«تا ۵ سال دیگر من دوباره میآیم»

محمد ميرزاوندي خواننده 55 ساله (باستناد شناسنامه اش اول عيد سال 1333 در خرم آباد متولد شده) مشهور لرستانی هنگامي كه نزديك به 30 سال قبل با ترانه های لری دایه دایه ، سوار ، تا نفس دارم می جنگم ،حماسه های تاریخی شیرزنان و دلیر مردان قوم لر را علاوه بر حضور در کنار جنگاوران لر در جشنواره های هنر و موسیقی ایران زمین (سال های ۱۳۶۴ و ۱۳۶۵ و ۱۳۶۶ با کسب مقام اول جشنواره) در قالب خبر به برارون و حالوون آنها نیز تکرار و زمزمه می کرد .شاید فکر نمی کرد روزی با همان مخاطبانش با اشاره خبر از لزوم بازگشت خود ( و به زعم نگارنده یادآوری غیرمستقیم مسئولیت و وظیفه نشات گرفته از فرهنگ ایلی و طایفه ای تک تک دوست داران هنر و موسیقی لرستان در پیگیری احوال او و کمک و یاری فکری و روانی در زمینه سازی بازگشتش به این عرصه) را زمزمه کند.
شاید با یادآوری مجدد بخشی از پیام بلبل خوش الحان لرستان به برارون و خواهرون لرش در مصاحبه چند ماه قبل خود با رادیو زمانه به مسئولیت خود در لزوم پیگیری واصرار بر دیدار با وی ،جویائی احوالش و زمینه سازی و مساعدت در بازگشت او به عرصه موسیقی لری گامی عملی تر برداریم.
شنیدن مصاحبه بهمن۱۳۸۷ میرزاوند با رادیو زمانه

- من از سیزده سالگی آواز میخواندم.البته من پاپ میخواندم اما موسیقی ِ لُری چیز ِ دیگری بود. سال پنجاه ونه بود که من «تا نفس دارم میجنگم» را خواندم، «سوار» را خواندم «کم بُو دیره»، «میمانم»، «دایه دایه وقت جنگه» را خواندم «شوق جبهه» را خواندم.
- من آنموقع «تنبک» میزدم، الآن یادم رفته. آخر سکته یک ثانیه است و آدم را میبرد آندنیا، من فقط آواز کار کردم، موسیقی لری عشق من است.
- سال شصتو شش... نمیدانم چه بود که من سکته مغزی کردم...من تا دو سال گریه میکردم، دو سال تمام زبانام بند آمده بود و من گریه میکردم تا اینکه راه افتادم.
- منرا برای معالجه سکته مغزیای که کرده بودم فرستادند آلمان و انگلیس و فرانسه. دست و پام را خوب کردند. الآن دست و پام با گذشته (پیش از سکته) هیچ فرق نکرده، زبانام را هم که میبینید، حدود هفتاد، هشتاد درصد بهبود یافته، انشاالله منتظرم که روزی خوب بشوم.
- بعضی مواقع میخوانم تا این لکنتزبان من رفع بشود... اینکه حالا پنج سال دیگر میبینید من آمدم.
یقین دارم غیرت ٰ؛ همت و اراده لری هم تباران فهیم و دردآشنای میرزاوند بویِژه هنرمندان همدرد حنجره زخمی یا سلطان زاگرس نواز عرصه موسیقی لری میتوانند با همت والای خود مدت این 5 سال آینده را تا قبل از 60 سالگی میرزاوند بسیار کوتاه تر نمایند.

رادیو BBC در برنامه 3 سال قبل خود با عنوان طنین روستا با همت محمود خوشنام به بررسی تاریخچه و موسیقی های محلی ایرانی از جمله لرستان پرداخت . گفته های استاد حمید ایزدپناه در مصاحبه رادیویی اش و همچنین پخش مصاحبه زنده یاد امام قلی امامی (متوفی سال 1353)استاد شهیرتنبور نوازی لرستان در سن 96 سالگی درمورد اهل حق و تنبور نوازی خود در این برنامه و اهمیت این گزارش در شناسائی موسیقی لرستان سبب شد تا بمنظور حفظ این گزارش ارزشمند در بخش آرشیو موسیقی لرستان وبلاگ لرسو ضمن پیاده نمودن نکات مهم این گزارش فایل صوتی آن را نیز به بهانه ای ضمیمه همین مقاله کنم.
ایزدپناه در این مصاحبه ضمن اشاره به تاريخچه موسيقي لرستان و مقام هاي موسيقي لری به موضوعات زیر نیز پرداخته است : تاریخچه ترانه حماسی دایه دایه و گفتگوی وی با پسر نوازنده اولیه این ترانه ماندگار لری ،تفاوت سرنای لرستان با سرنای بختیاری ، ویژگی کمانچه لری (بلندی دسته و ۳ سیمه بودن و کاسه پشت باز(و دلیل بسته شده این کاسه ) و ۲ برابر بودن صدای ان در مقایسه با دیگر کمانچه ها، منظقه نفوذ موسیقی لری ( از ایل سگوند در شوش تا اندیمشک و دزفول تا منطقه کهکیلویه و اصفهان و تمام بختیاری تا کرمانشاه و بخش هائی از اسد آباد و ایلام که جز لرستان قدیم بوده اند) .
شنیدن فایل صوتی گزارش موسیقی لرستان
برخی ازمحورهای مهم گزارش BBC درمورد موسیقی لرستان:-
موسيقی بومی، طنين قلب روستاست. نشانه زنده بودن و زنده ماندن است. زلالی است که در رگهای روستا جاری است و جلوه های گونه گون زندگی روستائيان را باز می تاباند.
