X
تبلیغات
لُرِسّو(لرستان)

لُرِسّو(لرستان)
فرهنگ،هنر،شعر ،داستان، تاريخ ، فیلم ، ویدئو کلیپ و موسیقی لری  


لُرِسّو
لُرِسّو
لُرِسّو

      سیاه چادر نوعی چادر است که از موی بز سیاه و توسط زنان عشایر بافته می‌شود. سياه چادر يكي از صنايع دستي عشايري و روستايي ايران است كه كاملا سنتي و  به طور عمده توسط عشاير چادر نشين و از موي بُز بافته مي شود و براي سقف چادرها استفاده مي گردد. 

     روش توليد  سیاه چادر بدين صورت است كه ابتدا تارهاي چله را در روي زمين و در فضاي باز دراز كرده و شروع به بافت مي نمايند. تكنيك بافت سياه چادر از نوع ساده ترين و ابتدايي ترين دست بافته ها مي باشد، ولي به خاطر استفاده از موي بز به عنوان مواد اوليه، بالاترين كارآيي و كاربُرد براي چادر عشاير را دارد.سياه چادر در ابتدا به طول حدود 10 متر و عرض نيم متر بافته مي شود و از به هم دوختن تعدادي از آن، سياه چادر يا سقف چادر عشاير تهيه مي گردد.

     عشایر در ییلاق و قشلاق مکانهای معینی برای اقامت دارند که معمولاً در زیر این سیاه چادرها زندگی و استراحت می‌کنند. سیاه چادرها همواره از موی بز بافته می‌شوند و این به چند دلیل مهم است. اول آنکه موی بز خاصیت بسیار مطلوبی برای حفظ آب در مواقع بارندگی دارد و معمولاً آب باران از جداره آن عبور نمی‌کند. دوم آنکه موی بز در دسترس و ارزان تهیه می‌شود. هر خانواده معمولاً ۲۰ الی ۵۰ رأس بز دارد که از موی بزها برای تهیه سیاه چادر استفاده می‌کنند. سومین خاصیت موی بز سبک بودن آن است و نسبت به چادره‌های برزنتی جمع آوری و حمل آن راحت تر است.

      از جمله ویژگیهای سیاه چادر می توان به خواص فیزیولوژیکی موی بز اشاره کرد که برخلاف بقیه مواد در گرما منقبض ودر سرما منبسط می شود  واین به کاربرد ممتاز آن در سیاه چادر کمک کرده تا در تابستان منافذ سیاه چادر باز شده وهوای سیاه چادر خنک شود ودر زمستان منافذ آن بسته شده تا از ورود سرما و باران جلوگیری شود.در تابستان در روزهای آفتابی، استراحت کردن در زیر این سیاه چادرها لذت بخش است.

     در بین عشایر ایران نام مسکن عشایر بطور عموم آلاچیق بوده که از دو بخش تشکیل می‌شود. بخش بالایی چادر (سقف آن) سیاه‌چادر نام دارد و از موی بز بافته می‌شود. بخش دیگر دیواره جانبی است که چیق (یا چیت) نام دارد و از ترکیب نی و موی بز ساخته می‌شود. 

    هر سیاه چادر از چند «لت» تشکیل می‌شود. و هر «لت» نواری بافته شده از موی بز سیاه است. در حقیقت «لت» تکه‌ای از سیاه چادر است. زنان «لت»ها را که به شکل یک نوار بافته شده‌اند را به وسیله دستگاهی سنتی در محل زندگی خود می‌بافند. عرض بین ۴۰ تا ۶۰ سانتی متر است و طول آن گاه ۶، ۱۰ و یا ۱۵ متر است. زنان پس از بافتن «لت»ها آنها را از دو طرف به هم می‌دوزند تا کم کم به شکل سیاه چادر در آید.

   در تقسیم فعالیت های عشایر زن و مرد در تهیه سیاه چادر ها عموما مردان در بریدن موی بز و همچنین تهیه ابزار و فراهم نمودن کارگاه و همچنین دوختن «لت»ها به هم فعالیت می کنند و کار شستن، پاک کردن، حلاجی کردن موها، و تاباندن نخ‌ها بطوری که به حالت الیاف در آیند و تمامی مراحل بافتن سیاه چادر بر عهده زنان است و مردان هیچ گونه دخالتی در آن ندارند. دختران کوچک نیز مادران خود را در کار بافتن یاری می‌دهند و این فرصتی برای یادگیری و آموختن فنون دوختن سیاه چادر توسط مادران است. زنان برای بافتن یک سیاه چادر گاه بصورت دسته جمعی کار می‌کنند تا کار بافتن سریع تر به پایان برسد.


موضوعات مرتبط: 2- آداب و رسوم و فال لری، 21- گردشگري در لرستان
لُرِسّو


سیر( sōir) ، یا دووات(   (Dowat

درجامعه وفرهنگ روستاهای لرستان

(بخش دوم)

 «استاد حمید ایزدپناه»

                واژه سیر(Soir) ،یا  دووات ( (Dowatبه معنای همان واژه عروسی در شهر است.اما ساده و دور ازچنان آیین  وتشریفات شهری ..

