینب در لغت عربی، درخت بارآور، پرطراوت و پرمنفعت می باشد. همچنین از ترکیب دو واژه “زین” و “اب” یعنی زینت پدر گرفته شده است . نام : زینب (س)
نام پدر : حضرت امیرالمومنین علی بن ابیطالب (ع)
نام مادر : حضرت فاطمه زهرا (س)
ناریخ ولادت : روز پنجم جمادی الاولی سال پنجم یا ششم هجری قمری
محل تولد : مدینه
کنیه : ام الحسن و ام الکلثوم
همسر : عبدالله فرزند جعفر بن ابیطالب
تعداد فرزندان : 3 پسر ( علی ، عون ، جعفر )
و1 دختر ( ام الکلثوم )
وفات : شب یکشنبه 15 رجب سال 63 هجری قمری
محل دفن : شام(سوریه)
زمانی که حضرت زینب(س) متولد شدند، حضرت فاطمه(س) از حضرت علی(ع) تقاضا کردند که نامی را برای وی انتخاب نمایند. حضرت در پاسخ فرمودند: من بر پیغمبر سبقت نمی گیرم.زیرا در آن هنگام پیامبر(ص) در مسافرت بودند و به علت عدم حضورشان در مدینه، حضرت علی(ع) منتظر تشریف فرمایی رسول خدا(ص) شدند تا بیایند و مانندامام حسن و امام حسین علیهما السلام نامی برای طفل تازه به دنیا آمده بگذارند. باگذشت سه روز رسول خدا مراجعت نمود و همانگونه که رسم و سیره رسول اکرم بود، نخست، به منزل حضرت زهرا وارد گشتند. پیغمبر(ص) منتظر نزول وحی بودند که جبرئیل نازل شد و به رسول خدا(ص) سلام کرد و فرمود: نام این مولود را زینب بگذار و این نامی است که خدای تبارک و تعالی اختیار فرموده. آنگاه پیامبر را از مصائبی که بر حضرت زینب(س) وارد می آید، آگاه نمود.رسول اکرم قنداقه آن مولود گرامی را طلبید و به سینه چسبانید، ببوسید و نامش را زینب نهاد و فرمود: به حاضرین و غایبین امت، وصیت می نمایم که حرمت این دختر را پاس بدارند. همانا که او به خدیجه کبری شبیه است. هنگامی که پیامبر(ص) از دنیا رفتند، حضرت زینب(س) که سن شریفشان بین ۴ تا ۵ سال بود، همراه مادرشان به مسجد آمدند و خطبه با فصاحت وبلاغت فاطمه زهرا(س) را در آن کوچکی سن در حافظه شان ضبط و ثبت نمودند. همچنین “حدیث معروف “ام ایمن” که طی آن پیامبراسلام(ص)، شهادت امام حسین(ع) را پیشگویی کرده بودند از حضرت زینب(س) نقل شده است. زینب در نوحه های لری از حضرت زینب در نوحه های لری با نامهایی چون : دختر حیدر کرار ، دختر شیرخدا ، زاده ی زهرای اطهر ، دختر سلطان دین ، خُوئر(خواهر) غمگسار و بالاخره پیامدار حسین یاد شده است که در عین سُخته (سوخته) دلی چون چراغ قافله اسیران ضمن آنکه گریوه (گریه ) کننده و نیز پناهگاه یتیمون حُسی (حسین) است ، کلُوم (کلام) پر سوزش شکننده فرق ستمگران و همچنن روانه کننده جنگنجویان به جبهه نبرد است : پیام زینب و اشک یتیمو روانه کرد ابوالفضلُ وه میدو و گریوه کننده وه حال یتیمون بی پناه زینب چراغ قافله سُخته ده داغ قافله و برار برار زینبِ نالو میکه گریوه وه حال یتیمو میکه یَه زینبَ یاد شهیدو میکه ناله سر نعش جِوونو میکه نوازش جمع پریشو میکه آه دلش چرخِنِه ویرو میکه آسمون بی آساره (سروده : خاطره جلدانی) آسمون بی آساره زینب بی حونمو ائی فلک وا تیغ خنجر می زنه وه جونمو کربلا تش وه دله سی حلق علی اصغرش می زنه وا سر و سینه کو گُلیاکه پرپرش؟ شیعیو امشو گلاره آسمو بی دلگرو ظلمه کهه بِفتَه علی اصغر وه دس کافِرو تا قیامت چش شیعه پر ده بارون خدا تش بی دی زنسه ده مین دل شاه و گدا زینب دل سُخته زینب سُخته دِلم ری و وطن آوردِمه مه خَوَر ده مرگ هفتاد و دو تن آوردمه نه ابوالفضلی مِه دارِم دُرّ دریای کرم که بیاره مشکِ آوی سی یتیمونه حرم وه سر دس برارم آخرین یار حُسی ده عطش سیرآو بیه اصغر شیرخوار حُسی اشکِنانه فرق اکبر نوگل پرپرمِه حُفتیه ده کربلا او شبه پیغمبر مِه راس خینی شاه دینم رَتَه نوکِ خیزرو ها تلاوت میکه قُراو قرص آسِمو دختر زهرای اطهر غمگسار کربلا مه پیامدار حسینم زینب صاحب عزا راس شاه ده تن جدا بی وه دس شمر لعین سیلی زَنه وه سکینه دختر سلطان دین بیا زینب (سروده سید مصطفی موسوی) بیا زینب که یه امشو تونی مهمومه حُسی خُوئَرم جون تونو جونه یتیمونه حُسِی سیل کو وه شبه پیمبر علی اکبر جِوو جونشِ وَنَه ده میدو وا نِها ج.نه حُسی سیل بَکو اصغر شیش ماهه وا تیر حرمله داره پر پر می زنه ده مینه دامونه حُسی سیل کو عبای علمدار و سپهدار سپاه هم جلوداره و هم سقای بچونه حُسی سیل بکو جعفر و عون و قاسم تازه دوما سیل بکو وه ای وفادری یارونه حُسی
کوفیان ننگتو با (سروده علی رضا قهرمانی) اهل کوفه ننگتو با نوم ننگ هیشتید وه جا چی کر دید ای قوم ظالم وا حُسی ده کربلا؟ رحم نکردید وه یتیمو تش زیتو ده خیمه یا کُشتی تو سبط پیامبر خامس آل عبا داغ نیات وه دل زهرا ده زمین کربلا لعن عالم وه شما با کوفیون بی حیا اشکناتو فرق ناز اکبر رعنای مِه شبه پیامبر کجا رَت نوگل زهرای مَه؟ ساقی دشت بلا سرلشگر و سردار دین بی دس و تشنه لوئه او یوسف ام البنین آخرین سروازِ لشگر اصغر شیری زوو حرمله وا تیر کینه حلقش کرده نِشو زاده ی زهرای اطهر زینب کبری منم وا کلوم پر ده سوزم تش ده عالم می زنم پاپتی وا کاروون کربلا دارم میام میشکنم فرق ستمگر وا دم تیغ کلوم