-
اينك به سرزميني پهناور و كوهستاني رسيديم سرزميني كه داراي ويژگي هاي طبيعي،تاريخي و فرهنگي است . لرستان در جنوب غربي ايران كوههاي بي شمار موازي با قله هاي بلند و سر به فلك كشيده و در ميانشان دره هاي خرم و سرسبز طبيعت دل انگيز لرستان را نشانه مي زند. در جاي جاي اين دره ها در كناره رود خانه هاي پر آب ، روستاهائي نشسته اند كه در دل خود گنجينه اي از فرهنگ بومي را نهفته دارند .
-
مردماني كه در اين سرزمين زندگي مي كنند نيز از قديمي ترين طوايف ايراني بشمار مي روند .اگر چه مورخاني چون مسعودي و ياقوت حموي لرها را بخشي از عشاير كرد بشمار آورده اند ولی ويژگی های فرهنگی لرها را از كردها جدا مي كند .
-
شماری از ساکنان امروزی لرستان از پیوند لرها و طوائف مهاجر چون کردها، ترک ها و عرب ها بوجود آمده اند ولی در دستاورد فرهنگی آنها نیزسنت های قدیمی لرستان نیروی غالب بوده است.
-
لرها هنر و فرهنگ خود را از مرزهای لرستان نیز فراتر برده اند و دامنه آن را تا ممسنی و کهکیلویه و بختیاری گسترانده اند شعرها و ترانه های لری که در بخش بزرگی از جنوب و جنوب غربی ایران طنین انداز است به یکی از دو زبان لکی یا بختیاری است.
-
نوازندگان بومی را باید گروهی از پاسداران هنر لرستان بدانیم که واقعا همه این آهنگ ها و ترانه ها از آنهاست .
-
بعضی از پژوهش گران پیشینه آغاز و سرچشمه موسیقی لرستان را به هنرمندان قوم کاسی می رسانند که از ۲۰۰۰ سال پیش از میلاد در جنوب غربی رشته کوه های زاگرس می زیستند .بعضی دیگر بخش آیینی این موسیقی را به جنبش اهل حق نسبت می دهند صوفیان اهل طریقت که به نیروی موسیقی در برابر اسلام قشری پایداری می کردند .
-
در برخی دیگر از پژوهش ها تاریخ موسیقی لرستان را به ۳ بخش تقسیم می کنند:
۱ - دوره موسیقی کهن (با عمر هزار ساله و بیشتر از آن با مفسرانی چون کرنا و سرنا و دهل
۲- دوره میانه موسیقی که با حضور وغلبه کمانچه در نقش مهمترین ساز تفسیری از 100 تا ۱۵۰ سال پیش اغاز شده است .
۳- دوره جدید و پیوند موسیقی لرستان با عناصرغیربومی(اشاره به نقش رادیو و مرحوم علی رضا حسین خانی در شکل دهی موسیقی شهری جدید لرستان).
-
خویشاوندی تنگاتنگ با یکی از کهن ترین دستگاه های موسیقی سنتی یعنی ماهور از یک سو و بکارگیری پیوسته بند هائی از منظومه های نظامی در اجراهای آوازی از سوی دیگر بر پیشینه بلند این موسیقی مهر تائید می زند.
-
مقام های موسیقی لری قدیمی چون مقام نقاره ، شاره ره ، گله خاک ، قطار،خریوی ،چقی ، هل پرکه ، جنگه را، قنه قنه ، ماله ژیری(در کوچ پائیزه) و برزه کوهی(بازگشت از کوچ زمستان) پاوه موری هر کدام قصه ای دارد.
-
مردانی که حق گریه در عزای کسی ندارند گاهی تک بیتی هائی در سوگ کسی یا شکایت از زندگی با صوت وصدائی می خوانند که به آن باوه موری گفته می شود.
-
مردمان لرستان به دلاوری و سلحشوری شهره اند و تاریخ شان سرشار از سرکشی و پایداری است از همین روی بخشی از شعرها و ترانه های آنها رنگ و بوی قهرمانی دارد یا در ستایش مردانی است که برای دفاع از سرزمین خود به پاخاسته اند و یا آنها که در این راه جان باخته اند .در این ترانه ها که بسیاری از رویدادهای تاریخی را باز می تابانند غرور بر سوگ غلبه دارد.
- موسیقی اهل حق...
