لُرِسّو(لرستان)
فرهنگ،هنر،شعر ،داستان، تاريخ ، فیلم ، ویدئو کلیپ و موسیقی لری  


 رحمانپور

    سئوال :چرا وقتی حرف از موسیقی لری به میان میاد ذهن به سمت ایلات و عشایر و روستا می رود. آیا این موسیقی لری زمینه ای در شهرها هم دارد یا مثل موسیقی های محلی دیگر جاها فقط چهره اش روستایی است؟
  ایرج رحمانپور:بله این یه برداشت اشتباه و تلقی غلط شهری ها از ماست. برای اینکه ما همیشه از جانب مرکز تعریف می شدیم. مرکز که تهران باشد و از قاجاریه به بعد شد پایتخت کشور. قاجاریه با غرض به این موضوع نگاه می کرد و در زمان پهلوی هم ادامه پیدا کرد، ما قرار نبود اصلا "لر" تعریف بشیم! اصلا قرار نبود به بودن ما تو این کشور اعتراف بشه. حکومت قاجار از ترس پیدایش وضعیتی مثل زندیه، اگر می تونست "ما لرها" را از صحنه روزگار حذف می کرد. حقیقتش ما یه قومی بودیم که ادعا داشت توی ایران و این و خطرناک می دونستند. این همه جوک که برا ما درست شده این همه بدبختی که هست لر اینجوریه لر اونجوریه، اینها همه حساب شده است و از دربارها میآد.
شما لابد می دونید، درسته که انقلاب مشروطیت به اسم بزرگان آذری ما تمام شده اما این برنامه ریزی را سردار اسعد ایران کرده. "سردار اسعد لر" کرده.
تهران بوسیله "لرها" فتح شد. هرگز این را نمی گن که سپاه بختیاری و بقیه لرها مثل بیرانوندهای خودمان رفتند تهران را گرفتند و مشروطیت را حمایت کردند."نمی گن که سردار اسعد قانون اساسی را از بلژیک ترجمه کرد آورد."
اینها را کسی به زبون نمیاره. مرکز نشین ها همیشه ما را با دید توریستی می دیدند. ما را بصورت عشایری که توی چادرها زندگی می کنند و میش و بزی دارند و مردمی که توی کوچ اند. اما آیا مردمی که زیر چادرها زندگی می کنند و کوچ می کنند الزاما مردم درجه دو و بی فرهنگی اند؟ اینرا نرفتند پژوهش بکنند. اینها نمی خواستند بدانند که همین مردمی که زیر چادرها زندگی میکردند وارث آن "تمدن بزرگ ایران" گذشته بودند. الان تازه فهمیدند گنجینه ها آنجاست. توی نمایش توی سینما توی همه چیز. توی نوشته ها. الان بزرگترین رمان ها مثل مثلا «کلیدر» زندگی کی ها را تعریف میکنه؟ نویسندگانی جنوبی مثل احمد محمود و دیگران از کی ها دارن حرف می زنن؟ از مردمی حرف می زنند که سرشار از فرهنگ و میراث دار تمدنی کهن اند. موسیقی ما هم همین طور. سینمای ما بعد از انقلاب اگر موفقیتی داشت آمد به این جور فرهنگ ها پرداخت. بهرحال الان دیده شده ایم و تازه فهمیدن که نه بابا، محلی به معنی دست دوم و عقب مانده و اینجوری نیست.


موضوعات مرتبط: 19- موسیقی لرستان، 25- ایرج رحمانپور
لُرِسّو


موضوعات مرتبط: 17- کلیپ لري، 19- موسیقی لرستان
لُرِسّو


موضوعات مرتبط: 17- کلیپ لري، 19- موسیقی لرستان
لُرِسّو
لُرِسّو

شادروان استاد علیرضا حسین خانی


موضوعات مرتبط: 19- موسیقی لرستان
لُرِسّو


موضوعات مرتبط: 17- کلیپ لري، 19- موسیقی لرستان
لُرِسّو


موضوعات مرتبط: 17- کلیپ لري، 19- موسیقی لرستان
لُرِسّو
لُرِسّو
لُرِسّو
لُرِسّو
لُرِسّو
لُرِسّو
لُرِسّو
لُرِسّو


موضوعات مرتبط: 17- کلیپ لري، 19- موسیقی لرستان
لُرِسّو

جدائی 


لباس عروسی


موضوعات مرتبط: 17- کلیپ لري، 19- موسیقی لرستان
لُرِسّو


موضوعات مرتبط: 17- کلیپ لري، 19- موسیقی لرستان
لُرِسّو
لُرِسّو
لُرِسّو


موضوعات مرتبط: 17- کلیپ لري، 19- موسیقی لرستان
لُرِسّو

فهرست عناوین آلبوم ویدیو های لُرسّو در یوتیوب


موضوعات مرتبط: 17- کلیپ لري، 19- موسیقی لرستان
لُرِسّو

شهرخرم آباد


خورمووه گوشه د چشت می ارزه و صد کرور

 (خرم آباد گوشه ای از چشمان تو کرور کرور می ارزد)

وا هیچی عوض نمی کم مشتی د خاک هرور

(با هیچ چیز عوض نمی کنم مشتی از خاک هرور(نام منطقه ای در لرستان)

سنگ نوشته زل لویا که قشنگ و نازت

 (سنگ نوشته همانند برقی بر لبان زیبای تو می درخشد)

کر لر تفنگ و شو وا ستره سروازت

(پسر لر تفنگ بر دوش و ستره بر تن سرباز توست)

طاق پیل سینه ریز

(پل شکسته همانند سینه ریز)

قلعه هم تاج سرت

( قلعه فلک الافلاک هم تاج سر توست)

کویای که دار بلی حلقه زنه دور ورت

 (رشته کوههای بلوط بر دور تو حلقه زده اند)

ر میکه ده گوش کوهسار شاق شاق کوکنه

 (نوای خوش پرندگان در کوهساران تو پیچیده است)