دختر حیدر (سروده : قهرمانی - خالقی) نُویتو بی کس و بی یارِم مِه دختر حیدر کرارّم مِه ها میایه قاصدی ده قافله غم ری چَشیاش گرته اُری ده ماتم خَوَری ده نیزه و ده کینه داره ده لویا بار گرته سکینه داره آسمو کِل میزنه کِل وا گریوه لاله یا لُو تشنَنه کی بَفِریوه؟ ره دراز و پر ده خاره ، پا پتینِم سارِوو امونِی به حُسینِ بِینِم آسمو سی کربلا خَرَه وه سر زیه تش ده گوش تشنیا سازِ چَمَر زیه شیر زرد کربلا غلطو ده خینه دسیاش مَنَه وه جا مَشکِش پَتینه موضوعات مرتبط: 10- شعرهای لری، 13- نوحه و عزاداری لری [ لُرِسّو ] گُلسّونه
لالائی مرگ شاعر : ایرج رحمانپور
آسمو اُوری گِرِت اُور سیایی (آسمان ابری گرفت ابر سیاهی) بالِنه داره میایه کی ده جایی (پرنده ها دارند میایند هر کدام از جایی) بَنِ بالا بَنِ هار کُلِ کُویا (از بالا و از پایین و تمام کوه ها) دنگِ بونگِ رَوَنِ زخمی وِریسا (صدای فریاد رهروان زخمی می آید) لایه لایه روله لایه ( لالایی لالا کودکم لالا) رَوَنِ مونگ گیرِسَه شوگار سیایه (راه ماه بسته و شب چه سیاهه) بیه وه میدون مشقی حُونومونم (شده مثل میدان جنگی خونه مونم) هی یَکی رَت وا وِلاتی دودِمونم (یکی یکی رفتند به سوئی دودمونم) راه دیر پایا پَتی و نِصمه شوگار (راه دور و پای برهنه و نیمه شب) بیمه وا کُورپه کم دِوُ جو گرفتار (با جگرگوشه ام دلواپسم و گرفتار) لایه لایه روله لایه روله لایه (لالایی لالا کودکم لالا) رَه کَمو دیر و دراز شوگار سیایه (راهمون دور و دراز و شب سیاهه) شَل و شَکَت عازیتی غم ده بارِم ( خسته و زار و عزادار و غمی دارم) کُوهساری سر بَه چَمو بَگوارِم (ای کوهسار سر فرو آر تا بگذرم) ای خاکی نه مَنه تئاو نه مَنه طاقت (ای خاک نه تاب ماندن و نه طاقت رفتن ندارم) لش کُورپه کَم بِسّو تو وه امانت (تن جگرگوشه ام را بستان تو به امانت) ای برفی دخیلِه تِم زیتِر بَه تِئویا (ای برف دخیلتم تا زودتر ذوب شوی) کُورپه کَم سردِش موئه وه تَکِ تَنیا (جگرگوشه ام سردش میشه در تنهایی) روله سیقه تِوُ خالیا گوشه لوئت بام ( فرزندم فدای تبخال های گوشه لبت بشم) وه سیقه او پرخاشیا وَرِ خآوِت بام (الهی فدای اون پرخاشگری های موقع خوابت بشم) چی کِنِم چی نَه کِنِم جام تَنگِلآتَه (چه بخوام چه نخوام در تنگنایم) دوسه کَم دُو کِئُونِ شوگار اَنگِلآته (دوستم از هنگامه شب در انتظار یاریست) رِیت بوئیت بَلکَم که مونگ سر وِش دِرارَه (بروید بگوید شاید ماه سر در بیاره) رُوشنائی بیه وه رش تا بَگوارَه (روشنایی به راهش بده تا اون بگذره)
موضوعات مرتبط: 10- شعرهای لری، 25- ایرج رحمانپور، 13- نوحه و عزاداری لری [ لُرِسّو ] گُلسّونه
خدا شُكرِت سي رَمَضونِت بَنه چن روزه ، بي يه می مونِت در روزهاي ماه مبارك رمضان در لرستان هنگام افطار علاوه بر دعاهاي معمول روزانه بعضا شعري نيز متضمن سپاس از پروردگار و درخواست روزي حلال خوانده مي شود: خدا شُكرِت سي رَمَضونِت بَنه چن روزه ، بي يه مهمونِت كرمي بكو ، تو وه حاله مو گوشِ بي و دنگ نِك و ناله مو قربون تو بام ، تو چاره سازي تو بَنَه ي خوتِ نَزني بازي رزق و روزي حلال بَرسو سال وا سر بوريم وه سهل و آسو در بسياري از نقاط لرستان همزمان با فرارسيدن شب بيست ويكم (شهادت حضرت علي (ع)) اقدام به پختن حلوايي نذري بنام «حلواي بيس ويه كم » مي نمايند و بر اين باورند كه باز نمودن افطار با آن ثواب بسياري دارد . بخشي از حلواي بيس و يه كم را نيز به نشانه تبرك تا زمان فرا رسيدن روز عيد فطر و خوردن مجدد از آن در جاي خنك نگه داري مي نمايند : خوش وه حال كلي كم سي حلوا بيس يه كم حلوا شيرين وه داره كي وانو دسه كاره هفته هني كه عيده ماركه با اي عيده عيد رمضو سيل كو حلوا بيس يه كم ميل كو بوحور چني توم داره مينه حلوايا نوم داره موضوعات مرتبط: 2- آداب و رسوم و فال لری، 13- نوحه و عزاداری لری [ لُرِسّو ] گُلسّونه
[ لُرِسّو ] گُلسّونه
رسم و آداب عزاداری در لرستان مردم لرستان با نزدیک شدن ایام محرم، با پوشیدن لباس و یا بازوبندهای مشکی، سیاه بندی تکیه گاه ها، مساجد و حسینیه ها، و نصب پرچم های این ایام و ... جهت عزاداری و سوگواری سالار شهیدان و یاران گرامیشان آماده میشوند. از جمله مراسم مردم لرستان در این ایام، حضور در مراکز عزاداری و تشکیل مجالس نوحه سرایی و سینه زنی می باشد. سينه زنها كه عزاداران اصلي هستند دسته دسته گرد مي آيند. شبها در جلو دسته هاي سينه زني، چلچراغ حركت ميكند كه در حدود سي تا چهل چراغ توري را به طرز جالب، ديدني و با مهارت خاصي بر پايه صليب شکل چوبي سوار ميكنند و بوسيله يك نفر زورمند و كارآزموده كه نذر دارد حمل مي شود. یکی دیگر از اعمالی که مردم لرستان در ایام محرم انجام می دهند این است که در روز هفتم محرم همگي به حمام رفته و پس از اصلاح سرو صورت و نظافت كامل، لباسهاي تميز مي پوشند. و این روز را "تراش عباس" مي نامند. از این روز به بعد، عده اي جهت افروختن آتش در صبح عاشورا به جمع كردن و گردآوري هيزم مي پردازند. تا اگر در روز عاشورا برف و باران ببارد و هوا سرد باشد عزاداراني كه درگِل می افتند (مراسم گِل افتادن) از سرما حفظ گردند. بهمين خاطر عده اي در محل، دور گشته و با خواندن جملاتي از خانه ها تقاضاي هيزم ميكنند. مردم نيز با كمال ميل به آنان هيزم مي دهند. همچنین براي روز عاشورا خاك نرم و مخصوصي بنام گِل باغچاله (گِل رُس) آماده مي كنند و در ميدانهاي شهر قرار می دهند.