برای شنیدن و دریافت فایل صوتی گزارش BBC روی عنوان های زیر کلیک کنید:
موسیقی لرستان و بختیاری موسیقی کردستان موسیقی جنوب ایران موسیقی فارس و قشقائی
مقام های موسیقی لری : شاهنامه خوانی، نظامی خوانی، دایه دایه ، میری، بزمیری، قدم خیر، گنم خر ، ای ای
|
از پشت ديوارهاي خاطره نويسنده : حميد ايزد پناه نشريه واژه ویژه ادبیات و فرهنگ شماره 7 ديماه 1386 |
|
|
پس از سالي چند دوري از يار وديار، خاك بوسي سرزمينم ايران وديدار چند تن از دوستان گرامي، نصيبم شد... ١- از خون جوانان وطن لاله دميده ٢- اي امان از فراقت. (كه براي ورود مشروطه خواهان به تهران گفته است.) ٣- چه آذرها به جان از عشق آذربايجان دارم. (به ياد ستارخان وباقر كه تحول پرباري از ترانه سرايي را مطرح كرد.) سرايندگان پرآوازه ايراني اغلب با نواهاي موسيقايي ونام ونشانههاي مقامي ايراني آنها آشنايي داشتهاند. از جمله مولانا كه .. | |
ادامه مطلب>>>
|
تنهائي خواننده : علي نامداري |
|
|
|
پاوه موری | |||
|
نام مقامی از موسیقی قدیم لرستان است که آهنگ و نوایی غم انگیز داشته و اشعار آن نیز بازگو کننده یادمان های عمر بر باد رفته و خاطرات شیرین گذشته و یاران از دست رفته و فتنه های غم انگیز زمانه است . نوای محسور کنندۀ آن با تحریرهای کوتاه و پی در پی و کشش های کوتاه و آوازبلند و آزاد آن «حدیث راه پر خون» می کند. مقام پاوه موری را معمولا مردانی که صدای پرسوزی دارند در اوقات تنهایی خود اجرا می کنند . تنبور تنها سازی است که می تواند این صدا را همراهی کند . | |||
|
هانای خان منصور سر صیاد گشت و زمزم و راوه هاتن و مانشت یه لیل یه لیلی آخکم لیلی دنگ لاولاوی سُزه کُر و شیر مَزران چین زنگ اُردوکه امیر یه دنگ قیاقی روچِیا نِشن ایی سنگ ژ دیرم جا شش خانشن دَنگ قیاقی رُو چیان و تاوه هُنای خان منصور هَت و بره کاوآ منو مانشت کوه پیمانمون بستن اوتم و مه خم تا روژ مردن بهار نداشتی مر خَور لِه موت منصور نداشتی مرنِمزانی خان منصور مردن خیمه گُلانت زمین رنگ کردن |
ای منصور خان رئیس صیادان بکوه مانشت آمدیم باهمهمه و فریادان آی لیلی و آخ لیلی! صدا لالایی شیردادن سبزه به پسرش صدای اردو امیر با زنگوله قافله اش بانگ نبرد و فریاد جارچیانش می آید شلیک گلوله اززیر این سنگ می آید صدای فریاد بلند جارچیان می آید تا سراب کوه دادِ منصور خان میآید بسته ایم پیمانی من و مانشت باهم تا دم مردن نم باران ازو غم از من بهار نداشتی؟ مگر خبر از مرگ منصور نداشتی مگر نمی دانی منصور خان مُرده!؟ چراخیمه گُلانَت زمین رارنگ کرده؟ | ||
|
مانشت : نام کوهی واقع در 6 کیلومتری شمال شرقی ایلام به ارتفاع 2629 متر است که سرچشمه آب زنگاوان و رودخانه مورت می باشد . این کوه از شمال غربی به کوه بانکول و از جنوب غربی به کوه گاوه متصل و دامنه های شرقی و غربی آن پوشیده از جنگل های بلوط است . | |||
|
هانای= حرف ندا |
منصور= از خوانین پشتکوه |
تم = نم نم باران | |
|
مقام موسیقی عزیز بگی لری | |
|
عزیز بگ (عزیز بیگ) نام شخص نابینایی بوده که در دهه های اوایل 1300 هجری شمسی در خرم آباد اشعار عامیانه(غالبا اشعار میرنوروز) را با صدای بلند و سبک خاص خود جلوی مغازه های کوچه و بازارمی خوانده است . سبک خاص عزیز بگ در خواندن آواز و اشعار سبب رایج شدن اسلوب عزیز بگی در خواندن ترانه های لری و مهمتر از آن نواختن کمانچه در بین نوازندگان و موسیقی دانان لرستان گشت. عزیز بگی در موسیقی لری از گوشه داد ماهور شروع و در گوشه شکسته ختم می شود. عزیز بگ که از طایفه چگنی و ساکن خرم آباد بود و از طریق ترانه و آواز خوانی امرار معاش می نمود اواخر دهه 1320 در خرم آباد دار فانی را وداع گفت . برخی از مشهورترین ابیات خوانده شده در عزیز بگی عبارتند از: | |
|
بیلا هر شو بُو ژ روژ بیزارم ترسم ناکسی شو بیه کارم هه دُنیا داران هه دُنیا دُوسو دُنیا دمی که چی شاره بُوسو خدا بسینه حقم دِ دایه ات خوم رنجم کشیا کی نیشت وِ سایه ات پوشینت لی بو سوختنیت نی بو برگت کرواس بو ژ مال ژ دنیا هر ژنت خاص بو هر بورن بورن بورن تماشا دوسکه صد سالم دِم کرده حاشا |
بگذار شب بشه از روز بیزارم ترسم رسوائی عشق بشه کارم ای دنیا داران ! ای دنیا دوستان دنیا دمیست چو شادی در بوستان خدا بگیره حقم را از دایه ات من رنجت کشیدم دگری نشست توسایه ات گلیم پشمی بپوشی و نی بسوزانی لباست کرباس باشه از مال دنیا زن خوب نصیبت بشه آی بدوید بدوید بیایید تماشا دوست صد ساله ام کرده ام حاشا |
|
