X
تبلیغات
لُرِسّو(لرستان)

لُرِسّو(لرستان)
فرهنگ،هنر،شعر ،داستان، تاريخ ، فیلم ، ویدئو کلیپ و موسیقی لری  
لُرِسّو
لُرِسّو
لُرِسّو


موضوعات مرتبط: 17- کلیپ لري، 19- موسیقی لرستان
لُرِسّو

جدائی 


لباس عروسی


موضوعات مرتبط: 17- کلیپ لري، 19- موسیقی لرستان
لُرِسّو


موضوعات مرتبط: 17- کلیپ لري، 19- موسیقی لرستان
لُرِسّو
لُرِسّو
لُرِسّو


موضوعات مرتبط: 17- کلیپ لري، 19- موسیقی لرستان
لُرِسّو

فهرست عناوین آلبوم ویدیو های لُرسّو در یوتیوب


موضوعات مرتبط: 17- کلیپ لري، 19- موسیقی لرستان
لُرِسّو

شهرخرم آباد


خورمووه گوشه د چشت می ارزه و صد کرور

 (خرم آباد گوشه ای از چشمان تو کرور کرور می ارزد)

وا هیچی عوض نمی کم مشتی د خاک هرور

(با هیچ چیز عوض نمی کنم مشتی از خاک هرور(نام منطقه ای در لرستان)

سنگ نوشته زل لویا که قشنگ و نازت

 (سنگ نوشته همانند برقی بر لبان زیبای تو می درخشد)

کر لر تفنگ و شو وا ستره سروازت

(پسر لر تفنگ بر دوش و ستره بر تن سرباز توست)

طاق پیل سینه ریز

(پل شکسته همانند سینه ریز)

قلعه هم تاج سرت

( قلعه فلک الافلاک هم تاج سر توست)

کویای که دار بلی حلقه زنه دور ورت

 (رشته کوههای بلوط بر دور تو حلقه زده اند)

ر میکه ده گوش کوهسار شاق شاق کوکنه

 (نوای خوش پرندگان در کوهساران تو پیچیده است)

هه منی کل زنون می پیچه ده او کمر

( همانند هلهله زنان در شادیها به گوش می رسد)

مرهم زخم دل و دوای هر درد منی

(مرهم زخم دل و دوای درد من هستی)

گل گلزار امیدی خار چش دشمنی

 (گل گلزار امیدی و خار چشم دشمنان هستی)
خورمووه


موضوعات مرتبط: 4- متن ترانه های لری، 17- کلیپ لري، 19- موسیقی لرستان، 21- گردشگري در لرستان
لُرِسّو


موضوعات مرتبط: 19- موسیقی لرستان
لُرِسّو


موضوعات مرتبط: 17- کلیپ لري، 19- موسیقی لرستان
لُرِسّو


موضوعات مرتبط: 17- کلیپ لري، 19- موسیقی لرستان
لُرِسّو
 

مقام ، اشعار ، نت ،متن ترانه و داستان قدم خیر

        این ترانه ، هم روح حماسی و هم مضمونی عاشقانه دارد . حماسی است به این دلیل که از سلحشوری و رشادت های زنی شجاع در لرستان سخن می گوید . عاشقانه است بدان جهت که از طنازی ، زلف و قد و بالای او حکایت می کند . بسیاری در فراق عشق و در آرزوی داشتن چنین زنی رشید و دلیر چون قدم خیر ، این ترانه را می خوانند . شادروان ساکی در مورد قدم خیر چنین می گوید:


موضوعات مرتبط: 10- شعرهای لری، 18- تاریخ لرستان، 19- موسیقی لرستان، 29- نت کمانچه و ترانه های لری
ادامه مطلب
لُرِسّو

  نت کمانچه ترانه لری حالوی گنم خره

 


موضوعات مرتبط: 4- متن ترانه های لری، 19- موسیقی لرستان، 29- نت کمانچه و ترانه های لری
ادامه مطلب
لُرِسّو

ویژگی ها و انواع  رقص های لری

بخش اول - ویژگی های عام هنری رقص های لری

نویسنده : استاد علی اکبر شکارچی

         رقص های مردم لرستان مانند موسیقی ، ریشه در کار و زندگی آنان دارد . هم آهنگی ضرب آهنگ های موسیقی با حرکات موزون پاها و بدن رقصندگان ، تند و کند شدن سرعت رقص ها و جهش و سکون در حرکات ، همه و همه گویای آن است که رقص ها نشانگر روح ایستادگی ،‌هیجان و شادمانی است . چنین می نماید که با اجرای این رقص ها نوازنده و رقصنده ، خود و تماشاچی را برای بهتر زیستن و غلبه بر طبیعت و نگاهی درونی تر برای پالایش روح و احساسات ، برمی انگیزد. در حرکات رقص ، بخصوص انگاه که با موسیقی همراه است ، ذهن از محیط و دل مشغولی های گذشته و آینده فارغ می شود . این جنب و جوش و هیجان به تخلیه فشارهای روحی کمک کرده و به این ترتیب ذهن و جسم آزاد و رها شده و شادمانی ، سرور ، امید و پندار نیک از ژرفای وجود انسان می جوشد و برجان او جاری می گردد. این شور و نشاط و هیجان ، بدون شک علاوه بر تاثیرات فوق ، شفابخش بیماری های جسمی و روحی انسان است .

ویژگی های رقص های لری

        ۱- این رقص ها معمولا به همراه سرنا و دهل در محوطه هائی باز اجرا می شوند . البته در محیط های سربسته و کوچک مناطق شهری است ، استفاده از سازهای کمانچه و تمبک مناسب تر است .

        ۲- از آنجا که در زندگی ایلات و عشایر زنان و مردان دوش به دوش یکدیگر کار کرده و زندگی را پیش می برند، در هنگام رقص هم ، به طور جمعی می رقصند ، رقصندگان پنجه در پنجه و بازو به بازو و سرشار از شادمانی و سرور به استواری کوه ها و با ایمانی به سترگی دار بلوط ، رقصی پر هیجان را نمایش می گذارند.

        ۳- رقص ها بیشتر در عروسی ها ، جشن و میهمانی ها اجرا می شود.

        ۴- رقص دسته جمعی  را در لرستان چوپی یا بازی می گویند ، نفر اول صف رقصندگان را سرچوپی یا چوپی کش می نامند . تمام رقصندگان بایستی ریتم و حرکات بدن ، پاها و دستان خود را با او هم آهنگ کنند . سرچوپی با یک یا دو دستمال رنگین ، حرکات نمایشی تهییج کننده ای را انجام می دهد و بقیه رقصندگان دستان یکدیگر را گرفته و با حرکات موزون پاها ، سر و بدن ، رقص را پی می گیرند ، نفر آخر صف رقصندگان با تکان دادن دستمال حرکات نمایشی رقص را زیباتر می کند.

       ۵- سرچوپی به لحاظ رعایت احترام دیگر رقصندگان یا از سرخستگی و احیانا عدم مهارت کافی ، جای خود را با دیگر رقصندگان عوض می کند. تماشاچیان برای هواداری و احترام به دوستان و خویشاوندان و یا کسانی که زیبا می رقصند ، پول شاباش می کنند و زنان و مردان با کِل و هلهله ، هیجان شاباش را بیشتر می کنند.

      ۶- کلیه رقص های لری از  مجموعه ترانه هائی تشکیل می شوند که تک خوان ابیات مختلف را می خواند و بقیه رقصندگان  ترجیع وار یک بیت را تکرار می کنند . این ملودی ها با تغییرات (واریاسیون های ) گوناگون به یکدیگر وصل می شوند و یک قطعه رقص ، با زمان آزاد را به وجود می آورند.

      ۷- رقص ها اکثرا با یک گروه رقصنده ثابت شروع می شوند که این گروه یک دوره رقص را از سنگین ، نیمه تند و در نهایت به تند ختم می کنند. البته در اجرای سنتی یک دوره رقص ، از سنگین آغاز و پس از طی مراحل نیمه تند و تند ، مجددا با اجرای  سنگین پایان می پذیرد.

      ۸- گر چه ملودی های اصلی رقص ها در نزد نوازندگان مختلف یکسان است ولی نوازنده معروف و معتبر ، شگردهای خاص خود را دارد که او را از دیگران متمایز می کند . برای مثال : رقص دوپای علیرضا حسین خانی  با رقص دوپای پیر ولی و همین طور شامیرزا مرادی متفاوت است و این یکی از ویژگی های شگفت انگیز موسیقی محلی است .

      ۹- نوازندگان سرنا یا کمانچه با دنبال نمودن حرکات رقصندگان ، سعی در به وجد آوردن آنان می نمایند و هرموقع حس کردند ملودی ها و حرکات در یک رقص به قدر کافی انجام گرفته است ، قبل از این که کسل کننده شود ، بدون قطع آهنگ ، نوع رقص را تغییر می دهند . همان گونه که قبلا هم اشاره شد ، تغییر رقص ها گاهی هم توسط سرچوپی ، دیگر رقصندگان و حتی تماشاچیان از نوازندگان خواسته می شود.


بخش دوم - انواع رقص های لری 

ادامه دارد


موضوعات مرتبط: 12- رقص های محلی لری، 19- موسیقی لرستان
لُرِسّو

شصت و پنجمین متن ترانه لری

چوپی

(سردسته رقصندگان)

ترانه چوپی را از اینجا دانلود یا گوش کنید

خواننده : فرج علیپور

شاعر : ایرج رحمانپور

 ایرج رحمانپور

ها میا دِ دیر ساز سحری

(از دور می آید صدای ساز سحری)

بازِنَه گَل گَل چی حور و پری

(رقصنده ها دسته دسته چون حور و پری)

وریسا وه پا توزِ هَل پَرکَه

(بلند شده است گرد و غبارِ از رقص هل پرکه)

می لرزَه زِمی وا لرزِه تَرکَه

(می لرزد زمین با لرزه چوب دهل و ترکه)

پاپی یا وه ناز ، سُوآرَه وه دِو

(پیاده ها با ناز و خرامان ، سواره ها به تاخت و دوان)

شِیوَنَه وِشو سازِ سوآر هِو

(شانه ها را به هم ریخته صدای ساز سرنای سوارهی)

وریسا وه پا توزه هَل پَرکَه

(بلند شده است غبارِ رقص هل پرکه)

می لرزَه زِمی وا لرزِه تَرکَه

(می لرزد زمین با لرزه چوب دهل و ترکه)

شُونَه شکی و دِوپا و سه پا

(رقص های شونه لرزاندن و دو پا و سه پای لری)

دِ راز و نیاز دسمال دٍ هَوا

(زمان راز و نیاز و  گردش دستمال در آسمان است)

توزه بازی گه شورِ بازِنه

(شور و شوق رقصندگان گرد و غبار زمین را بلند کرده)

کِردَه وه مَشَر شوقِ سازِنه

(شوق نوازندگان محشری برپانموده است)

نه زِمی دیار نه دسه دیار

(نه زمین قابل دیدن است و نه دسته رقصندها را می توان دید)

مگر آرِمی مِقامِ قَطار

( مگر آن زمان که با رقص آرام قطار می رقصند)

موجِ بازِنه چی موجِ دریا

(موج و گروه رقصنده ها همچون موج دریا)

آرِم مِیرَه وا سِئَنگی سِماع

(با رقص سنگین سماع آرام و قرار می گیرند)

نه زِمی دیار، نه دسه دیار

(هنگام رقص نه زمین قابل دیدن است و نه دسته رقصنده ها را می توان دید)

مگر آرِمی مِقامِ قَطار

( مگر هنگام همراهی شان با رقص آرام قطار)


اصطلاحات لری ترانه چوپی:

     ساز سحری: نواختن ساز سٌرنا در لرستان قدیم بر فراز پشت بام ها و بلندی ها با هدف بیدار باش مردم در سحرگاهان وجه تسمیه شناخته شدن سرنا به عنوان ساز سحری در لرستان است . از سوئی در مقام های موسیقی لری « مقام سحری» که با نواختن سرنا اجرا می شود به هدف باخبر کردن مردم از واقعه ای مهم (معمولا فوت افراد )و اماده ساختن انها برای واکنش متقابل و پاسخ به فراخوانی ( زمان جنگ ها و نبرد)به جایگاه سرنا در سازها و مقام های موسیقی لری اهمیت ویژه ای بخشیده است .امروزه مقام سحری را در مراسم سوگواری عاشورای حسینی نیز بکار می برند.

     مقام قطار:  یکی ازمقام های کهن موسیقی در مناطق لک نشین لرستان  است که برخی از آن با نام «مقام سرساز» بعنوان آغاز کننده اجرای ساز نیز نام می برند. بدلیل پشت سرهم و در یک ردیف قرار گرفتن(قطار شدن) رقصنده ها جهت اجرای مراسم رقص چوپی در این مقام بعنوان آغازگر مقام های دیگر موسیقی لری به آن نام قطار داده اند. 

   سنگین سماع : یا به عبارتی بهتر سماع سنگین ، رقصی است که با سنگینی و وقاری خاص اجرا می شود و چون در این رقص حرکت گام ها بسیار سنگین و موزون می باشد لذا بیشتر کهنسالان و سالخوردگان تمایل شرکت در مراسم چوپی با این مقام را دارند. برداشتن گام ها انچنان دقیق و حساس است که اگر فرد مبتدی بخواهد با این مقام چوپی بگیرد خیلی زود مبتدی بودنش مشخص و از صف رقصنده ها بیرون می رود.ریتم منحصر به فرد سنگین سماع سبب اختصاص خاص این مقام تنها به منطقه لرستان شده است و از جمله مقام های موسیقی لری است که هیچ گونه مشابهت یا قرینه ای با مقام های موسیقی نواحی دیگر ایران زمین نداشته و ندارد.

    هل پرکه :یکی از مقام های رقص موسیقی شاد لرستان با تم هائی از موسیقی کردی کرمانشاهی که پس از مقام قطار و سنگین سماع اجرا می شود . در این مقام پاها به شکل آزاد به طرف جلو رها شده و به سمت بالا حرکت می کند.

     دوپا:سریعترین و پر تحرک ترین رقص لری است که با شروع ریتم دهل و کمانچه و تنبک ،رقصنده ها دست در دست یکدیگر با برداشتن  متناوب دو قدم به جلو و یک قدم به عقب به همراهی با آهنگ می پردازند. ترانه های سوزه سوزه ، بالا برز و آمان گلیا  از جمله ترانه هایی  است که در  مقام دوپا اجرا شده اند.

    سه پا: از جمله زیباترین و پرهیجان ترین مقام های موسیقی لری است که در آن گروه رقصنده با هدایت سرچوپی دست  در دست و شانه به شانه همدیگر  با هر ضربه دهل ،تماس گام های خود با زمین را تنظیم می کنند . معمولا اولین ضرب دهل زیر پای راست قرار می گیرد و گروه رقصنده با همراهی ساز ،سه قدم به جلو و با پای چپ یک قدم به عقب گام برداشته و مرتبا این حرکت را تکرار می کنند. ترانه های حالوی گنم خره ، والا دوسِت دیرم ، کلنجه زرد و حنا بنو ، از جمله ترانه هائی است که در این مقام موسیقی لری اجرا شده اند.