گِل بعنوان نماد عزاداری و ماتم ، یکی از عناصری است که در مراسم های سوگواری اکثر مناطق لرستان حضور دارد. آداب عزاداري در خرم آباد چند روز پيش از عاشورا يعني در همان روزهاي اول ماه محرم اهالي خرم آباد و ساير مناطق لرستان، خودشان را براي عزاداري شهداي كربلا آماده مي كنند. اغلب مردم پيراهن سياه مي پوشند و يا بازوبندهاي سياه را با نوشته هاي يا حسين، يا حسين مظلوم، و . . . به بازو مي بندند. براي بجا آوردن نذرهاي خويش كه غالبا خوراكي هستند برنج، روغن، آرد، شكر، گلاب و زعفران و ساير مواد لازم را از اين قبيل تهيه مي بينند. هر محله اي از جمله درب دلاكان و پشت بازار علم هاي خود را سر گذارها و خيابانهاي اصلي برپا مي كنند. صداي ساز و دهل كه آهنگ غم انگيز چمريونه مينوازد در محله و كوچه هاي اطراف بگوش مي رسد. سينه زنها كه عزاداران اصلي هستند دسته دسته گرد مي آيند. شعرها و ابيات روزهاي نخست عزاداري بيشتر از اين قبيل است: هر كه دارد عشق شاه كربلا عريان شود گر تكبر مي كند از اين عزا بيرون شود يا: محرم آمد و عيشم عزا شد حسينم وارد كرب و بلا شد ماه محرم چو پديدار شد خون بدل احمد مختار شد وقتي دسته هاي سينه زن جمع شدند، بسوي حسينيه ها و مساجد شهر حركت مي كنند. وقتی سينه زنها كاملا در محل مورد نظر استقرار يافتند، قبل از هر كاري نوحه خوان مرثيه جانسوزي ميخواند و سينه زني شروع مي شود. روش سينه زني در خرم آباد به اينصورت است، اول نشسته و با يك دست سينه مي زنند بعد وقتي نوحه خوان فرياد مي زند اي واي شهيدا به دشت كربلا، همگي سرپا مي ايستند و ضمن جواب دادن به نوحه خوان در مقابل هم با دو دست بشدت به سينه ميزنند و بعد از مسجد يا حسينيه به عزاخانه ديگري ميروند. روز هفتم را اهالي تراش عباس مي دانند در اين روز همگي به حمام مي روند و پس از اصلاح سرو صورت و نظافت كامل، لباسهاي تميز مي پوشند. از روز هفتم به بعد عده اي براي افروختن آتش در صبح عاشورا به جمع كردن و گردآوري هيزم مي پردازند. زيرا اگر در روز عاشورا برف و باران ببارد و يخبندان هم باشد عزاداراني كه نذر دارند حتما بايد در گل بيفتند، بهمين خاطر عده اي دور خانه ها ميگردند و با خواندن جملاتي تقاضاي هيزم ميكنند. مردم نيز با كمال ميل به آنان هيزم ميدهند. چويي هيمه درنن داس نذر حسين و عباس براي روز عاشورا خاك نرم و مخصوصي بنام گل باغچاله (گل رس) آماده مي كنند و در ميدانهاي بزرگ و كوچك شهر مي ريزند. شبها در جلو دسته هاي سينه زني چل چراغ حركت ميكند كه در حدود سي تا چهل چراغ توري را به طرز جالب، ديدني و با مهارت خاصي بر پايه اي صليب مانند و چوبي سوار ميكنند و بوسيله يك نفر زورمند و كارآزموده كه همه ساله نذر دارد حمل ميشود. شب عاشورا دسته هاي سينه زني اغلب از اين قبيل اشعار را كه مناسبت هم دارند ميخوانند: شب عاشوراست يا عيد قربان است كرب وبلا يكسر از خون گلستان است امشبي را شه دين در حرمش مهمان است مكن اي صبح طلوع عصر فردا بدنش زير سم اسبان است مكن اي صبح طلوع صبح عاشورا و مراسم گل افتادن صبح خيلي زود، قبل از طلوع آفتاب صداي آشنا و دلگيرانه ساز و دهل كه نواي چمريونه مينوازد، همه را سراسيمه بسوي ميدان شهر و خره (گل) عاشورا ميخواند. دسته دسته افراد سينه زني كه از سر تا بپا در گل غلط خورده اند در ميدان مي چرخند و يا در اطراف آتشهاي جاي جاي ميدان محله بر سر ميزنند و هي روو هي روو ميكنند.در ميانه ميدان دسته اي بدنبال ذوالجناح هستند و فرياد ميزنند: اي ذوالجناح با وفا پس كو حسين من (دسته اول) اي مركب شير خدا پس كو حسين من (دسته دوم) و يا: اين بدن از كيست كه سر ندارد عزيز زهراست كفن ندارد زاده زهراست عزيز زينب بي كس و ياور صحت ندارد پس از چند ساعت عزاداري بي ريا و بدون تكبر و صادقانه و جانسوز گلي ها و كليه سينه زنان و عزاداران بسوي مركز شهر حركت مي كنند و اين مراسم تا ظهر عاشورا ادامه دارد. پايان عزاداري و مراسم روز عاشورا با ضرب المثل طوق اشگس اعلام ميشود. طوق بر وزن سوق علامت ويژه و عمودي عزاداران ماه محرم در خرم آباد است، محور اصلي چوب نسبتا بلندي است بطول هشت تا ده متر كه از يك متر به بالا از چندين حلقه كه مركز آنها چوب اصلي است تشكيل ميشود. يك پارچه از