|
لُرِسّو(لرستان) فرهنگ،هنر،شعر ،داستان، تاريخ ، فیلم ، ویدئو کلیپ و موسیقی لری
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
[ لُرِسّو ] گُلسّونه
[ لُرِسّو ] گُلسّونه
فردیت متفاوت نویسنده :ایرج رحمانپور در شرایط حاضر اگر شعر هر شاعری را قرار باشد کسی غیر از خودش قرائت نماید ، یا غیر ممکن است یا به سختی و جان کندن امکان پذیر خواهد شد .
موضوعات مرتبط: 9- زبان آریائی و لری، 25- ایرج رحمانپور ادامه مطلب [ لُرِسّو ] گُلسّونه
شصت و پنجمین متن ترانه لری چوپی (سردسته رقصندگان) ترانه چوپی را از اینجا دانلود یا گوش کنید خواننده : فرج علیپور شاعر : ایرج رحمانپور ها میا دِ دیر ساز سحری (از دور می آید صدای ساز سحری) بازِنَه گَل گَل چی حور و پری (رقصنده ها دسته دسته چون حور و پری) وریسا وه پا توزِ هَل پَرکَه (بلند شده است گرد و غبارِ از رقص هل پرکه) می لرزَه زِمی وا لرزِه تَرکَه (می لرزد زمین با لرزه چوب دهل و ترکه) پاپی یا وه ناز ، سُوآرَه وه دِو (پیاده ها با ناز و خرامان ، سواره ها به تاخت و دوان) شِیوَنَه وِشو سازِ سوآر هِو (شانه ها را به هم ریخته صدای ساز سرنای سوارهی) وریسا وه پا توزه هَل پَرکَه (بلند شده است غبارِ رقص هل پرکه) می لرزَه زِمی وا لرزِه تَرکَه (می لرزد زمین با لرزه چوب دهل و ترکه) شُونَه شکی و دِوپا و سه پا (رقص های شونه لرزاندن و دو پا و سه پای لری) دِ راز و نیاز دسمال دٍ هَوا (زمان راز و نیاز و گردش دستمال در آسمان است) توزه بازی گه شورِ بازِنه (شور و شوق رقصندگان گرد و غبار زمین را بلند کرده) کِردَه وه مَشَر شوقِ سازِنه (شوق نوازندگان محشری برپانموده است) نه زِمی دیار نه دسه دیار (نه زمین قابل دیدن است و نه دسته رقصندها را می توان دید) مگر آرِمی مِقامِ قَطار ( مگر آن زمان که با رقص آرام قطار می رقصند) موجِ بازِنه چی موجِ دریا (موج و گروه رقصنده ها همچون موج دریا) آرِم مِیرَه وا سِئَنگی سِماع (با رقص سنگین سماع آرام و قرار می گیرند) نه زِمی دیار، نه دسه دیار (هنگام رقص نه زمین قابل دیدن است و نه دسته رقصنده ها را می توان دید) مگر آرِمی مِقامِ قَطار ( مگر هنگام همراهی شان با رقص آرام قطار) اصطلاحات لری ترانه چوپی: ساز سحری: نواختن ساز سٌرنا در لرستان قدیم بر فراز پشت بام ها و بلندی ها با هدف بیدار باش مردم در سحرگاهان وجه تسمیه شناخته شدن سرنا به عنوان ساز سحری در لرستان است . از سوئی در مقام های موسیقی لری « مقام سحری» که با نواختن سرنا اجرا می شود به هدف باخبر کردن مردم از واقعه ای مهم (معمولا فوت افراد )و اماده ساختن انها برای واکنش متقابل و پاسخ به فراخوانی ( زمان جنگ ها و نبرد)به جایگاه سرنا در سازها و مقام های موسیقی لری اهمیت ویژه ای بخشیده است .