هه منی کل زنون می پیچه ده او کمر

( همانند هلهله زنان در شادیها به گوش می رسد)

مرهم زخم دل و دوای هر درد منی

(مرهم زخم دل و دوای درد من هستی)

گل گلزار امیدی خار چش دشمنی

 (گل گلزار امیدی و خار چشم دشمنان هستی)
خورمووه


موضوعات مرتبط: 4- متن ترانه های لری، 17- کلیپ لري، 19- موسیقی لرستان، 21- گردشگري در لرستان
لُرِسّو


موضوعات مرتبط: 19- موسیقی لرستان
لُرِسّو


موضوعات مرتبط: 17- کلیپ لري، 19- موسیقی لرستان
لُرِسّو


موضوعات مرتبط: 17- کلیپ لري، 19- موسیقی لرستان
لُرِسّو
 

مقام ، اشعار ، نت ،متن ترانه و داستان قدم خیر

        این ترانه ، هم روح حماسی و هم مضمونی عاشقانه دارد . حماسی است به این دلیل که از سلحشوری و رشادت های زنی شجاع در لرستان سخن می گوید . عاشقانه است بدان جهت که از طنازی ، زلف و قد و بالای او حکایت می کند . بسیاری در فراق عشق و در آرزوی داشتن چنین زنی رشید و دلیر چون قدم خیر ، این ترانه را می خوانند . شادروان ساکی در مورد قدم خیر چنین می گوید:


موضوعات مرتبط: 10- شعرهای لری، 18- تاریخ لرستان، 19- موسیقی لرستان، 29- نت کمانچه و ترانه های لری
ادامه مطلب
لُرِسّو

  نت کمانچه ترانه لری حالوی گنم خره

 


موضوعات مرتبط: 4- متن ترانه های لری، 19- موسیقی لرستان، 29- نت کمانچه و ترانه های لری
ادامه مطلب
لُرِسّو

ویژگی ها و انواع  رقص های لری

بخش اول - ویژگی های عام هنری رقص های لری

نویسنده : استاد علی اکبر شکارچی

         رقص های مردم لرستان مانند موسیقی ، ریشه در کار و زندگی آنان دارد . هم آهنگی ضرب آهنگ های موسیقی با حرکات موزون پاها و بدن رقصندگان ، تند و کند شدن سرعت رقص ها و جهش و سکون در حرکات ، همه و همه گویای آن است که رقص ها نشانگر روح ایستادگی ،‌هیجان و شادمانی است . چنین می نماید که با اجرای این رقص ها نوازنده و رقصنده ، خود و تماشاچی را برای بهتر زیستن و غلبه بر طبیعت و نگاهی درونی تر برای پالایش روح و احساسات ، برمی انگیزد. در حرکات رقص ، بخصوص انگاه که با موسیقی همراه است ، ذهن از محیط و دل مشغولی های گذشته و آینده فارغ می شود . این جنب و جوش و هیجان به تخلیه فشارهای روحی کمک کرده و به این ترتیب ذهن و جسم آزاد و رها شده و شادمانی ، سرور ، امید و پندار نیک از ژرفای وجود انسان می جوشد و برجان او جاری می گردد. این شور و نشاط و هیجان ، بدون شک علاوه بر تاثیرات فوق ، شفابخش بیماری های جسمی و روحی انسان است .

ویژگی های رقص های لری

        ۱- این رقص ها معمولا به همراه سرنا و دهل در محوطه هائی باز اجرا می شوند . البته در محیط های سربسته و کوچک مناطق شهری است ، استفاده از سازهای کمانچه و تمبک مناسب تر است .

        ۲- از آنجا که در زندگی ایلات و عشایر زنان و مردان دوش به دوش یکدیگر کار کرده و زندگی را پیش می برند، در هنگام رقص هم ، به طور جمعی می رقصند ، رقصندگان پنجه در پنجه و بازو به بازو و سرشار از شادمانی و سرور به استواری کوه ها و با ایمانی به سترگی دار بلوط ، رقصی پر هیجان را نمایش می گذارند.

        ۳- رقص ها بیشتر در عروسی ها ، جشن و میهمانی ها اجرا می شود.

        ۴- رقص دسته جمعی  را در لرستان چوپی یا بازی می گویند ، نفر اول صف رقصندگان را سرچوپی یا چوپی کش می نامند . تمام رقصندگان بایستی ریتم و حرکات بدن ، پاها و دستان خود را با او هم آهنگ کنند . سرچوپی با یک یا دو دستمال رنگین ، حرکات نمایشی تهییج کننده ای را انجام می دهد و بقیه رقصندگان دستان یکدیگر را گرفته و با حرکات موزون پاها ، سر و بدن ، رقص را پی می گیرند ، نفر آخر صف رقصندگان با تکان دادن دستمال حرکات نمایشی رقص را زیباتر می کند.

       ۵- سرچوپی به لحاظ رعایت احترام دیگر رقصندگان یا از سرخستگی و احیانا عدم مهارت کافی ، جای خود را با دیگر رقصندگان عوض می کند. تماشاچیان برای هواداری و احترام به دوستان و خویشاوندان و یا کسانی که زیبا می رقصند ، پول شاباش می کنند و زنان و مردان با کِل و هلهله ، هیجان شاباش را بیشتر می کنند.

      ۶- کلیه رقص های لری از  مجموعه ترانه هائی تشکیل می شوند که تک خوان ابیات مختلف را می خواند و بقیه رقصندگان  ترجیع وار یک بیت را تکرار می کنند . این ملودی ها با تغییرات (واریاسیون های ) گوناگون به یکدیگر وصل می شوند و یک قطعه رقص ، با زمان آزاد را به وجود می آورند.

      ۷- رقص ها اکثرا با یک گروه رقصنده ثابت شروع می شوند که این گروه یک دوره رقص را از سنگین ، نیمه تند و در نهایت به تند ختم می کنند. البته در اجرای سنتی یک دوره رقص ، از سنگین آغاز و پس از طی مراحل نیمه تند و تند ، مجددا با اجرای  سنگین پایان می پذیرد.