شاره بُوسو : در ایام قدیم زمانی که کار چیدن میوه ها از باغات و بوستان ها تمام می شد ؛اصطلاحا می گفتند هلا رو پاشاروست یعنی درهای باغ و بوستان بروی مردم باز است و هر کسی می تواند هرچه بخواهد از بوستان و باغ میوه برداشت کند و بخورد . | |
|
جنگ لُرو خواننده : حسین ابی |
|
|
|
۵۷مین متن ترانه های لری دی بوه(ای بابا) دی بوه نزدیکترین تصنیف لری به « دایه دایه» است . داستان این ترانه مربوط به فرهاد خان از حاکمان شهر خرم آباد در دوره قاجار است که اسبی بنام منجوله (هم نام اسب محمد خان فیلی در ترانه دایه دایه ) داشته است . نقل است فرهاد خان که فردی خودرای؛ سرسخت و قدرتمند بوده در روز مرگش به همراه مجیرالسلطنه قصد حرکت به سوی قلعه فلک الافلاک را می نماید و در مسیرش به سوی قلعه به تنی چند از مغازه داران خرم آباد دستور می دهد تا هنگام بازگشتش از قلعه دکان هایشان را تخریب کنند. مغازه دارها بدنبال این فرمان پس از مدتی شروع به تخلیه مغازه های خود می کنند که ناگهان جارچی های خان جار می زنند که فرهاد خان کشته شده و آنها نیز دست از تخلیه مغازه ها می کشند. از متن ترانه و وقایع تاریخی نقل شده چنین برمی آید که فرهاد خان به محض ورود به قلعه خود را در کمین و محاصره خوانین ساکی می بیند و تنها راه نجاتش را توسل به «منجوله» اسب خود می پندارد ؛ متن ترانه نیز شرح محاصره او در قلعه فلک الافلاک است که ... | |
|
متن لری ترانه |
ترجمه فارسی |
|
منجوله جون دلم دی قی درآرِم نالته طلا می رِم جون بَرارِم نالته طلا بیرِم تند پاته ورچی خانیا دورم میرن و صد تفنچی ساکی دُ ساکیو قلا گِرِته لو بالینم نشس دِلِمه سوخته زین برگم بَوَنیت وِ اُ اسبِ زردم موهونم کُشتنه هه آه سردم اسب زرد جو خوت دی قلا درآرم زینه ته نقره زنم ارواح برارم |
منجوله جونم از این جنگ دراورم نعلت رو طلا می گیرم بجون برادرم نعلتو طلا میگیرم چارنعل و تند بتاز خانها باصدتفنگچی محاصره ام می کنند یکی از ساکی ها قلعه رو گرفته کنار بالینم نشسته و دلم رو سوخته زین و برگم رو ببندید به اسب زردم مادیونم رو کشتند هی آه سردم اسب زردم جون خودت ازاین قلعه درآورم زین ات را نقره می زنم ارواح برادرم |
|
بعدها به مرور زمان و وقوع جنگ های مختلف در لرستان متون زیر نیز به اشعار مذکور اضافه شد: | |
|
علی مه خون علی مه خون اِ خدا مُردم دُ زندون چی قلا بال بال کنم ها روم وِ طهرون بکُشم وزیر جنگ خین علی مه خون دی بوه هو کو دوآره هر لُری واکپنک ری صد سواره چل ماشین چل طیاره چل تا زره پوش وش گُوتم اِ کُر نرو دِم نَگِرت گوش طیاره دِ آسمو چی خور داری کُشتنه چار تا سوار دُ بختیاری |
علی محمد خان علی محمد خان ای خدا مردم توی زندان چون کلاغ بال بزم میخوام برم به تهران بکشم وزیر جنگ بخونخواهی علی مردان خان ای بابا هی کن اسبت رو دوباره هر لری با کپنک برابر صد سواره چل ماشین چل طیاره چل تا زره پوش بهش گفتم پسر نرو حرفم رو نکرد گوش طیاره تو آسمون ازچی خبرداری کشته اند چهارتا سوار از بختیاری |
|
مخمل کو خرمووه گُله بارونه نونم یه مردونه یا غلامعلی خونه آساره دِ آسِمو ماهی دِ آوه لطیفخو کُر شیخه مری قصاوه
گلار گلار هو کُو دواره لُرِسّو دِ موقع جنگ که گِل میاره اسبش رشه دل خوش چی بای قوش قی یداله خان توپچی دولت کُش دی بوه هُو کو دواره انگلیس جراتی ناره هر لُری وا کپنک ری صد سواره |
مخمل کوه خرم آباد گلوله بارانه نمی دونم جنگ مرداست یاغلامعلی خانه ستاره تو آسمون ماهی تو آبه لطیف خان پسر شیخ (در کشتن)انگار قصّابه برگرد اسبت رو هی کن دوباره لرستان موقع جنگ کی نوبت میاره اسبش رعشه دل و خودش شکاری چون قوش نبرد یداله خانه توپچی دولت کش ای بابا هی کن اسبت رو دوباره انگلستان جراتی نداره هر لری با کپنک برابربا صدتا سواره |
|
بیرانوندهای لرستان سالها با حکومت مرکزی اواخر دوره قاجار و اوایل دوره رضاخان در ستیز و نبرد بودند. در زمان رضا خان بدستور سپهبد امیراحمدی جهت ترور روسای مهم ایل بیرانوند سه تن از جاسوسان نظامی در لباس نوکر و خدمه وارد ایل بیرانوند شده و موفق به ترور ولی اله ؛ همت علی و اسداله بیرانوند در هنگام خواب آنها در رختخوابشان می شوند. روز بعد دو نفر از 3 جاسوس نظامی امیراحمدی توسط عشایر دستگیر و پس از انتقال به خرم آباد توسط مردم سنگسار می شوند. لطیف خان پسر شیخ علیخان رئیس ایل بیرانوند می باشد که به همراه 12 تن دیگر از روسا و خوانین ایل بیرانوند همزمان با ورود قوای سرلشگز حسین خزاعی در سال 1304 در بروجرد به دار آویخته شدند. لُرِسّو دِ موقع جنگ که گِل میاره : کنایه از آن است که در لرستان هنگام جنگ کسی به بهانه نوبتی بودن از جنگ واهمه ای نداشته و فرار نمی کند.