جنس مخمل دور حلقه ها مي بندند و در بالا و انتهاي آن يك قنديل نقره قرار ميدهند و اطراف آنرا با نوارهاي رنگي ريشه دار و آينه هاي كوچك زينت مي دهند. قديمي ترين اين علم مخصوص روستاي ماسور بوده است كه بوسيله يكي از محترمين و معتمدين محل ساخته و حمل ميشده است. اين علم را از چترهاي متعدد و وسيع مي ساختند كه باكت و گلوني و پارچه هاي رنگارنگ ديگر تزئين ميدادند و روي شالي كه به كمر مي بستند حمل ميشده است، دو نفر نيز از دو طرف با رسن آنرا مهار ميكردند. عزاداران روستاي ماسور پس از وارد شدن بشهر و انجام مراسم و گرداندن طوق در شهر و سينه زني ظهر عاشورا طوق را مي شكستند (قسمتهاي مختلف آنرا از هم جدا ميكردند) و در واقع عزاداري پايان مي پذيرفت. اصطلاح (طوق اشگس) از آن زمان باقي مانده است كه به صورت يك ضرب المثل در بين مردم جا افتاده است و هر وقت جرياني پيچيده و يا جلسه و مجلسي پايان مي پذيرد ميگويند: "طوق اشگس" به اين معني كه موضوع خاتمه يافت. بويژه در ظهر عاشورا كه مراسم سوگواري پايان مي پذيرد و عزاداران متفرق مي شوند اين مثل كاربرد بيشتري دارد. قمه زني و تعزيه خواني قمه زني و تعزيه خواني از روزگاران بسيار دور در خرم آباد و ساير مناطق لرستان مرسوم بوده و در حال حاضر نيز انجام ميگيرد. بويژه تعزيه خواني در شهرستان بروجرد و بخش هاي تابعه آن بنحو شايسته و با شكوهي خاطره جانسوز كربلا را ياد آور ميشود. دختران چهل منبري از اول صبح عاشورا، دختراني سياه پوش و نقابدار با پاي بدون كفش بصورت گروهي، مجالس عزا و حسينيه هاي شهر را ميگردند، و با نيت و خواستهاي مختلف بويژه بخت گشائي در هر جلسه و مراسم عزاداري يك شمع روشن ميكنند تا چهل منبر را سر بزنند و چهل شمع روشن كنند. مراسم شام غريبان حسين از عصر عاشورا به مدت سه شب با انجام مراسم شام غريبان عزاداري مي كنند. هر نفر از عزاداران يك دستار سياه مخصوص بنام كت را به سر و گردن و شانه هاي خود مي پيچاند و در عزا شركت ميكند. پيمايش دسته گهواره اي سياه پوش را بر دوش ميكشند نفر بعدي يك تك روي سر دارد كه مقداري نان و حلوا و شمع روشن را درون آن حمل ميكند، كسي ديگر نيز گاهگاهي مشتي كاه روي سر عزاداران ميپاشد و با ورود آنان به مجالس عزا چراغها را خاموش ميكنند. در طول راه و در مساجد و عزاخانه با كمك نوحه خوان خود اين اشعار را همراه با نواي غم انگيز فلوت ميخوانند: حسين گمشدم اي رودم اي رود نهال خم شدم اي رودم اي رود روم گويم به زينب كنج زندان كه اي زندانيان منزل مبارك شام غريبان حسين امشب است امشب است غلغله در ارض و سماء امشب است امشب است يتيمي درد بي درمان يتيمي يتيمي خواري دوران يتيمي اگردست حسين مي بود به دستم چرا كنج خرابه مي نشستم بدين ترتيب مراسم و آداب عزاداري ماه محرم بپايان ميرسد محرم در بروجرد در دهه اول محرم شهر بروجرد میهمانان زیادی را به خود جلب می کند که مشتاق دیدن مراسم محلی تاسوعا و عاشورا هستند. شهرستان بروجرد بیش از سیصد هیات و دسته سینی زنی، زنجیرزنی و ... دارد که با شروع محرم فعال شده و عمدتا تا پایان صفر به کار خود ادامه می دهند. برپایی سقاخانه، تکیه و روضه از کارهای رایج این ایام است هرچند فعالیت های کوچک و بزرگ فراوانی در این ایام انجام می شود. به هرحال مراسم محرم شامل بخش های مختلفی است: سقاخانه یکی از دیدنی های بروجرد در ماه محرم تشکیل سقاخانه است به این صورت که با آغاز این ماه برخی خانواده ها یک یا چند اتاق بزرگ را سراسر با پارچه مشکی می پوشانند و دیوارها را با تصاویر امامان و آیات قرآن منقش می کنند و منبری چوبی در بالای این اتاقها قرار می دهند که بر روی آن تعداد زیادی چراغ به احترام و یادبود امام حسین (ع) و یارانش روشن می ماند. با غروب آفتاب درب خانه ها را باز می گذارند و معمولا با روشن کردن چراغ و آویختن پرچمی سیاه یا سبز باز بودن سقاخانه را نشان می دهند. مردم نیز در قالب گروههای کوچک و بزرگ و با فرستادن صلوات و یا خواندن اشعاری گروهی در مدح امام حسین (ع) در کوچه پس کوچه های شهر به راه می افتند و با عنوان میهمان از این سقاخانه به آن سقاخانه می روند. زنان نیز همراه با مردان خانواده یا بصورت گروههای زنانه به سقاخانه می روند و این ایام معمولا از امن ترین ایام برای تردد شبانه است چرا که بیشتر مردم تا پاسی از شب در معابر هستند. سقاخانه را قلیچ هم می گویند از آن رو که به هنگام ورود به منزل و برای اطمینان از باز بودن سقاخانه و آمادگی میزبان رسم بوده با صدای بلند بگویند:" قلیچه یا قولوچه" و در صورت شنیدن "قلیچه" به خانه وارد می شدند. "قولوچه" به معنی تمام شدن زمان و به هر روی عدم پذیرش میهمان بوده است. در بدو ورود به اتاقی که سقاخانه را تشکیل می دهد ابتدا به جای سلام رسم است بگویند:"بر قاتلان سید الشهدا لعنت". میزبان و یا دیگر میهمانان حاضر نیز در پاسخ می گویند:"بیش