      ۸- گر چه ملودی های اصلی رقص ها در نزد نوازندگان مختلف یکسان است ولی نوازنده معروف و معتبر ، شگردهای خاص خود را دارد که او را از دیگران متمایز می کند . برای مثال : رقص دوپای علیرضا حسین خانی  با رقص دوپای پیر ولی و همین طور شامیرزا مرادی متفاوت است و این یکی از ویژگی های شگفت انگیز موسیقی محلی است .

      ۹- نوازندگان سرنا یا کمانچه با دنبال نمودن حرکات رقصندگان ، سعی در به وجد آوردن آنان می نمایند و هرموقع حس کردند ملودی ها و حرکات در یک رقص به قدر کافی انجام گرفته است ، قبل از این که کسل کننده شود ، بدون قطع آهنگ ، نوع رقص را تغییر می دهند . همان گونه که قبلا هم اشاره شد ، تغییر رقص ها گاهی هم توسط سرچوپی ، دیگر رقصندگان و حتی تماشاچیان از نوازندگان خواسته می شود.


بخش دوم - انواع رقص های لری 

ادامه دارد


موضوعات مرتبط: 12- رقص های محلی لری، 19- موسیقی لرستان
لُرِسّو

شصت و پنجمین متن ترانه لری

چوپی

(سردسته رقصندگان)

ترانه چوپی را از اینجا دانلود یا گوش کنید

خواننده : فرج علیپور

شاعر : ایرج رحمانپور

 ایرج رحمانپور

ها میا دِ دیر ساز سحری

(از دور می آید صدای ساز سحری)

بازِنَه گَل گَل چی حور و پری

(رقصنده ها دسته دسته چون حور و پری)

وریسا وه پا توزِ هَل پَرکَه

(بلند شده است گرد و غبارِ از رقص هل پرکه)

می لرزَه زِمی وا لرزِه تَرکَه

(می لرزد زمین با لرزه چوب دهل و ترکه)

پاپی یا وه ناز ، سُوآرَه وه دِو

(پیاده ها با ناز و خرامان ، سواره ها به تاخت و دوان)

شِیوَنَه وِشو سازِ سوآر هِو

(شانه ها را به هم ریخته صدای ساز سرنای سوارهی)

وریسا وه پا توزه هَل پَرکَه

(بلند شده است غبارِ رقص هل پرکه)

می لرزَه زِمی وا لرزِه تَرکَه

(می لرزد زمین با لرزه چوب دهل و ترکه)

شُونَه شکی و دِوپا و سه پا

(رقص های شونه لرزاندن و دو پا و سه پای لری)

دِ راز و نیاز دسمال دٍ هَوا

(زمان راز و نیاز و  گردش دستمال در آسمان است)

توزه بازی گه شورِ بازِنه

(شور و شوق رقصندگان گرد و غبار زمین را بلند کرده)

کِردَه وه مَشَر شوقِ سازِنه

(شوق نوازندگان محشری برپانموده است)

نه زِمی دیار نه دسه دیار

(نه زمین قابل دیدن است و نه دسته رقصندها را می توان دید)

مگر آرِمی مِقامِ قَطار

( مگر آن زمان که با رقص آرام قطار می رقصند)

موجِ بازِنه چی موجِ دریا

(موج و گروه رقصنده ها همچون موج دریا)

آرِم مِیرَه وا سِئَنگی سِماع

(با رقص سنگین سماع آرام و قرار می گیرند)

نه زِمی دیار، نه دسه دیار

(هنگام رقص نه زمین قابل دیدن است و نه دسته رقصنده ها را می توان دید)

مگر آرِمی مِقامِ قَطار

( مگر هنگام همراهی شان با رقص آرام قطار)


اصطلاحات لری ترانه چوپی:

     ساز سحری: نواختن ساز سٌرنا در لرستان قدیم بر فراز پشت بام ها و بلندی ها با هدف بیدار باش مردم در سحرگاهان وجه تسمیه شناخته شدن سرنا به عنوان ساز سحری در لرستان است . از سوئی در مقام های موسیقی لری « مقام سحری» که با نواختن سرنا اجرا می شود به هدف باخبر کردن مردم از واقعه ای مهم (معمولا فوت افراد )و اماده ساختن انها برای واکنش متقابل و پاسخ به فراخوانی ( زمان جنگ ها و نبرد)به جایگاه سرنا در سازها و مقام های موسیقی لری اهمیت ویژه ای بخشیده است .امروزه مقام سحری را در مراسم سوگواری عاشورای حسینی نیز بکار می برند.

     مقام قطار:  یکی ازمقام های کهن موسیقی در مناطق لک نشین لرستان  است که برخی از آن با نام «مقام سرساز» بعنوان آغاز کننده اجرای ساز نیز نام می برند. بدلیل پشت سرهم و در یک ردیف قرار گرفتن(قطار شدن) رقصنده ها جهت اجرای مراسم رقص چوپی در این مقام بعنوان آغازگر مقام های دیگر موسیقی لری به آن نام قطار داده اند. 

   سنگین سماع : یا به عبارتی بهتر سماع سنگین ، رقصی است که با سنگینی و وقاری خاص اجرا می شود و چون در این رقص حرکت گام ها بسیار سنگین و موزون می باشد لذا بیشتر کهنسالان و سالخوردگان تمایل شرکت در مراسم چوپی با این مقام را دارند. برداشتن گام ها انچنان دقیق و حساس است که اگر فرد مبتدی بخواهد با این مقام چوپی بگیرد خیلی زود مبتدی بودنش مشخص و از صف رقصنده ها بیرون می رود.ریتم منحصر به فرد سنگین سماع سبب اختصاص خاص این مقام تنها به منطقه لرستان شده است و از جمله مقام های موسیقی لری است که هیچ گونه مشابهت یا قرینه ای با مقام های موسیقی نواحی دیگر ایران زمین نداشته و ندارد.