  شونه شکی : به اعتبار واژه های تشکیل دهنده آن که همان شُونه (شانه) و شک (تکان دادن) می باشند ،در واقع  یکی از مقام های موسیقی لری است که در ان با ریتم تند نوازنده ،تکان و حرکت شانه های رقصنده ها کاملا مشهود است .

  سوار هو : به همراه مقام های موسیقی «شاره را» (راه حمله به شهر) و «جنگه را» (راه جنگی) یکی از مقام های موسیقی حماسی و رزمی لرستان بود که به واسطه پایان گرفتن جنگ و نبرد بین سپاهیان و به دستور فرمانده یا یکی از بزرگان ایل و طایفه برای فراخوانی و بازگشت سوارکاران جنگی از صحنه نبرد و جمع شدن سپاهیان (یا به تعبیرنظامیان به عنوان شیپور جمع) نواخته می شد و با هو یا هی کردن (بازگشت و فراخوانی ) سوارکاران از انها می خواستند که دست از جنگ کشیده و در محل برخواستن ساز و نوای موسیقی حضور بهم رسانند. در دهه های گذشته ،این مقام موسیقی حماسی و رزمی لری به تدریج با آمیختن به سوارکاری هنگام مراسم عروسی و نامزدی ها از مقام حماسی خود نقل مکان و در مقام موسیقی شاد سواربازی عروسی های لرستان همراه با تیراندازی جای گرفته است .


موضوعات مرتبط: 4- متن ترانه های لری، 19- موسیقی لرستان، 25- ایرج رحمانپور
لُرِسّو


موضوعات مرتبط: 17- کلیپ لري، 19- موسیقی لرستان
لُرِسّو


موضوعات مرتبط: 19- موسیقی لرستان، 17- کلیپ لري
لُرِسّو


 


موضوعات مرتبط: 19- موسیقی لرستان، 17- کلیپ لري
لُرِسّو

 

ویدیو کلیپ طبیعت لرستان با ترانه های علی راست کمالوند و کمانچه فرج علیپور


موضوعات مرتبط: 19- موسیقی لرستان، 21- گردشگري در لرستان، 17- کلیپ لري
لُرِسّو


موضوعات مرتبط: 19- موسیقی لرستان، 17- کلیپ لري
لُرِسّو
لُرِسّو
لُرِسّو

 

 


موضوعات مرتبط: 19- موسیقی لرستان، 17- کلیپ لري
لُرِسّو

پيام ميرزاوند به برارون هزار هزار و حالوونش

«تا ۵ سال دیگر من دوباره می‌آیم»

    محمد ميرزاوندي خواننده  55 ساله (باستناد شناسنامه اش اول عيد سال 1333 در خرم آباد متولد شده) مشهور لرستانی هنگامي كه نزديك به 30 سال قبل با ترانه های لری دایه دایه ، سوار ، تا نفس دارم می جنگم ،حماسه های تاریخی شیرزنان و دلیر مردان قوم لر را علاوه بر حضور در کنار جنگاوران لر  در جشنواره های  هنر و موسیقی ایران زمین  (سال های ۱۳۶۴ و ۱۳۶۵ و ۱۳۶۶ با کسب مقام اول جشنواره) در قالب خبر به برارون و حالوون آنها نیز تکرار و زمزمه می کرد .شاید فکر نمی کرد روزی با همان مخاطبانش با اشاره خبر از  لزوم بازگشت خود ( و به زعم نگارنده یادآوری غیرمستقیم مسئولیت و وظیفه نشات گرفته از فرهنگ ایلی و طایفه ای تک تک دوست داران هنر و موسیقی لرستان در پیگیری احوال او و کمک و یاری فکری و روانی در زمینه سازی بازگشتش به این عرصه) را زمزمه کند.

      شاید با یادآوری مجدد بخشی از پیام بلبل خوش الحان لرستان به برارون و خواهرون لرش در مصاحبه چند ماه قبل خود با رادیو زمانه به مسئولیت خود در لزوم پیگیری واصرار بر دیدار با وی ،جویائی احوالش و زمینه سازی و مساعدت در بازگشت او به عرصه موسیقی لری گامی عملی تر برداریم.

     شنیدن مصاحبه بهمن۱۳۸۷ میرزاوند با رادیو زمانه

  • من از سیزده‌ سالگی آواز می‌خواندم.البته من پاپ می‌خواندم اما موسیقی ِ لُری چیز ِ دیگری بود. سال پنجاه‌ ونه بود که من «تا نفس دارم می‌جنگم» را خواندم، «سوار» را خواندم «کم بُو دیره»، «می‌مانم»، «دایه دایه وقت جنگه» را خواندم «شوق جبهه» را خواندم.
  • من آن‌موقع «تنبک» می‌زدم، الآن یادم رفته. آخر سکته یک ثانیه است و آدم را می‌برد آن‌دنیا، من فقط آواز کار کردم، موسیقی لری عشق من است.
  • سال شصت‌و شش... نمی‌دانم چه بود که من سکته مغزی کردم...من تا دو سال گریه می‌کردم، دو سال تمام زبان‌ام بند آمده بود و من گریه می‌کردم تا این‌که راه افتادم. 
  • من‌را برای معالجه سکته مغزی‌ای که کرده بودم فرستادند آلمان و انگلیس و فرانسه. دست و پام را خوب کردند. الآن دست و پام با گذشته (پیش از سکته) هیچ فرق نکرده، زبان‌ام را هم که می‌بینید، حدود هفتاد، هشتاد درصد بهبود یافته، انشاالله منتظرم که روزی خوب بشوم.
  • بعضی مواقع می‌خوانم تا این لکنت‌زبان من رفع بشود... این‌که حالا پنج سال دیگر می‌بینید من آمدم. 


یقین دارم غیرت ٰ؛ همت و اراده لری هم تباران فهیم و دردآشنای میرزاوند بویِژه هنرمندان  همدرد  حنجره زخمی یا سلطان زاگرس نواز عرصه  موسیقی لری میتوانند  با همت والای خود  مدت این 5 سال آینده را تا قبل از 60 سالگی میرزاوند بسیار کوتاه تر نمایند.


موضوعات مرتبط: 19- موسیقی لرستان
لُرِسّو

       رادیو ‌‌‌‌BBC در برنامه 3 سال قبل خود با عنوان طنین روستا با همت محمود خوشنام  به بررسی تاریخچه و موسیقی های محلی ایرانی از جمله لرستان پرداخت . گفته های استاد حمید ایزدپناه در مصاحبه رادیویی اش و همچنین پخش مصاحبه زنده یاد امام قلی امامی (متوفی سال 1353)استاد شهیرتنبور نوازی لرستان در سن 96 سالگی درمورد اهل حق و تنبور نوازی  خود در این برنامه و اهمیت این گزارش در شناسائی موسیقی لرستان سبب شد تا بمنظور حفظ این گزارش ارزشمند در بخش آرشیو موسیقی لرستان وبلاگ لرسو ضمن پیاده نمودن نکات مهم این گزارش فایل صوتی آن را نیز به بهانه ای ضمیمه همین مقاله کنم. 

   ایزدپناه در این مصاحبه ضمن اشاره به تاريخچه موسيقي لرستان و مقام هاي موسيقي لری به موضوعات زیر نیز پرداخته است : تاریخچه ترانه حماسی دایه دایه و گفتگوی وی با پسر نوازنده اولیه این ترانه ماندگار لری ،تفاوت سرنای لرستان با سرنای بختیاری ، ویژگی کمانچه لری (بلندی دسته و ۳ سیمه بودن و کاسه پشت باز(و دلیل بسته شده این کاسه )  و ۲ برابر بودن صدای ان در مقایسه با دیگر کمانچه ها، منظقه نفوذ موسیقی لری ( از ایل سگوند در شوش تا اندیمشک و دزفول تا منطقه کهکیلویه و اصفهان و تمام بختیاری تا کرمانشاه و بخش هائی از اسد آباد و ایلام که جز لرستان قدیم بوده اند) .

شنیدن فایل صوتی گزارش موسیقی لرستان

برخی ازمحورهای مهم گزارش BBC درمورد موسیقی لرستان:
  • موسيقی بومی، طنين قلب روستاست. نشانه زنده بودن و زنده ماندن است. زلالی است که در رگهای روستا جاری است و جلوه های گونه گون زندگی روستائيان را باز می تاباند.
  • اينك به سرزميني پهناور و كوهستاني رسيديم سرزميني كه داراي ويژگي هاي طبيعي،تاريخي و فرهنگي است . لرستان در جنوب غربي ايران كوههاي بي شمار موازي  با قله هاي بلند و سر به فلك كشيده و در ميانشان دره هاي خرم و سرسبز طبيعت دل انگيز لرستان را نشانه مي زند. در جاي جاي اين دره ها در كناره رود خانه هاي پر آب ، روستاهائي نشسته اند كه در دل خود گنجينه اي از فرهنگ بومي را نهفته دارند .
  • مردماني كه در اين سرزمين زندگي مي كنند نيز از قديمي ترين طوايف ايراني بشمار مي روند .اگر چه مورخاني چون مسعودي و ياقوت حموي لرها را بخشي از عشاير كرد بشمار آورده اند ولی ويژگی های فرهنگی لرها را از كردها جدا مي كند .
  • شماری از ساکنان امروزی لرستان از پیوند لرها و  طوائف مهاجر چون کردها، ترک ها و عرب ها بوجود آمده اند ولی در دستاورد فرهنگی آنها نیزسنت های قدیمی لرستان نیروی غالب بوده است.
  • لرها هنر و فرهنگ خود را از مرزهای لرستان نیز فراتر برده اند و دامنه آن را تا ممسنی و کهکیلویه و بختیاری گسترانده اند شعرها و ترانه های لری که در بخش بزرگی از جنوب و جنوب غربی ایران طنین انداز است به یکی از دو زبان لکی یا بختیاری است.
  •  نوازندگان بومی را باید گروهی از پاسداران هنر لرستان بدانیم  که واقعا همه این آهنگ ها و ترانه ها از آنهاست .
  •  بعضی از پژوهش گران پیشینه آغاز و سرچشمه موسیقی لرستان را به هنرمندان قوم کاسی می رسانند که از ۲۰۰۰ سال پیش از میلاد در جنوب غربی رشته کوه های زاگرس  می زیستند .بعضی دیگر بخش آیینی این موسیقی را به جنبش اهل حق نسبت می دهند صوفیان اهل طریقت که به نیروی موسیقی در برابر اسلام قشری پایداری می کردند .
  • در برخی دیگر از پژوهش ها تاریخ موسیقی لرستان را به ۳ بخش تقسیم می کنند:

      ۱ - دوره موسیقی کهن (با عمر هزار ساله و بیشتر از آن با مفسرانی چون کرنا و سرنا و دهل 

     ۲-  دوره میانه موسیقی که با حضور وغلبه کمانچه در نقش مهمترین ساز تفسیری از 100 تا ۱۵۰ سال پیش اغاز شده است .

    ۳- دوره جدید و پیوند موسیقی لرستان با عناصرغیربومی(اشاره به نقش رادیو و مرحوم علی رضا حسین خانی در شکل دهی موسیقی شهری جدید لرستان).

  • خویشاوندی تنگاتنگ با یکی از کهن ترین دستگاه های موسیقی سنتی یعنی ماهور از یک سو و بکارگیری پیوسته بند هائی از منظومه های نظامی در اجراهای آوازی از سوی دیگر بر پیشینه بلند این موسیقی مهر تائید می زند.
  • مقام های موسیقی لری قدیمی چون مقام نقاره ، شاره ره ، گله خاک ، قطار،خریوی ،چقی ، هل پرکه ، جنگه را، قنه قنه ، ماله ژیری(در کوچ پائیزه) و برزه کوهی(بازگشت از کوچ زمستان) پاوه موری هر کدام قصه ای دارد. 
  • مردانی که حق گریه در عزای کسی ندارند گاهی تک بیتی هائی در سوگ کسی یا شکایت از زندگی با صوت وصدائی می خوانند که به آن باوه موری گفته می شود. 
  • مردمان لرستان به دلاوری و سلحشوری شهره اند و تاریخ شان سرشار از سرکشی و پایداری است از همین روی بخشی از شعرها و ترانه های آنها رنگ و بوی قهرمانی دارد یا در ستایش مردانی است که برای دفاع از سرزمین خود به پاخاسته اند  و یا آنها که در این راه جان باخته اند .در این ترانه ها که بسیاری از رویدادهای تاریخی را باز می تابانند غرور بر سوگ غلبه دارد.
  • موسیقی اهل حق...

 

برای شنیدن و دریافت فایل صوتی گزارش BBC روی عنوان های زیر کلیک کنید:

 موسیقی لرستان و بختیاری      موسیقی کردستان    موسیقی جنوب ایران    موسیقی فارس و قشقائی


موضوعات مرتبط: 19- موسیقی لرستان، 26- حميد ايزدپناه
لُرِسّو

مقام های موسیقی لری : شاهنامه خوانی، نظامی خوانی، دایه دایه ، میری، بزمیری، قدم خیر، گنم خر ، ای ای


موضوعات مرتبط: 19- موسیقی لرستان
لُرِسّو


موضوعات مرتبط: 19- موسیقی لرستان
لُرِسّو


موضوعات مرتبط: 19- موسیقی لرستان
لُرِسّو


موضوعات مرتبط: 19- موسیقی لرستان
لُرِسّو


موضوعات مرتبط: 19- موسیقی لرستان
لُرِسّو

 

از پشت ديوارهاي خاطره

نويسنده : حميد ايزد پناه

نشريه واژه ویژه ادبیات و فرهنگ شماره 7 ديماه 1386

 

 

       پس از سالي چند دوري از يار وديار، خاك بوسي سرزمينم ايران وديدار چند تن از دوستان گرامي، نصيبم شد... 

  ..ترانه‌هاي عارف نشاني از اين فصل تازه بود  عارف خودهم آهنگساز بود هم ترانه سرا وهم خواننده وهم اجرا كننده. از جمله ترانه‌هاي او:

١- از خون جوانان وطن لاله دميده

٢- اي امان از فراقت. (كه براي ورود مشروطه خواهان به تهران گفته است.)

٣- چه آذرها به جان از عشق آذربايجان دارم. (به ياد ستارخان وباقر كه تحول پرباري از ترانه سرايي را مطرح كرد.)

     سرايندگان پرآوازه ايراني اغلب با نواهاي موسيقايي ونام ونشانه‌هاي مقامي ايراني آنها آشنايي داشته‌اند. از جمله مولانا كه .. 


موضوعات مرتبط: 19- موسیقی لرستان
ادامه مطلب
لُرِسّو

تنهائي

خواننده : علي نامداري


موضوعات مرتبط: 19- موسیقی لرستان
لُرِسّو

پاوه موری

         نام مقامی از موسیقی قدیم لرستان است که آهنگ و نوایی غم انگیز داشته و اشعار آن نیز بازگو کننده یادمان های عمر بر باد رفته و خاطرات شیرین گذشته و یاران از دست رفته و فتنه های غم انگیز زمانه است .  نوای محسور کنندۀ آن با تحریرهای کوتاه و پی در پی و کشش های کوتاه و آوازبلند و  آزاد آن «حدیث راه پر خون» می کند.

