لُرِسّو(لرستان)
فرهنگ،هنر،شعر ،داستان، تاريخ ، فیلم ، ویدئو کلیپ و موسیقی لری  
آخرين مطالب


موضوعات مرتبط: 17- کلیپ لري، 19- موسیقی لرستان
لُرِسّو


موضوعات مرتبط: 17- کلیپ لري، 19- موسیقی لرستان
لُرِسّو


موضوعات مرتبط: 17- کلیپ لري، 19- موسیقی لرستان
لُرِسّو


موضوعات مرتبط: 17- کلیپ لري، 19- موسیقی لرستان
لُرِسّو

 طنین موسیقی لرستان در تاجیکستان

    گروه موسیقی آوای زاگرس با سرپرستی و خوانندگی سیف الدین آشتیانی ، کمانچه رضا عباسی، تمبک شهاب خاکسار و سرنای احسان عبدی پور طنین موسیقی دلنشین لرستان را روز شنبه اول فروردین 1394 در سالن اپرا باله شهر دوشنبه ( پایتخت تاجیکستان ) در معرض نمایش و استقبال پرشور ایرانیان مقیم تاجیکستان ، سفرا و دیپلمات های کشورهای حوزه نوروز (افغانستان ، ترکمنستان ، چین و...) مردم فرهنگ دوست و فرهنگ شناس تاجیکستان  قرار دادند . 

     اجرای زیبای موسیقی لری و لکی گروه با ترانه های زیبای ؛ شو عید ، گلونی ، بارو بارو ، سوزه سوزه ، حالو گنم خره ، بالا برزان، آمان گلیا و....با تشویق ممتد و شور شعف نوروزی حاضران ایرانی و خارجی سالن اپرا باله شهر دوشنبه ، حال و هوای مراسم نوروز سنتی دیدنی هر ساله در تاجیکستان را عطر و بوئی تازه بخشید.

      حضور فی البداهه تمبک زیبای شهاب خاکسار در همراهی با گروه موسیقی تاجیکستان و چیرگی و غلبه ماهرانه نوای تمبک وی در همراهی تنبور و دف تاجیکی ، علاوه برتحسین و تمجید حاضران موجب اذعان رهبر موسیقی تاجیکی بر زیبائی و تردستی ساز ایرانی در غنای موسیقی تاجیکستان گردید .

    ضمن درج برخی از عکس ها و فیلم آماتوری تهیه شده از اجرای گروه آوای زاگرس ، در اولین فرصت فیلم کامل طنین نوروزی موسیقی لرستان در تاجیکستان پس از آپلود در یوتیوب در وبلاگ لُرسّو تقدیم خواهد شد.  

همنوائی تمبک شهاب خاکسار با گروه موسیقی تاجیکی

جمعی از فرزندان ایرانیان مقیم تاجیکستان با لباس های محلی ایران

فیلمی از نوروز 1394 گروه موسیقی زاگرس در تاجیکستان

 


موضوعات مرتبط: 19- موسیقی لرستان
لُرِسّو
 

1- جهت دیدن فهرست و انتخاب ویدئوها روی کلمه  PLAYLIST  کلیک کنید.

2- سی سیل کُل فیلم ها  ری  PLAY ALL کِلِک بَکید.

3- برای رفتن به صفحه یوتیوب روی عنوان فارسی یا انگلیسی ویدئو کلیک کنید.


موضوعات مرتبط: 17- کلیپ لري، 19- موسیقی لرستان
لُرِسّو


گرینِ خَم منم یخچالِ سردِم      سنئینَ چی دماوند بار دردِم
مگر الون بِنِم ار سر شُترکو       که شاید هُمطرازی بو وَگردِم


موضوعات مرتبط: 17- کلیپ لري، 19- موسیقی لرستان
لُرِسّو

از گذشته های سرودها و ترانه ها و نواهای کهن لُری

     برپایه‌ي آگاهی‌هایی که در مدت بیش از شصت‌سالی که بررسی همه‌ جانبه‌ي تاریخی و هنری فرهنگی در لرستان انجام داده‌ام، این بخش از ایران یعنی لرستان از هر نظر پُربار و غنی است. عمری و فرصتی دراز می‌خواهد تا از این دیار و میراث فرهنگی، هنری و تاریخی آن آگاهی یافت و از آثار پررمز و راز آن پرده برداشت. من با همه‌ي سختی‌ها به بخش کوچکی از آن بسنده کردم.

      اما در مورد ترانه‌سرایی در زمان قاجار، با همه‌ي کوشش‌هایی که داشتم آگاهی کمی یافتم زیرا به‌جز گروه نوازندگان یا خنیاگرها در شهر یا روستا کسی مانند کار آقای پرورده، ترانه نمی‌سرود. این نوازندگان روستاها بودند براساس طنز و یا کردار نامناسب و شایعات عشقی و حوادث بیت می‌بستند یا ترانه می‌ساختند. دیگران اگر هم توانایی سرودن داشتند، در شأن خود نمی‌دانستند. چون کار مطربان بود!!

       ضرب‌آهنگ یا ریتم ترانه‌ها ضربی بود که در روزهایی مانند سیزده‌بدر و یا شنبه‌بدر، در باغ و صحرا یکی سر بیت می‌گفت و رقصندگا‌ن گروهی سر بیت را تکرار ‌کرده،‌ می‌رقصیدند. دیگر بیت‌ها یا عاشقانه‌های تکراری بود. مانند، سوزه‌سوزه، با ضرب‌آهنگ رقص سه‌پا و هی‌دز هی‌دز، یا کیودار کیودار، رقص سنگین‌سما. اما شعرها گاهی کمی بی‌محتوا و کم‌بها بودند هرچه کردم از سراینده‌ي آن‌ها نشانی نیافتم.

        همان‌طوری که اشاره کردم و بارها شنیدم  در لرستان نیز ترانه‌سرایی را «بیت‌بستن» می‌گفتند. یعنی برای کسی که رفتار اجتماعی درستی نداشته بیت بستن و از او به ناشایست نام برده‌اند. بیت‌بستن بیش‌تر کار خنیاگرها چه در شهر و یا خنیاگرهای روستاها بود و با نوای کمانچه و تنبک آن‌را می‌خواندند.

      در لرستان هر پژوهشی درباره‌ي نواها و سرود و ترانه‌ها بشود‌، بخش  مهمی از آن شامل سرودها و نواها و ترانه‌های یارسان خواهد بود، زیرا در این اندیشه‌ي آیینی موسیقی  نقشی بسیار مهم و ارزنده دارد. یعنی از تولد و زادن تا رفتن و مردن. در چنین آیین اعتقادی هنر و فرهنگ پرورش برای چگونه‌زیستن در دفتری نانوشته ولی سینه‌به‌سینه و روایتی و گفتاری تاروپود بخشی از آیین است. سهم عمده‌ي آن در اجرا و انجام به عهده‌ي مردان است. از دعای سرسپردگی تا در حلقه‌ي جم خانه‌نشستن و آموختن و آموزش‌دادن. بانوان در این‌باره مسئولیتی به اندازه‌ي مردان ندارند .