باد!". سپس شعرهایی در مدح شهدای کربلا خوانده می شود و بعضا سینه زنی مختصری نیز انجام می شود و چند دعایی در خصوص شفای بیماران، گشایش کار حاضران و برآوردن حاجات میزبان گفته می شود. صاحب خانه نیز با چای، شیر، میوه، شیرینی و مانند آن از میهمانان پذیرایی می کند. خیلی از مردم نذر می کنند که در صورت برآورده شدن حاجاتشان خدمتی به سقاخانه کنند و معمولا پارچه سیاه، چراغ و یا چای و شربت ... سقاخانه تا حدی از این راه تامین می شود. به هنگام خروج نیز رسم است بگویند: "اجرتان با سید الشهدا !" و بعد به سقاخانه دیگری بروند و این کار معمولا تا نیمه شب ادامه دارد. البته هرچند در سالهای اخیر از تعداد سقاخانه ها کاسته شده و یا مردم بیشتر با ورود به سقاخانه به دیدن دوستان قدیمی و گفتگو با آنان می پردازند اما هنوز هم این رسم از مهمترین رسوم اجتماعی بروجردی هاست. بویژه از گذشته در کنار فال و تماشا بودن و البته ثواب سقاخانه، یکی از بهترین مکان ها برای دیدن دختر ها توسط خانواده ها و امکان خواستگاری و امر خیر همین سقاخانه ها بوده است. چهل منبر در غروب و شامگاه تاسوعا، بسیاری از مردم و بویژه کسانی که در شبهای قبل سقاخانه داشته اند درهای خانه خود را به روی مردم باز می کنند و سینی بزرگی در ورودی خانه یا حیاط می گذارند و در آن به یادبود شهدای کربلا شمع روشن می کنند و با نوشیدنی و دیگر نذورات از میهمانان پذیرایی می کنند. بسیاری از زنان و مردان با تهیه چهل شمع، با پاي برهنه و بدون اين كه با كسي صحبت كنند از این خانه به آن خانه رفته و شمع های خود را در چهل سقاخانه مي گذارند. با این کار ضمن عزاداری، حاجات و خواسته های خود را نیز یادآوری می کنند و از امام حسین و یارانش شفاعت می طلبند. این آئین به چهل منبر مشهور است. سینه زنی و زنجیرزنی هیات های سینه زن و زنجیر زن بروجرد، فعالترین و پرطرفدارترین دسته های عزاداری این شهر و روستاها و مناطق اطراف هستند. معمولا در شبهای اول تا نهم محرم، اعضا و میهمانان این دسته ها، با تاریک شدن هوا در منزل یا تکیه ای جمع شده و پس از سخنرانی یک روحانی و شنیدن مداحی، شروع به به سینه زنی و زنجیر زنی می کنند. با توجه به کوچک بودن فضای اکثر خانه ها، ممکن است دسته های زنجیرزن تنها به سینه زنی بپردازند. با نزدیک شدن به شب تاسوعا، این دسته ها علاوه بر حضور در مجالس، به حرکت در معابر نیز می پردازند که بویژه در روزهای تاسوعا و عاشورا، جمعیت زیادی از اهالی شهر و میهمانان با تجمع در خیابانهای اصلی به استقبال این دسته ها می روند. بطور سنتی، این دسته ها از میدان رازان، خیابان صفا، شریعتی، بحرالعلوم و جعفری عبور می کنند و در در سه راه جعفری و نیز در صحن امامزاده جعفر به نوبت توقفی کوتاه کرده و بصورت نمایشی به سینه زنی و زنجیرزنی در مقابل مردم، روحانیون و مسئولان شهر می پردازند. سینه زنی در بروجرد در قالب دسته های کوچک انجام می گیرد. به این ترتیب که بنابر بزرگی هیات، اعضا به سه، چهار، پنج ... دسته تقسیم می شوند و هر دسته دارای یک رهبر یا سردسته می شود. سردسته مسئول نگه داری گروه و جلوگیری از تفرق آنان است و شعار یا دم گروه به وی محول می شود. برای سهولت یادآوری دم، معمولا از قطعات شعری کوتاه استفاده می شود. کلیه دسته ها در انتهای دم خود، یک بخش مشترک با گروه دیگر دارند مثل "حسین یکه و تنهاست" که با رسیدن به آن دسته بعدی شروع به سینه زنی و خواندن دم خود می کند. معمولا دسته های نخست مربوط به افراد مسن و پیشکسوت است. دسته های میانی را جوانان تشکیل می دهند و آخرین دسته ها نیز نوجوانان هستند. لباس سینه زنهای بروجرد عمدتا یک پیراهن مشکی است جلوی آن مانند دریچه ای است که با دکمه باز و بسته می شود. در مجالس مردانه، دکمه های جلویی را باز می کنند و سینه می زنند. همچنین برخی جوانترها در اوج سینه زنی پیراهن خود را بطور کامل از تن بیرون می آورند. هیات های زنجیرزن بصورت قطاری در دو صف موازی حرکت می کنند و باز هم به ترتیب از افراد سالخورده تا نوجوانان مرتب می شوند. چندین طبل و سنج زن مسئول ریتم بخشیدن و هماهنگ کردن زنجیرزنان هستند. لباس زنجیرزنی یک پیراهن سیاه ضخیم و بلند است که تا سر زانو ادامه می یابد و پشت آن دو دریچه همیشه باز دارد که محل برخورد زنجیر به بدن است. با رسیدن به هیات های دیگر، عزاداران به نشانه احترام زنجیرهای خود را بالا گرفته و تکان می دهند و همزمان یا حسین می گویند. علامت گیری اکثر دسته های سینه زن و زنجیرزن بروجرد دارای دست کم یک علم بزرگ فلزی هستند که در بروجرد به علامت مشهور است. علم ها معمولا در طول سال در حسینه ها و مساجد نگهداری می شوند و در روزهای تاسوعا و عاشورا در شهر گردانده می شوند. با شروع محرم، علم ها در سر کوچه یا کنار محل اجتماع هیات نگه داشته می شوند. در روزهای نهم و دهم محرم، در جلوی هر دسته ابتدا چندین