| |
|
در دوره حکومت رضا خان که گروهی از مردم لرستان توسط نظامیان به تبعید در مناطقی چون خوار ورامین ؛ گرمسار ؛ قزوین و ... وادار می شدند و یا بزور به مراکز آموزش عشایری برده می شدند از جابجائی اجباری لرها به عنوان «کُر گرگووئی» یا همان گروگان گیری نیز در ادبیات و اشعار لری یاد شده است . در اشعار لری ابیات بسیاری در وصف مسیر تبعیدها یا لحظات جدائی آنان از زادگاه خود سروده شده است : | |
|
دالکه نظامی اوما رولکه میحا بورنمو دالکه خدا نکه رولکه وِ شُو بورنمو |
ای مادر نظامی ها اومدند فرزندم می خواهند ببرنمون ای مادر خدا نکنه فرزندم به شب ببرنمون |
|
فیلبان و چم مهر = نام دو منطقه گرمسیری در جنوب لرستان است |
|
سی و هشتمین ترانه لری - ترانه «بزمیری»
|
|
|
|
|
ترانه لری ماله ژيری(Malazheri) متن لری ترانه ماله ژيری ترجمه براری دیرم گاه لوو لووه نازار مالم سر قالیه دختری دیمه ار سرپیش بار اگر میلت بو تا گات بکم بار انار انجیر زلف دا و زنجیر انار ژباخان منه برف آو ژ راخان منه لوه لومه و تونه موشم دنون مرواری کاکل اورشم دی سیکه آگر سیه مال نو گرگر مسوزیا و دامان کو مال تون بار کردارا گرمسیر سوار تلمیت لا زینت شمشیر دته بیچ کله و سر پیش بار اگر دلت بو تا گات بکم بار نه گاه میلمه نه گاه بکه بار هف برا دیرم چی سیو خونسار یه کرنگ کیه ار پای ایی راخه عزیز براکم سوار بی داخه یه کوچ باره یه سر پاییزه ژنیل بورن دس شون له هیزه برادری دارم که می خواند گاهی نازنینم نشسته بر سر قالی دختری دیدم که قرار داره سر بار اگه میلته هنگام رفتنت با تو کنم بار چون انار و انجیره زلفاش مثل زنجیره چون اناری که از باغها مونده مثل آب برفی که از کوهها مونده می خونم و بهت می گم دندون مروارید کاکل ابریشمی دود سیاه آتش سیاه چادر تازه ات میاد اندک اندک می سوزه در دامن کوه منزل تون در حال کوچ به گرمسیره سوار اسب روپوش داری و لا زینت شمشیره دختر کوچولوی که نشستی جلوی بار اگه دلته وقت رفتنت باهات کنم بار نه وقت میلمه نه زمانی که بکنیم بار هفتا برادر دارم چون سیب خوانسار این حصار منزلگه کیست کنار این کوهه حصار برادر عزیزمه که سوار بی بیرقه بشتابید وقت کوچ بار پاییزه زنهایی که دستشون را بردن تو خیک روغن
کرنگ( Korang) = ۱- به مجموع چند سیاه چادر روستائی گفته می شود که مربوط به چند خانواده است و در یک محل نزدیک یکدیگر برپا شده است. ۲- حصاری که معمولا با حصیرهای چوبی و هیزم و شاخ و برگ درختان ساخته شده و بیشتر بعنوان محلی برای نگهداری گله و دام مورد استفاده قرار می گیرد. بی داخ = به معنی بی داغ و غم است برخی نیز آن را به مفهوم بیرق و پرچم بکار برده اند. هیزه = خیک جای روغن . تلمیت (Talmit)= لحافی که عشایر برای سواری بر گرده اسب می اندازند.
سرازیر شدن به منزلگاه پاییزی را « ماله زیری» می نامند . « ماله ژیر» یا « ماله زیر» نام طایفه ای از ایلات لک زبان لرستان (با مشخصه استفاده زیاد از دو حرف« ژ» و« ز» در زبان و اشعار لکی) نیز می باشد . کودکی را که هنگام کوچ پاییزی به دنیا بیاید نیز ماله زیر می نامند.