     آن‌چه درباره‌ي موسیقی یارسان می‌آید همه از گفت‌وگویی است که حدود نیم‌سده پیش با شادروان امام‌قلی امامی استاد تنبورنواز یارسان درحالی‌که بیش از نودسال از عمر پربارش می‌گذشت انجام شده که نوار صدایش در اختیارم هست. همه‌ي نکات مهم این گفت‌وگو و نیز مطالب در مورد موسیقی لرستان که از کتاب «تاریخ جغرافیایی و اجتماعی لرستان» یا مقدمه‌ای بر آثار باستانی و تاریخی لرستان، سلسله انتشارات انجمن آثار و مفاخر فرهنگی فصل سیزدهم از صفحه‌ي 265 به بعد، نوشته‌ي نگارنده، نقل شده است که خواننده‌ي گرامی در صورت نیاز به آن مراجعه خواهند کرد.

     آثار آهنگين و موسیقایی یارسان که دارای ضرب‌آهنگ موسیقایی همراه با کلام یا بی‌کلام، شامل سه بخش آیینی، سوگ و روایی می‌باشد که در این‌جا به اختصار به نام آن‌ها که پیشوند مقامی هم دارند اشاره می‌شود پیش از آن به تعریف مقام می‌پردارم.

    مقم یا مقام: در موسیقی بومی لرستان، هر ترانه یا قطعه‌ي آهنگین موسیقایی آوازی یا سازی که دارای ضرب و آرایش ضربی باشد و یا در قالب اصوات و نغمه‌ها با کشش‌های بلند یا کوتاه و بامتر آزاد و بدون ضرب جای گرفته باشد، «مقم یا مقام» نام دارد. از این‌رو در تعریف و معرفی قطعه یا ترانه و نغمه، نام آن قطعه و ترانه به واژه‌ي مقام اضافه می‌شود. مانند مقام طرز یا مقام یاری.
مقام‌های آیینی 

    کلام: پیام‌ها و دستورهای آیین در قالب سرود و ترانه و نواهایی است که نسک‌های آیینی را بیان می‌کند و رفتارها و گفتار وظیفه‌ها و آن‌چه یک فرد سرسپرده یارسان باید بداند شامل هستند که در جم‌خانه وسیله‌ي تنبورنوازان سرودها را به‌صورت تک‌صدایی و یا با هم با ضرب‌آهنگ با تنبور و معنا و دستوری به نام: «کلام» به‌وسیله‌ي یک یا چندنفر تنبورنواز اجرا می‌گردد.

مقام‌های، حقه و حقه‌های دووت دووت‌ خدا مولا

مقام‌های سوگ آیینی

    یاری یا سحری، شیونی، خانکم رار، هانای ممد بک، های دووت گیان دووت، پووه ،مور ، مقام‌های روایی و شادیانه‌ها. طرز، شاره ره‌قطار، فرنگی رضاقلی، نقاره، گله خاک، فرنگی‌خان میرزایی خریوی هل پرکه، قنه‌قنه، ماله ژیری برزه کوی.

    همه‌ي این‌ها دارای هویت موسیقایی کلام شعر یا ترانه و سرودند و قابل بررسی علمی است. آن‌چه بر این میراث و گنجینه باید افزود نام و هویت آهنگ‌ها و ترانه‌های لری و لکی است. موسیقی مقامی با بار احساسی به شکل ترانه‌ي حماسی  یا عاشقانه و یا طنز و روایی است. مانند: دایه‌دایه، میری، مرشدخانی، قدم‌خیر، سوزه‌سوزه، بزران، هی‌دز هی‌دز.

     آهنگ کهن سیت‌بیارم آهنگ‌های شادروان علی‌رضا حسین‌خانی سرون‌شل، درخت نارون، چوپان، مریم‌مریم، و آهنگ‌های منسوب به دوره‌ي کریم‌خان زند، مانند هی لاینه‌لاینه، باریکی شتیلا، هروایه و سپس آهنگ‌ها بومی طنز کوش طلا، گندم‌خر، کشکله‌شیرازی و نیز همه‌ي سروده‌های هجایی یارسان که آن‌ها نیز مجموعه‌ای از آیینی، و سوگ و روایی جم خانه‌ای که آن‌ها هم در فضای اعتقادی پایدار و جاودانه می‌باشند.

     از گذشته ترانه‌سرایی همین چند نوا و آهنگ و ترانه که شادروان امام‌قلی امامی یا «عزیزی» و نوا و ترانه‌ي دیگر که باقی مانده‌ي پشتوانه‌ي گران‌بهایی هستند که ما را  با پیشینه و سرگذشت و محتوای ترانه‌ها و ریتم‌های لرستان آشنا می‌سازد.

     به یاد دارم که در عروسی‌ها و پیشاپیش عروس، وقتي او را به‌سوی خانه‌ي داماد مي‌بردند، ترانه‌ي «امیر و هوشنگ هر دو پیشاهنگ» را می‌خواندند. در حالی‌که پیش از آن در بزم خانه‌ي داماد ترانه‌ي «سیت‌بیارم و یا ترانه‌های روز به لری را اجرا کرده بودند و این ترانه تحت تأثیر دگرگونی‌های تازه‌اجراشده بودند آن هم به شکل ناقص و از واژه‌ي تازه‌ي «پیشاهنگ» بهره گرفته شده بود. پیشاهنگی دوره‌ای بود که دانش‌آموزان با لباس فرم در مدارس دوره‌ي آمادگی خدماتی می‌دیدند از جمله علت و دلیل کندی یادگیری، نبودن افزار و سازهای مورد نیاز بود.

     در شهر خرم‌آباد تنها یک خراطی داشت که با گاهی برای کمانچه و یا تنبک بسازد. به علت  دیدگاه‌های اعتقادی و پرهیز از پاره‌ای نکات، از سازسازی دوری شود. تنها خود نوازندگان سازهای مورد نیاز خود را می‌ساختند و مشکل مهم بعدی نبود معلم و پیداشدن دل‌مشغولی‌های تازه در این زمان است که گاه از به‌کاربردن واژه‌ها و آهنگ‌ها و نوع عاشقانه‌ها و یا طنز و برخوردهاست.

    چون نواها و سرودهاي یارسان سینه‌به‌سینه نقل شده نه کتابی. و تنها تنبورنوازان باید آن‌ها را به خاطر بسپارند نه الزامی همه‌ي مردم که تعداد کسانی هم که یاد گرفته‌اند باید بخش‌هایی از کلام که دستورهای به صورت شعر هجایی حفظ باشند، از این نظر آسیب‌پذیر هم نیستند و از هر نسل به نسل دیگر روایتی به زمان ما رسیده و آگاهی‌های زمان ما اگر درست اجرا و ارزیابی شود هم از نظر ترانه و سرودسرایی حفظ میراث به درستی انجام شده است هم از نظر واژه‌های شعری.