        مقام پاوه موری را معمولا مردانی که صدای پرسوزی دارند در اوقات تنهایی خود اجرا می کنند . تنبور تنها سازی است که می تواند این صدا را همراهی کند .

هانای خان منصور سر صیاد گشت

و زمزم و راوه هاتن و مانشت

یه لیل یه لیلی آخکم لیلی

دنگ لاولاوی سُزه کُر و شیر

مَزران چین زنگ اُردوکه امیر

یه دنگ قیاقی روچِیا نِشن

ایی سنگ ژ دیرم جا شش خانشن

دَنگ قیاقی رُو چیان و تاوه

هُنای خان منصور هَت و بره کاوآ

منو مانشت کوه پیمانمون بستن

اوتم و مه خم تا روژ مردن

بهار نداشتی

مر خَور لِه موت منصور نداشتی

مرنِمزانی خان منصور مردن

خیمه گُلانت زمین رنگ کردن

ای منصور خان رئیس صیادان

بکوه مانشت آمدیم باهمهمه و فریادان

آی لیلی و آخ لیلی!

صدا لالایی شیردادن سبزه  به پسرش

صدای اردو امیر با زنگوله قافله اش

بانگ نبرد و فریاد جارچیانش می آید

شلیک گلوله اززیر این سنگ  می آید

صدای فریاد بلند جارچیان  می آید

تا سراب کوه دادِ منصور خان  میآید

بسته ایم پیمانی من و مانشت باهم

تا دم مردن نم باران ازو غم از من

بهار نداشتی؟

مگر خبر از مرگ منصور نداشتی

مگر نمی دانی منصور خان مُرده!؟

چراخیمه گُلانَت زمین رارنگ کرده؟

مانشت : نام کوهی  واقع در 6 کیلومتری شمال شرقی ایلام به ارتفاع 2629 متر است که سرچشمه آب زنگاوان و رودخانه مورت می باشد . این کوه از شمال غربی به کوه بانکول و از جنوب غربی به کوه گاوه متصل و دامنه های شرقی و غربی آن پوشیده از جنگل های بلوط است .

هانای= حرف ندا

منصور= از خوانین پشتکوه

تم = نم نم باران


موضوعات مرتبط: 19- موسیقی لرستان
لُرِسّو

مقام موسیقی عزیز بگی لری

      عزیز بگ (عزیز بیگ) نام شخص نابینایی بوده که در دهه های اوایل 1300 هجری شمسی در خرم آباد اشعار عامیانه(غالبا اشعار میرنوروز) را با صدای بلند و سبک خاص خود جلوی مغازه های کوچه و بازارمی خوانده است . سبک خاص عزیز بگ در خواندن آواز و اشعار سبب رایج شدن اسلوب عزیز بگی در خواندن ترانه های لری و مهمتر از آن نواختن کمانچه در بین نوازندگان و موسیقی دانان لرستان گشت. عزیز بگی در موسیقی لری از گوشه داد ماهور شروع و در گوشه شکسته ختم می شود.

       عزیز بگ که از طایفه چگنی و ساکن خرم آباد بود و از طریق ترانه و آواز خوانی امرار معاش می نمود اواخر دهه 1320 در خرم آباد دار فانی را وداع گفت . برخی از مشهورترین ابیات خوانده شده در عزیز بگی عبارتند از:   

بیلا هر شو بُو ژ روژ بیزارم

ترسم ناکسی شو بیه کارم

هه دُنیا داران هه دُنیا دُوسو

دُنیا دمی که چی شاره بُوسو

خدا بسینه حقم دِ دایه ات

خوم رنجم کشیا کی نیشت وِ سایه ات

پوشینت لی بو

سوختنیت نی بو

برگت کرواس بو

ژ مال ژ دنیا

هر ژنت خاص بو

هر بورن بورن بورن تماشا

دوسکه صد سالم دِم کرده حاشا

بگذار شب بشه از روز بیزارم

ترسم رسوائی عشق بشه کارم

ای دنیا داران ! ای دنیا دوستان

دنیا دمیست چو شادی در بوستان

خدا بگیره حقم را از دایه ات

من رنجت  کشیدم دگری نشست توسایه ات

گلیم پشمی بپوشی  و

نی بسوزانی

لباست کرباس باشه

از مال دنیا

زن خوب نصیبت بشه

آی بدوید بدوید بیایید تماشا

دوست صد ساله ام کرده ام حاشا

شاره بُوسو : در ایام قدیم زمانی که کار چیدن میوه ها از باغات و  بوستان ها تمام می شد ؛اصطلاحا  می گفتند هلا رو پاشاروست یعنی درهای باغ و بوستان بروی مردم باز است و هر کسی می تواند هرچه بخواهد از بوستان و باغ میوه برداشت کند و بخورد .


موضوعات مرتبط: 19- موسیقی لرستان
لُرِسّو

جنگ لُرو

خواننده : حسین ابی


موضوعات مرتبط: 19- موسیقی لرستان
لُرِسّو

۵۷مین متن ترانه های لری

دی بوه(ای بابا)

      دی بوه نزدیکترین تصنیف لری به « دایه دایه» است . داستان این ترانه مربوط به فرهاد خان از حاکمان شهر خرم آباد در دوره قاجار است که اسبی بنام منجوله (هم نام اسب محمد خان فیلی در ترانه دایه دایه ) داشته است . نقل است فرهاد خان که فردی خودرای؛ سرسخت و قدرتمند بوده در روز مرگش به همراه مجیرالسلطنه قصد حرکت به سوی قلعه فلک الافلاک را می نماید و در مسیرش به سوی قلعه به تنی چند از مغازه داران خرم آباد دستور می دهد تا هنگام بازگشتش از قلعه دکان هایشان را تخریب کنند. مغازه دارها بدنبال این فرمان پس از مدتی شروع به تخلیه مغازه های خود می کنند که ناگهان جارچی های خان جار می زنند که فرهاد خان کشته شده و آنها نیز دست از تخلیه مغازه ها می کشند.

      از متن ترانه و وقایع تاریخی نقل شده چنین برمی آید که فرهاد خان به محض ورود به قلعه خود را در کمین و محاصره خوانین ساکی می بیند و تنها راه نجاتش را توسل به «منجوله» اسب خود می پندارد ؛ متن ترانه نیز شرح محاصره او در قلعه فلک الافلاک است که  ...   

متن لری ترانه

ترجمه فارسی

منجوله جون دلم دی قی درآرِم

نالته طلا می رِم جون بَرارِم

نالته طلا بیرِم تند پاته ورچی

خانیا دورم میرن و صد تفنچی

ساکی دُ ساکیو قلا گِرِته

لو بالینم نشس دِلِمه سوخته

زین برگم بَوَنیت وِ اُ اسبِ زردم

موهونم کُشتنه هه آه سردم

اسب زرد جو خوت دی قلا درآرم

زینه ته نقره زنم ارواح برارم

منجوله جونم از این جنگ دراورم

نعلت رو طلا می گیرم بجون برادرم

نعلتو طلا میگیرم چارنعل و تند بتاز

خانها باصدتفنگچی محاصره ام می کنند

یکی از ساکی ها قلعه رو گرفته

کنار بالینم نشسته و دلم رو سوخته

زین و برگم رو ببندید به اسب زردم

مادیونم رو کشتند هی آه سردم

اسب زردم جون خودت ازاین قلعه درآورم

زین ات را نقره می زنم ارواح برادرم

بعدها به مرور زمان و وقوع جنگ های مختلف در لرستان متون زیر نیز به اشعار مذکور اضافه شد:

علی مه خون علی مه خون

اِ خدا مُردم دُ زندون

چی قلا بال بال کنم ها روم وِ طهرون

بکُشم وزیر جنگ خین علی مه خون

دی بوه هو کو دوآره

هر لُری واکپنک ری صد سواره

چل ماشین چل طیاره چل تا زره پوش

وش گُوتم اِ کُر نرو دِم نَگِرت گوش

طیاره دِ آسمو چی خور داری

کُشتنه چار تا سوار دُ بختیاری

علی محمد خان علی محمد خان

ای خدا مردم توی  زندان

چون کلاغ بال بزم میخوام برم به تهران

بکشم وزیر جنگ بخونخواهی علی مردان خان

ای بابا هی کن اسبت رو دوباره

هر لری با کپنک برابر صد سواره

چل ماشین چل طیاره چل تا زره پوش

بهش گفتم پسر نرو حرفم رو نکرد گوش

طیاره تو آسمون ازچی خبرداری

کشته اند چهارتا سوار از بختیاری

مخمل کو خرمووه گُله بارونه

نونم یه مردونه یا غلامعلی خونه

آساره دِ آسِمو ماهی دِ آوه

لطیفخو کُر شیخه مری قصاوه

 

گلار گلار هو کُو دواره

لُرِسّو دِ موقع جنگ که گِل میاره

اسبش رشه دل خوش چی بای قوش

قی یداله خان توپچی دولت کُش

دی بوه هُو کو دواره

انگلیس جراتی ناره

هر لُری وا کپنک ری صد سواره

مخمل کوه خرم آباد گلوله بارانه

نمی دونم جنگ مرداست یاغلامعلی خانه

ستاره تو آسمون ماهی تو آبه

لطیف خان پسر شیخ (در کشتن)انگار قصّابه

برگرد  اسبت رو هی کن دوباره

لرستان موقع جنگ کی نوبت میاره اسبش رعشه دل و خودش شکاری چون قوش

نبرد یداله خانه توپچی دولت کش

ای بابا هی کن اسبت رو دوباره

انگلستان جراتی نداره

هر لری با کپنک برابربا صدتا سواره

      بیرانوندهای لرستان سالها با حکومت مرکزی اواخر دوره قاجار و اوایل دوره رضاخان در ستیز و نبرد بودند. در زمان رضا خان بدستور سپهبد امیراحمدی جهت ترور روسای مهم ایل بیرانوند سه تن از جاسوسان نظامی در لباس نوکر و خدمه وارد ایل بیرانوند شده و موفق به ترور ولی اله ؛ همت علی و اسداله بیرانوند در هنگام خواب آنها در رختخوابشان می شوند. روز بعد دو نفر از 3 جاسوس نظامی امیراحمدی توسط عشایر دستگیر و پس از انتقال به خرم آباد توسط مردم سنگسار می شوند.

      لطیف خان پسر شیخ علیخان رئیس ایل بیرانوند می باشد که به همراه 12 تن دیگر از روسا و خوانین ایل بیرانوند همزمان با ورود قوای سرلشگز حسین خزاعی در سال 1304 در بروجرد به دار آویخته شدند.

لُرِسّو دِ موقع جنگ که گِل میاره : کنایه از آن  است که در لرستان هنگام جنگ کسی به بهانه نوبتی بودن از جنگ واهمه ای نداشته و  فرار نمی کند.

 

      در دوره حکومت رضا خان که گروهی از مردم لرستان توسط نظامیان به تبعید در مناطقی چون خوار ورامین ؛ گرمسار ؛ قزوین و ... وادار می شدند و یا بزور به مراکز آموزش عشایری برده می شدند ‌‌از جابجائی اجباری لرها به عنوان «کُر گرگووئی» یا همان گروگان گیری نیز در ادبیات و اشعار لری یاد شده است . در اشعار لری ابیات بسیاری در وصف مسیر تبعیدها یا لحظات جدائی آنان از زادگاه خود سروده شده است :

دالکه نظامی اوما

 رولکه میحا بورنمو

دالکه خدا نکه

 رولکه وِ شُو بورنمو

ای مادر نظامی ها اومدند

فرزندم می خواهند ببرنمون

ای مادر خدا نکنه

فرزندم به شب ببرنمون


موضوعات مرتبط: 4- متن ترانه های لری، 19- موسیقی لرستان
لُرِسّو

 نظامی خوانی

شکر تلخ است اگر شیرین نباشد               چمن خوار است اگر نسرین نباشد

           نظامی خوانی یکی از شیوه ها و مقام های موسیقی لری است که در آن اشعار نظامی گنجوی بویژه داستان شیرین و خسرو او (به هر دو زبان فارسی و لری) با همراهی کمانچه در گوشه «شکسته » دستگاه ماهور اجرا می گردد، و از فاصله چهارم زیر تونیک دستگاه ماهور به طرف بالای صدای انسانی استفاده می شود ، به همین دلیل خواننده باید از آمادگی و قدرت کلامی و آوازی لازم برای اجرای آن برخوردار باشد . در مجلس نظامی خوانی همانگونه که اشاره شد گفت و گوی شیرین و خسرو را بیشتر می خوانند .در ایام دور علاوه بر نظامی خوانی ، نغمه های دیگری چون «داراخونی»، «مرشد خونی» و همچنین « شه نومه خونی» هم در لرستان رایج بود که متاسفانه هر چهار مقام موسیقی مذکور (البته به همراه اشعار زیبای آن) مدتی است در لرستان منسوخ و تتمه آن نیز در حال فراموشی کامل است . اجرای این موسیقی لری علاوه بر عشایر لرستان در بین طوایف  بختیاری هم مرز با لرستان نیز با همین نام نظامی خوانی معمول می باشد .

مر خسرو نداشت متاع رنگارنگ

شیرین پی فرهاد سر مدای و سنگ

هی داد هی بیداد کس دیار نیه

کس و درد کس خور دار نیه

قلنگ صد منی صد من و سنگ بو

دسش سوزاور اوساش فرنگ بو

شیرینه رتمه و فیلبان و او دیدمونی

فوته سور دو چم مهر خوش مه نمونی

 خاک کرماشاه هر توزه مکی

دلم تقاضا هر دوس مکی

مگر خسرو نداشت متاع رنگارنگ

که فرهاد برای شیرین سرش را زده به سنگ

ای داد و ای بیداد کسی  پیداش نیست

کسی از درد کسی خبردار نیست

کلنگ صدمنی که  که جنسش از سنگ بود

دسته اش کار سبزوار و استادش از فرنگ بود

ای شیرین برای دیدنت رفتم به فیلبان

خوش می نمایاند در چم مهر اون سرخی پیراهن

خاک کرمانشاه گرد و غبار می کنه

دلم دیدار دوست رو تمنا می کنه

فیلبان و چم مهر = نام دو منطقه گرمسیری در جنوب لرستان است


موضوعات مرتبط: 4- متن ترانه های لری، 19- موسیقی لرستان
لُرِسّو

 سی و هشتمین ترانه لری  - ترانه «بزمیری»

     «بزمیری» از جمله آوازهای بجا مانده از دهه ۱۳۳۰ لری است که ریشه در زندگی کوچ نشینی و عشایری لرستان داشته و یادآور خاطرات تلخ سال های دهه 1330 این دیار می باشد . . در این سالها بر اثر کمبود علوفه ، تعداد قابل توجهی از دام ها و احشام عشایر کوچ نشین لرستان از بین رفت . چون در تلفات و لطمات مذکور، سهم بزها در این مرگ و میر بیشتر از بقیه دام ها بود، لذا این آواز در مقام موسیقی لرستان به «بزمیری» مشهور گشته است . سال 1330 را به تعبیری سال« لرمیری» (لر(Lar) = چراگاه + میری = مرگ  ویا لاغر میری( لر(Larr)= لاغر + میری = مردن ) نیز خوانده اند.