|
|
|
بر اساس كاوش هاي باستان شناسي در مناطق لرنشين، تصويري از رقص و پايكوبي بر قطعه اي سفالي به دست آمده كه قدمت موسيقي در اين منطقه را به هزاره چهارم پيش از ميلاد مسيح رقم مي زند.(سيف زاده،1377،5)همچنين از آثار و شواهد به دست آمده در اين مناطق تصاويري از آلات موسيقي دوران مانند شيپور و تنتور بر روي ظروف نقره وجود دارد كه حاكي از رواج موسيقي نزد اين قوم در عهد ساساني است. امروزه نيز برخي از نغمه هاي باستاني در قالب مقامهاي موسيقي قومي باقي مانده است. |
|
هم اكنون موسيقي لري در قالب ترانه به هفت بخش تقسيم مي شود: 1-موسيقي و ترانه هاي غنايي و عاشقانه: شامل ترانه ها و آهنگهايي است در وصال يا فراق معشوق مانند ترانه هاي هي لو، بينا بينا، كيودار يا نغمه هاي شيرين و خسرو، ساري خواني، ميربگي(ميرونه) و دهها ترانه ديگر كه در مقامهاي مختلف موسيقي لري اجرا مي گردد. 2-موسبقي و ترانه هاي حماسه رزمي: اين سرودها بيانگر ارزشهاي حماسي و رزمي جنگاوران در ميان ايل هستند. مانند جنگ لرو، دايه دايه و … يا مقامهاي موسيقي بدون كلام كه در رزمگاه و مسابقه به كار رفته اند، مانند جنگه را، سوارهو، نقاره و … . 3-موسيقي و ترانههاي سوگواري: اين موسيقي بيشتر جنبه آييني داشته است و در مواقع سوگواري از روزگار كهن تا كنون كاربرد فراواني دارد، مانند چمري يا ساير مقامها؛ از جمله، سحري، پاكتلي، شيوني و دهها مقام ديگر. 4-موسيقي و ترانه هاي فصول: موسيقي و ترانه هاي ويژه فصول مختلف مانند برزه كوهي، ماله ژيري، كوچ بارو … . 5-موسيقي و ترانههاي كار: به منظور سهولت و تسريع در كار مردان و زنان ايلاتي، اين ترانهها - به صورت فردي يا دسته جمعي- خوانده ميشود، مانند ترانه هاي گلدرو(برزيگري)، هوله(خرمن كوبي)، مشك زني، شيردوشي و چوپاني.موسيقي و ترانههاي طنز: اين ترانه ها اغلب به صورت في البداهه در هجو شخص يا موضوع يا مكاني سروده شده و برخي اوقات نيز با حركات نمايشي طنز آلود فرد يا افرادي همراه بوده است: ههنبات، كاسمسا(كاسه همسايه) و … از اين نوع هستند. 7-سرودهاي مذهبي: بر اساس كلامهاي يارسان(از سرودههاي اهل حق)بوده، جنبه عرفاني و اعتقادي آن بسيار عميق است. مانند ضامن آهو، سراي خاموشان(شهر بيصدا)، دوازده كلام ياري و … . در طول دهد اول انقلاب اسلامي به علت برخوردهاي شديد با اجراي موسيقي به ويژه موسيقي قومي، از ميزان مشاركت موسيقي در بخشهاي مختلف زندگي قومي كاسته شد اما در گذشته كه موسيقي شادمانه و غنايي همراه با رقصهاي جمعي صورت ميگرفت، در مناطق لر نشين به اين صورت اجرا ميشد: 1-قطار 2-سنگين سماع 3-هل پركه يا هل پركان 4-دوپا 5-سه پا 6-شانه شكي 7-اوشاري البته توالي و ترتيب به هنگام اجراي رقص صورت ميگرفت و در صورت ديدن سواران، مقام هاي موسيقي رقص قطع ميگرديد و به اجراي مقامهاي سواركاري(موسيقي رزمي) ميپرداختند. مثلاً اگر مقام هل پركه در حال اجرا بود، با ديدن سواران مقام نقاره نواخته مي شد كه در ابتداي مقامهاي موسيقي سواركاري است. در مناطق لرنشين توالي و ترتيب موسيقي غنايي بدين گونه است: 1-سنگين سماع 2-دوپا 3-سه پا 4-شانه شكي؛ گاه ضمن اجراي اين مقامها، مقامهاي ديگري مانند شيرين و خسرو، سارو خواني و … نيز اجرا ميشود. از ترانه هاي مشهور قوم لر ميتوان به قدم خير، رنگينه، كش طلا(كفش طلا)، صنم گل، هالو گنم خر و … اشاره نمود. موسيقي و ترانههاي حماسي در قوم لر در دو جهت عمل نمودهاند؛ تشويق ايلات و عشاير به شركت و حضور در ميادين نبرد(مانند ترانه دايه دايه) و حفظ و زنده نگهداشتن ياد برخي از شخصيتهاي حماسي قوم لر در دو بخش بيكلام، مانند مقامهاي سحري، نقاره، شاره را، يا با كلام، مانند ترانه هاي دايه دايه، جنگ لر وكرمي اجرا ميشود. از هنرمندان قوم لر نجفقلي ميرزايي، عليرضا حسين خاني و پيرولي كريمي را ميتوان نام برد. جهت آشنايي بيشتر با فرهنگ غني موسيقايي در قوم لر به شرح ابعادي از موسيقي اين قوم ميپردازيم: الف)موسيقي سوگواري: بيانگر مراحل مختلف عزاداري و سنتهاي رايج آن در لرستان است. اين موسيقي نيز به صورت بيكلام(مانند مقامهاي سحري، پاكتلي، چمري) و با كلام(مانند مراسم راراپيشكوه، راراشتكوه، راراشيرازي يا دنگ دال در مناطق مختلف بختياري) اجرا ميشود.