      اما در مورد ترانه و سرودها، حفاظت آن‌ها به این دقت نبوده و هم  ممکن است برخی از شعرها به علت بدفهمیدن و یا فراموش‌شدن در اصالت آن‌ها تردید کرد. با تأسف در لرستان، کسانی به دلیل ندانستن دست به درهم‌ریختن بعضي از ترانه‌های لری و یا لکی زده و به دلیل بدفهمیدن شکل یا محتوا و معنای یک ترانه در آن تغییراتی داده و یا در حرکات رقص‌ها نیز جابه‌جایی‌هایی را انجام داده‌اند. هیچ‌کس نمی‌تواند و مجاز نيست چنین کاری را انجام دهد. اگر لازم می‌شد و لازم می‌داند و صلاحیت دارد اعلام کند و خود شعر و یا حرکات تازه‌ای را بر قبول مردم قرار داده و به قبول یا رد آن از سوی مردم بپذیرد. گرچه خود را به حفظ این میراث ملزم می‌داند، برای نگه‌داری و حفاظت آن‌ها اقدام خواهد کرد. 

     اشاره کردم که از کودکی به نواها و آهنگ‌های لری و لکی علاقه‌مند بودم اگر می‌توانستم در هرجا با کمک بزرگ‌تری به تماشا و دیدن و شنیدن بزم شادیانه‌های عروسی می‌رفتم. از شنیدن نوای کمانچه و تنبک و یا سرنا و دهل سیر نمی‌شدم. گوشم به ضرب‌آهنگ‌های ترانه‌ها و رقص‌ها آشنا شده بود و می‌شناختم. و اغلب ترانه‌ها را نیز که بیت‌های تکراری داشتند می‌نوشتم. دلم می‌خواست کمانچه‌ای داشتم و یاد می‌گرفتم. اما آمدن این خیال و فکر به عمل، کار ساده‌ای نبود. تنها مطرب‌های محلی می‌توانستند کمانچه داشته باشند و بنوازند. این طبقه‌ي شورآفرینان بودند که شادی و نشاط را به بهانه‌ي عروسی و یا سنت پسران، به میان مردم ببرند. اجرای رقص‌های بومی و گروهی زنان و مردان در این آیین‌ها معمول بود. اما رقص دیگری هم بود که یکی از مردان که همراه نوازندگان آمده بود پیراهن زنانه می‌پوشید و رقصی مانند رقص مجسمه یا باباکرم اجرا می‌کرد و در ضمن رقص سر به زانوی مردان مجلس می‌گذاشت و بایستی اسکناسی به هرمبلغ در دهان او می‌گذاشتند. گاهی هم صاحب مجلس اجازه چنین کاری را نمی‌داد ترانه‌هایی هم که اجرا می‌کردند اغلب تکراری‌های عاشقانه و یا انتقادی و طنز و مانند این‌ها بود...

ادامه دارد


موضوعات مرتبط: 19- موسیقی لرستان، 26- حميد ايزدپناه
لُرِسّو

بهار بارونَه عزیزِم عزیزِم مه دِ تو دیرِم

تو که میآئی بخدا بخدا بخدا آرُوم مِئیرم

تئنگ دستاکَت عزیزِم عزیزِم تئنگ مَرُوَ


موضوعات مرتبط: 17- کلیپ لري، 19- موسیقی لرستان
لُرِسّو


موضوعات مرتبط: 17- کلیپ لري، 19- موسیقی لرستان
لُرِسّو


موضوعات مرتبط: 17- کلیپ لري، 19- موسیقی لرستان
لُرِسّو

ترانه و ترانه سرایی (بخش دوم)

 

پيشينه ترانه سرايي در ايران

در هر شرايطي چه با بينش‌هاي اعتقادي يا كارهاي بدني و چه گاه تنهايي، موسيقي در روح و روان و جان انسان جاري بوده و هست. كهن نشانه‌ها از جمله بجز سرودهاي مذهبي زرتشت، از آن همه سرود نيز هرچه بوده ، به دست ما نرسيده است زيرا ادبيات شفاهي بود و گوسانان كه شاعران و موسيقي دانان دوره گردي بودند ترانه و داستان‌ها را از حفظ مي‌گفتند و به ديگران نيز منتقل مي‌كردند. (همان مأخذ ،ص٧٦ ) شايد گروه عاشقان آذربايجاني نمونه‌اي از آن‌ها باشند.

اما قرينه‌ها نشان‌مي‌دهد هر زماني، ترانه وسرودهاي ويژه خودراداشته ، ترانه‌هايي كه در نواي لالايي براي كودكان مي‌سرودند شايد نخستين جلوه‌هاي ترانه سرايي بوده كه مادران در كنارگهواره ، آنهار ا در گوش فرزندان زمزمه مي‌كردند . نمونه ديگر از آن، ترانه‌ها و نواهايي است كه زنان به هنگام دوشيدن گاو و گوسفندان و يا كوبيدن چيزهايي مانند برنج، گندم و آن سرمي‌دادند و يا مردان كه به هنگام كارهاي سختي چون درو كردن و خرمن كوبي سرمي‌دادند تاسختي كار را بر خود آسان كنند. چنانكه هنوز هم اين شيوه ترانه سرايي و ترانه خواني هست و انجام مي‌شود و امروز موسيقي كار، نام گرفته است.

شكل ديگر از اين ترانه سرايي‌ها ، تك بيت يا دوبيتي‌هايي بوده كه در قالبِ ملودي‌هاي كوتاه ساخته مي‌شد كه با ساز و يا بي‌همراهي ساز اجرا مي‌گرديد . پيشينه اين ترانه‌هاي دوبيتي يا تك بيتي، همانطوري كه در بالا آوردم ، به نام پهلويانه ( فهلويات )را از زمان اشكانيان مي‌دانند و چون خطي براي يادداشت كردن مطالب، وجود نداشته، اغلب به روش شفاهي حفظ و يا نقل مي‌شد، كه تا حال، سندي نوشتاري در اين باره دردست نيست .ادبيات در دوران پارت‌ها همانند ادوار ديگر پيش از اسلام به صورت شفاهي حفظ و يا همانطور كه اشاره شد ، وسيله همان گروه‌ها به نام گوسان سينه به سينه نقل مي‌شد. گوسانان ،شاعران و موسيقي دانان دوره‌گردي بودند كه داستان‌ها را به ويژه  با شعر نقل مي‌كردند. گوسانان اين ميراث ملي را به ساسانيان ، منتقل كردند. (تاريخ ادبيات پيش از اسلام نوشته شادروان دكتراحمد تفضلي .ص ٧٥و٧٦ ).