    هل پرکه :یکی از مقام های رقص موسیقی شاد لرستان با تم هائی از موسیقی کردی کرمانشاهی که پس از مقام قطار و سنگین سماع اجرا می شود . در این مقام پاها به شکل آزاد به طرف جلو رها شده و به سمت بالا حرکت می کند.

     دوپا:سریعترین و پر تحرک ترین رقص لری است که با شروع ریتم دهل و کمانچه و تنبک ،رقصنده ها دست در دست یکدیگر با برداشتن  متناوب دو قدم به جلو و یک قدم به عقب به همراهی با آهنگ می پردازند. ترانه های سوزه سوزه ، بالا برز و آمان گلیا  از جمله ترانه هایی  است که در  مقام دوپا اجرا شده اند.

    سه پا: از جمله زیباترین و پرهیجان ترین مقام های موسیقی لری است که در آن گروه رقصنده با هدایت سرچوپی دست  در دست و شانه به شانه همدیگر  با هر ضربه دهل ،تماس گام های خود با زمین را تنظیم می کنند . معمولا اولین ضرب دهل زیر پای راست قرار می گیرد و گروه رقصنده با همراهی ساز ،سه قدم به جلو و با پای چپ یک قدم به عقب گام برداشته و مرتبا این حرکت را تکرار می کنند. ترانه های حالوی گنم خره ، والا دوسِت دیرم ، کلنجه زرد و حنا بنو ، از جمله ترانه هائی است که در این مقام موسیقی لری اجرا شده اند.

  شونه شکی : به اعتبار واژه های تشکیل دهنده آن که همان شُونه (شانه) و شک (تکان دادن) می باشند ،در واقع  یکی از مقام های موسیقی لری است که در ان با ریتم تند نوازنده ،تکان و حرکت شانه های رقصنده ها کاملا مشهود است .

  سوار هو : به همراه مقام های موسیقی «شاره را» (راه حمله به شهر) و «جنگه را» (راه جنگی) یکی از مقام های موسیقی حماسی و رزمی لرستان بود که به واسطه پایان گرفتن جنگ و نبرد بین سپاهیان و به دستور فرمانده یا یکی از بزرگان ایل و طایفه برای فراخوانی و بازگشت سوارکاران جنگی از صحنه نبرد و جمع شدن سپاهیان (یا به تعبیرنظامیان به عنوان شیپور جمع) نواخته می شد و با هو یا هی کردن (بازگشت و فراخوانی ) سوارکاران از انها می خواستند که دست از جنگ کشیده و در محل برخواستن ساز و نوای موسیقی حضور بهم رسانند. در دهه های گذشته ،این مقام موسیقی حماسی و رزمی لری به تدریج با آمیختن به سوارکاری هنگام مراسم عروسی و نامزدی ها از مقام حماسی خود نقل مکان و در مقام موسیقی شاد سواربازی عروسی های لرستان همراه با تیراندازی جای گرفته است .


موضوعات مرتبط: 4- متن ترانه های لری، 19- موسیقی لرستان، 25- ایرج رحمانپور
لُرِسّو


موضوعات مرتبط: 17- کلیپ لري، 19- موسیقی لرستان
لُرِسّو


موضوعات مرتبط: 19- موسیقی لرستان، 17- کلیپ لري
لُرِسّو


 


موضوعات مرتبط: 19- موسیقی لرستان، 17- کلیپ لري
لُرِسّو

 

ویدیو کلیپ طبیعت لرستان با ترانه های علی راست کمالوند و کمانچه فرج علیپور


موضوعات مرتبط: 19- موسیقی لرستان، 21- گردشگري در لرستان، 17- کلیپ لري
لُرِسّو


موضوعات مرتبط: 19- موسیقی لرستان، 17- کلیپ لري
لُرِسّو
لُرِسّو
لُرِسّو

 

 


موضوعات مرتبط: 19- موسیقی لرستان، 17- کلیپ لري
لُرِسّو

پيام ميرزاوند به برارون هزار هزار و حالوونش

«تا ۵ سال دیگر من دوباره می‌آیم»

    محمد ميرزاوندي خواننده  55 ساله (باستناد شناسنامه اش اول عيد سال 1333 در خرم آباد متولد شده) مشهور لرستانی هنگامي كه نزديك به 30 سال قبل با ترانه های لری دایه دایه ، سوار ، تا نفس دارم می جنگم ،حماسه های تاریخی شیرزنان و دلیر مردان قوم لر را علاوه بر حضور در کنار جنگاوران لر  در جشنواره های  هنر و موسیقی ایران زمین  (سال های ۱۳۶۴ و ۱۳۶۵ و ۱۳۶۶ با کسب مقام اول جشنواره) در قالب خبر به برارون و حالوون آنها نیز تکرار و زمزمه می کرد .شاید فکر نمی کرد روزی با همان مخاطبانش با اشاره خبر از  لزوم بازگشت خود ( و به زعم نگارنده یادآوری غیرمستقیم مسئولیت و وظیفه نشات گرفته از فرهنگ ایلی و طایفه ای تک تک دوست داران هنر و موسیقی لرستان در پیگیری احوال او و کمک و یاری فکری و روانی در زمینه سازی بازگشتش به این عرصه) را زمزمه کند.

      شاید با یادآوری مجدد بخشی از پیام بلبل خوش الحان لرستان به برارون و خواهرون لرش در مصاحبه چند ماه قبل خود با رادیو زمانه به مسئولیت خود در لزوم پیگیری واصرار بر دیدار با وی ،جویائی احوالش و زمینه سازی و مساعدت در بازگشت او به عرصه موسیقی لری گامی عملی تر برداریم.