به عنوان مثال اشعار متداول در دنگ دال از اين دست است: اَسبت و زين و كتلت زيه در مال اسبت به زين و كتل تو جلوي منزلگاه است دشمنو شادي كنان دوسو زنان زال دشمنان شادي ميكنند و دوستان زار ميزنند شمشيرت منه غلاف ترسم خورش زنگ شمشيرت در غلاف مانده ترسم زنگ بزند كينه دارم بعد خوت وش وش بكنه جنگ چه كسي را دارم كه بعد از خودت با آن جنگ كنم دات برو كگو برو همه بران مو مادرت موي ميبرد خواهرت موي ميبرد همه گيسو ميبرند همه برن و كارد زنت و خنجر اگر همه با كارد موي برند همسرت با خنجر موي ميبرد ب) موسيقي فصول: بر اساس اعتقاد حكما در قديم اجراي موسيقي با اوقات شب و روز، ماهها و فصول در ارتباط بوده است و براي هر مقطع از زمان در هر ماه يا فصل، موسيقي و نغمه هاي ويژهاي را توصيه ميكردند. در مناطق لرنشين نيز در گذشته چنين سنتي وجود داشت، از جمله نغمه شادمانه برزه كوهي كه به هنگام بهار و بازگشت ايل از قشلاق و جشن بازگشت به سرزمين نواخته ميشد. ج)موسيقي و ترانههاي كار: شامل ترانههايي است كه مردان يا زنان به ويژه جوانان در هنگام كار، مانند جمعآوري هيزم، آب، شيردوشي و برداشت محصول مشك زني و … ميخوانند؛ به عنوان مثال دختران و زنها هنگام آوردن آب چشمه آوازي را به صورت همسرايي اجرا ميكنند كه زنگولهدار ناميده ميشود. زنان در لرستان هنگام شيردوشي آوايي را زمزمه ميكنند. د)موسيقي و ترانه هاي طنز: اين موسيقي و ترانههاي كه با اجراي حركات موزون همراه است، در لرستان توسط عدهاي بنام دلي اجرا ميشد كه استعداد فراواني در رديف كردن كلمات و اشعار به صورت بداهه داشتند و از اين راه ارتزاق ميكردند. بيشتر مردم از ترس هجويات جالب آنان مجبور به دادن مبلغي به آنها بودند. ه)موسيقي مذهبي: اين موسيقي شامل سرودهاي يارسان كه وزن خاصي دارند و به كلام معروف هستند و در نسخ مختلف به گويش گوراني ولكي لرستاني (نور آباد)ثبت شدهاند ميشود. اين كلام ها در نزد اهل حق بسيار گرامي و محترم شمرده ميشوند و شامل تعاليمي هستند كه هر شخص وظيفه دارد در طول حياط خود از آنها پيروي كند. برجسته ترين سازي كه اين نغمهها را مينوازد«تنبور»(تميره)است كه در صفحات پيشين ذكر آن آمده است. |
|
موسيقي و ترانه هاي قوم لر معمولاً در ميزانهاي مرسوم4/2،8/6، 8/7 اجرا ميشوند. همانطور كه مشاهده ميشود اين وزنها در موسيقي قوم كرد نيز وجود دارند. اما نكته قابل ملاحظه در اين ميان نحوه اجراي تاكيدها در هر قوم است كه باعث تفاوت و ايجاد ويژگي براي هر قوم ميگردد. در تعدادي از ترانهها شروع ملودي با سكوت همراه است(وجه مشترك با قوم كرد)، ليكن در اجراها همواره چوبي لري كه به زبان چوبي سه پا ناميده ميشود،با چوبي كردي متفاوت است. به اين معنا كه فرم قطعه مانند چوبي كردي است اما نوازنده تنبك ضربهها را به قسمت ثابتي از پوست وارد ميسازد كه در طول اجراها تاكيدها به گوش ميرسد. در اجراي ريتم8/6 نيز اين تفاوت نسبت به ريتم سماع در موسيقي كردي مشهود است. |
|
قوم لر به ويژه در منطقه لرستان نسبت به ساير اقوام بيشترين بهره را از دستگاه ماهور برده اند. آميختگي فرهنگي با اين دستگاه سبب ايجاد گوشه شيرين خسرو در ماهور شده است؛ چنين گوشهاي در موسيقي سنتي ايران در دستگاه شور وجود دارد و اجراي اين گوشه در دستگاه ماهور، منحصر به قوم لر است. در مناطق بختياري تشمالها افرادي هستند كه به اجراي موسيقي اشتغال دارند. نغمههاي اين ناحيه معمولاً در دستگاه شور نواخته ميشود و در قالب اشعار غزل گونه و عاشقانه، گاهي شرح زندگي قوم و ايل و گاه در قالب لالاييهاي مادرانه متجلي ميشوند. نغمههاي فراواني، از جمله علي سونه لري يا شيرين خسرو وجود دارند كه داراي ريتم آزاد هستند. ساز كمانچه به عنوان ساز رسمي قوم لر ايفاي نقش ميكند. نحوه نوازندگي و ايجاد ويبراسيونها توسط نوازندگان محلي باعث ميگردد نوعي لهجه خاص مربوط به اين قوم در ملودي ها طنين بيندازد. اين لهجه ملوديك ناشي از اجراي زينت هاي خاص توسط نوازندگان و تاكيد بر فواصلي است كه با آنچه مبناي فواصل موسيقي غربي است، تفاوت دارد. همچنين در بسياري از قسمتها شروع از درجه دوم (نت ر) است و در مواردي ايست قطعات نيز بر اين درجه استوار است كه باعث تفاوتهايي در نحوه بيان با دستگاه ماهور در رديف ميگردد. ملوديها در سه بخش باستاني(شامل كلامها)، روستايي(همراه با دوزله و دهل) و شهري(همراه با كمانچه و گاه در كنار ساير سازها) قرار ميگيرند. فواصل موسيقي باستاني با تفاوتهايي اندكي منطبق بر فواصل موسيقي تنبوري در قوم كرد است. از جمله اين نغمه هاي باستاني مي توان به مقام هاي سحري، هوره و چمري اشاره نمود. |