پهلويانه‌ها در موسيقي دوره ساسانيان نيزادامه يافتند. از جمله ترانه‌هايي ديگركه نامي ازآن‌ها به جاي مانده است،  سي لحن باربد است كه به قول نظامي گنجه‌اي ، آنها را از ميان صد لحن برگزيده كه هر لحن و آهنگي، ترانه و كلامي داشته است. اين ترانه‌ها را گاه با رود يا با بربط و چنگ مي‌خواندند و مي‌نواختند.
از آن جمله سرود گفتن باربد از زبان خسرو و پاسخ دادن نكيسا از زبان شيرين است، كه نظامي در داستان خسرو شيرين به شيوايي و رواني آورده است :

نكيسا چون زد اين افسانه بر چنگ         سه تاي باربد برداشت آهنگ

عراقي وار بانگ از چرخ بگذاشت          به آهنگ عراق،اين بانگ برداشت

مگر وقت شدن طاووس خورشيد             پر افشان كرد بر گلزار جمشيد

مگر شيرن زلب افشاند نوشي               كه از هر گوشه اي خيزد خروشي

و نيز پاسخ باربد از زبان شيرين به خسرو:

چو برزد باربد زين سان نوايي              نكيسا كرد از آن خوشتر ادايي

چو رود باربد اين پرده پرداخت            نكيسا زود چنگ خويش بنواخت

گاه در بيان اين ترانه‌ها، پيامي و يا خبري گنجانيده مي‌شد .از جمله داستان مردن شبديز اسب خسروپرويزاست که ثعالبي آنرا چنين نقل كرده است: (خسروپرويز چنان ياد كرده بودكه هركس خبر مردن شبديز را به او بدهد ،او را خواهد كشت. روزي كه  شبديز مرد،  ميرآخور ، هراسان به باربد پناه برد. باربد درضمن آوازي واقعه مردن شبديز را با اشاره و ايهام گوشزد خسرو كرد. شاه فرياد زد:

اي بدبخت مگر شبديز مرده است؟ باربد در پاسخ گفت:  شاه خود چنين فرمايد.

نام چند لحن از آن ميراث به جاي مانده ،اكنون بخشي و يا گوشه‌اي از موسيقي ملي كنوني ما به شمار مي‌رودوبخش‌هايي در موسيقي عربي نيز هست.

اين پهلويانه‌ها (فهلويات ) كه وزن هجايي دارند ، در آثار دستنويس تا سده هشتم هجري قمري ديده مي‌شود. اگر چه امروز  و هنوز در لرستان با همان وزن و شكل سروده‌هاي عاشقانه و حماسي و يا سرود‌هاي مذهبي يارسان يا اهل حق ، رواج دارد و اجرا مي‌گردند.

دو بيتي‌هاي كهن يا پهلويانه‌ها ،ترانه‌هاي شورانگيز عاشقانه و يا غمبار سوگ و شاديانه‌هاي سور در زير و بم‌هاي مقام‌هاي موسيقايي هر يك حال و هواي زمان و مكان ايل وقوم و قبيله‌هاي سرزمين ايران را بيان مي‌كنند. درواقع ، نوازندگان و ترانه سرايان، در هر زماني ركني اساسي در ساخت و پرداخت و ميراث داري و پاسداري فرهنگ موسيقايي بومي و سرزمين و كشور خود بودند و اينك هم هستند. در تاثير اين ترانه و ، سروده‌ها نيز، نكته‌هايي از تعريف و تمجيد و يا انتقاد و سرزنش و شكايت آمده است.از جمله در باره رودكي.

رودكي چنگ بر گرفت و نواخت        باده انداز كو سرود انداخت

يا داستان اميرساماني و تاثير شعر مشهور.

بوي جوي موليان آيد همي         ياديار مهربان آيد همي

يا اين نكته كه سعدي در پيام اندرزين به ترانه خواني ملاحان اشاره مي‌كند.

چو دخلت نيست خرج آهسته تر كن      كه مي گويند ملاحان سرودي

سرايندگان پرآوازه ايراني اغلب با نواهاي موسيقايي و نام و نشانه‌هاي مقامي ايراني آنها آشنايي داشته‌اند. از جمله مولانا كه غزل‌هاي پر شور و حالش همراه با ضرباهنگ و يا ضرباهنگ هايي است كه در شعر ايقاع و در موسيقي كهن ضرب يا ( تن ) ناميده مي‌شوند. تنانين در غزل‌هاي مولانا با ايقاعات عروضي چنان درهم تنيده شده‌اند كه حتی در حال عادي شعر‌هاي مولانا نيز در قالب ضربآهنگ‌هاي موسيقايي آن بر زبان جاري مي‌شوند.

در همه رساله‌هايي كه در مورد مقام‌هاي موسيقايي ايراني از جمله جامع االاحان و يا مقاصدالالحان نشانه‌ها و حرف‌هايي به نام تنانين (مانند نت امروزي ) به كار گرفته شده ،كه حكايت از اهميت و توجه به پايه‌هاي علمي و اجرا و پاسداري از آن را دارد. گاهي بي توجهي و يا دشمني با اين هنر ، پراكند گي هنرمندان و  بي ساماني هنري را به دنبال داشته است.

يكي از سخت ‌ترين اين زمان ها، روزگار پادشاهي شاه طهماسب صفوي است كه زير نفوذ تني چند از روحاني‌هاي جبل عامل و شامات كه به دعوت شاه براي تقويت و تبليغ مذهب شيعه دعوت شده بودند، به دشمني با اجرا و رواج اين هنر و هنرمندان پرداخت و در نتيجه موسيقي از توجه و عنايت شاه افتاد و به قول صاحب عالم آراي صفوي ،(....حضرت جنت مكان آن را از مناهي دانسته واز آن اجتناب تمام مي‌نمود. ارباب طرب را در نظرشريعت، وقعي و اعتباري نمانده بود و جمعي كه ملازمت اشراف داشتند، اخراج فرمود.
(عالم آراي صفوي به كوشش يدالله شكري ، بنياد فرهنگ ، تهران ،١٣٥٠، صفحه ١٩٠).

در چنين شرايطي نواي موسيقي در پستوخانه‌ها طنين انداز مي‌شد و هنرمندان مجبور به مهاجرت مي‌شدند و يا به انزوا كشيده مي‌رفتند. مي‌دانيم كه نهضت شاه اسماعيل صفوي و گسترش مذهب شيعه، براي رهايي و جدايي ايران از سلطه و نفوذ فرمانروايان عثماني بود. گرچه در زماني كه اشاره شد، شاه عباس اول، خود ترانه مي‌سرود و با موسيقي آشنا بود.

زماني نيزكه كريم خان زند، وكيل رعايا مي‌شود، دانش موسيقي و موسيقيدانان، داراي احترام و منزلتي مي‌شوند.تا آنجا كه به نوشته‌ي يكي ازتاريخ نگاران: «...در آن زمان عشرت نشان ، علم موسيقي، شيرين و دلكش ، در همه جا با حسن عمل همراه بود و در دلگشايي و جانفزايي اهل عالم بي‌بديل. رونقي بيش از حد و اندازه و جان خلايق را تازه مي‌نمود. مطربان آن زمان هريك از صاحب وقوفي رشك فارابي و در شيرين نوايي،غيرت باربد بوده‌اند.» (رستم التواريخ،محمد هاشم آصف،به اهتمام محمد مشيري ،چاپ اميرکبير،تهران ص.٤١١ و٤١٢ ).

نمونه ترانه‌هاي زمان كريم خان زند كه نگارنده سال‌ها پيش در لرستان گردآوري كردم، به صورت دوبيتي يا پهلويانه است و همگي در تعريف و تمجيدي از رفاه و امنيت آن زمان كريمخاني است.

باري، اين زير و بم و دگر گوني صدا كه از آن، گاه دريافت مهرباني و زماني احساس درد و رنج و اندوه و يا خشونت مي‌شود وسيله‌اي براي انتقال بار احساسي است كه از آن به نام موسيقي ياد گرديده و تعريف‌هاي گوناگوني از آن شده است از آن جمله كه پيشينيان اعتقادداشتند :

آنجا كه سخن باز مي ماند موسيقي آغاز مي شود.