 متن لری ترانه بزمیری

 فارسی

ور کردش و بارو که بیشترش ژیله

ا محا بمیرم که سی قاطر هیله

اوریا گرته که ها برفی بونه

چوپو و سر مز که ها گیره بونه

و او بهار که رتم بوری گاو داشتم

سر بالا اومایم که چرمشون ور داشتم

چرمشون ور داشتم دو در دکو

ونگ د تاو قرض دارو که هه هایم دره کو

شو صو وریسام که دیم یه قالی

صو بیدار بیدم که دلم کوآو بی

بارونی شروع شد که بیشترش تگرگ است

می خوام بمیرم برای قاطری که طلایی رنگ است

ابر جوری اومده که برفی بگیره

چوپان سر مزدش بهونه می گیره

یاد بهاری که می رفتیم و گله ای گاو داشتیم

سربالایی که اومدیم چرم هاشون رو برداشتیم

چرمشون رو برداشتیم دم در دکان

امان از بدهی همیشه هستیم لرزان

یه قالی دیدم شب که پا شدم

دلم کباب بود صبح بیدار شدم

ژیله(Zhila)   تگرگ ریز . اصطلاحا به باران توام با تگرگ گفته می شود . برف ژیله در لری نیز به بارش برف توام با تگرگ گفته می شود . در لرستان برای هرگونه بارش و بارندگی و نزولات آسمانی واژه ها و اصطلاحات خاص خود بکار می رود ، از جمله این واژه ها می توان به موارد زیر اشاره نمود :

وشت(Vasht) = بارش باران کم                     رحیل(Reheil) = باران شدید

رفت(Reft) = باران بسیار شدید                       نم و نول(Nem - e - Nul ) = نم نم باران

پائیز پله( Paeizapala)= اولین بارش پائیزی     لف آو( Lafa ow) = سیل

هیل (Hil) = رنگ قهوه ای روشن.

 

بور(Borr)  =  گروه ، دسته

 

 

 


موضوعات مرتبط: 4- متن ترانه های لری، 19- موسیقی لرستان
لُرِسّو
 

 ۳۳ امین متن ترانه لری - ترانه «بمیرم سی » یا « مرشد خونی»

                   ترانه «بمیرم» یا« مرشد خانی» (مرشد خونی) از جمله ترانه های لری است که در مقام « دوپا » خوانده و اجرا می شود . این ترانه در واقع به توصیف مرگ مرشد خان از خوانین منطقه چگنی لرستان و وقایع پس از آن برای خانواده وی می پردازد .

            در دوره قاجار که حکومت مرکزی و نواب ولایات ، کشور را به حال خود واگذاشته بودند، هر قلدری با گروهی از حامیانش به قدرت نمایی و زورگویی می پرداختند . مرشد خان چگنی نیز از جمله یاغیانی بود که با استقرار در دره و گذرگاه کوهستانی بین قله « یافته » و ادامه اسبی کو (سفیدکوه) که « هرور » نام دارد به باجگیری از کاروان ها ، ایل ها و طایفه هایی اقدام می نمود که قصد گذر از آن منطقه را داشتند. مزاحمت ها و شرارت های مرشد خان علیه طوایف مختلف لر، انگیزه شکل گیری پیمان و اتحاد بین  طوایف مختلف لر از جمله طایفه شه کرم با هدف جنگ و مبارزه با باج گیری مرشد خان گردید که نهایتا  در جنگی با این طوایف، مرشد خان به قتل می رسد.جنگ و مبارزه با مرشد خان در مناطق «باغله» و « هیو» اتفاق افتاده که در متن ترانه نیز به آنها اشاره شده است .

          ترانه بمیرم یا مرشد خونی در مقام موسیقیایی ترانه های روایی و هجایی و بصورت تک بیت های بدون سربیت یا ترجیع بند و تکرار  ، با ضربهای ۲/۴ بوسیله کمانچه و تنبک ، یا سرنا و دهل  خوانده  و اجرا می شود. گاهی نیز تنها با کمانچه در مقامی مرثیه گونه و کشش های یکسان آن را می خوانند. خالق ترانه مرشد خونی همانگونه که از شرح ابیاتش هویداست ،در بیتی از این ترانه  به توصیف زورگویی و باجگیری وی و در ابیات دیگر به بیان شکست و کشته شدن مرشد خان و خواری و در بدری دختران و خانواده او می پردازد.هر چند به نظر می رسد سراینده اشعار و سازنده ترانه بدلیل جایگاه منفی عمل باجگیری توسط مرشد خان سعی در محکوم نمودن این عمل و حفظ بی طرفی نموده اما نحوه مرثیه گونه اش در وصف حوادث پس از مرشد خان و توصیف حماسی  موضوع ، ضمن آشکار کردن تمایلات جانبدارانه سراینده ، بشکلی زیبا نمایانگر جمع ضدین است  .

         به کلامی روشنتر ترانه مرشد خانی تلفیقی همزمان از ذم  باجیگیری و  مدح حماسی (از نبرد منجر به قتل مرشد خان و حوادث و وقایع  پس از آن برای خانواده وی) را  بگونه ای بتصویر کشیده که شنونده ضمن تقبیح و رد فعل باجگیری مرشد خان ، بنوعی با احساس ترحم ، همدردی و جانبداری از اعتراض به مرگ وی نیز روبرو می گردد ، شاید به همین دلیل است  که  علی رغم کاراکتر منفی  شخصیت اصلی ترانه ، مرشد خونی در ادبیات مویسقیایی لری در ردیف ترانه های حماسی قرار گرفته است .  اما متن ترانه :

 متن لری 

 ترجمه فارسی

  1. مرشد خان چگنی شرش و زوره
  2. شو اتاس خرمووه روز باجگیر هروره
  3. بمیرم سی دیو خونکه دیر د مالت
  4. بمیرم سی شنگ قطارکه سر شالت
  5. بمیرم سی قیتلگاه که دم بازگیر
  6. بمیرم سی مرشید خون باج دو هرور گیر
  7. کور کوره جرمو هوره ناله نشسه
  8. دو گمون خاطرم مرشید کشسه
  9. بمیرم سی کویاکه دومه یافته
  10. بمیرم سی دخترون که جومه تافته
  11. بمیرم سی چادراکه اسبی چرخی
  12. بمیرم سی نازاری طوطی و فرخی
  13. سواری ها میایه چکمه زردی
  14. میحا روه شه کرم دوره نوردی
  15. سواری داره میا نیل رونه
  16. بلبلی دو قاچ زینش کرده لونه
  17. ریوری کی باغله ، هیو دیاره
  18. چمنیاکی سید و پرش سواره
  19. ریوری کی باغله دیارگومه
  20. یه لای چشم گرت عمرم تمومه
  21. کورکوره ها د هوا دالی نشسته
  22. وگمون خاطرم مرشد کشسه
  23. هرور سر بچمون تا دت بگوارم
  24. یه حریف نازک دلی دی دوره دارم 
  25. د هرور تا مین هرور تا تنگ مرو
  26. اسپی کو رو اور گرت چی زن قرو 
  27. کوله بارکم بونم روم و اسپی کو
  28. بیرم سر رته دم اول صو
  29. بور کله دومت بریا چپی د یالت
  30. دیمت دو ریمله نقی سوارت
  31. فچ فچ علی زمون د گوش تقی
  32. کل کل و او ریمله و دم نقی
  33. دای د دس نابراری آه د نهاتم
  34. تیغ کشیم و او دودمون د قول مردم
  35. بدبختی دو ور مال وم در اوما
  36. پا مینام و قاچ زین کاش صور میما
  37. بکشیتو بکشیتو تا روز بوه
  38. بونمشو زیر پایه اسب کیوه
  1. مرشد خان چگنی شرش با زوره
  2. شب ضعیف خرم آباد و روز باجگیر هروره
  3. بمیرم برای دیوهای خانه دور از منزلگاهت
  4. بمیرم برای قطار و فشنگ های سر شالت
  5. بمیرم برای قتل گاه دم بازگیر
  6. بمیرم برا مرشد خان باج در هرور گیر
  7. شاهین دور می زند ناله ای نشسته
  8. بگمانم مرشد خان مرده رخت بربسته
  9. بمیرم برای کوههای دور یافته
  10. بمیرم برای دختران پیرهن تافته     
  11. بمیرم برای چادر های سفید دایره چرخی
  12. بمیرم برای نازنین ها طوطی و فخری
  13. سواری میاد از طایفه چکمه  زرد
  14. می خواد بره با شاه کرم برای نبرد
  15. سواری میاد سواره اسبه
  16. بلبلی در آن زینش کرده لونه
  17. روبرو کوه باغله ، هیو معلومه
  18. چمن ها کوه سید پر از سواره
  19. کنار گنبد روبرو کوه باغله
  20.  خواب چشمم را گرفته و عمرم تمومه 
  21. شاهین تو هوا ، دال نشسته
  22. بگونم مرشد خان رخت بربسته
  23. هرور سرت رو کج کن تا ازت بگذرم
  24. حریف نازک دلی این روزها دارم
  25. از کوه هرور تا وسطش تا تنگه گلابی  
  26. سفید کوه رو ابری گرفت چون زن قهری
  27. کوله بارم ببندم برم سفید کوه
  28. سر راهت  رو بگیرم اول صبح
  29. اسب بور بریده باد اون دم و یالت
  30. دیدمت تو ریمله نقی  سوارت
  31. پچ پچ علی زمان تو گوش تقی
  32. غلغله شادی تو ریمله دنبال نقی
  33. داد از نابرابری ها و آه از نهادم
  34. از حرف مردم شمشیر کشیدم روی فامیلم
  35. بدبختی از جلو خونم به سرم اومد
  36. رو زین می رفتم ای کاش صبر میومد
  37. بکشیدبکشید تا روز بشه
  38. بندازمشون زیر پای اسب کبود

دال =  دال یا آل در باورهای قدیم  مردم لرستان خصوصا بهنگام وضع حمل زنان ، معتقد بودند که آل ، جفت نوزاد را با خود برده است لذا  زنی مسن با ریسمانی سیاه و سفید بنام چله سی اسپی (ریسمان سیاه و سفیدی که از موی بز می بافند) ،  بدور زن آل گرفته خطوط فرضی کشیده و با نوک دوک نخ ریسی به انگشتان او زده و چند بار مریم مریم می گفت . سپس جگر گوسفندی را بصورت او پی در پی  کوبیده و گیسوانش را به بالا می کشید تا به هوش آید .بعد تیری را به نشانه فرار دال یا آل به سوی آسمان شلیک می کردند . برخی نیز مقداری جو در دامن زن آل گرفته می ریختند  

صور=  صبر ، بنا بر اعتقاد دیرینه اگر به هنگام انجام کاری عطسه ای زده شود باید از این کار یا نیت دست کشید و چنانچه مجددا عطسه زده شود (دو عطسه پی در پی ) به آن جخت (jakht) گفته و می توان آن کار را انجام داد

یافته (yafta)=  نام کوهی در ۱۰ کیلومتری جنوب غربی خرم آباد است که بنوشته علی محمد ساکی ، یار و هم مسلک شاه خوشین (از بزرگان اهل حق )در قرن چهارم هجری بوده و چون مقبره او در این کوه قرار داشته به «یافته کو» مشهور شده است . 

چکمه زرد = نام طایفه ای  در لرستان است ، طایفه دیگری  نیز بنام چکمه سی (سیاه) در لرستان وجود دارند

کور کوره = پرنده ای به اندازه کلاغ سیاه با منقار خمیده که جوجه مرغ و گنجشک شکار می کند 

بور = ۱- رنگ بور و نزدیک به کرم   ۲- خجل و شرمنده

کل ( kell) =  نوایی است که عمدتا زنان در عروسی با حرکت زبان در کام سر می دهند ، آغوش و بغل

مرو = ۱- گلابی ۲- گاوی که بر پیشانی و دمش خال سفید دارد

هرور = نام دره و گذرگاهی کوهستانی

باغله و هیو = نام دو روستای منطقه

چمنیاکی = باغ درختان سپیدار و چمنزار

طوطی و فرخی = دختران مرشد خان

ریمله = منطقه ای نزدیک خرم آباد 

اتاسضعیف و مظلوم

دم بازگیر = نام مکانی در لرستان

شه کرم طایفه شاه کرم

مال = منزل ، اسب ، خانه ، ثروت

به ونم = بیاندازم

ریوری = روبرو

گومه = گنبد


موضوعات مرتبط: 4- متن ترانه های لری، 19- موسیقی لرستان
لُرِسّو

تاریخچه و متن اصلی ترانه لری دایه دایه

همانطور که قبلا در متن ترانه لری دایه دایه ( مطلب شماره ۸۱ در بخش متن ترانه های لری ) نیز اشاره نمودم ، دایه دایه مشهور ترین ترانه لری است که در مقام « سه پا » خوانده و اجرا می گردد.

کلمه «دایه» در لری میان کوه و بالاگریوه (بخش وسیعی از میان کوه لرستان که شامل ایل های میر ، پاپی و دریکوند می باشند شامل طوایفی چون : بهاروند، کرد علی وند ، نجف وند ، کریف وند ، زینی وند، شلووند جودکی و ساکی اند) به معنی « مادر » می باشد و چون سر بیت و برگشت و ترجیع این ترانه حماسی با این نام است لذا در لرستان این مقام موسیقی نیز به نام « مقام حماسی دایه دایه » مشهور شده است .

در جنگ اول جهانی (سال های ۱۹۱۶ تا ۱۹۱۸ میلادی یا ۱۲۹۵ تا ۱۲۹۷ خورشیدی) که روسها بعنوان متحد انگلیس وارد ایران شده بودند ، در منطقه لرستان تا بروجرد و بخش هایی از غرب کشورمان پیش آمدند . گفته می شود روزی یکی از افسران روسی در بروجرد به یکی از زنان رهگذر که از کوچه ای گذر می کرده ، قصد بی حرمتی داشته است که اهالی لر شهر به دفاع از زن همشهری خود برخاسته و مانع از اجرای این عمل شنیع می شوند . پخش این خبر در لرستان در بین سران ایل ها و طوایف پیش کوه و پشت کوه سبب تحریک افکار عمومی الوار جهت هم پیمانی با یکدیگر با هدف بیرون راندن روسها از منطقه لرستان می شود و لرها موفق می شوند در نبرد و درگیری های مختلف قوای روسیه را تا قزوین مجبور به عقب نشینی نمایند. در درگیری مردم لرستان با روسها طوایفی از بیرانوند ، بالا گریوه و سگوند حضور فعال داشته اند .

در بخشی از ترانه دایه دایه ، آنجا که می گوید « نازی تو سی بکو جومه ورته » منظور از نازی خانم نازی بیرانوند مادر فاضل اسد خان از زنان متهور لرستان است که هر دو فرزندش از مردان شجاع منطقه بوده اند . برخی نیز منظور از نازی خانم را منتسب به دختر حاج عالی خان سگوند و همسر علی مردان فیلی می دانند و معتقدند ترجیع بند « دایه دایه وقت جنگه » از دهه ۴۰ به بعد به جای این بیت بکار رفته است که « علی مه خون علی مه خون ا خدا مردم دی زندون » و منظور از «مه خو» همان محمد خان فیلی فرزند علی مردان خان والی بوده که جهت جنگ و نبرد و آوردن غنایم به بدرآویی در خاک ایلام می رود و در آنجا اختلاف و درگیری با همراهانش که از بستگانش بودند منجر به قتل محمد خان فیلی فرزند علی مردان خان والی می گردد .