     شنیدن مصاحبه بهمن۱۳۸۷ میرزاوند با رادیو زمانه

  • من از سیزده‌ سالگی آواز می‌خواندم.البته من پاپ می‌خواندم اما موسیقی ِ لُری چیز ِ دیگری بود. سال پنجاه‌ ونه بود که من «تا نفس دارم می‌جنگم» را خواندم، «سوار» را خواندم «کم بُو دیره»، «می‌مانم»، «دایه دایه وقت جنگه» را خواندم «شوق جبهه» را خواندم.
  • من آن‌موقع «تنبک» می‌زدم، الآن یادم رفته. آخر سکته یک ثانیه است و آدم را می‌برد آن‌دنیا، من فقط آواز کار کردم، موسیقی لری عشق من است.
  • سال شصت‌و شش... نمی‌دانم چه بود که من سکته مغزی کردم...من تا دو سال گریه می‌کردم، دو سال تمام زبان‌ام بند آمده بود و من گریه می‌کردم تا این‌که راه افتادم. 
  • من‌را برای معالجه سکته مغزی‌ای که کرده بودم فرستادند آلمان و انگلیس و فرانسه. دست و پام را خوب کردند. الآن دست و پام با گذشته (پیش از سکته) هیچ فرق نکرده، زبان‌ام را هم که می‌بینید، حدود هفتاد، هشتاد درصد بهبود یافته، انشاالله منتظرم که روزی خوب بشوم.
  • بعضی مواقع می‌خوانم تا این لکنت‌زبان من رفع بشود... این‌که حالا پنج سال دیگر می‌بینید من آمدم. 


یقین دارم غیرت ٰ؛ همت و اراده لری هم تباران فهیم و دردآشنای میرزاوند بویِژه هنرمندان  همدرد  حنجره زخمی یا سلطان زاگرس نواز عرصه  موسیقی لری میتوانند  با همت والای خود  مدت این 5 سال آینده را تا قبل از 60 سالگی میرزاوند بسیار کوتاه تر نمایند.


موضوعات مرتبط: 19- موسیقی لرستان
لُرِسّو

       رادیو ‌‌‌‌BBC در برنامه 3 سال قبل خود با عنوان طنین روستا با همت محمود خوشنام  به بررسی تاریخچه و موسیقی های محلی ایرانی از جمله لرستان پرداخت . گفته های استاد حمید ایزدپناه در مصاحبه رادیویی اش و همچنین پخش مصاحبه زنده یاد امام قلی امامی (متوفی سال 1353)استاد شهیرتنبور نوازی لرستان در سن 96 سالگی درمورد اهل حق و تنبور نوازی  خود در این برنامه و اهمیت این گزارش در شناسائی موسیقی لرستان سبب شد تا بمنظور حفظ این گزارش ارزشمند در بخش آرشیو موسیقی لرستان وبلاگ لرسو ضمن پیاده نمودن نکات مهم این گزارش فایل صوتی آن را نیز به بهانه ای ضمیمه همین مقاله کنم. 

   ایزدپناه در این مصاحبه ضمن اشاره به تاريخچه موسيقي لرستان و مقام هاي موسيقي لری به موضوعات زیر نیز پرداخته است : تاریخچه ترانه حماسی دایه دایه و گفتگوی وی با پسر نوازنده اولیه این ترانه ماندگار لری ،تفاوت سرنای لرستان با سرنای بختیاری ، ویژگی کمانچه لری (بلندی دسته و ۳ سیمه بودن و کاسه پشت باز(و دلیل بسته شده این کاسه )  و ۲ برابر بودن صدای ان در مقایسه با دیگر کمانچه ها، منظقه نفوذ موسیقی لری ( از ایل سگوند در شوش تا اندیمشک و دزفول تا منطقه کهکیلویه و اصفهان و تمام بختیاری تا کرمانشاه و بخش هائی از اسد آباد و ایلام که جز لرستان قدیم بوده اند) .

شنیدن فایل صوتی گزارش موسیقی لرستان

برخی ازمحورهای مهم گزارش BBC درمورد موسیقی لرستان:
  • موسيقی بومی، طنين قلب روستاست. نشانه زنده بودن و زنده ماندن است. زلالی است که در رگهای روستا جاری است و جلوه های گونه گون زندگی روستائيان را باز می تاباند.
  • اينك به سرزميني پهناور و كوهستاني رسيديم سرزميني كه داراي ويژگي هاي طبيعي،تاريخي و فرهنگي است . لرستان در جنوب غربي ايران كوههاي بي شمار موازي  با قله هاي بلند و سر به فلك كشيده و در ميانشان دره هاي خرم و سرسبز طبيعت دل انگيز لرستان را نشانه مي زند. در جاي جاي اين دره ها در كناره رود خانه هاي پر آب ، روستاهائي نشسته اند كه در دل خود گنجينه اي از فرهنگ بومي را نهفته دارند .
  • مردماني كه در اين سرزمين زندگي مي كنند نيز از قديمي ترين طوايف ايراني بشمار مي روند .اگر چه مورخاني چون مسعودي و ياقوت حموي لرها را بخشي از عشاير كرد بشمار آورده اند ولی ويژگی های فرهنگی لرها را از كردها جدا مي كند .
  • شماری از ساکنان امروزی لرستان از پیوند لرها و  طوائف مهاجر چون کردها، ترک ها و عرب ها بوجود آمده اند ولی در دستاورد فرهنگی آنها نیزسنت های قدیمی لرستان نیروی غالب بوده است.
  • لرها هنر و فرهنگ خود را از مرزهای لرستان نیز فراتر برده اند و دامنه آن را تا ممسنی و کهکیلویه و بختیاری گسترانده اند شعرها و ترانه های لری که در بخش بزرگی از جنوب و جنوب غربی ایران طنین انداز است به یکی از دو زبان لکی یا بختیاری است.
  •  نوازندگان بومی را باید گروهی از پاسداران هنر لرستان بدانیم  که واقعا همه این آهنگ ها و ترانه ها از آنهاست .
  •  بعضی از پژوهش گران پیشینه آغاز و سرچشمه موسیقی لرستان را به هنرمندان قوم کاسی می رسانند که از ۲۰۰۰ سال پیش از میلاد در جنوب غربی رشته کوه های زاگرس  می زیستند .بعضی دیگر بخش آیینی این موسیقی را به جنبش اهل حق نسبت می دهند صوفیان اهل طریقت که به نیروی موسیقی در برابر اسلام قشری پایداری می کردند .
  • در برخی دیگر از پژوهش ها تاریخ موسیقی لرستان را به ۳ بخش تقسیم می کنند:

      ۱ - دوره موسیقی کهن (با عمر هزار ساله و بیشتر از آن با مفسرانی چون کرنا و سرنا و دهل 

     ۲-  دوره میانه موسیقی که با حضور وغلبه کمانچه در نقش مهمترین ساز تفسیری از 100 تا ۱۵۰ سال پیش اغاز شده است .