و يا اين بيت از غزلي از ديوان خواجه حافظ :

ساقي به بي نيازي يزدان كه مي بيار         تا بشنوي زبانگ مغني، هوالغني

اين كشش‌هاي موسيقايي صوت و صدا ، همزاد ، آفرينش موجودات و كل هستي و از جمله انسان است . واژه‌ها در قالب اين صوت و نواها، نغمه و ترانه شده و خود وسيله‌اي براي بيان احساس و حال و هواي زندگي همراه با شادي يا اندوه ميگردد. هر پيشه وري به هنگام كاركردن گاه از ترانه‌هاي روز و يا نواهاي بومي ،زمزمه‌اي كرده و مي‌خواند. در اين خواندن بار احساسي و نيرو زايي بايد باشد.گفته مي‌شود اينك دانشمندان، در جستجو و اختراع افزاري هستند تا بتوانند از ديواره خمره‌ها گلي كه از دل خاك درآورده شده‌اند، شايد صدا و آواز كوزه گر را به هنگام كار كه مانند صداي گرامافن، بر روي آن ضبط شده باشد ،از ديواره‌ آن بيرون كشند. شايد چنان روزي در راه باشد.

موسيقي ايراني از گذشته‌هاي دور و تحت شرايط و دگرگوني‌هاي سياسي و سلطه بر نظام فرهنگي و هنري فرصت گسترش و پروريدن را مي يافت و  يا در شرايطي مورد بي توجهي بود. پس از آمدن تازيان به ايران، فرصت پرگشودن به ديارهاي ديگران يافت كه بايد در اين باره از كتاب معتبر اغاني بهره گرفت.
در زمانی نیز محققان نامدار ما چون فارابي و ابن سينا و ارموي و مراغي و  بنايي، براي علمي كردن وگسترش آن كوشيدند و گاه دچار تنگ نظري حاكمان و تنگنا هاي اجتماعي هم بوده اند.كه به نكته‌هايي در اين باره اشاره خواهد شد.

باري درتعريفي ديگر، ترانه را نوعي تصنيف دانسته‌اند كه از پيش از اسلام با همان دوبيتي يا تك بيتي‌هايي كه تازيان با تعريب آن را فهلويات (پهلويانه)ناميده‌اند،  شمس قيس رازي در زير بحر هزج (سرود ) مفاعيلن مفاعيلن فعولن گفته است: اين وزن خوشتر اوزان فهلويات است. ( پيوند موسيقي وشعر ، نوشته شادروان ملاح .ص١٤٧).

اسدي توسي در لغتنامه فرس آورده است كه : به يك معنا ترانه ، دوبيتي بود. تعريف‌هاي ديگري نيز هست كه از آن جمله واژه ترانه، هم به معناي آواز و آواز خواني و هم آهنگسازي بوده است ،

مطرب‌‌ بيا بلند كن امشب ترانه را       آتش فكن زشعله آواز ،خانه را

يا اين بيت نظامي ،

نشسته شاه عالم مهترانه          شكر بر داشته چون مه ترانه

ترانه بستن و نغمه ساختن به معناي ترانه و سرود گويي ترانه سرایی نیز آمده است :

ز گل به سينه بلبل هزار خار شكست       كنون ترانه به وصف بهار مي بندد

قول و تصنيف نيز به معناي ترانه بوده و مي‌باشد (لغت نامه دهخدا ) واژة قوالي نيز از اين معنا گرفته شده است كه آن هم ترانه خواني است گاه درشكلي آييني. گاهي نيز بر روي سروده و غزلي آهنگ موسيقايي گذاشتن را مي‌گويند. خواجوي كرماني سروده است:

جام صبوحي نوش كن، قول مغني گوش كن  دركش مي وخاموش كن ،فرهنگ بي فرهنگ را

خواجه حافظ فرمايد:

دلم از پرده بشد حافظ خوش لهجه كجاست؟    تا به قول وغزلش سازو نوايي بكنيم

همچنين فرمود:

مغني نواي طرب ساز كن       به قول و غزل قصه آغاز كن

و باز:

چه راه مي زند اين مطرب مقام شناس     كه در ميان غزل ، قول آشنا آورد

يا :

مرغان باغ قافيه سنجند و بذله گو       تا خواجه مي‌خورد به غزل هاي پهلوي

سنجري دهلوي از شاعران سده هفتم هجري كه ديوانش درهند چاپ شده است در بيتي چنين سروده است :

خواست مطرب كاين سخن در چنگ گويد ،چون كند  قول مست وصوت مست وزخمه مست وتار مست

اسكندر بيك تركمان در باره شاه عباس آورده است كه «...شاه عباس در موسيقي و علم ادوار و قول و عمل سرآمد روزگار و بعضي از تصنيفات آن حضرت در ميانه ارباب طرب مشهور است و زبانزد اهل ساز چنانكه گره از كار قول و عمل مصنفان روزگار مي‌گشود.»  (به  نقل از زندگاني شاه عباس نوشته شادروان نصرالله فلسفي ، ص ٢٤٦ ). در اينجا تصنيف نيز به معناي ترانه آمده است.

كمال الدين، متخلص به بنايي شاعر و موسيقيدان نيمه دوم  قرن نهم و اوايل قرن دهم در ديباچه رساله موسيقي خود از اصطلاحات موسيقي با دقت و مهارت بهره گرفته است و از جمله مي‌نويسد: «خجسته سرودي (به معني ترانه ) كه نغمه سرايان بسيط بسايط روح افزا و ترانه دلگشا در اين دايره اخضر سرايند . تحفه نوازنده‌اي شايد كه عشاق بي نوا را درگلستان لبريز وصالش به نسيم نو بهار نواخت.» (رساله در موسيقي از انتشارات نشر دانشگاهي تهران ١٣٦٨خورشيدي ) .

موسيقي در زمان حکومت  قاجار

ادامه دارد


موضوعات مرتبط: 19- موسیقی لرستان، 26- حميد ايزدپناه
لُرِسّو

«با یاد و نام او»

به انگیزه گرامی داشت هنرمند شاعر و ترانه سرای  قوم لر آقای رمضان  پرورده

 

ترانه وترانه سرایی (1)

آن نغمه و آن شور نواگر دل ما را       زین ره به شکیبی به سوی راز بقا برد

                                                                                                                       « صفا »

از گذشته ها

       از آنجا که چامه و شعر و شاعری بسیار تعریف شده و کارهنرمند گرامی آقای رمضان  پرورده در ترانه سرایی شهرت اعتباربیشتری یافته است ، به توضیحی کوتاه درباره پیشینه و اهمیت این هنر می پردازم. اگر چه به ظاهر چامه یا غزل وترانه سرایی یک هنر مقوله در سرایش و سرودن به نظر می رسد، اما تفاوت هایی دارند و دشواری هایی که هریک تعریفی جدا دارند.

       ترانه ، سروده ای کوتاه در دوبیت و تک بیت و یا چند بیتی می گفتند که کهن ترین آنها سروده های گوسانی زمان اشکانیان در همین محدوده لرستان یا پهله اشکانیان دانسته اند که وسیله گوسانان ترانه و داستان  سرا و نواگر اجرا می شده است ( تاریخ ادبیات پیش ازاسلام.نوشته دکتر تفضلی ص.75و76).