امروزه مقام سحری را در مراسم سوگواری عاشورای حسینی نیز بکار می برند. مقام قطار: یکی ازمقام های کهن موسیقی در مناطق لک نشین لرستان است که برخی از آن با نام «مقام سرساز» بعنوان آغاز کننده اجرای ساز نیز نام می برند. بدلیل پشت سرهم و در یک ردیف قرار گرفتن(قطار شدن) رقصنده ها جهت اجرای مراسم رقص چوپی در این مقام بعنوان آغازگر مقام های دیگر موسیقی لری به آن نام قطار داده اند. هل پرکه :یکی از مقام های رقص موسیقی شاد لرستان با تم هائی از موسیقی کردی کرمانشاهی که پس از مقام قطار و سنگین سماع اجرا می شود . در این مقام پاها به شکل آزاد به طرف جلو رها شده و به سمت بالا حرکت می کند. شونه شکی : به اعتبار واژه های تشکیل دهنده آن که همان شُونه (شانه) و شک (تکان دادن) می باشند ،در واقع یکی از مقام های موسیقی لری است که در ان با ریتم تند نوازنده ،تکان و حرکت شانه های رقصنده ها کاملا مشهود است . موضوعات مرتبط: 4- متن ترانه های لری، 19- موسیقی لرستان، 25- ایرج رحمانپور [ لُرِسّو ] گُلسّونه
مشق پرواز ایرج رحمانپور
توزه بازی گَه وِرِیسا چی روزِ رَمِ شکار (گرد و خاک زمین رقص و شادی بلند شد مثل روز رم کردن شکار) چوپی گیر صیاد میدو میکُشه هزار هزار (سر دسته رقصنده ها و صیاد میدان (با رقصش )میکشه هزار هزار) ریت والامکِه ریت والامکِه بازنه دسمال حریر (سرت رو بالا و رویت را بسویم کن ای رقصنده ی با دسمال حریر) باد و بازی گه می پُرسَن نوم و نشونه چوپی گیر (باد و رقصنده ها و نوازنده ها می پرسند از نام و نشون چوپی گیر) سیت بیارم سیت بیارم دسمالیاکِی رنگ وِ رنگ (برات بیارم برات بیارم از اون دستمال های رنگ وارنگ) تو وا ناز چوپی بَوازی غم دَرآ ده دله تنگ ( تو با ناز رقصنده برقصی تا غم درآید از دل تنگ) باد سرخِوشه که بئیره دسِه شِه ده باله تو (باد سرمسته که دستش را بگیره در دست تو) مرغ میکه مشق پرواز وا دس و دسماله تو (مرغ مشق پرواز میکنه با دستمال و دست تو) دس و دسماله تو داری یا که داری سرِ جنگ (این دست و دستماله که تو داری یا که داری سر جنگ) ضرب شمشیرت چِنونَه می تاوئُونَه دلِ سنگ (ضربه شمشیرت چنانست که آب میکنه دل سنگ)
موضوعات مرتبط: 10- شعرهای لری، 25- ایرج رحمانپور [ لُرِسّو ] گُلسّونه
لالائی مرگ شاعر : ایرج رحمانپور
آسمو اُوری گِرِت اُور سیایی (آسمان ابری گرفت ابر سیاهی) بالِنه داره میایه کی ده جایی (پرنده ها دارند میایند هر کدام از جایی) بَنِ بالا بَنِ هار کُلِ کُویا (از بالا و از پایین و تمام کوه ها) دنگِ بونگِ رَوَنِ زخمی وِریسا (صدای فریاد رهروان زخمی می آید) لایه لایه روله لایه ( لالایی لالا کودکم لالا) رَوَنِ مونگ گیرِسَه شوگار سیایه (راه ماه بسته و شب چه سیاهه) بیه وه میدون مشقی حُونومونم (شده مثل میدان جنگی خونه مونم) هی یَکی رَت وا وِلاتی دودِمونم (یکی یکی رفتند به سوئی دودمونم) راه دیر پایا پَتی و نِصمه شوگار (راه دور و پای برهنه و نیمه شب) بیمه وا کُورپه کم دِوُ جو گرفتار (با جگرگوشه ام دلواپسم و گرفتار) لایه لایه روله لایه روله لایه (لالایی لالا کودکم لالا) رَه کَمو دیر و دراز شوگار سیایه (راهمون دور و دراز و شب سیاهه) شَل و شَکَت عازیتی غم ده بارِم ( خسته و زار و عزادار و غمی دارم) کُوهساری سر بَه چَمو بَگوارِم (ای کوهسار سر فرو آر تا بگذرم) ای