    ۳- دوره جدید و پیوند موسیقی لرستان با عناصرغیربومی(اشاره به نقش رادیو و مرحوم علی رضا حسین خانی در شکل دهی موسیقی شهری جدید لرستان).

  • خویشاوندی تنگاتنگ با یکی از کهن ترین دستگاه های موسیقی سنتی یعنی ماهور از یک سو و بکارگیری پیوسته بند هائی از منظومه های نظامی در اجراهای آوازی از سوی دیگر بر پیشینه بلند این موسیقی مهر تائید می زند.
  • مقام های موسیقی لری قدیمی چون مقام نقاره ، شاره ره ، گله خاک ، قطار،خریوی ،چقی ، هل پرکه ، جنگه را، قنه قنه ، ماله ژیری(در کوچ پائیزه) و برزه کوهی(بازگشت از کوچ زمستان) پاوه موری هر کدام قصه ای دارد. 
  • مردانی که حق گریه در عزای کسی ندارند گاهی تک بیتی هائی در سوگ کسی یا شکایت از زندگی با صوت وصدائی می خوانند که به آن باوه موری گفته می شود. 
  • مردمان لرستان به دلاوری و سلحشوری شهره اند و تاریخ شان سرشار از سرکشی و پایداری است از همین روی بخشی از شعرها و ترانه های آنها رنگ و بوی قهرمانی دارد یا در ستایش مردانی است که برای دفاع از سرزمین خود به پاخاسته اند  و یا آنها که در این راه جان باخته اند .در این ترانه ها که بسیاری از رویدادهای تاریخی را باز می تابانند غرور بر سوگ غلبه دارد.
  • موسیقی اهل حق...

 

برای شنیدن و دریافت فایل صوتی گزارش BBC روی عنوان های زیر کلیک کنید:

 موسیقی لرستان و بختیاری      موسیقی کردستان    موسیقی جنوب ایران    موسیقی فارس و قشقائی


موضوعات مرتبط: 19- موسیقی لرستان، 26- حميد ايزدپناه
لُرِسّو

مقام های موسیقی لری : شاهنامه خوانی، نظامی خوانی، دایه دایه ، میری، بزمیری، قدم خیر، گنم خر ، ای ای


موضوعات مرتبط: 19- موسیقی لرستان
لُرِسّو


موضوعات مرتبط: 19- موسیقی لرستان
لُرِسّو


موضوعات مرتبط: 19- موسیقی لرستان
لُرِسّو


موضوعات مرتبط: 19- موسیقی لرستان
لُرِسّو


موضوعات مرتبط: 19- موسیقی لرستان
لُرِسّو

 

از پشت ديوارهاي خاطره

نويسنده : حميد ايزد پناه

نشريه واژه ویژه ادبیات و فرهنگ شماره 7 ديماه 1386

 

 

       پس از سالي چند دوري از يار وديار، خاك بوسي سرزمينم ايران وديدار چند تن از دوستان گرامي، نصيبم شد... 

  ..ترانه‌هاي عارف نشاني از اين فصل تازه بود  عارف خودهم آهنگساز بود هم ترانه سرا وهم خواننده وهم اجرا كننده. از جمله ترانه‌هاي او:

١- از خون جوانان وطن لاله دميده

٢- اي امان از فراقت. (كه براي ورود مشروطه خواهان به تهران گفته است.)

٣- چه آذرها به جان از عشق آذربايجان دارم. (به ياد ستارخان وباقر كه تحول پرباري از ترانه سرايي را مطرح كرد.)

     سرايندگان پرآوازه ايراني اغلب با نواهاي موسيقايي ونام ونشانه‌هاي مقامي ايراني آنها آشنايي داشته‌اند. از جمله مولانا كه .. 


موضوعات مرتبط: 19- موسیقی لرستان
ادامه مطلب
لُرِسّو

تنهائي

خواننده : علي نامداري


موضوعات مرتبط: 19- موسیقی لرستان
لُرِسّو

پاوه موری

         نام مقامی از موسیقی قدیم لرستان است که آهنگ و نوایی غم انگیز داشته و اشعار آن نیز بازگو کننده یادمان های عمر بر باد رفته و خاطرات شیرین گذشته و یاران از دست رفته و فتنه های غم انگیز زمانه است .  نوای محسور کنندۀ آن با تحریرهای کوتاه و پی در پی و کشش های کوتاه و آوازبلند و  آزاد آن «حدیث راه پر خون» می کند.

        مقام پاوه موری را معمولا مردانی که صدای پرسوزی دارند در اوقات تنهایی خود اجرا می کنند . تنبور تنها سازی است که می تواند این صدا را همراهی کند .

هانای خان منصور سر صیاد گشت

و زمزم و راوه هاتن و مانشت

یه لیل یه لیلی آخکم لیلی

دنگ لاولاوی سُزه کُر و شیر

مَزران چین زنگ اُردوکه امیر

یه دنگ قیاقی روچِیا نِشن

ایی سنگ ژ دیرم جا شش خانشن

دَنگ قیاقی رُو چیان و تاوه

هُنای خان منصور هَت و بره کاوآ

منو مانشت کوه پیمانمون بستن

اوتم و مه خم تا روژ مردن

بهار نداشتی

مر خَور لِه موت منصور نداشتی

مرنِمزانی خان منصور مردن

خیمه گُلانت زمین رنگ کردن

ای منصور خان رئیس صیادان

بکوه مانشت آمدیم باهمهمه و فریادان

آی لیلی و آخ لیلی!