پرچم در رنگهای مختلف با پایه هایی از نی بلند توسط نوجوانان حرکت می کند و بعد از آن یک یا چند علامت بزرگ و کوچک توسط جوانان پر زور و بازو حمل می شود. حمل این علم های بزرگ فلزی بخاطر سنگین بودن و نیز لنگر زدنشان بسیار دشوار است و علامت گیرها پی در پی تعویض می شوند. با رسیدن دو دسته به هم، علم ها روبروی هم قرار می گیرند و به اصطلاح سلام می کنند و ممکن است همزمان شروع به چرخیدن کنند. علامت سازی از حرفه های سنتی بروجرد هست و هنوز هم چند کارگاهی مشغول به آن هستند. خَرّه گیری خَرّه به معناي گِل و یا خاک مرطوب است. برخی عزاداران، سحرگاه عاشورا به حمام های عمومی شهر که در این روز همگی رایگانند می روند و پس از خره گيری با روشن شدن هوا در قالب دسته های عزادار در حالي كه سر و صورت خود را با گل آغشته اند به خيابان ها مي آيند. رسم است که در هنگام سینه زنی در صبح عاشورا این نوحه را بخوانند:عزیزان قتل شاهان است امروزحسین تا چاشت مهمان است امروزگلوی نازک و بی شیر اصغرنشانِ تیر عدوان است امروزبه زینب زندگی دیگر حرام است... امروزه این کار بیشتر توسط قدیمی ترها انجام می گیرد و جوانان ترجیح می دهند طرحی از دست (به یاد ابوالفضل عباس) یا نوشته ای چون یا حسین بر لباس خود نقش کنند و یا قدری از گل را به موهای خود بمالند. شام غریبان با تاریک شدن هوا در غروب عاشورا، گروههایی از زنان و مردان با روشن کردن شمع و با بر سر نهادن طبق هایی حاوی کاه و خرما و شمع و یا عروسکهایی نشانگر کودکان یتیم کربلا، در کوچه پس کوچه های شهر به راه می افتند و با صدایی اندوهناک می خوانند:امشب به صحرا بی کفن جسم شهیدان است شام غریبان است... و یا در همدردی با بازماندگان این واقعه، اینگونه زمزمه می کنند:یتیمی درد بی درمان یتیمییتیمی خواری دوران یتیمیالهی طفل بی بابا نباشداگر باشد در این دوران نباشدیتیمی گردن طفلان کند کجیتیمی درد بی درمان یتیمی... تعزیه دوطفلان مسلم یک نمایشنامه تراژیک (تعزیه) کاملا منحصر به فرد است که در ایام محرم توسط دسته های ویژه ای در بروجرد اجرا می شود. طی شبهای اول تا دهم محرم، این تعزیه هر شب سه چهار بار در خانه های مختلف، سقاخانه ها و تکیه ها اجرا می شود و در روزهای تاسوعا و عاشورا، همزمان با سایر هیات های عزادار، هیات های دوطفلی هم به حرکت در خیابانها و در مقابل مردم می پردازند. تعزیه دوطفلان مسلم، زبانی آهنگین دارد و جملاتی که خوانده می شود عمدتا شعرگونه و دارای وزن هستند و به نوعی نقالی شبیه هستند. شخصیت های اصلی داستان شامل دوطفلان مسلم، دو چوپان نیکوکار، حارث و عبیدالله حاکم کوفه است. لباس دوطفلان مسلم سبز رنگ است و لباس حارث قرمز رنگ. چوپانان نیز شولای نمدین همراه با کلاه نمدی بر سر می کنند. ویرایش بلند تری از این تعزیه نیز وجود دارد که عمدتا همراه با نواختن نی است و از موسیقی محلی تبعیت می کند. آوازهای معروف به دشتی همراه با نغمه نی به زیبایی اجرا می شوند. داستان این تعزیه بنا بر فولکور محلی روایت می شود که قدری با منابع تاریخی متفاوت است. از جمله این که گویا در واقعه اصلی چوپانی در کار نبوده و دوطفلان توسط خدمتکار زن حارث یافته و به خانه حارث برده می شوند و یا این که شروع حرکتشان از زندان است نه از خانه مادری. خلاصه داستان: دو پسر نوجوان مُسلم ابن عقیل از یاران امام حسین (ع) دلتنگ مادر خود از زندان کوفه فرار می کنند و تشنه و نا امید سر به بیابان می گذارند. عبیدالله جایزه ای بزرگ برای دستگیری آنان تعیین می کند. کودکان به دو چوپان پناه می آورند اما حارث سر انجام آنان را یافته و به طمع جایزه بیشتر سر آنان را می برد. صحنه اول:عبیدالله حاکم کوفه که از ماجرا با خبر شده، همه جنگجویان و بزرگان را فرا می خواند و به آنان دستور می دهد که طفلان را بیابند و در عوض جایزه بزرگی دریافت کنند:یکی از غلامان خاص این دربار رود به کوچه و بازارپی گرفتن دو طفل مسلم زارهر آنکه آورد نزد من دو طفل مسلم زار دهمش اسب و زر و خلعت از همه بسیارحارث بن ذی الجوشن از سپاهیان وی، پیشقدم می شود و می گوید:به چشم ای امیر کار من است این خدمت از برای خدمتت می دهم ز دست ملت حارثم من، در جهان من نام دارم خشم اولاد علی ام من ولی تاج دارم همین الان شوم عازم به کوچه و بازارتا بیارم بهر تو، دو طفل مسلم زارامیر نیز با تاکید بر اصل قضیه به حمایت از وی می پردازد و وی را تشویق به نبرد می کند:تو برومن در پی ات از قسطنطنیه سیصد هزار لشکر می فرستم اگر از زور و بازوی عباس علی می ترسیشمر را در کربلاچون برق آذر می فرستم و حارث می گوید:رفتم پی مقصود اگر بخت بود یارداغی بگذارم به دل حیدر کرار صحنه دوم: دو چوپان شروع به چراندن گله گوسفندان خود می کنند و آواز می خوانند:به حکمت ای خداوند جهان داربرم این گوسفندان را به کهسار ...