      میراث گوسانی ادبیات و موسیقای نواگران پارتی، به دوره ساسانیان انتقال یافت و رونق فراوان گرفت و در قالب پهلویانه ها ، ترانه  شد.از جمله ترانه های دیگر این زمان که بجای مانده ،سی لحن باربد است که به گفته نظامی گنجه ای آنها را از میان صد لحن برگزیده که هر لحن و آهنگی ترانه و کلامی داشته است. درپی هجوم تازیان به ایران این تک بیت و یا دوبیتی را« فهلویات» یا همان پهلویانه گفت. پس از نهضت یعقوب لیث و پاگرفتن شعر به زبان پارسی را سرود هم گفتند. مانند:

رودکی چنگ برگرفت و نواخت      باده انداز کاو  سرود انداخت

       امیر معزی به هنگام دیدن هلال ماه رمضان وسیله امیر سامانی، یک چار پاره گفت وامیر دستور داد اسبی به نام صله و جایزه به او بدهند. معزی برای سپاس چار پاره دیگری سرود که خود آن چار پاره را« ترانه» خواند و سرود:

چون آتش خاطر مرا شاه بدید    از خاک مرا بر زبر ماه کشید

چون آب یکی « ترانه » از من بشنید     چون باد یکی توسن خاصم بخشید

      اسدی توسی شاعر نامدار همزمان با فردوسی، در فرهنگ لغت فرس اسدی واژه ترانه را هم به معنای آواز وآواز خوانی وهم آهنگ و آهنگ سازی آورده است. بعد ها از ترانه با نام قول وغزل نیزاسم برده شده است. نظامی گنجه ای آورده است:

نشسته شاه عالم مهترانه          شکر برداشته چون مه ترانه

ترانه، تصنيف ،قول، نغمه:

   در مورد پيشينه ترانه سرايي در ايران، بايد دانست كه، هر جا موسيقي و نواي موسيقايي بوده، ترانه و شعر و سرودهايي وجود داشته است.

    در نوشته‌ي يکي ازمورخان يونان در باره‌ي ادبيات دوره‌ي ماد ، به شعر و داستان،اشاره‌هايي شده است. از جمله درباره‌ آثنثوس Athenaeus نوشته است: خنياگران با اوراد خود دلاوري‌هاي كورش و جنگ او را با آسيتاگ پيشگويي مي‌كردند. سپس از قول دينون Dinon مي‌نويسد: هنگامي كه آسيتاگاس با دوستانش به جشن و شادماني مي پرداخت، مردي به نام آنگارس – Angares كه مشهورترين خنياگران بود ،احضار شد و داستان‌هاي منظوم و معمول را با آواز خواند. (تاريخ ادبيات ايران پيش از اسلام ، نوشته‌ي شادروان دكتر احمد تفضلي به كوشش ژاله آموزگار .ص١٧ ،تهران سخن ١٣٧٦ ).

     در پژوهشي ديگر، كتابي است به نام «اللهو والمناهي» كه شادروان دكتر محمد محمدي ملايري به آن اشاره دارد . از اين كتاب به رساله كوچكي ٢٩ صفحه‌اي در باره‌ شعر و موسيقي و سرود ايراني پيش از اسلام اشاره دارد كه در آن نام برخي از الات موسيقي ايراني وبعضي از اصطلاحات و مقام هايي كه در آن وجود داشته آمده و همچنين يك سرود فارسي مركب از سه مصراع شعر نقل شده است كه هرچند مقداري از آنها به طور پراكنده و با تحريف در بعضي مأخذ عربي نيز ديده مي شود، اين رساله با همه كوچكي آن ، پرتوي بيشتري برآنچه مسعودي ازگفته‌هاي ابن خرداد به نقل كرده، مي‌افكند.

    يكي از نكاتي كه در اين رساله آورده است ، مطلبي است در باره شخصي به نام پهلبد. او مي‌نويسد، پهلبد از مردم مرو بود و عود مي‌نواخت و در اين هنر ماهر و برتر از همه بود . به سخن موزون آواز مي‌خواند و خود او براي آن آهنگ مي‌ساخت. هرگاه حادثه‌اي روي مي‌داد، كه دبيران ديوان و خبر رسانان از رساندن آن خبر به شاه واهمه داشتند ، آن را به پهلبد مي‌گفتند و او آن را در حضور شاه ،  با آواز و ساز و با آهنگي كه خشم را فرو نشاند، مي‌خواند.

     از آوازهايي كه او بدين طريق خوانده ، و از آهنگ‌هاي معروف او درستايش و تبريك و مانند آن‌ها، هفتاد و پنج آهنگ است كه يكي از آنها اين است كه او در هنگامي كه قيصر و خاقان از خسروپرويز ديدار مي‌كرده‌اند، سروده و خوانده است:

    قيصر ماه ماند و خاقان خورشيد آن من،خداي ابر ماند كامگاران كه خواهد ماه پوشد، كه خواهد خورشيد
   در اين رساله دو حكايت ديگر هم نقل شده است كه دريكي از آنها از خواننده ديگري به نام شركاس سخن رفته است.

      ابن خردادبه، در آنچه مسعودي از او روايت كرده موسيقي را بدين گونه ستوده است :

      موسيقي ذهن را جلا مي‌دهد، طبيعت انساني را به نرمي و ملايمت مي‌كشاند ، قلب را قوت مي‌بخشد و بخيل را بخشنده مي‌گرداند. و چون با مي همراه گردد به كمك هم اندوه تن فرسارا مي‌زدايند ، غم را مي‌گشايند و روح را به نشاط مي‌آورند و موسيقي به تنهايي همين كار‌ها را مي‌كند و برتري موسيقي بر سخن، مانند برتري سخن است بر گنگي، و برتري تندرستي است بر بيماري. ( تاريخ وفرهنگ ايران ،ج ٢ ايرانشهر نوشته دكتر محمد و محمدي ملايري، ص١٧٣ و١٧٤و . ترجمه مروج الذهب مسعودي، ج2 ص ٦١٢ تا ٦٢٢ ).