در منطقه ازنا لرستان به ترانه دایه دایه ابیات زیر را نیز افزوده اند که :

عروس و ناز بیا منجول و بازی

قیتل بوه سی بپوشید سی کر نازی

هرچن دم قن و چای سی روز تنگی

درویش خدانشناس نون تفنگی

نمنه شنگ دو قطار تیر د تفنگم

دسم شل و چشم کور وا تیرکه که ونم

نازی تو سی بکو جومه ورته

گیر کرده دو کوهسو شیر نرته

اسب عروس با ناز و منجول با بازی بیا

خانواده پدر خان سیاه بپوشید برای پسر نازی

اگرچه قندو چای ام را برای کمک بخشیدم

اما درویش خدانشناس گلوله ای هم شلیک نکرد

نه گلوله در قطار و نه تیر در تفنگ نمانده

دستم شل و چشمم کور با این شلیکم

نازی لباس مشکی تو تنت کن

که شیر نرت در کوهستان گیر افتاده است

عروس و منجول = نام دو نژاد برتر اسب در لرستان است که گفته می شود محمد خان فیلی نیز در اختیار داشته است . در لرستان رسم بر آن بوده که اسبان متوفی و خانواده او را در گذشته بصورت کتل (kotal) سیاه پوش می کرده و تفنگ و زین را نیز واژگون می نهادند . این رسم از آداب و سنن بسیار کهن ایرانیان است .

قیتل (ghytal) = به مجموعه خانواده و کارگزار وابسته به خان یا بزرگ ایل گفته می شود.

در هر صورت تصنیف دایه دایه از زبان پسر نازی خانم برای مادرش خوانده می شود . ضرب آهنگ ۸/۶ است و سر بیت یا ترجیع بند ترانه تکراری است و اشاره به دو نفر از رزم آوران لر است . طی سالیان گذشته علاوه بر تغییر سربیت این تصنیف ، پیش از اجرای مقام ضربی دایه دایه و یا در فاصله هر دو بیت در وصف جنگ ، یک یا دو بیت از منظومه خسرو شیرین نظامی را نیز در مقامی به همین نام می خوانند و سپس آهنگ ضربی ادامه می یابد . لذا تصنیف دایه دایه امروزی از تلفیق زیبای دو مضمون عاشقانه های نظامی و ترانه ضربی حماسی شکل گرفته است متن زیر تصنیف تغییر یافته ترانه دایه دایه است که همین متن نیز پس از انقلاب مجددا به متن دیگری تغییر یافت که شرح آن پیشتر در مطلب شماره ۸۱ در بخش متن ترانه های لری حضورتان تقدیم شده بود :

متن لری

ترجمه

حیف خوم سی بیرنون د عهد مردو

د وروگرد چول می کرد تا تخت تهرون

لرسّو و کردسون و بختیاری

بیرانون تفنگ ونه سکون سواری

هم یدالله شیر جنگی هم نصرالله خان رنگی

چه کشیم چه زخم داریم چه مین میدو

دایه دایه وقت جنگه

تفنگه بالا سرم پرش فشنگه( د شنگه)

یدالله گوت نصرالله شونکنی کی

ورم رو، پشتم کمر جا جنگو نی

یدالله گوت ملتی کی هی وگیره

تو و توپت جنگ کنی مه وی سه تیره

دایه دایه وقت جنگه

تفنگه بالا سرم پرش فشنگه( د شنگه)

آساره د آسمو و ماهی د آووه

مردان خان بیرانون منی قصووه

یدالله و نصرالله دو باز بالدار

دووه سن سی تفنگیا تا پاپی خالدار

د قلا کرده و در شمشیر و دسش

چی طلا برق می زنه لغم اسبش

بیرانوند و باجلاوند بالاگریوه

سی هزار سوار دارن سی هر چه دیوه

هم یدالله شیر جنگی همه نصرالله خان رنگی

چه کشیم چه زخم داریم چه مین میدو

حیف من برای بیرانوند که در زمان خان مردان

بیرون میراند دشمن را از بروجرد تا به تهران

لرستان و کردستان و بختیاری

بیرانوند ها شلیک می کردند وسگوندها سواری

هم یدالله شیرجنگی و هم نصرالله خان سنگین

چه بکشیم و چه زخمی بشیم چه وسط میدان

مادر مادر وقت جنگه

تفنگ بالای سرم پر از فشنگه

یدالله گفت ،نصرالله شانه ات را کوتاه نکنید

روبروم رودخانه و پشتم کوه نمیشه جنگید

یدالله گفت ای مردم گوش کنید چی میگم

دشمن با توپ می جنگه و من با این سه تیرم

مادر مادر وقت جنگه

اسلحه بالای سرم پر از فشنگه

ستاره تو آسمون و ماهی تو آبه

مردان خان بیرانوند انگار قصابه

یدالله و نصرالله چون دو باز بالدار

دویدند برای تفنگ ها تا پاپی خالدار

از قلعه بیرون اومد شمشیر به دستش

چون طلا برق می زنه لگام اسبش

ایل بیرانوند و باجلاوند و بالاگریوه

سی هزار سوار دارند برای هر چی دیوه

هم یدالله شیرجنگی و هم نصرالله خان سنگین

چه بکشیم و چه زخمی بشیم چه وسط میدان

وروگرد = بروجرد

خوم = خودم

چول = بیابان خالی از سکنه

مین = بین

مردو = مردان خان رییس طایفه

ورم = جلوم

آساره = ستاره

میدو = میدان

سکون (سگون) = سگوند

قصوو = قصاب

گی وگیره = نوبت به بویت

منی = انگاری

بیرنون ، بیرانون = ایل بیرانوند

دووه سن = دویدند

پاپی خالدار= نام منطقه ای در خرم آباد

لغم = لگام

سگوند= نام طایفه بزرگی در لرستان که بدو قسمت سگون رحیم خانی و سگون عالی خانی تقسیم شده اند . قسمت اول آن در منطقه جنوب شرقی لرستان و قسمتی از خوزستان که لرنشین اند ساکن و قسمت دوم نیز در منطقه شمال شرقی خرم آباد در بخش زاغه سکونت دارند.

بیرانوند= بنوشته لرد کرزن و دکتر کلیم فوریه (سفرنامه سه سال در دربار ایران ص ۳۷۴) از جمله قوی ترین و پر جمعیت ترین قبایل لر ایران می باشند که طی دو قرن گذشته نقشی مهم و رلی اساسی در تحولات منطقه لرستان داشته اند . در زمان نادر شاه افشار که نزدیک به ۵۰۰۰ نفر از بیرانوند ها در حوالی قزوین ، اهواز و ورامین کوچانده شده بودند توسط وی به شیراز منتقل شدند ولی بعد از مرگ نادر شاه بسیاری از آنان به لرستان باز گشتند .هانری فیلد تعداد انان را به نقل از رابینو ۲۵ هزار نفر ذکر کرده که هزار خانوار انان را ساکن بخش الشتر و خاوه می داند . ژان دمرگان بیراوند ها را ، مردمی زیبا ، چهارشانه ، سبزه و قهوه ای با ران های کشیده ، موهای سیاه ، دماغ عقابی و شبیه به کردها با روحیه ای عجیب و بی اعتنا به خطرات احتمالی توصیف نموده است .

بزرگان بیرانوند معتقدند جدشان بنام بیران به همراه فردی بنام باجلان که هر دو دارای روحیه سلحشوری و شجاعت بوده اند زمانی متولی بقعه بابای بزرگ در دلفان بوده که با هجوم ترکان آسیای صغیر به ایران ، به ارتش ایران می پیوندند . بیران در صف پیاده و باجلان در صف سواره بدلیل بروز رشادت های بسیار بوسیله فرمانده شان به شاه معرفی و شاه نیز به نشان تقدیر مزارعی در محدوده دشت سیلاخور (مابین بروجرد تا دورود) به انها اعطا می نماید . بیران و باجلان با نقل مکان از دلفان به دلکان و آبسرده منطقه، ایل بیرانوند و باجولوند (باجلاوند) را ایجاد می نمایند .

بیران صاحب دو پسر بنام آلانیان و دشانیان می شود ، آلانیان به نوبه خود دوپسر داشته که از فرزندان اسد (که تیره های کر ، مهراب ، زید علی و بارانی از این نسل اند) ایل بیرانوند شروع به تکثر تیره های مختلف می نمایند . از اولاد «کر» پسر اسد پنج پسر بجای می ماند که بنام همین ۵ پسر پنج تیره بیرانوند شکل می گیرد (سیاه ، کلات ، ایمانقلی ، یاسم ، حوزعلی) . از «مهراب »پسر دیگر اسد نیز ۶ پسر بجای می ماند (صفر ، چرمان ، کوسه ، میخک ، زنجنیل ، دارجین ) .

تا زمان کریم خان زند خوانین بیرانوند از تیره « کر» انتخاب می شدند . اجداد خوانین کنونی بیرانوند که به خوانین میرزامی یا میرزااحمدی معروف بودند در زمان کریم خان قدرت و شوکت بسیاری داشته اند . میرزا احمد از اولاد شمس الدین به دامادی کریم خان زند می رسد و اولین فرد بیرانوند است که به لقب خانی مفتخر می گردد. خلاصه کلام انکه خوانین و روسای ایل بیرانوند در زمان کریم خان به بعد به ۶ خاندان بزرگ زیر در لرستان تقسیم شده اند:

۱- بیرانوند های عزیزخانی (عمدتا به سپاهی گری روی می آورند و صاحب منصب می شوند همچون احمد خان شجاعی)

۲- خوانین مرادی ( به ریاست مرحوم سلطان مراد مرادی )

۳- خوانین زینبی (که تا سال ۱۳۰۲ بر بخش هایی از لرستان حکومت می کردند و علی مردان خان ، شیخ علی خان امیر عشایر ، امیر همایون از این تیره اند )

۴- خوانین معروف به خانم بی بی از اولاد حیدر خان برادر اسد خان

۵- خوانین بانو (که تسمیه نامشان بواسطه مادرشان و از نسل حسین علی خان ساکن در هرو می باشند) و بالاخره

۶- خوانین علی محمد خانی ( که از نسل زین العابدین بوده و در سال ۱۳۰۲ بدلایلی نام خود را از بیرانوند به سپهوند تغییر می دهند ).

به ارث گذاردن روحیه و ژن دلیری ، جنگ جویی و شجاعت بیران در بین ایل و طوایف مختلف بیرانوند سبب درگیری بلامنازع تیره های مختلف این ایل در دوران های پس از تشکیل با حکام زورگو و جابر ایران بوده است ، بگونه ای که جمع کثیری از سران این ایل بدنبال درگیری با قشون سپهبد امیر احمدی، که از سوی رضا شاه برای سرکوب عشایر اعزام شده بود به چوبه های دار در بروجرد و خرم آباد (منطقه محسن آباد آن زمان که اکنون به شمشیرآباد مشهور است ) و دیگر مناطق لرستان کشیده و کشته شدند.


موضوعات مرتبط: 4- متن ترانه های لری، 19- موسیقی لرستان
لُرِسّو

 

 سفرکه و خورموه ميکشه و ماهی            لرسّوکه پات رسس وات نی بيايی

روزگار چی باد و باد چی روزگاره           ای همش عمر منو توس حا می گواره 

      اولين سوغاتم ازسفر لرستان راه اندازی بخش ويدئو کلیپ آهنگ های لری است که در رديف سمت چپ زیر فهرست موضوعی وبلاگ مشاهده می کنيد.  ويدئو کلیپ های  لری را با توجه به زمان لازم جهت تبديل فرمت و آپلودشان در سايت لرسّو ، به تدريج در کنار آهنگ های جديد لری جهت دانلود در وبلاگ اضافه خواهم کرد . تلاشم اينست تا فرمت تمامی ويدئو کلیپ های لری را بمنظور سهولت دانلود آنها از AVI به WMV تبديل کنم . حسن اینکار حجم کم فایل ها برای دانلود دوستان و عزیزانی است  که اینترنت dial up  دارند و عیب اینکار کاهش کیفیت تصویر و صدای کلیپ هاست . دو نکته:

     ۱- جهت شنیدن و دیدن آهنگ ها و کلیپ ها روی اسم آنها کلیک چپ نماييد.

     ۲- بمنظور دانلود فیلم ها و آهنگ ها روی نام انها کلیک راست کرده و سپس گزینه Save target as ر اانتخاب نموده و پس از تعيين محل آنها در كامپيوتر آن را دانلود نماييد. 

  مشخصات  ۳۰  موزیک ويدئوی  لری اضافه شده به  بخش مربوطه جهت دانلود عبارتند از :

 نام ویدئوکلیپ لری

 حجم فایل(MB)

 مدت فیلم (دقیقه)

 ری حاریا کلک بکید

    دختر لرسّو

           ۶    

           ۶          

حیدر

 قصه عشق

           ۷ 

           ۷

 حسین گله دار

 شو سالم که رسس

         ۶/۴

         ۵/۴

 میرزاوند

 آواز لری

          ۲

           ۲

 رجب زاده

 بارون بارونه هی

        ۵/۴

         ۵/۴

 دستو به وه دسم

 قسم به چشات

        ۵/۳

         ۵/۳

 سعید شهروز

 رقص ۲ پا لری

          ۲

           ۲

 رقص 2پا

 رقص دوپا لری

          ۵

          ۵

رقص دوپا 

 رقص سه پا

         ۴/۲

          ۲ 

رقص سه پا 

 رقص شونه شکی

         ۲/۴ 

          ۴

 رقص شونه شکی

 رقص سنگین سماع

         ۵/۳

         ۵/۳

  سنگین سماع

 کوش طلا

         ۵/۲

         ۵/۲ 

گروه کر لری 

 با یارت بگردی

          ۴ 

          ۴ 

گروه کر لری 

 بالا برزان

          ۲

           ۲

 گروه کر لری

 سوزه سوار(رقص)

         ۲/۱

           ۴

 شایسته

نازنین (رقص لری)

           ۲

         ۵/۷

 شایسته

 سیت بیارم

           ۲

          ۸

 شایسته

 چتری حنائی

         ۶/۱

           ۶

 شایسته

عروسی 

         ۴/۲

           ۹

گروه کر زنان

 بانو بهار

         ۸/۲ 

          ۱۱

گروه کر زنان لر 

سوزه سوزه 

         ۵/۲ 

          ۱۰ 

گروه کر زنان لر 

 هم ماهی

           ۲

           ۶ 

گروه کر زنان لر 

 حالوی گنم خره

        ۲/۲ 

           ۸

 گروه کر زنان لر

 قدم خیر

        ۴/۱

         ۵/۵

 گروه کر زنان لر

 بینا بینا

         ۲

         ۵/۷

گروه کر زنان لر 

 بزران بزرانمه

       ۵/۱

          ۶ 

گروه کر زنان لر 

 یه چشه تو داری

          ۲

          ۸

 فتحی

کنسرت فرج  

         ۵/۲

         ۱۰

 فرج اله علیپور

 سوار(خورمووه)

         ۳/۱

         ۵

 محمد میرزاوند

 دایه دایه

          ۱

        ۵/۳ 

محمد میرزاوند 

 

       ضمن تشکر فراوان از ابراز محبت تمامی عزيزان و عذرخواهی از دوستانی که مطالب روزانه این وبلاگ را با من دنبال می کرده اند و اکنون  بعلت  ادامه تعطیلاتم از یک سو و تهیه و تایپ یک نفره مطالب این وبلاگ و آن وب سايت ،  تا پایان تعطیلات ، عملا قادر به روز رساندن هیچکدام (وبلاگ و وب سایت ) نخواهم بود. 