دو کودک با این چوپانان مهربان که از دوستداران امام حسین (ع) هستند برخورد می کنند که به آنان شیر و نان می دهند. بعد از خوردن غذا، چوپانان با کشیدن شولای خود بر سر کودکان، آنان را مخفی می کنند.صحنه سوم: حارث خشمگین سر رسیده و از چوپانان می پرسد آیا کودکان مسلم را دیده اند یا خیر. چوپانان در ابتدا انکار می کنند اما کودکان که ترسیده اند می خوانند:برادر حارث آمد حارث آمدبه قصد کشتن ما حارث آمدحارث مخفی گاه آنان را یافته و می پرسد شما که هستید. کودکان ساده دل نیز می گویند آیا در صورت گفتن حقیقت در امان خواهیم ماند و حارث نیز به آنان قول می دهد که کاری به آنها نداشته باشد. آنها هم می سرایند:دو طفل مسلمیم خوار و صغیری مدر این صحرا به دست تو اسیری محارث که تمام روز در صحرا به دنبال آنان بوده، خشمگین شروع به تازیانه زدن به آنها می کند:زمانی که ضربت زنم بر سرتبسوزد دل مهربان مادرت چوپانان با یادآوری بزرگی امام حسین (ع) و خاندان علی (ع)، از حارث می خواهند که کودکان را بخشیده و رها سازد و آنها هم در عوض تمام گوسفندان خود را به وی دهند. حارث که طمع پاداش بزرگتری از سوی حاکمان را دارد در جواب می گوید:برو ای مرد چوپان این همه چون و چرا یعنی چه دوستی با پسر شیر خدا یعنی چه تلاش چوپانان در مبارزه با وی و یا التماس در بخشیدن کودکان به جایی نمی رسد و حارث آماده کشتن دو کودک می شود. کودکان محزونانه می سرایند:به حارث آن دو طفل زار و نالان چنین گفتند با حال پریشان که ای ظالم بیا ترس از خدا کندمی اندیشه از روز جزا کن مکش ما را که ما طفل صغیر م در این صحرا به دست تو اسیریم بیا و چون غلام حلقه در گوش ببر ما را سر بازار و بفروش اما حارث آرام نمی شود و قصد کشتن آنان را می کند. کودکان نیز آماده شهادت می شوند. برادر بزرگتر گرد برادر کوچکتر می گردد و می خواند:یک دم روان شودورت بگردمتو نوجوانیمرگت نبینماز دوری تودر آه و دردم سپس هر دو مشغول نماز می شوند. با گفتن الله اکبر، حارث به خشم می آید:از این الله اکبر چیست مقصودامیرم حکم مرگ هر دو فرمودو بر سر نماز سر هر دو را می برد. صحنه نهایی: طفلان سربریده بر زمین آرمیده اند و پارچه ای خونین بر روی آنهاست. چوپانان شعرهای محزونی بر جسدهای بی سر طفلان می خوانند. نحوه روایت این داستان بسیار اندوهگین است بویژه صحنه هایی که چوپانان با کودکان مواجه می شوند، تلاش ناکام چوپانان در مبارزه با حارث، نماز خواندن کودکان پیش از مرگ و نیز التماس آنان مبنی بر زنده نگه داشتنشان و ... تماشاگران را به شدت تحت تاثیر قرار می دهد. معمولا بخش آخر نمایش (بریدن سر کودکان) به گونه ای اندوهناک است که کاراکتر های حارث، عبیدالله و ... نیز همگی ناخودآگاه به گریه می افتند. با خاتمه نمایش، مردم با ذکر صلوات و دعا صحنه را ترک می کنند. هنرمندان نیز مورد پذیرایی قرار می گیرند و آماده رفتن به مجلس بعدی می شوند. کتل بندی کتل بندی نوعی نمایش مذهبی در سطح خیابانهای شهر است که طی آن حیوانات گوناگونی چون اسب و شتر را به سبک قدیم آذین بندی می کنند و با تهیه لباسهای رنگی و زیور آلات، شخصیت های خوب و بد واقعه کربلا را بازسازی می کنند. هدف کتل، بازسازی صحنه های گرداندن اسیران کربلا در شام است که عموما با دهل و سرنا و سازهای محلی همراه است. کتل ها عموما همراه با دیگر دسته های عزاداری، در روزهای تاسوعا و عاشورا در خیابانهای شهر گردانده می شوند. آتش زدن خیمه ها عصر عاشورا، با برپایی چندین خیمه در یک فضای باز، چند اسب سوار خیمه ها را به آتش می کشند که نشان از جنایات عصر عاشوراست. مردم نیز با نوحه خوانی و سینه زنی، این صحنه های خاطره آوری کننده را تماشا می کنند. تکیه بندی عبارت است از ترتیب دادن چادر بزرگی در صحن یا حیاط یک خانه یا در پیاده روی خیابان. تکیه محلی برای اجتماع عزاداران است و عمدتا با نقاشی ها و شعرهایی در مدح امامان و نیز با پارچه های سبز و مشکی تزئین می شود. تکیه های قدیمی تر با برپا ردن خیمه های سایبانی بسیار بزرگ و دایره مانند در حیاط مساجد، حسینیه ها و خانه های مهم برپا می شدند. برخی از این چادرها به نحو بسیار زیبایی نقاشی و خطاطی شده بودند. اوج این هنر مربوط به دوره قاجار و اوائل پهلوی است. نذر چراغ یکی از آداب تاسوعا و عاشورا نذر کردن چراغ برای سقاخانه هاست. به این نحو که معمولا از سقاخانه های مشخصی که ویژه این کار است چراغی با اجازه صاحبخانه بر می دارند و نذر می کنند که با برآورده شدن حاجاتشان مثلا ده چراغ جایگزین آن کنند. در برخی مواقع به جای چراغ از کالاهای دیگر بویژه لیوان و استکان که مورد استفاده هیاتها و سقاخانه هاست استفاده می شود. پرده خوانی نوعی حماسه سرایی و نقالی است که طی آن راوی، در یک محل عمومی نظیر صحن یک امامزاده یا گورستان، بساط می گسترد و پرده بزرگی را به درختان یا دیوار می آویزد. این پرده تصویرهای مختلفی از قیام عاشورا و حوادث بعد از آن