پيشينه ترانه سرائی در ايران


موضوعات مرتبط: 19- موسیقی لرستان، 26- حميد ايزدپناه
لُرِسّو


موضوعات مرتبط: 17- کلیپ لري، 19- موسیقی لرستان
لُرِسّو


موضوعات مرتبط: 17- کلیپ لري، 19- موسیقی لرستان
لُرِسّو


موضوعات مرتبط: 17- کلیپ لري، 19- موسیقی لرستان
لُرِسّو

هفتادمین متن ترانه های لُری -  وصف خُورمُووه

(علاوه بر ویدئو کلیپ زیر، ترانه خورمووه را از اینجا دانلود کنید یا بشنوید)

خورمووه

 

وصف خورمُوه

(وصف خرّم آباد)

خواننده :حامد فیضیان

هائیم دِ جائی ، هائیم دِ جائی، بلبل هاش ماهور مُحونَن، مَردِمونِش مَردِمونِش، خوئَن و شیرئن زِوُنَن

(در جائی هستیم که بلبلانش ماهور می خوانند ، مردمانش خوب و شیرین زبانند)

سینهَ شو حونِه ی امیدَ ، سینَه شو حونِه ی امیدَ    دس برارَن وا سپیده ، دس برارن وا سپیده

( سینه هایشان خانه امید است و دوستی شان پاک و سفید)

سی زلالی و سی صافی ، سی زلالی و سی صافی   گِل دِ آینَه می سونَن ، گِل دِ آیِنَه می سونَن

(در زلالی و در صافی ، گوی سبقت از آینه ربوده اند)

هائیم دِ جائی ، هائیم دِ جائی ، بلبل هاش ماهور مُحونَن، مَردِمونِش مَردِمونِش، خوئَن و شیرئن زِوُنَن

(در جائی هستیم که بلبلانش ماهور می خوانند ، مردمانش خوب و شیرین زبانند)

شورِ عِشقِ شو چنو بَط، اوج پاکی شو چنو دِید     بالِ ئنا تیز بالِ عالَم ،کم میآرن در می مونَن

(شور عشق شان چون قو و اوج پاکی شان چون دود بلند است ، بگونه ای که پرندگان بلندپرواز عالم کم می آورند و درمانده می شوند)

آدم و عالَم پریشو ، آدم و عالَم پَریشو        سر وِ دُنیا می شیوُنَن ، سر وِ دُنیا می شیوُنَن

(آدم و عالم پریشون می شوند و در دنیا سر به شیون و زاری می گذارند)

وا سَماعُ وا سِروُ شو، وا سَماعُ وا سِروُ شو        اَر بَزَنَن اَر بُحُونَن ، اَر بَزَنَن اَر بُحُونَن

( اگر این مردم با سماع و سرودشان بزنند و بخوانند)

هائیم دِ جائی ، هائیم دِ جائی  بلبل هاش ماهور مُحونَن، مَردِمونِش مَردِمونِش، خوئَن و شیرئن زِوُنَن

(در جائی هستیم که بلبلانش ماهور می خوانند، مردمانش خوب و شیرین زبانند)


موضوعات مرتبط: 4- متن ترانه های لری، 11- نمآهنگ های لری، 17- کلیپ لري، 19- موسیقی لرستان
لُرِسّو


موضوعات مرتبط: 17- کلیپ لري، 19- موسیقی لرستان
لُرِسّو


موضوعات مرتبط: 17- کلیپ لري، 19- موسیقی لرستان
لُرِسّو


موضوعات مرتبط: 17- کلیپ لري، 19- موسیقی لرستان
لُرِسّو

(اقتباس از کتاب « بیست ترانه کهن لُری» استاد علی اکبر شکارچی)

فاعلاتن - فاعلاتن - فاعلاتن - فاعلات

دختر نَگریو ، دختر نَگریو  اُوچه دی چه بیتَرَه

(دختر گریه نکن ، دختر گریه نکن آنجا(خانه شوهر) از اینجا(خانه پدر) بهتره)

او هُسیرَه که تو داری دِ شَکَر شیرین تَرَه

(آن مادر شوهری که  تو داری از شکر شیرین تره)

دخترونِ دخترونِ دَس خُوَرتون ها بَرَن

(آی دخترها ، آی دخترها دوستِ تان را می خواهند (به خانه بخت ) ببرند)

سُس کُنین و بِن خیمَش رَه دیری نِوِرَن

(بند خیمه او را رها کنید جای دوری نمی برند)

      «هیوله» یکی از کهن ترین ترانه های لُری است که در شادی ها و مراسم عروسی ، بخصوص در خانواده های فقیر که امکان دعوت از نوازندگان محلی را ندارند خوانده می شود . آهنگ هیوله در طول خواستگاری ، خرج بُران و عروسی به وسیله زنان به طور گروهی خوانده می شود . این ترانه معمولا بدون همراهی ساز است که هر بیت آن ، با یک کِل که نشانه اوج شادمانی زنان است تمام می شود . گرچه ریتم ، ملودی و اشعار این ترانه مخصوص عروسی خلق شده و ظاهرا از ترانه های شادیانه است ،ولی در ژرفای ابیات و موسیقی آن ، حزن و اندوهی عمیق نهفته است ، حزنی که گمان می رود ریشه در این دلایل داشته باشد:

 1-   جدائی دختران از خانواده و گاهی ایل و تبار خود.

 2-   رفتن دختران به خانه بخت در سنین پائین.

 3-   کم شدن یک نفر از همیاران خانواده در کارهای سخت زندگی کوچی .

 4-   دادن دختر به عنوان خون بهاء در جریان نزاع های محلی به ایل منازع و...

         مضامین شعری و آهنگ این ترانه به قدری با فرهنگ و سنن مردم لرستان آمیخته و متنوع است که بیشترین وقت مراسم را خواندن مکرر آن پُر می کند. مردم پاک ترین احساسات و زلال ترین عاشقانه ها را برای عروس و داماد سروده اند که با خواندن بیت بیت اشعار و ترجمه ان ها می توان به زوایای عمیق احساسات و همچنین آمیختگی شگفت انگیز و هنرمندانه واژه های کوه ، سُرنا ، دهل ، اسب ، مخمل ، طلا و... در اشعارشان پی برد .

 تجزیه و تحلیل

 1-   ریتم این آهنگ 2/4 است که ملودی آن از سر ضرب شروع شده است .

 2-   یک هجای کشیده «هه » در میزان اول برای آماده شدن خواننده و انتخاب به موقع شعر آمده است .

 3-   کل ملودی این آهنگ از (A-B1-C-D—B2-B3) تشکیل شده است . فیگورهای جمله A و B بسیار شبیه یکدیگرند که کلام شعر ، آن ها را اندکی  از هم متفاوت کرده است . جملات AوB1 مصرع اول شعر را تمام می کنند و جملات C-D-B2-B3 مصرع دوم را.

 4-   هجای اضافی در این آهنگ «هه» یا «وی» است که برای تکرار ملودی آمده است.

 5-   پرش نُت مایه اصلی Re به فاصله چهارم پایین رونده یعنی La جزء ساختار مهم این ملودی است که فضای تکرار ملودی ها را مهیا کرده و به حالت جملات هم کمک می کند.

 6-    بیشترین گردش ملودی این آهنگ بین Re تا SOL می باشد . پرش پایین رونده به نت La دامنه چرخش ملودی را افزایش داده است .

 7-   فاصله سوم هیوله Re تا Fa است که در شخصیت مایه اصلی این ترانه ، بسیار مهم و موثر است.