       پیشنهاد می کنم همراه با شنیدن یا دیدن ویدیو موزیک و آهنگ های لری این وبلاگ، جهت شناخت بیشتر و درک بهتر اشعار ترانه ها (که ریشه در فرهنگ لرستان دارند) همزمان به بخش متن ترانه های لری ( ردیف شماره ۴ در فهرست موضوعی وبلاگ که شامل متن لری و فارسی نزدیک به ۳۰ ترانه لری است ) نیز سری بزنید.

به امید آخر هفته ای خوش و تعطیلات تابستانی خوش تر برای همه 

لرسّو 


موضوعات مرتبط: 19- موسیقی لرستان
لُرِسّو

 

 مقام و موسيقی ساریخونی لری(ساريه خوانی)

 ساریخونی  از جمله آواز های لری است که هم در قالب تکخوانی و هم به همراهی کمانچه اجرا می شود. آهنگ و مقام ساری خوانی  همانند علی سونه لری خرم آبادی است که در آن تک بيت های لری ( عمدتا از ميرنوروز شاعر مشهور لر يا ديگر شاعران ) خوانده می شود . اين اشعار عموما در زمينه شکايت از روزگار و بی وفايی معشوق ،يا شکوه ای از پيری و دردمندی است. بخشی از ساری خونی که مربوط به غم هجران يار از زبان دلدار است و بيان نامرادی ها و عشق از دست رفته است در لرستان بيشتر متداول است. اين آهنگ در درآمد ماهور اجرا می گردد و برخی اوقات نيز بعضی از ابيات آن نيز توسط زنان خرم آبادی مويه سرايی می شود.

 ابيات لری ساری خونی

 ترجمه فارسی

 برف پيری گرتم د او دل جوونم

غم بی کسی سوخته سخونم

يه چراغی داشتم وش گشتم درو بيابو

يه چراغکم کور بيه منم د بيابو

بی براری بی براری داغت ها د جونم

کور بی او چشاکم لال با زوونم

نهال حشک بيم و باغ بی نهالم

رت بويت وی باغبو تا که بنالم

پيری و کوری درد کمی نی

ار و دولت برسی پيری غمی نی

پير بيمه کور بيمه دو تا دو تا مه

موزبرم د گزمه خيالم پا مه

رتم و ديم يه قور دو براره

دسشو د گردن يک چی عزيز خياره

رتم و ديم می کنن زمينی

دو زمين مينان دوس نازنينی

دوسکم دوس رنجنه اجرکت وا خدا با

رفبق ای لشت و دسه دال و قلا با

کجا رتن پيايو و همه ننجی سوارون

همه رتن د زمين چی نم نم بارون

رشتکه نو صيادم هه چنو رته د بن

تيرکه دکمو نيايه هه چنو من

تو رتی باغ دلم بی شوره زاری

نه گل دش چغر کشی نه من حصاری

غم اوما بی مهمونم بارون و لويام

بوسونی آو ياری کرد گريوه شويام

ماه نو دو پنجدری شعله کشيه

و گمونم دوسکه خومه سروم کشيه

هر چشی روزی سه دف تونه نه يينه

اوچشا ها کور بوان پيش پا نه يينه

يه نامه ايی د خين دل کردم قلم ريز

بيم کموتر بيارش يا چرخ بال تيز

ار بيارش کموتر نالش گرونه

مه ام بلبل بيارش شيرين زوونه

شو اوما تو اوما نالت سر ور آورت

دلکه پر حسرتم سيت پر در آورت

اسب اجل بياريت بکنيد سوارم

ای سفری که مه ميرم برگشت نی د کارم

 برف پيری گرفتم اما در دل جوونم

غم بی کسی سوزانده استخونم

چراغی داشتم که باش گشتم دره و بيابان

چراغم خاموش شد و موندم تو بيابان

ای بی برادری که داغت تو جونم

کور کرده چشمام و لال شده زبونم

نهال خشک شدم و باغ بی نهالم

بريد به باغبون بگيد تا کی بنالم؟

پيری و کوری ، درد کمی نيست

گر به ثروت برسی ، پيری غمی نيست

پير شدم  کور شدم کمرم دوتا (دولا) ئه

عصايی به دستم و بخيالم پاهامه

رفتم و و ديدم يه قبری که دو برادر

مثل عزيزی نورسيده دستاشون به گردن همديگر

رفتم و ديدم می کنند يک زمينی

به خاک می سپارند  در ان دوست نازنينی

دوستم رو رفيقی رنجونده جزاش رو بده خدا

اين رفيق ، جنازه اش به دست عقاب و کلاغا

کجا رفته اند آن همه مردان و سواران

همه رفتند تو زمين چون نم نم باران

رشته تازه صيدم چنان در بند مانده است

تير در کمانم ان چنان در مانده است

تو که رفتی باغ دلم شد شوره زاری

نه گلی توش روييد و نه ماند حصاری

غم اومد شد مهمونم بارون به لبهام

بوستانی آبياری کرد گريه شبهام

ماه نو ازون پنج دری شعله کشيده

فکر کنم دوستمه که بهم سر کشيده

هر چشمی که روزی سه بار تورو نبينه

اون چشم کور بشه که پيش پاشو نبينه

 نامه ای از خون دل نوشتم با قلم ريز

دادمش به کبوتر بياره يا باز شکار تيز

اگر که کبوتر بيارش صداش گرونه

می دمش بلبل بياره که شيرين زبونه

شب اومد و تب اومد و ناله ات سر برآورد

دل پر حسرتم برات پر در آورد

اسب اجل بياريد و من اون اسب رو سوارم

اين سفری که ميرم برگشتی نيست تو کارم

 سخون = استخوان

 رت بويت= بريد بگوييد

 موزبره = عصا

 گز مه = زير بغلم است

 قور = قبر ، گور

مينان = می گذارند 

 دال وقلا= لاشخور و کلاغ

 پنجدری= اتاق ۵ در

 چغر= جنگل انبوه

 چرخ= پرنده شکاری

 اجل = مرگ

 کموتر= کبوتر


موضوعات مرتبط: 4- متن ترانه های لری، 19- موسیقی لرستان
لُرِسّو

  به خیریت قدم «مجتبی قلاوند» باز هم از «قدم خیر قلاوندی»

  

 قدم خير نام مقامی حماسی از موسيقی لری است که چهار ضربی و از جمله حماسی های قبيله ای است. زيرا قهرمان اصلی آن شير زنی بنام قدم خير از طايقه قلاوند يا قلاون (Qelawan) است . نوازندگان بومی بالاگریوه که آهنگ و شعر قدم خیر را در توصیف دلاوری های او سروده اند ، نام این مقام موسیقی لری را نیز بنام او قدم خیر نهاده اند. اصولا آهنگ های مقامی که بوسیله هنرمندان  و نوازندگان بومی منطقه میان کوه و بالاگریوه ساخته شده اند ،مانند اشعار هجایی یک نواخت نیستند، بلکه دارای ضربی آرام و کشش های کوتاه و بلند آوایی و موسیقیایی با بار احساسی قوی هستند که بعلت جاذبه های متغییرش ، شنونده را تحت تاثیر قرار می دهند بی آنکه نیازی به توجیه و توصیف باشند. این حالت از ویژگی های موسیقی میان کوه است زیرا مقام های حماسی دیگر نقاط لرستان دارای طنینی خشمگین و تند است (دایه دایه و مرشد خان). لذا آهنگ و ترانه قدم خیر هم دارای جاذبه های حسی موسیقیایی است و هم موضوعی و توصیفی ترانه ای. از این جهت گاه از قدم خیر در موسیقی لرستان بعنوان اسطوره ای از ایل و تبار لر نام برده اند.

طايفه قلاوند یا قلاون که قدم خیر نیز از این طایفه است ، يکی از طوايف مهم ديرکوند در جنوب خاوری لرستان در بخش الوار گرمسيری و بالاگريوه اند. حدود يک سده قبل ، يکی از غيور مردان قلاوند بنام «بزرگ» صاحب فرزندی بنام «قني» (Qani) شد که پس از بزرگ شدن و رشد کردن مبدل به مردی بسيار لايق و شجاع گردید و با صفاتی چون پردلی و بخشش بويژه مهمان نوازی زبانزد طايفه های ديگر شده و در ميان ايل و تبار خود نیز مردی سرشناس و برجسته گردید.

شادروان قنی (قندی) قلاوند، فرزند «بزرگ» که خانواده سرشناس «بزرگی ها» در لرستان و مناطق الوار گرمسيری منسوب به او هستند ، دارای چندين فرزند پسر و دختر گردید. از پسران ، بابا خان و عباس خان و از دختران «قدم خير» و« گوطلا» بيش از همه به دليل شجاعت و جنگاوری و دلاوری مشهور بودند.

قدم خير ، دختری زيبا و رشيد و دلاور و در جنگ های قبيله ای پشتيبان بی بديل برادران و طايفه خويش بود. چنانچه اگر گاهی برادران يا افراد قبيله اش در جنگی به محاصره در می آمدند ، اين قدم خير بود که به شهادت دوست و غريبه ، بدون ترس از آتش تفنگ و گلوله دشمن به سنگرنشينان قبيله خود نان و آب و فشنگ و سلاح می رسانيد. گاهی رفتار شجاعانه اين شير زن قلاوندی سبب می گرديد تا همه وظايف و ويژگی های زن بودن را فراموش کند .

در ابتدای دوره پهلوی زمانی که تازه نيروهای نظامی و ارتش به لرستان و منطقه الوار گرمسيری آمده بودند، ميان سربازان و برادران قدم خير مبارزه و جنگ در گرفت . قلاوندی ها مانع ورود نظاميان به منطقه خود شدند و قدم خير با برادران خود در اين جنگ همراه و هم رزم بود. يکبار نيز که برادرانش در محاصره نظاميان پهلوی بدون آب و فشنگ قرار گرفته بودند، اين قدم خير بود که سوار بر اسب و بدن هيچ ترسی مشک آب و قطار فشنگ را به سنگر برادران خود رسانده وآنان را نجات داد. سرانجام نيروهای دولتی بدليل کثرت عده و عده برنده جنگ شدند و بعد از چندی عباس خان کشته شد .

قدم خير  با پسر عموی پدرش ازدواج کرد و حاصل اين ازدواج پسری بود بنام «محمد خان» که ظاهرا هنوز در قيد حيات است. داستان جنگ قدم خير و طايفه اش با نيروهای دولتی حدود سال های ۱۳۰۸ تا ۱۳۱۰ خورشيدی( حدود ۷۵ سال پيش) اتفاق افتاده است . پس از درگذشت باباخان و عباس خان ، قدم خير نيز در غم و  اندوه برادرانش بيمار و نهايتا دارفانی را وداع گفت ، اما شرح دلاوری های اين شير زن قلاوندی در قالب موسيقی بسيار زيبای حماسی لری نه تنها بر اذهان تک تک مردم لرستان و مناطق همجوار بلکه در جای جای فرهنگ غنی لرستان و ايران باقی مانده و خواهد ماند.

و اما چند بيتی از ترانه لری «قدم خير»:

 قدم خير زنه د مينه ميشو

پشم ها بهر کنه و قم و خيشو

قدم خير دو هار ميا ميلش و جنگه

هفت تيری در پيچ سووش پر د شنگه

قدم خير دو هار ميا ميلش و قيه

تفنگچی در ميدونش خوشی نه ييه

کولائی سيت بونم د شاخ پينه

چشياکت و نازکی افتو نه وينه

قدم خير يا جون خوت يا جون بووت

واکنی هفت تيرته و پيچ سووت

 قدم خير قدم ميزنه در بين گله ميشان

شير وپشم تقسيم می کنه به قوم و خويشان

قدم خير از اون پايين مياد ميلش به جنگه

هفت تيری در پيچ سربندش پر از فشنگه

قدم خير از اون پايين مياد ميلش به جنگه

تفنگچی تو ميدونش روی خوش نبينه

سايبانی برات ببندم از شاخه های پونه

تا چشمات از نازکی آفتاب نبينه

قدم خير به جون خودت و به جون بابات

باز کن هفت تيرت رو از پيچ سر بندات   


موضوعات مرتبط: 19- موسیقی لرستان، 18- تاریخ لرستان
لُرِسّو

 

 ترانه لری ماله ژيری(Malazheri)

سرازیر شدن به منزلگاه پاییزی را « ماله زیری»  می نامند . « ماله ژیر» یا « ماله زیر» نام طایفه ای از ایلات لک زبان لرستان (با مشخصه استفاده زیاد از دو حرف« ژ» و« ز» در زبان و  اشعار لکی)  نیز می باشد . کودکی را که هنگام کوچ پاییزی به دنیا بیاید نیز ماله زیر می نامند.

 متن لری ترانه ماله ژيری

 ترجمه

براری دیرم گاه لوو لووه

نازار مالم سر قالیه

دختری دیمه ار سرپیش بار

اگر میلت بو تا گات بکم بار

انار انجیر

زلف دا و زنجیر

انار ژباخان  منه

برف آو ژ راخان  منه

لوه لومه و تونه موشم

دنون مرواری کاکل اورشم

دی سیکه آگر سیه مال نو

گرگر مسوزیا و دامان کو

مال تون بار کردارا گرمسیر

سوار تلمیت لا زینت شمشیر

دته بیچ کله و سر پیش بار

اگر دلت بو تا گات بکم بار

نه گاه میلمه نه گاه بکه بار

هف برا دیرم چی سیو خونسار

یه کرنگ کیه ار پای ایی راخه

عزیز براکم سوار بی داخه

یه کوچ باره یه سر پاییزه

ژنیل بورن دس شون له هیزه

 برادری دارم که می خواند گاهی

نازنینم نشسته بر سر قالی

دختری دیدم که قرار داره سر بار

اگه میلته هنگام رفتنت با تو کنم بار

چون انار و انجیره

زلفاش مثل زنجیره

چون اناری که از باغها مونده

مثل آب برفی که از کوهها مونده

می خونم و بهت می گم

دندون مروارید کاکل ابریشمی

دود سیاه آتش سیاه چادر تازه ات میاد

اندک اندک می سوزه در دامن کوه

منزل تون در حال کوچ به گرمسیره

سوار اسب روپوش داری و لا زینت شمشیره

دختر کوچولوی که نشستی جلوی بار

اگه دلته وقت رفتنت باهات کنم بار

نه وقت میلمه نه زمانی که بکنیم بار

هفتا برادر دارم چون سیب خوانسار

این حصار منزلگه کیست کنار این کوهه

حصار برادر عزیزمه که سوار بی بیرقه

بشتابید وقت کوچ بار پاییزه

زنهایی که دستشون  را بردن تو خیک روغن

کرنگ( Korang) = ۱- به مجموع چند سیاه چادر روستائی گفته می شود که مربوط به چند خانواده است و در یک محل نزدیک یکدیگر برپا شده است.