بویژه قیام مختار و انتقام از قاتلان حسین (ع) دارد. اسامی شخصیت ها در کنار آنان نوشته شده و نقّال از صحنه ای به صحنه دیگر رفته و با آب و تاب و یا با صدایی غمناک قصه ها را روایت می کند و بییندگان متاثر نیز به گریه می افتند. خاتمه کار ذکر دعا و صلوات و جمع کردن پول برای نقال است. روضه یکی از پر مخاطب ترین برنامه های مذهبی بروجرد برپایی روضه است. روضه مجلسی مذهبی است که در خانه ها برگزار می شود و میزبان ضمن پذیرایی از میهمانان ترتیب حضور مبلغان مذهبی و نوحه خوانان را نیز می دهد. با شروع محرم صدها مجلس روضه در بروجرد برپا می شود که عمدتا ده روزه اند. این کار تا پایان صفر ادامه دارد و معمولا زنان مخاطبان اصلی آن هستند. به این ترتیب که عصر ها بصورت گروهی در کوچه پس کوچه های شهر به راه افتاده و از یک مجلس روضه به مجلس دیگر می روند. روضه با سقاخانه کاملا متفاوت است و عمدتا در ساعات عصر و بعضا صبح برپا می شود و لزومی به سیاهپوش کردن خانه ها در آن نیست. عمدتا روضه ها با آویختن پرچم، باز گذاشتن در و پخش نوحه و نوارهای مذهبی و مصیبت، خود را نشان می دهند. زنان و دختران در روضه ها، به ملاقات هم می روند و عموما گپ زدن بی پایانشان موجب دلخوری سخنرانان و مداحان می شود. قلیان از لازمه های بیشتر مجالس زنانه و از جمله روضه هاست و چنانچه روضه ای فاقد قلیان باشد عمدتا مشتریان خود را از دست می دهد. زنان معمولا با دست پر از روضه ها بر می گردند و نقل و شیرینی و حلوا و میوه برای فرزندان یا شوهران خود می آورند. قمه زنی در گذشته در بروجرد رایج بوده و امروزه بصورت محدود و مخفیانه انجام می شود. قمه زنان معمولا در سحرگاه عاشورا در محل امامزاده جعفر بروجرد اجتماع و قمه زنی می کرده اند. اربعین همانند سایر شهرها، همزمان با چهلمین روز واقعه عاشورا مردم بروجرد نیز کسب و کار خود را تعطیل کرده و با پوشیدن لباس سیاه در قالب دسته های سینه زنی و زنجیر زنی به عزاداری می پردازند. موسیقی محرم موسیقی محرم بطور خاص بازتاب موسیقی محلی است. آوازهای معروف به دشتی یا دشتی لری بسیار گسترده اند و عمدتا با نی یا سرنا همراه می شوند که حزن زیادی دارند. در ایام تاسوعا و عاشورا نیز همین سازها به همراه دهل مورد استفاده هیات ها قرار می گیرند و عبور دسته جات عزادار از خیابانها با پخش نوحه ها و آوازهای دشتی و همراهی ساز انجام می گیرد. دیگر آداب مذهبی بروجرد در مناسبتهای مختلف مذهبی، برنامه های گوناگونی توسط بروجردی ها انجام می گیرد. از جمله می توان به جشنهای نیمه شعبان و یا عزاداری شهادت امام علی یا پیامبر اکرم را مثال زد. برخی از برنامه های مذهبی بروجرد از این قرارند:مناقب خوانیگونه ای ستايشگری مذهبی و روايات حماسی و آئينی است که به شکل تلويحی و ضمنی و با آواز انجام می شود. چاوش خوانی نوعی آواز است که با صدا و آواهای خوش شوق زيارت را در دل ها برمی انگيزند. در قديم چاوش خوانان به همراه کاروانان زيارتی، زائران را همراهی می کردند. نقد نبرد حضرت علی (ع) و مرحب نوعی نقالی است که شهامت و شجاعت امام علی (ع) را در نبرد خیبر روایت می کند. مرحب رئیس نگهبانان قلعه خیبر بوده است که در نبرد با سپاهیان اسلام چند تن از مسلمانان را می کشد اما در نهایت به دست علی (ع) کشته می شود. این نوع نقالی به نوعی رجزخوانی و شعرهای رد و بدل شده بین دو پهلوان را حکایت می کند. محرم در ايلام سوگواريهاي مخصوص ايام شهادت امام حسين (ع) يکي از مهمترينمراسم هاي سوگواري عمومي در ايلام به شمار مي رود. دراستان ايلام، بيرق هاي سبز و سرخ و سياه بر بام منازل، سر درب مساجد، مغازه ها و ... فرا رسيدن ايام محرم را خبر مي دهند و مردم آماده مي شوند تا با شکوه هر چه تمام تر مراسم عزاداري سالار شهيدان را برگزار نمايند. در دهه اول ماه محرم، در هر يک از روزها خانواده هاي ايلامي به تهيه نذري(انواع خورش ها و پلوها) آش رشته، حليم و شربت مي پردازند و به فقرا ونيازمندان و همسايگان و عزاداران مي دهند. در شب عاشورا و تاسوعا در پاي ديگ هاي حليم كه در خانه ها و كوچه ها و خيابان ها بار گذاشته شده اند؛ شب زنده داري مي كنند و در روزهاي عاشورا و تاسوعا با رفتن به خيابان ها و تشكيل دسته هاي عزاداري و سينه زني و ذکر مصيبت براي سالار شهيدان؛ حضرت امام حسين (ع) عزاداري مي كنند. مردم ايلام ماه صفر را دوست ندارند چرا که معتقدند در اين ماه گل سرسبد آفرينش حضرت محمد(ص) وفات نمودند.
موضوعات مرتبط: 13- نوحه و عزاداری لری [ لُرِسّو ] گُلسّونه
[ لُرِسّو ] گُلسّونه
[ لُرِسّو ] گُلسّونه
موضوعات مرتبط: 13- نوحه و عزاداری لری ادامه مطلب [ لُرِسّو ] گُلسّونه
موضوعات مرتبط: 13- نوحه و عزاداری لری ادامه مطلب [ لُرِسّو ] گُلسّونه
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin] | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||