خاکی نه مَنه تئاو نه مَنه طاقت (ای خاک نه تاب ماندن و نه طاقت رفتن ندارم) لش کُورپه کَم بِسّو تو وه امانت (تن جگرگوشه ام را بستان تو به امانت) ای برفی دخیلِه تِم زیتِر بَه تِئویا (ای برف دخیلتم تا زودتر ذوب شوی) کُورپه کَم سردِش موئه وه تَکِ تَنیا (جگرگوشه ام سردش میشه در تنهایی) روله سیقه تِوُ خالیا گوشه لوئت بام ( فرزندم فدای تبخال های گوشه لبت بشم) وه سیقه او پرخاشیا وَرِ خآوِت بام (الهی فدای اون پرخاشگری های موقع خوابت بشم) چی کِنِم چی نَه کِنِم جام تَنگِلآتَه (چه بخوام چه نخوام در تنگنایم) دوسه کَم دُو کِئُونِ شوگار اَنگِلآته (دوستم از هنگامه شب در انتظار یاریست) رِیت بوئیت بَلکَم که مونگ سر وِش دِرارَه (بروید بگوید شاید ماه سر در بیاره) رُوشنائی بیه وه رش تا بَگوارَه (روشنایی به راهش بده تا اون بگذره)
موضوعات مرتبط: 10- شعرهای لری، 25- ایرج رحمانپور، 13- نوحه و عزاداری لری [ لُرِسّو ] گُلسّونه
موضوعات مرتبط: 25- ایرج رحمانپور [ لُرِسّو ] گُلسّونه
[ لُرِسّو ] گُلسّونه
موضوعات مرتبط: 10- شعرهای لری، 25- ایرج رحمانپور، 17- کلیپ لري [ لُرِسّو ] گُلسّونه
موضوعات مرتبط: 10- شعرهای لری، 25- ایرج رحمانپور [ لُرِسّو ] گُلسّونه
موضوعات مرتبط: 25- ایرج رحمانپور [ لُرِسّو ] گُلسّونه
اَفتِئَو عشق (آفتاب عشق) شاعر: ایرج رحمانپور
بَه لِوئونُمو سیم بوحو بیتی دِ بیتیا اوسنی (مرثیه ای برایم بخوان با بیتی از بیت های اُنوقت ها) اوسه که واردِ یَک بییم کوه یادِمو نوئی (آن زمانها که با هم بودیم و کوه های فراق یادمان نبود) دِ وه که حونومونِشه میکرد وِ سیقه زلف یار (از کسی بخوان که تمام هستی اش را می کرد فدای زلف یار ) دِ وَه که وا سیل چَشی مِئی اسیرو بی قرار (از آن کسی که با نگاه به چشمی می شد اسیر و بی قرار) دِ دیری دیر دِ زیِ زی هر چی بیو هر چی نِوئی (از آن دوره قدیما از این زمانه حال از هرچی که بود و نبود) بَه لِوئونُمو سیم بوحو بیتی دِ بیتیا اوسنی (مرثیه ای برایم بخوان با بیتی از بیت های اُنوقت ها) اوسه که چش پنجره کور پس پرده نِوئی (آن زمانی که چشم پنجره کور پس پرده نشین نبود) اوسه که مین جا حونَه یا آهِه نوئی نرده نِوئی (زمانی که در خونه ها خبری از آهن و نرده نبود) وا یِه اشاره قُلفِ شو سی دیینه یَک وامِونی (و با یک اشاره قلف در خونه هامون را برای دیدن همدیگه باز میکردیم) دو گل که فرهاد مینِشَن وِ سینه سرد سخت سنگ (از گل هائی بگو که فرهاد بر سینه سرد وسخت سنگ حک می کرد) دو سی پوش دل اشکسه لیلی که نیوما وِ تنگ (از روزگاری که لیلی سیاهپوش و دل شکسته همچنان استوار بود) وختی دِ زیر پا سوآر کوهیا بِلنگ و ناهُمار (زمانی که کوه های بلند و ناهموار زیر سم سواران عاشق) مِوئین وِخاک نرم نرم سی دیینه دیدار یار (برای دیدن و دیدار یار به خاکی نرم تبدیل می شدند) بوحو د بیتیا عاشقی ، همدا زِمو هُمزا زِمی (از بیت های عاشقی و ترانه های همزاد زمین و هم سال زمان بخوان) تشی که دِ عالم زِنِس زنگئی که دِ آیِم زِرِس (از آتشی بگو