۲- حصاری که معمولا با حصیرهای چوبی و هیزم و شاخ و برگ درختان ساخته شده و بیشتر بعنوان محلی برای نگهداری گله و دام مورد استفاده قرار می گیرد.

بی داخ = به معنی بی داغ و غم است برخی نیز آن را به مفهوم بیرق و پرچم بکار برده اند.

هیزه = خیک جای روغن . 

تلمیت (Talmit)= لحافی که عشایر برای سواری بر گرده اسب می اندازند.

 

 


موضوعات مرتبط: 4- متن ترانه های لری، 19- موسیقی لرستان
لُرِسّو

 

 دالکه (مادر)

 دالکه يقينا محبوبترين ترانه ، نغمه يا آهنگ لری است که به لحاظ مخاطب بسيار بسيارعزيز و گرانبهايش هر لری در طول زندگی و حياتش بارها و بارها آن را در خلوت و به ياد وسپاس از مادر خود زمزمه  کرده و خوانده و می خواند و خواهد خواند.

 متن لری ترانه دالکه

 ترجمه

 دالکه دا نازارم ای فرشته آسمونی

گوتنه که زير پاته او بهشته جاودونی

نمی ام و دار دونيا يه تاری د گيس اسبيت

ار د مه تو جوو بحايی جون شيرينم ميیم سيت

دالکه دا نازارم ای فرشته آسمونی

گوتنه که زير پاته او بهشت جاودونی

چنی شوياکه نوحووفتی نشسی و پا گووارم

دالکم چشيات هم آسمونو هم آسارم

ار که سوزم و ار که گرمم

گرمی دسه تو دارم

تو اوفتو لو بونم وا تو خوشه روزگارم

چنی شوياکه نوحوفتی نشسی و پا گووارم

دالکم چشياته آسمونو هم آسارم

ار که سوزم و بهارم هر چه دارم د تو دارم

تو اوفتو لو بونم وا تو خوشه روزگارم

دالکه دا نازارم ای فرشته آسمونی

گوتنه که زير پاته او بهشت جاودونی

مادر، مادر نازنينم ، ای فرشته آسمونی

گويند که زير پاته اون بهشته جاودانی

يه تار سفيدت را به تموم دنيا نميدم

اگر تو ازم جون بخواهی جون شيرينم رو برات ميدم

مادر، مادر نازنينم ،ای فرشته آسمونی

گويند که زير پاته اون بهشته جاودانی

چه شبها که نخوابيدی و نشستی پای گهواره ام

مادرم چشمان تو هم آسمون و هم ستاره ام

اگر که سبزم و اگر گرمم

گرمی دست تو را دارم ( همه چيز رااز تو دارم)

تو خورشيد لب بام منی و با تو شاده روزگارم

چه شبها که نخوابيدی و نشستی پای گهواره ام

مادرم چشمان تو هم آسمون و هم ستاره ام

اگر سبزم يا که بهارم هرچه دارم از تو دارم

تو خورشيد لب بام منی وبا تو خوشه روزگارم

 مادر، مادر نازنينم ،ای فرشته آسمونی

گويند که زير پاته اون بهشته جاودانی


موضوعات مرتبط: 4- متن ترانه های لری، 19- موسیقی لرستان
لُرِسّو

 

 متن ترانه های زيبای منسوخ و فراموش شده لری

 بسياری از ترانه های زيبای لری  و لکی لرستان بدليل قهر و قطع ارتباط فرهنگی و تاريخی برخی ازجوانان لر با پيشينه فرهنگی خود و به تعبيری موج رو به گسترش فرهنگ گريزی بخشی از نسل جوان لرستان از زبان و فرهنگ لری و باطبع آن عدم استقبال آنان از اين ترانه ها و همچنين بی توجهی يا کم توجهی برخی از والدين ، متوليان امور فرهنگی و بالاخره تهاجم فرهنگ های غير بومی بمرور زمان از بين رفته ومنسوخ شده و بکلی فراموش شده اند . متاسفانه برخی ديگر از ترانه  و آهنگ های لری نيز به دلائل گفته شده در صف و نوبت فراموشی اند.

چهار ترانه حنيفه ، شکر ، گرجی و زلفی از جمله ترانه های فراموش شده زيبای لری اند که بخشی از متن و ترجمه اشعار آنها بشرح زير می باشد:

۱- ترانه لری  فراموش شده حنيفه

 متن لری ترانه حنيفه

 ترجمه

 عزيز جانکم شيرين حنيفه

بو بچيم اره سيل خليفه

دوسکه دلسوزم ايمانکه دينم

دنيا و گوشه چميلت می ينم

وسا چترکت گشتی بکم خوا

شايت جهنم بونيه نهام آو

ودر مالکت گری بنيشم

ار لم بپرسن بوشم درويشم

 عزيز جانم ای شيرين حنيفه

بیا تا بريم به تماشای روستای خليفه

ای دوست دلسوزم ای ايمان و دينم

دنيا را به گوشه چشمات نمی دم

در سايه زلفت گشته و دمی کنم خواب

شايد جايم جهنم باشد و پيش رويم آب

بدر خانه ات لحظه ای نشینم

گرم پرسند گويم که درويشم

 اصطلاحات ترانه حنيفه

حنيفه = نام زنان که در قديم در لرستان بیشتر متداول بود.

خليفه = نام روستائی واقع در غرب لرستان است.

۲-  متن ترانه لری فراموش شده گرجی

 متن لری ترانه گرجی

 ترجمه

 گرجی نيم گرجی گرجی باونم

له چه توريايه هردک چووانم

خوشال و کری و مال تو

گرگر ماچ نوم چميل تو

گرجی نيم گرجی دت ...

سرون کج بسته يخه کت دريا

 گرجی نيم گرجی تو خانمان منی

برای چی قهر کردی ای توکه چشمان منی

خوشا بحال پسری که می آيد به منزل تو

دم بدم بوسه می زند به چشمان تو

گرجی نيم گرجی دختر...

(تو که)سربند کج بسته ای و يقه کتت را دريده ای

 اصطلاحات ترانه گرجی

گرجی = نام دختر وبرگرفته از واژه گرج (Gorj) به معنی انسان بلند قد، شاداب و رشيد

توريا ( Torya) = به معنی قهر کردن است . می گویند ريشه آن برگرفته از نام «تور» (يکی از سه پسر فريدون) می باشد که از ايران قهر کرده و رفت. برخی نیز رفتن تور پسر فريدون از ايران را منشا بوجود امدن واژه اروپائی « تور» (Tourو مشتقاتش چون توريست) به معنای مسافرت و سير و سفر می دانند. در هر حال واژه توريدن (بر وزن شوريدن) در برهان قاطع به معنی دور شدن و يک سو رفتن آمده است.

 

 3- ترانه لری فراموش شده زلفی زلفی

 متن لری ترانه زلفی زلفی

 ترجمه

 آی زلفی زلفی زلفی زلفانکم

چو سی زلف سی عاموزا جانکم

هونه قرمدای کردی کواوم

روز قيامت بدای جووم

روز قيامت زلفی زلفانکم

فدای چووانت عاموزا جانکم

آی زلفی زلفی زلفی زلفانکم

چو سی برم سی دته دلفانکم

 آهای زلفی زلفی زلفی من

چشم سياه ،زلف سياه ای عموزاده عزيزمن

اينقدر قر نده کردی کبابم

روز قيامت بايد بدی جوابم

روز قيامت زلفی زلفیانم

فدای چشمات بشم عموزاده جانم

ای زلفی زلفی زلفانيم

چشم سيه ابرو سياه ای دختر دلفانيم

 

۴-  متن ترانه لری فراموش شده شکر(Shakar)

 متن لری ترانه شکر

 ترجمه

 جفتی بازون ژمال پتی

پرده عاشقی ديونم کردی

شلم شلکتم چشم ها د خواو

يا پياله چای يا جومی برف آو

شکر شکره و شکر شيری

آو د سماور چای د قوری

آو گاماسيو سر چشمش بيونه

هل د باروسم جوهال د گيونه

شلم شکتم له دير هاتمه

له پر جايکت گيژار هاتمه

 جفتی بازوبند بر دست خالی داری

پرده عاشقی و منو ديوونه کردی

لنگان و خسته ام چشمام رفته به خواب

يا پياله چای يا جامی از آب برف

شکر شکرا و شيرين تر از شکری

همه چيز اماده آب تو سماور چای تو قوری

آب گاماسيو سرچشمه اش بيون است

هل در بارستم و جوان در گيون زندگی ميکنند

لنگان و خسته ام از راه دور اومدم

گيج و منگ به جايگاهت پا می نهم

 اصطلاحات ترانه شکر

گاماسيو (Gamasiow) = «گاماسياب»  یا «گاماسی آب» برگرفته از سه کلمه گا (گاو)  ماس (ماهی ) و آب سرچشمه اصلی رودخانه سیمره و کرخه می باشد . دلیل نام گذاری آن تصاویر حک شده گاو(گا) ماهی(ماس) بر کوه چهل نابالغان در چشمه کاظم سرچشمه این رودخانه واقع در ارتفاعات گرین است . برخی نیز با استناد به ادامه مسیر گاماسیو در رودخانه قره سو ( قره = سیاه  ، سو = آب در زبان ترکی ) از یک سو و وجود املاح آهکی بسیار در این رودخانه (عنصر عمده سیاه شدن اشیا از جمله سنگ های این رودخانه در مسیر حرکت )گاماسیو  را به معنی رودخانه آب سیاه یا همان قره سو می دانند ، در هر صورت گاماسیو یکی از رودخانه های مهم منطقه است که ‌ از چشمه‌هاي‌ آهكي‌ واقع‌ در 21 كيلومتري‌ جنوب‌ شرقي‌ شهرستان نهاوند از دامنه‌هاي‌ شمالي‌ ارتفاعات‌ گرين‌ به‌ نام‌ سراب‌ گاماسياب‌ سرچشمه‌ مي‌ گيرد و پس‌ از طي‌ چند كيلومتر در نواحي‌ كوهستاني‌ وارد دشت‌ مي‌ شود ودر وسط‌ دشت‌ نهاوند در جهت‌ جنوب‌ شرقي‌ - شمال‌ غربي‌ جاري‌ مي‌ شود . تمام‌ رودخانه‌هاي‌ منطقه‌ و هم‌چنين‌ رودخانه‌هاي‌ خرم‌ آباد ملاير ، قلقل‌ رود تويسركان‌ و خرم‌ رود بخش‌اسدآباد به‌ اين‌ رودخانه‌ مي‌ ريزند . ‌ اين‌ رودخانه‌ بعد از خارج‌ شدن‌ از نهاوند از جنوب‌ كنگاور و صحنه‌ مي‌ گذرد و در اراضي‌ بيستون‌ با رودخانه‌ دينور يكي‌ مي‌ شود و در نهايت‌ به‌ رودخانه‌ي‌ قره‌سو مي‌ ريزد . رود گاماسیاب درادامه مسیر خود بسوی کرخه وخلیج فارس ،در  منطقه اطراف خرم‌آباد به‌ نام‌ سيمره‌ شناخته‌ مي‌ شود و كليه‌ي‌ رودخانه‌هاي‌ شرقي‌ كبيركوه‌ و تمام‌ رودخانه‌هاي‌ لرستان‌ به‌ آن‌مي‌ پيوندد‌. بنا بر شواهد تاريخی ،بسياری از تمدن های کهن و اوليه ایرانی در حاشيه اين رودخانه شکل گرفته است.

شل (shal) = لنگ و کسی که پایش می لنگد ، همچنین کلمه شلال (Shelal) = (با فعل بییه یا کشییه)به معنی دراز شدن وخوابیدن روی زمین، یا واژه شل پسه (Shel Peseh) = متلاشی شدن چیزی یا پاره شدن پارچه ای را گویند. 

شکت (Shakat) = خسته . شکتی = خستگی . شکت بیر کرده = خستگی از تن بیرون کرده.

بيون - باروسم- گيون = جملگی نام مکان های مختلفی در لرستان می باشند.


موضوعات مرتبط: 4- متن ترانه های لری، 19- موسیقی لرستان
لُرِسّو

3 تاريخجه موسيقي در لرستان

بر اساس كاوش هاي باستان شناسي در مناطق لرنشين، تصويري از رقص و پايكوبي بر قطعه اي سفالي به دست آمده كه قدمت موسيقي در اين منطقه را به هزاره چهارم پيش از ميلاد مسيح رقم مي زند.(سيف زاده،1377،5)همچنين از آثار و شواهد به دست آمده در اين مناطق تصاويري از آلات موسيقي دوران مانند شيپور و تنتور بر روي ظروف نقره وجود دارد كه حاكي از رواج موسيقي نزد اين قوم در عهد ساساني است. امروزه نيز برخي از نغمه هاي باستاني در قالب مقامهاي موسيقي قومي باقي مانده است.

3 انواع موسيقي در قوم لر

هم اكنون موسيقي لري در قالب ترانه به هفت بخش تقسيم مي شود:

1-موسيقي و ترانه هاي غنايي و عاشقانه: شامل ترانه ها و آهنگهايي است در وصال يا فراق معشوق مانند ترانه هاي هي لو، بينا بينا، كيودار يا نغمه هاي شيرين و خسرو، ساري خواني، ميربگي(ميرونه) و دهها ترانه ديگر كه در مقامهاي مختلف موسيقي لري اجرا مي گردد.

2-موسبقي و ترانه هاي حماسه رزمي: اين سرودها بيانگر ارزشهاي حماسي و رزمي جنگاوران در ميان ايل هستند. مانند جنگ لرو، دايه دايه و يا مقامهاي موسيقي بدون كلام كه در رزم‌گاه و مسابقه به كار رفته اند، مانند جنگه را، سوارهو، نقاره و  .

3-موسيقي و ترانه‌هاي سوگواري: اين موسيقي بيشتر جنبه آييني داشته است و در مواقع سوگواري از روزگار كهن تا كنون كاربرد فراواني دارد، مانند چمري يا ساير مقامها؛ از جمله، سحري، پاكتلي، شيوني و دهها مقام ديگر.

4-موسيقي و ترانه هاي فصول: موسيقي و ترانه هاي ويژه فصول مختلف مانند برزه كوهي، ماله ژيري، كوچ بارو .

5-موسيقي و ترانه‌هاي كار: به منظور سهولت و تسريع در كار مردان و زنان ايلاتي، اين ترانه‌ها - به صورت فردي يا دسته جمعي- خوانده مي‌‌شود، مانند ترانه هاي گل‌درو(برزيگري)، هوله(خرمن كوبي)، مشك زني، شيردوشي و چوپاني.موسيقي و ترانه‌هاي طنز: اين ترانه ها اغلب به صورت في البداهه در هجو شخص يا موضوع يا مكاني سروده شده و برخي اوقات نيز با حركات نمايشي طنز آلود فرد يا افرادي همراه بوده است: هه‌نبات، كاسمسا(كاسه همسايه) و  از اين نوع هستند.