صدا لالایی شیردادن سبزه  به پسرش

صدای اردو امیر با زنگوله قافله اش

بانگ نبرد و فریاد جارچیانش می آید

شلیک گلوله اززیر این سنگ  می آید

صدای فریاد بلند جارچیان  می آید

تا سراب کوه دادِ منصور خان  میآید

بسته ایم پیمانی من و مانشت باهم

تا دم مردن نم باران ازو غم از من

بهار نداشتی؟

مگر خبر از مرگ منصور نداشتی

مگر نمی دانی منصور خان مُرده!؟

چراخیمه گُلانَت زمین رارنگ کرده؟

مانشت : نام کوهی  واقع در 6 کیلومتری شمال شرقی ایلام به ارتفاع 2629 متر است که سرچشمه آب زنگاوان و رودخانه مورت می باشد . این کوه از شمال غربی به کوه بانکول و از جنوب غربی به کوه گاوه متصل و دامنه های شرقی و غربی آن پوشیده از جنگل های بلوط است .

هانای= حرف ندا

منصور= از خوانین پشتکوه

تم = نم نم باران


موضوعات مرتبط: 19- موسیقی لرستان
لُرِسّو

مقام موسیقی عزیز بگی لری

      عزیز بگ (عزیز بیگ) نام شخص نابینایی بوده که در دهه های اوایل 1300 هجری شمسی در خرم آباد اشعار عامیانه(غالبا اشعار میرنوروز) را با صدای بلند و سبک خاص خود جلوی مغازه های کوچه و بازارمی خوانده است . سبک خاص عزیز بگ در خواندن آواز و اشعار سبب رایج شدن اسلوب عزیز بگی در خواندن ترانه های لری و مهمتر از آن نواختن کمانچه در بین نوازندگان و موسیقی دانان لرستان گشت. عزیز بگی در موسیقی لری از گوشه داد ماهور شروع و در گوشه شکسته ختم می شود.

       عزیز بگ که از طایفه چگنی و ساکن خرم آباد بود و از طریق ترانه و آواز خوانی امرار معاش می نمود اواخر دهه 1320 در خرم آباد دار فانی را وداع گفت . برخی از مشهورترین ابیات خوانده شده در عزیز بگی عبارتند از:   

بیلا هر شو بُو ژ روژ بیزارم

ترسم ناکسی شو بیه کارم

هه دُنیا داران هه دُنیا دُوسو

دُنیا دمی که چی شاره بُوسو

خدا بسینه حقم دِ دایه ات

خوم رنجم کشیا کی نیشت وِ سایه ات

پوشینت لی بو

سوختنیت نی بو

برگت کرواس بو

ژ مال ژ دنیا

هر ژنت خاص بو

هر بورن بورن بورن تماشا

دوسکه صد سالم دِم کرده حاشا

بگذار شب بشه از روز بیزارم

ترسم رسوائی عشق بشه کارم

ای دنیا داران ! ای دنیا دوستان

دنیا دمیست چو شادی در بوستان

خدا بگیره حقم را از دایه ات

من رنجت  کشیدم دگری نشست توسایه ات

گلیم پشمی بپوشی  و

نی بسوزانی

لباست کرباس باشه

از مال دنیا

زن خوب نصیبت بشه

آی بدوید بدوید بیایید تماشا

دوست صد ساله ام کرده ام حاشا

شاره بُوسو : در ایام قدیم زمانی که کار چیدن میوه ها از باغات و  بوستان ها تمام می شد ؛اصطلاحا  می گفتند هلا رو پاشاروست یعنی درهای باغ و بوستان بروی مردم باز است و هر کسی می تواند هرچه بخواهد از بوستان و باغ میوه برداشت کند و بخورد .


موضوعات مرتبط: 19- موسیقی لرستان
لُرِسّو

جنگ لُرو

خواننده : حسین ابی


موضوعات مرتبط: 19- موسیقی لرستان
لُرِسّو

۵۷مین متن ترانه های لری

دی بوه(ای بابا)

      دی بوه نزدیکترین تصنیف لری به « دایه دایه» است . داستان این ترانه مربوط به فرهاد خان از حاکمان شهر خرم آباد در دوره قاجار است که اسبی بنام منجوله (هم نام اسب محمد خان فیلی در ترانه دایه دایه ) داشته است . نقل است فرهاد خان که فردی خودرای؛ سرسخت و قدرتمند بوده در روز مرگش به همراه مجیرالسلطنه قصد حرکت به سوی قلعه فلک الافلاک را می نماید و در مسیرش به سوی قلعه به تنی چند از مغازه داران خرم آباد دستور می دهد تا هنگام بازگشتش از قلعه دکان هایشان را تخریب کنند. مغازه دارها بدنبال این فرمان پس از مدتی شروع به تخلیه مغازه های خود می کنند که ناگهان جارچی های خان جار می زنند که فرهاد خان کشته شده و آنها نیز دست از تخلیه مغازه ها می کشند.

      از متن ترانه و وقایع تاریخی نقل شده چنین برمی آید که فرهاد خان به محض ورود به قلعه خود را در کمین و محاصره خوانین ساکی می بیند و تنها راه نجاتش را توسل به «منجوله» اسب خود می پندارد ؛ متن ترانه نیز شرح محاصره او در قلعه فلک الافلاک است که  ...   