 

چهاراجرای مختلف ترانه لُری شاد سیت بیارم (هیوله)

 

محسن سیاهپوش

 

حامد فیضیان

 عبدالله محمد خانی

 محمد باجلاوند


موضوعات مرتبط: 19- موسیقی لرستان، 29- نت کمانچه و ترانه های لری
لُرِسّو
لُرِسّو
لُرِسّو


موضوعات مرتبط: 17- کلیپ لري، 19- موسیقی لرستان
لُرِسّو


موضوعات مرتبط: 17- کلیپ لري، 19- موسیقی لرستان
لُرِسّو
لُرِسّو

 رحمانپور

    سئوال :چرا وقتی حرف از موسیقی لری به میان میاد ذهن به سمت ایلات و عشایر و روستا می رود. آیا این موسیقی لری زمینه ای در شهرها هم دارد یا مثل موسیقی های محلی دیگر جاها فقط چهره اش روستایی است؟
  ایرج رحمانپور:بله این یه برداشت اشتباه و تلقی غلط شهری ها از ماست. برای اینکه ما همیشه از جانب مرکز تعریف می شدیم. مرکز که تهران باشد و از قاجاریه به بعد شد پایتخت کشور. قاجاریه با غرض به این موضوع نگاه می کرد و در زمان پهلوی هم ادامه پیدا کرد، ما قرار نبود اصلا "لر" تعریف بشیم! اصلا قرار نبود به بودن ما تو این کشور اعتراف بشه. حکومت قاجار از ترس پیدایش وضعیتی مثل زندیه، اگر می تونست "ما لرها" را از صحنه روزگار حذف می کرد. حقیقتش ما یه قومی بودیم که ادعا داشت توی ایران و این و خطرناک می دونستند. این همه جوک که برا ما درست شده این همه بدبختی که هست لر اینجوریه لر اونجوریه، اینها همه حساب شده است و از دربارها میآد.
شما لابد می دونید، درسته که انقلاب مشروطیت به اسم بزرگان آذری ما تمام شده اما این برنامه ریزی را سردار اسعد ایران کرده. "سردار اسعد لر" کرده.
تهران بوسیله "لرها" فتح شد. هرگز این را نمی گن که سپاه بختیاری و بقیه لرها مثل بیرانوندهای خودمان رفتند تهران را گرفتند و مشروطیت را حمایت کردند."نمی گن که سردار اسعد قانون اساسی را از بلژیک ترجمه کرد آورد."
اینها را کسی به زبون نمیاره. مرکز نشین ها همیشه ما را با دید توریستی می دیدند. ما را بصورت عشایری که توی چادرها زندگی می کنند و میش و بزی دارند و مردمی که توی کوچ اند. اما آیا مردمی که زیر چادرها زندگی می کنند و کوچ می کنند الزاما مردم درجه دو و بی فرهنگی اند؟ اینرا نرفتند پژوهش بکنند. اینها نمی خواستند بدانند که همین مردمی که زیر چادرها زندگی میکردند وارث آن "تمدن بزرگ ایران" گذشته بودند. الان تازه فهمیدند گنجینه ها آنجاست. توی نمایش توی سینما توی همه چیز. توی نوشته ها. الان بزرگترین رمان ها مثل مثلا «کلیدر» زندگی کی ها را تعریف میکنه؟ نویسندگانی جنوبی مثل احمد محمود و دیگران از کی ها دارن حرف می زنن؟ از مردمی حرف می زنند که سرشار از فرهنگ و میراث دار تمدنی کهن اند. موسیقی ما هم همین طور. سینمای ما بعد از انقلاب اگر موفقیتی داشت آمد به این جور فرهنگ ها پرداخت. بهرحال الان دیده شده ایم و تازه فهمیدن که نه بابا، محلی به معنی دست دوم و عقب مانده و اینجوری نیست.


موضوعات مرتبط: 19- موسیقی لرستان، 25- ایرج رحمانپور
لُرِسّو


موضوعات مرتبط: 17- کلیپ لري، 19- موسیقی لرستان
لُرِسّو


موضوعات مرتبط: 17- کلیپ لري، 19- موسیقی لرستان
لُرِسّو
لُرِسّو

شادروان استاد علیرضا حسین خانی


موضوعات مرتبط: 19- موسیقی لرستان
لُرِسّو


موضوعات مرتبط: 17- کلیپ لري، 19- موسیقی لرستان
لُرِسّو


موضوعات مرتبط: 17- کلیپ لري، 19- موسیقی لرستان
لُرِسّو
لُرِسّو
لُرِسّو
لُرِسّو
لُرِسّو
لُرِسّو
لُرِسّو
لُرِسّو


موضوعات مرتبط: 17- کلیپ لري، 19- موسیقی لرستان
لُرِسّو

جدائی 


لباس عروسی


موضوعات مرتبط: 17- کلیپ لري، 19- موسیقی لرستان
لُرِسّو


موضوعات مرتبط: 17- کلیپ لري، 19- موسیقی لرستان
لُرِسّو
لُرِسّو
لُرِسّو


موضوعات مرتبط: 17- کلیپ لري، 19- موسیقی لرستان
لُرِسّو

فهرست عناوین آلبوم ویدیو های لُرسّو در یوتیوب


موضوعات مرتبط: 17- کلیپ لري، 19- موسیقی لرستان
لُرِسّو

شهرخرم آباد


خورمووه گوشه د چشت می ارزه و صد کرور

 (خرم آباد گوشه ای از چشمان تو کرور کرور می ارزد)

وا هیچی عوض نمی کم مشتی د خاک هرور

(با هیچ چیز عوض نمی کنم مشتی از خاک هرور(نام منطقه ای در لرستان)

سنگ نوشته زل لویا که قشنگ و نازت

 (سنگ نوشته همانند برقی بر لبان زیبای تو می درخشد)

کر لر تفنگ و شو وا ستره سروازت

(پسر لر تفنگ بر دوش و ستره بر تن سرباز توست)

طاق پیل سینه ریز

(پل شکسته همانند سینه ریز)

قلعه هم تاج سرت

( قلعه فلک الافلاک هم تاج سر توست)

کویای که دار بلی حلقه زنه دور ورت

 (رشته کوههای بلوط بر دور تو حلقه زده اند)

ر میکه ده گوش کوهسار شاق شاق کوکنه

 (نوای خوش پرندگان در کوهساران تو پیچیده است)

هه منی کل زنون می پیچه ده او کمر

( همانند هلهله زنان در شادیها به گوش می رسد)

مرهم زخم دل و دوای هر درد منی

(مرهم زخم دل و دوای درد من هستی)

گل گلزار امیدی خار چش دشمنی

 (گل گلزار امیدی و خار چشم دشمنان هستی)
خورمووه


موضوعات مرتبط: 4- متن ترانه های لری، 17- کلیپ لري، 19- موسیقی لرستان، 21- گردشگري در لرستان
لُرِسّو


موضوعات مرتبط: 19- موسیقی لرستان
لُرِسّو


موضوعات مرتبط: 17- کلیپ لري، 19- موسیقی لرستان
لُرِسّو
   ........   مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

سی چی لُری؟

وبلاگ حاضر هدیه ای فرهنگی است با برگ هایی از دفتر تمرین مشق زبان لری نویسنده فارس زبانی که در اسفندماه سال 1384 بمناسبت تولد همسرش به نشانه ارادت و تشكر و تقدير از یار و یاور و همسر لرستانی اش و با عشق به یادگیری و درک ریشه های فرهنگ ، ادب ، اخلاق و زبان و ادبیات لري وی و در حد توان و بضاعت در راه حفظ ، تقویت و اشاعه زبان ، موسیقی و فرهنگ غنی لرستان و بالاخره ادای دِینِ خود به این سرزمین شکل گرفته است.
برچسب‌ها وب
لینک های مفید
امکانات وب



در لُرسّو
در اينترنت
تماس با ما Online User