7-سرودهاي مذهبي: بر اساس كلام‌هاي يارسان(از سروده‌هاي اهل حق)بوده، جنبه عرفاني و اعتقادي آن بسيار عميق است. مانند ضامن آهو، سراي خاموشان(شهر بي‌صدا)، دوازده كلام ياري و  .

در طول دهد اول انقلاب اسلامي به علت برخوردهاي شديد با اجراي موسيقي به ويژه موسيقي قومي، از ميزان مشاركت موسيقي در بخشهاي مختلف زندگي قومي كاسته شد اما در گذشته كه موسيقي شادمانه و غنايي همراه با رقص‌هاي جمعي صورت مي‌گرفت، در مناطق لر نشين به اين صورت اجرا مي‌شد:

1-قطار     2-سنگين سماع    3-هل پركه يا هل پركان     4-دوپا 

5-سه پا   6-شانه شكي       7-اوشاري

البته توالي و ترتيب به هنگام اجراي رقص صورت مي‌گرفت و در صورت ديدن سواران، مقام هاي موسيقي رقص قطع مي‌گرديد و به اجراي مقام‌هاي سواركاري(موسيقي رزمي) مي‌پرداختند. مثلاً اگر مقام هل پركه در حال اجرا بود، با ديدن سواران مقام نقاره نواخته مي شد كه در ابتداي مقامهاي موسيقي سواركاري است. در مناطق لرنشين توالي و ترتيب موسيقي غنايي بدين گونه است: 1-سنگين سماع 2-دوپا 3-سه پا 4-شانه شكي؛ گاه ضمن اجراي اين مقامها، مقامهاي ديگري مانند شيرين و خسرو، سارو خواني و  نيز اجرا مي‌شود.

 از ترانه هاي مشهور قوم لر مي‌توان به قدم خير، رنگينه، كش طلا(كفش طلا)، صنم گل، هالو گنم خر و  اشاره نمود. موسيقي و ترانه‌هاي حماسي در قوم لر در دو جهت عمل نموده‌اند؛ تشويق ايلات و عشاير به شركت و حضور در ميادين نبرد(مانند ترانه دايه دايه) و حفظ و زنده نگهداشتن ياد برخي از شخصيتهاي حماسي قوم لر در دو بخش بي‌كلام، مانند مقام‌هاي سحري، نقاره، شاره را، يا با كلام، مانند ترانه هاي دايه دايه، جنگ لر وكرمي اجرا مي‌شود. از هنرمندان قوم لر نجفقلي ميرزايي، عليرضا حسين خاني و پيرولي كريمي را مي‌توان نام برد.  جهت آشنايي بيشتر با فرهنگ غني موسيقايي در قوم لر به شرح ابعادي از موسيقي اين قوم مي‌پردازيم:

الف)موسيقي سوگواري: بيانگر مراحل مختلف عزاداري و سنتهاي رايج آن در لرستان است. اين موسيقي نيز به صورت بي‌كلام(مانند مقام‌هاي سحري، پاكتلي، چمري) و با كلام(مانند مراسم راراپيشكوه، راراشتكوه، راراشيرازي يا دنگ دال در مناطق مختلف بختياري) اجرا مي‌شود.به عنوان مثال اشعار متداول در دنگ دال از اين دست است:

 اَسبت و زين و كتلت زيه در مال                           اسبت به زين و كتل تو جلوي منزلگاه است

 دشمنو شادي كنان دوسو زنان زال                         دشمنان شادي مي‌كنند و دوستان زار مي‌زنند

شمشيرت منه غلاف ترسم خورش زنگ                 شمشيرت در غلاف مانده ترسم زنگ بزند

كينه دارم بعد خوت وش وش بكنه جنگ                  چه كسي را دارم كه بعد از خودت با آن جنگ كنم

دات برو كگو برو همه بران مو                                مادرت موي مي‌برد خواهرت موي مي‌برد همه گيسو ميبرند

همه برن و كارد زنت و خنجر                                        اگر همه با كارد موي برند همسرت با خنجر موي مي‌برد

 ب) موسيقي فصول: بر اساس اعتقاد حكما در قديم اجراي موسيقي با اوقات شب و روز، ماه‌ها و فصول در ارتباط بوده است و براي هر مقطع از زمان در هر ماه يا فصل، موسيقي و نغمه هاي ويژه‌اي را توصيه مي‌كردند. در مناطق لرنشين نيز در گذشته چنين سنتي وجود داشت، از جمله نغمه شادمانه برزه كوهي كه به هنگام بهار و بازگشت ايل از قشلاق و جشن بازگشت به سرزمين نواخته مي‌شد.

ج)موسيقي و ترانه‌هاي كار: شامل ترانه‌هايي است كه مردان يا زنان به ويژه جوانان در هنگام كار، مانند جمع‌آوري هيزم، آب، شيردوشي و برداشت محصول مشك زني و  مي‌خوانند؛ به عنوان مثال دختران و زنها هنگام آوردن آب چشمه آوازي را به صورت همسرايي اجرا مي‌كنند كه زنگوله‌دار ناميده مي‌شود. زنان در لرستان هنگام شيردوشي آوايي را زمزمه مي‌كنند.

د)موسيقي و ترانه هاي طنز: اين موسيقي و ترانه‌هاي كه با اجراي حركات موزون همراه است، در لرستان توسط عده‌اي بنام دلي اجرا مي‌شد كه استعداد فراواني در رديف كردن كلمات و اشعار به صورت بداهه داشتند و از اين راه ارتزاق مي‌كردند. بيشتر مردم از ترس هجويات جالب آنان مجبور به دادن مبلغي به آنها بودند.

ه)موسيقي مذهبي: اين موسيقي شامل سرودهاي يارسان كه وزن خاصي دارند و به كلام معروف هستند و در نسخ مختلف به گويش گوراني ولكي لرستاني (نور آباد)ثبت شده‌اند مي‌شود. اين كلام ها در نزد اهل حق بسيار گرامي و محترم شمرده مي‌شوند و شامل تعاليمي هستند كه هر شخص وظيفه دارد در طول حياط خود از آنها پيروي كند. برجسته ترين سازي كه اين نغمه‌ها را مي‌نوازد«تنبور»(تميره)است كه در صفحات پيشين ذكر آن آمده است.

3 بررسي و تحليل ضرباهنگ ترانه‌ها

موسيقي و ترانه هاي قوم لر معمولاً در ميزانهاي مرسوم4/2،8/6، 8/7 اجرا مي‌شوند. همانطور كه مشاهده مي‌شود اين وزنها در موسيقي قوم كرد نيز وجود دارند. اما نكته قابل ملاحظه در اين ميان نحوه اجراي تاكيدها در هر قوم است كه باعث تفاوت و ايجاد ويژگي براي هر قوم مي‌گردد. در تعدادي از ترانه‌ها شروع ملودي با سكوت همراه است(وجه مشترك با قوم كرد)، ليكن در اجراها همواره چوبي لري كه به زبان چوبي سه پا ناميده مي‌شود،با چوبي كردي متفاوت است. به اين معنا كه فرم قطعه مانند چوبي كردي است اما نوازنده تنبك ضربه‌ها را به قسمت ثابتي از پوست وارد مي‌سازد كه در طول اجراها تاكيدها به گوش ميرسد. در اجراي ريتم8/6 نيز اين تفاوت نسبت به ريتم سماع در موسيقي كردي مشهود است.

3 بررسي و تحليل ملودي ترانه‌ها

قوم لر به ويژه در منطقه لرستان نسبت به ساير اقوام بيشترين بهره را از دستگاه ماهور برده اند. آميختگي فرهنگي با اين دستگاه سبب ايجاد گوشه شيرين خسرو در ماهور شده است؛ چنين گوشه‌اي در موسيقي سنتي ايران در دستگاه شور وجود دارد و اجراي اين گوشه در دستگاه ماهور، منحصر به قوم لر است. در مناطق بختياري تشمالها افرادي هستند كه به اجراي موسيقي اشتغال دارند. نغمه‌هاي اين ناحيه معمولاً در دستگاه شور نواخته مي‌شود و در قالب اشعار غزل گونه و عاشقانه، گاهي شرح زندگي قوم و ايل و گاه در قالب لالايي‌هاي مادرانه متجلي مي‌شوند. نغمه‌هاي فراواني، از جمله علي سونه لري يا شيرين خسرو وجود دارند كه داراي ريتم آزاد هستند.

ساز كمانچه به عنوان ساز رسمي قوم لر ايفاي نقش مي‌كند. نحوه نوازندگي و ايجاد ويبراسيونها توسط نوازندگان محلي باعث مي‌گردد نوعي لهجه خاص مربوط به اين قوم  در ملودي ها طنين بيندازد. اين لهجه ملوديك ناشي از اجراي زينت هاي خاص توسط نوازندگان و تاكيد بر فواصلي است كه با آنچه مبناي فواصل موسيقي غربي است، تفاوت دارد. همچنين در بسياري از قسمتها شروع از درجه دوم (نت ر) است و در مواردي ايست قطعات نيز بر اين درجه استوار است كه باعث تفاوتهايي در نحوه بيان با دستگاه ماهور در رديف مي‌گردد. ملودي‌ها در سه بخش باستاني(شامل كلام‌ها)، روستايي(همراه با دوزله و دهل) و شهري(همراه با كمانچه و گاه در كنار ساير سازها) قرار مي‌گيرند. فواصل موسيقي باستاني با تفاوتهايي اندكي منطبق بر فواصل موسيقي تنبوري در قوم كرد است. از جمله اين نغمه هاي باستاني مي توان به مقام هاي سحري، هوره و چمري اشاره نمود.

3 ويژگيهاي كلي موسيقي لري

1-     بعضي از ترانه ها در ابتدا با سكوت(ضد ضرب)همراه هستند، اين مطلب به عنوان نقطه اشتراك با موسيقي قوم كرد مطرح است.

2-     ترانه ها مانند سنت رايج در ترانه هاي محلي ساير نواحي، از دو جمله (فراز و فرود)و گاه از يك جمله تشكيل يافته اند. و معمولا بيت واحدي از كلام در هر ترانه وجود دارد كه مانند ترجيع بند تكراي مي گردد، عموماً ترانه ها با انتخاب كلمه اي از اين بيت نامگذاري مي شوند-مشابه اين مورد در ترانه هاي قوم كرد وجود دارد.

3-     در ترانه ها همواره از كلماتي مانند هه، خدا، اري، عزيزم و استفاده مي شود كه اين كلمات در پيوند و تطبيق هجاهاي شعر و موسيقي ايفاي نقش مي كنند.

4-     معمولا در پايان هر ترانه نوازندگان قطعه اي ضربي با ريتم 4/2 مي نوازند-اين مورد نيز در موسيقي قوم كرد وجود دارد.

5-     از اشعار هجايي و بيت هاي تكراري در ترانها (نسبت به قوم كرد)كمتر استفاده مي گرد به ويژه در ترانه هايي كه براي مردم لر شناخته شده هستند.

6-     در اجراي موسيقي نوعي لهجه خاص (لري)توسط نوازندگان كمانچه القا مي شود كه تاكيدي بر هويت ملوديك موسيقي در اين قوم مي باشد.

7-     قسمت اعظم ترانه هاي قوم لر(به ويژه در منطقه لرستان ) در دستگاه ماهور ساخته شده اند اين ساخته ها با حسن سلحشوري و روحيه حماسي مردمان اين منطق منطبق است.

8-     هر اندازه موسيقي منطقه لرستان به موسيقي كردي نزديك است به همان نسبت موسيقي مناطق بختياري با موسيقي نواحي فارس و جنوبي ايران سنخيت دارد.

3 سازهاي رايج

تنبور، سرنا، دوزله، كمانچه لري، تنبك، دهل و سازهاي سنتي مرسوم از جمله سازهايي هستند كه در موسيقي قوم لر مورد استفاده قرار مي گيرند. در اين ميان كمانچه تنها سازي است كهب ا ساز ساير اقوام تفاوت اساسي دارد.

كمانچه لري: سازي است كه به كمانچه متداول در موسيقي سنتي شباهت هاي فراواني دارد اما دو ويژگي آن را از كمانچه سنتي مجزا مي سازد. اولين ويژگي مربوط به كاسيه اين ساز است كه برخلاف كمانچه سنتي بسته و يك تكه نيست بلكه انتهاي آن باز، شكلش تا حدودي مخروطي و درون كاسه و زير پوست قابل مشاهده مي باشد. به همين دليل آن را از كمانچه پشت باز نيز مي گويند.

دومين ويژگي در حفظ سنت كهن تعداد سيم ها در اين ساز است. از دوران باستان تا عهد قاجار كمانچه داراي سه سيم بود، ليكن پس از ورود ويولن به ايران كمانچه نوازان به تقليد سيم چهارمي بر كمانچه افزودند.(2)

كمانچه موسيقي سنتي امروزه داراي چهار سي حفظ نموده است. شايان ذكر است كه در موسيقي قوم كرد از اين كمانچه استفاده نمي شود و با وجود وجوه اشتراك ميان ا ين دو موسيقي كمانچه پشت باز فقط به عنوان ساز انحصاري قوم لر مطرح است.

3  ترانه‌ دایه دایه

 (ترانه)                                                                (ترجمه)

زين و برگم بونيت واو ماديونم                                  زين و برگم را به ماديانم ببنديد
خورم بوريتو سي هالوونم                                      خبر مرا براي دايي هاي من
ببريددايه دايه وقت جنگه                                        اي مادر اي مادر هنگام جنگ است
قطار كه بالا سرم پورش زشنگ                               قطار(4) بالاي سرم پر از فشنگ
استدقلا كرده و در شمشير و دسش                        از قلعه بيرون زده و شمشير به دست اوست
چيو طلا برق مي زنه لقام اسبش                           لگام اسبش مانند طلا برق مي زند
كرسيول اسپي بكش خينم حرومت                         پسر سبيل سفيد(رضاخان)مرا بكش و خونم حرامت باد
تا قيامت مي مونه اي ننگ به نومت                         تا قيامت اين ننگ به نامت باقي خواهد ماند
برارونم خيليين هزار هزارن                                     برادرانم خيلي هستند هزارهزار (هزاران نفر)
سي تقاص خينه مه سرور ميارن                             براي تقاص خون من (از هر گوشه شاي)پيش خواهدآمد

 


موضوعات مرتبط: 19- موسیقی لرستان
لُرِسّو
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

سی چی لُری؟

وبلاگ حاضر هدیه ای فرهنگی است با برگ هایی از دفتر تمرین مشق زبان لری نویسنده فارس زبانی که در اسفندماه سال 1384 بمناسبت تولد همسرش به نشانه ارادت و تشكر و تقدير از یار و یاور و همسر لرستانی اش و با عشق به یادگیری و درک ریشه های فرهنگ ، ادب ، اخلاق و زبان و ادبیات لري وی و در حد توان و بضاعت در راه حفظ ، تقویت و اشاعه زبان ، موسیقی و فرهنگ غنی لرستان و بالاخره ادای دِینِ خود به این سرزمین شکل گرفته است.
برچسب‌ها وب
امکانات وب



در لُرسّو
در اينترنت
تماس با ما Online User