متن لری ترانه

ترجمه فارسی

منجوله جون دلم دی قی درآرِم

نالته طلا می رِم جون بَرارِم

نالته طلا بیرِم تند پاته ورچی

خانیا دورم میرن و صد تفنچی

ساکی دُ ساکیو قلا گِرِته

لو بالینم نشس دِلِمه سوخته

زین برگم بَوَنیت وِ اُ اسبِ زردم

موهونم کُشتنه هه آه سردم

اسب زرد جو خوت دی قلا درآرم

زینه ته نقره زنم ارواح برارم

منجوله جونم از این جنگ دراورم

نعلت رو طلا می گیرم بجون برادرم

نعلتو طلا میگیرم چارنعل و تند بتاز

خانها باصدتفنگچی محاصره ام می کنند

یکی از ساکی ها قلعه رو گرفته

کنار بالینم نشسته و دلم رو سوخته

زین و برگم رو ببندید به اسب زردم

مادیونم رو کشتند هی آه سردم

اسب زردم جون خودت ازاین قلعه درآورم

زین ات را نقره می زنم ارواح برادرم

بعدها به مرور زمان و وقوع جنگ های مختلف در لرستان متون زیر نیز به اشعار مذکور اضافه شد:

علی مه خون علی مه خون

اِ خدا مُردم دُ زندون

چی قلا بال بال کنم ها روم وِ طهرون

بکُشم وزیر جنگ خین علی مه خون

دی بوه هو کو دوآره

هر لُری واکپنک ری صد سواره

چل ماشین چل طیاره چل تا زره پوش

وش گُوتم اِ کُر نرو دِم نَگِرت گوش

طیاره دِ آسمو چی خور داری

کُشتنه چار تا سوار دُ بختیاری

علی محمد خان علی محمد خان

ای خدا مردم توی  زندان

چون کلاغ بال بزم میخوام برم به تهران

بکشم وزیر جنگ بخونخواهی علی مردان خان

ای بابا هی کن اسبت رو دوباره

هر لری با کپنک برابر صد سواره

چل ماشین چل طیاره چل تا زره پوش

بهش گفتم پسر نرو حرفم رو نکرد گوش

طیاره تو آسمون ازچی خبرداری

کشته اند چهارتا سوار از بختیاری

مخمل کو خرمووه گُله بارونه

نونم یه مردونه یا غلامعلی خونه

آساره دِ آسِمو ماهی دِ آوه

لطیفخو کُر شیخه مری قصاوه

 

گلار گلار هو کُو دواره

لُرِسّو دِ موقع جنگ که گِل میاره

اسبش رشه دل خوش چی بای قوش

قی یداله خان توپچی دولت کُش

دی بوه هُو کو دواره

انگلیس جراتی ناره

هر لُری وا کپنک ری صد سواره

مخمل کوه خرم آباد گلوله بارانه

نمی دونم جنگ مرداست یاغلامعلی خانه

ستاره تو آسمون ماهی تو آبه

لطیف خان پسر شیخ (در کشتن)انگار قصّابه

برگرد  اسبت رو هی کن دوباره

لرستان موقع جنگ کی نوبت میاره اسبش رعشه دل و خودش شکاری چون قوش

نبرد یداله خانه توپچی دولت کش

ای بابا هی کن اسبت رو دوباره

انگلستان جراتی نداره

هر لری با کپنک برابربا صدتا سواره

      بیرانوندهای لرستان سالها با حکومت مرکزی اواخر دوره قاجار و اوایل دوره رضاخان در ستیز و نبرد بودند. در زمان رضا خان بدستور سپهبد امیراحمدی جهت ترور روسای مهم ایل بیرانوند سه تن از جاسوسان نظامی در لباس نوکر و خدمه وارد ایل بیرانوند شده و موفق به ترور ولی اله ؛ همت علی و اسداله بیرانوند در هنگام خواب آنها در رختخوابشان می شوند. روز بعد دو نفر از 3 جاسوس نظامی امیراحمدی توسط عشایر دستگیر و پس از انتقال به خرم آباد توسط مردم سنگسار می شوند.

      لطیف خان پسر شیخ علیخان رئیس ایل بیرانوند می باشد که به همراه 12 تن دیگر از روسا و خوانین ایل بیرانوند همزمان با ورود قوای سرلشگز حسین خزاعی در سال 1304 در بروجرد به دار آویخته شدند.

لُرِسّو دِ موقع جنگ که گِل میاره : کنایه از آن  است که در لرستان هنگام جنگ کسی به بهانه نوبتی بودن از جنگ واهمه ای نداشته و  فرار نمی کند.

 

      در دوره حکومت رضا خان که گروهی از مردم لرستان توسط نظامیان به تبعید در مناطقی چون خوار ورامین ؛ گرمسار ؛ قزوین و ... وادار می شدند و یا بزور به مراکز آموزش عشایری برده می شدند ‌‌از جابجائی اجباری لرها به عنوان «کُر گرگووئی» یا همان گروگان گیری نیز در ادبیات و اشعار لری یاد شده است . در اشعار لری ابیات بسیاری در وصف مسیر تبعیدها یا لحظات جدائی آنان از زادگاه خود سروده شده است :

دالکه نظامی اوما

 رولکه میحا بورنمو

دالکه خدا نکه

 رولکه وِ شُو بورنمو

ای مادر نظامی ها اومدند

فرزندم می خواهند ببرنمون

ای مادر خدا نکنه

فرزندم به شب ببرنمون


موضوعات مرتبط: 4- متن ترانه های لری، 19- موسیقی لرستان
لُرِسّو
   ........   مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

سی چی لُری؟

وبلاگ حاضر هدیه ای فرهنگی است با برگ هایی از دفتر تمرین مشق زبان لری نویسنده فارس زبانی که در اسفندماه سال 1384 بمناسبت تولد همسرش به نشانه ارادت و تشكر و تقدير از یار و یاور و همسر لرستانی اش و با عشق به یادگیری و درک ریشه های فرهنگ ، ادب ، اخلاق و زبان و ادبیات لري وی و در حد توان و بضاعت در راه حفظ ، تقویت و اشاعه زبان ، موسیقی و فرهنگ غنی لرستان و بالاخره ادای دِینِ خود به این سرزمین شکل گرفته است.
برچسب‌ها وب
امکانات وب



در لُرسّو
در اينترنت
تماس با ما Online User