|
1- بعضي از ترانه ها در ابتدا با سكوت(ضد ضرب)همراه هستند، اين مطلب به عنوان نقطه اشتراك با موسيقي قوم كرد مطرح است. 2- ترانه ها مانند سنت رايج در ترانه هاي محلي ساير نواحي، از دو جمله (فراز و فرود)و گاه از يك جمله تشكيل يافته اند. و معمولا بيت واحدي از كلام در هر ترانه وجود دارد كه مانند ترجيع بند تكراي مي گردد، عموماً ترانه ها با انتخاب كلمه اي از اين بيت نامگذاري مي شوند-مشابه اين مورد در ترانه هاي قوم كرد وجود دارد. 3- در ترانه ها همواره از كلماتي مانند هه، خدا، اري، عزيزم و … استفاده مي شود كه اين كلمات در پيوند و تطبيق هجاهاي شعر و موسيقي ايفاي نقش مي كنند. 4- معمولا در پايان هر ترانه نوازندگان قطعه اي ضربي با ريتم 4/2 مي نوازند-اين مورد نيز در موسيقي قوم كرد وجود دارد. 5- از اشعار هجايي و بيت هاي تكراري در ترانها (نسبت به قوم كرد)كمتر استفاده مي گرد به ويژه در ترانه هايي كه براي مردم لر شناخته شده هستند. 6- در اجراي موسيقي نوعي لهجه خاص (لري)توسط نوازندگان كمانچه القا مي شود كه تاكيدي بر هويت ملوديك موسيقي در اين قوم مي باشد. 7- قسمت اعظم ترانه هاي قوم لر(به ويژه در منطقه لرستان ) در دستگاه ماهور ساخته شده اند اين ساخته ها با حسن سلحشوري و روحيه حماسي مردمان اين منطق منطبق است. 8- هر اندازه موسيقي منطقه لرستان به موسيقي كردي نزديك است به همان نسبت موسيقي مناطق بختياري با موسيقي نواحي فارس و جنوبي ايران سنخيت دارد. |
|
تنبور، سرنا، دوزله، كمانچه لري، تنبك، دهل و سازهاي سنتي مرسوم از جمله سازهايي هستند كه در موسيقي قوم لر مورد استفاده قرار مي گيرند. در اين ميان كمانچه تنها سازي است كهب ا ساز ساير اقوام تفاوت اساسي دارد. كمانچه لري: سازي است كه به كمانچه متداول در موسيقي سنتي شباهت هاي فراواني دارد اما دو ويژگي آن را از كمانچه سنتي مجزا مي سازد. اولين ويژگي مربوط به كاسيه اين ساز است كه برخلاف كمانچه سنتي بسته و يك تكه نيست بلكه انتهاي آن باز، شكلش تا حدودي مخروطي و درون كاسه و زير پوست قابل مشاهده مي باشد. به همين دليل آن را از كمانچه پشت باز نيز مي گويند. دومين ويژگي در حفظ سنت كهن تعداد سيم ها در اين ساز است. از دوران باستان تا عهد قاجار كمانچه داراي سه سيم بود، ليكن پس از ورود ويولن به ايران كمانچه نوازان به تقليد سيم چهارمي بر كمانچه افزودند.(2) كمانچه موسيقي سنتي امروزه داراي چهار سي حفظ نموده است. شايان ذكر است كه در موسيقي قوم كرد از اين كمانچه استفاده نمي شود و با وجود وجوه اشتراك ميان ا ين دو موسيقي كمانچه پشت باز فقط به عنوان ساز انحصاري قوم لر مطرح است. |
|
3 ترانه دایه دایه |
|
(ترانه) (ترجمه) زين و برگم بونيت واو ماديونم زين و برگم را به ماديانم ببنديد
خورم بوريتو سي هالوونم خبر مرا براي دايي هاي من
ببريددايه دايه وقت جنگه اي مادر اي مادر هنگام جنگ است
قطار كه بالا سرم پورش زشنگ قطار(4) بالاي سرم پر از فشنگ
استدقلا كرده و در شمشير و دسش از قلعه بيرون زده و شمشير به دست اوست
چيو طلا برق مي زنه لقام اسبش لگام اسبش مانند طلا برق مي زند
كرسيول اسپي بكش خينم حرومت پسر سبيل سفيد(رضاخان)مرا بكش و خونم حرامت باد
تا قيامت مي مونه اي ننگ به نومت تا قيامت اين ننگ به نامت باقي خواهد ماند
برارونم خيليين هزار هزارن برادرانم خيلي هستند هزارهزار (هزاران نفر)
سي تقاص خينه مه سرور ميارن براي تقاص خون من (از هر گوشه شاي)پيش خواهدآمد
|
× ترانه لری نازنین با صدای مجتبی شایسته
× قصیده بلند پلدختر از میرنوروز شاعر شهیر لرستانی
× فیلمی از آبشار بیشه و نگاهی به روستای بیشه لرستان
× جوابم کردیه مه حرفی نارم - ترانه ای از امیر رحمان
× سلیمان در جشن بروجرد و تقلید صدا خوانندگان ایرانی
× آسمو به وار - ایرج رحمانپور
× پيام ميرزاوند به برارون هزار هزار و حالوونش :تا ۵ سال دیگر من دوباره میآیم
× ترانه لری دیر بیا خواننده داریوش نظری
× طنز لری - ابتکار 2 کارگر کٌرد مزرعه در گندم درو کنی
× گزارش رادیو BBC در مورد تاریخچه و پیشینه موسیقی لرستان
× نمايشگاه مجازي عكس هائي از درياچه گهر لرستان
× فرج علیپور
× نمایشگاه عکس مجازی لرستان در گالری کوهستان
× تصاويري از قلعه فلك الافلاك لرستان