که به عالم افتاد و زنگ و کوسی که هنوز طنین انداز است ) بوحو دِ چَشیا مَسِه مَس دِ عاشقی دِ یاد یار (از چشمانی بخوان که از دیار عاشق همچنان مست مست است) بِو دُو هِمَه بیت و مَتَل سی واتِمونِه روزگار (از آن همه شعر و قصه و افسانه ماندنی روزگار بخوان) سیم بِو دِوآره چل سِرو بِو دِ قِشَنگی ماه نُو (دوباره چهل سرود برایم بخوان واز زیبائی ماه نو بگو) طاقت دُونیا کُچکَه ، سی دیئنه اَفتِئَو عشق (دنیای کوچک طاقت دیدن آفتاب بیکران عشق را ندارد) بَه موه دِ پردَه بیتِره ، عالَم بِئینن خِآوِ عشق (همان بهتر که آشکار نشود و عالم و آدم ببیند خواب عشق) موضوعات مرتبط: 25- ایرج رحمانپور [ لُرِسّو ] گُلسّونه
موضوعات مرتبط: 25- ایرج رحمانپور [ لُرِسّو ] گُلسّونه
[ لُرِسّو ] گُلسّونه
مطلب شبکه اینترنتی ایران صدا در مورد رحمانپور (20:0) 24/08/1387 ایران صدا: ترانه لری را با شعر و صدای ایرج رحمانپور میشنویم. ایرج رحمانپور از خوانندگان خوش صدای لرستانی است. ترانه دسم ببر را بشنوید./گروه فرهنگ و ادب و هنر ایرج رحمانپور میخواند و صدای کمانچه در نای او میپیچد. کمانچه سوز دارد و در صدای رحمانپور آتش میزند. مردم ایرج رحمان پور را یک خواننده خوش صدای لرستانی میدانند، همینگونه هم هست. اما ایرج شاعر خوبی هم هست و بسیاری از ترانه های مشهور لری که توسط خوانندگان مشهوری چون فرج علیپور اجرا می شوند از اشعار رحمان پور هستند. اما آنچه ایرج را از سایر خوانندگان و شاعران لرستانی متمایز می کند اندیشه، تعهد و تلاش او برای حفظ فرهنگ، تاریخ و هویت قوم لر است. موضوعات مرتبط: 25- ایرج رحمانپور [ لُرِسّو ] گُلسّونه
[ لُرِسّو ] گُلسّونه
موضوعات مرتبط: 25- ایرج رحمانپور ادامه مطلب [ لُرِسّو ] گُلسّونه
موضوعات مرتبط: 25- ایرج رحمانپور ادامه مطلب [ لُرِسّو ] گُلسّونه
موضوعات مرتبط: 25- ایرج رحمانپور ادامه مطلب [ لُرِسّو ] گُلسّونه
[ لُرِسّو ] گُلسّونه
موضوعات مرتبط: 25- ایرج رحمانپور ادامه مطلب [ لُرِسّو ] گُلسّونه
درد دل هاي ايرج رحمانپور چكيده اي از مصاحبه رحمانپوردرج شده در سايت سيمره با عنوان مخمل و چخماق نظرات ایرج رحمانپور در مواردی چون :افتحارآفرين ترين قوم ايراني -علت انزواي لرها - مزيت كردها و ترك ها -مهاجران لرستاني -دهكده جهاني و بازيافتن در عرصه هاي بين المللي - لرهاي بختياري برادر بزرگ ما -آدم زاگرسي -ريشه خلق اثر فاخر هنري در دنیا -نقش شركت هاي نشر آثارهنري - بهار باد و شكارچي - صدا و سيمای لرستان - شعر و موسيقي لرستان- علت عدم فهم برخي كلام ها در كارهاي رحمانپور- جوانان هنرمند لرستان - دزدي ادبي - زلزله بم و بالاخره هدفش ری ادامه مطلب کلک بکید موضوعات مرتبط: 25- ایرج رحمانپور ادامه مطلب [ لُرِسّو ] گُلسّونه
[ لُرِسّو ] گُلسّونه
[ لُرِسّو ] گُلسّونه
موضوعات مرتبط: 25- ایرج رحمانپور [ لُرِسّو ] گُلسّونه
[ لُرِسّو ] گُلسّونه
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin] | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||