انواع ازدواج

۱-  ازدواج معمولی

۲- ازدواج «دت ار دت det ar det»

۳ -«ازدواج خون بهایی یا خون بس »

      شرایط پذیرش صبح از سوی خانواده مقتول چنین بودند:

        الف- اوازیفهOwāzīfa ) دادن، 

         ب-خارت حسوXārat Hasow) یا« غارت حساب» ، 

         ج- برپا کردن آیین (کاردوکتل) :

۴- ازدواج «مَتیَه و متیه زا Matya-o-Matyazā »

 ۵ - ازدواج «حالو خویه زا hālu xoyazā »

 ۶- ازدواج «اولاد owlād »

       پذیرایی وپیکشی دادن ها

       آیین سیر یا عروسی و پذیرایی از دو تا چهار روز ادامه دارد ... اغلب بعضی همراه دعوت شدگان ازجاهای دیگری آمده بودند ،باهمنوازی نواهای رقص های بومی لری درچهار مایه و مقم یا مقام«سنگین سما»برای سالمندان و دوپا و سه پا برای میان سالان و شانه شکی که رقصی با ضرباهنگی تند بود ، مدعوین و دیگران را برای شرکت در رقص مورد علاقه و توان آنها دعوت می کردند . شرکت در رقص ها در دسته های زن و مرد ، نوعی احترام به خانواده عروس و داماد بود. 


موضوعات مرتبط: 2- آداب و رسوم و فال لری، 26- حميد ايزدپناه
ادامه مطلب
لُرِسّو

        نقدي بر آوازهاي تلخ لرستان

جهانبخش رشيدي (وبلاگ ميرنوروز)

      وقتی که انسان می بیند متفکران زحمت کشی چون باستانی پاریزی وشادروان مجتبی مینوئی که نه در دامنه ی زاگرس بزرگ شده اند و نه در دامن دآ و نه زبان دالکه را می دانند ؛ چنان به زیبائی کمال و تمام اشعار لکی پانصد سال پیش را بصورتی جالب وصحیح ؛تصحیح وتفسیر و معنی می کنند ؛ ما قلم به دستان لر ولک باید چانه ی شرم درجیب فرو بریم ...

1-    اولین اشکال متوجه سایت محترم لرسو می باشد ؛...

اشکال دوم مربوط است به عنوان این مطلب :آوازهای تلخ....



موضوعات مرتبط: 2- آداب و رسوم و فال لری، 13- نوحه و عزاداری لری
ادامه مطلب
لُرِسّو

آوازهای تلخ‏

 نگرشی بر مویه‏های لرستان

علی زیوردار

اشاره:

       این نوشتار سعی دارد در چهار فصل جداگانه ضمن تحلیل‏ کوتاهی پیرامون نگاه فلسفی- بدوی و در عین حال زیبایی شناسانهء انسان عشیره‏ای لرستان به ماهیت«مرگ» و همچنین‏ شمارش ویژگی‏های زبانی و جوهری«مویه»ها ، ترجمه و بازسرایی تعدادی از این آوازهای تلخ را ارائه کند.

     پیشاپیش یادآور می‏شود که به واسطهء استعداد خاص زبان‏ مبدأ نسبت به زبان میزبان یعنی فارسی،ترجمه و حتی بازسرایی‏ مویه‏ها تا حدود زیادی غیرممکن می‏نماید . لذا در بسیاری‏ موارد از مویه‏ها تنها به عنوان منبع الهام شعرهایی جدید استفاده‏ شده و نتیجهء به دست آمده با خود مویه‏ها فاصلهء بسیار دارد .با این برآورد، این قلم هرگز ادعای ترجمهء مویه‏ها را ندارد و خواهان آن است که دوستان گرانقدر اهل پژوهش و قلم ، بازسرایی‏ها را به عنوان آثاری مستقل ، مورد توجه قرار دهند.

اول:

       « هر جامعهء بزرگ یا ملت بزرگ ،  شخصیّت ویژهء فرهنگی‏ خود را دارد .»۱و ..


موضوعات مرتبط: 2- آداب و رسوم و فال لری، 13- نوحه و عزاداری لری
ادامه مطلب
لُرِسّو
لُرِسّو

ترانه لری سیت بیارم برای دووات یا عروسی

استاد حمید ایزدپناه

منبع : سایت پارسیگ

        درادبیات وهنر و در بخش چامه وسروده های پارسی ویا بومی ما، بخشی مهم و کهن ازآن ، پشتوانه های فرهنگی وبرگی برای شناسایی قومی و ایرانی بودن ما است که خود سهم ایرانیان در تمدن وفرهنگ جهانی و میراث پربار و رنگین بشری است. از آن جا که چامه وچکامه یا شعر و سرود ، زبان و قالبی ویژه برای دریافت حال وبیان احساس شادیانه و یا نوای غمبار مویه در آیین سوگواری ویا قصه حماسی بوده است. شاید ریشه وپیشینه این سروده ها وجلوه تاریخی آنها را بتوان از سروده های گوسانی « گوسانان » زمان اشکانیان تا اکنون، جستجو کرد. این شیوه کهن، تا سده های پس ازهجوم تازیان ودرادبیات دین باوران ایرانی واسلامی نیزبه همان نام ادامه داشت و سپس تازیانه و تعریب شده آن « فهلویات » نامیده شد. گرچه هنوزهم نمونه هایی از آنان مانند «عاشیق» های آدربایجانی و «سرو» های لکی ویا گروه نوایان لر ویا دیگر قومهای ایرانی، به شیوه های گوناگون بیانی و اجرایی، وجود دارد.در بیشتر فرهنگها، از جمله در کشور وسرزمین ما ایران این سرود ها وترانه هستتند. که هنوز ّبا وجود همه دگرگونیهای رسانه، بر ذهن وزبان ها مانده اند. زیرا ضرباهنگ وموسیقی چامه وسرود وترانه ها ی بومی ، بیشترخاطر نواز و دلنشین وماندنی بوده اند به ویژه اگردرونمایهء داستانی هم داشته باشند.      


موضوعات مرتبط: 2- آداب و رسوم و فال لری، 4- متن ترانه های لری، 26- حميد ايزدپناه
ادامه مطلب
لُرِسّو

 ریشه های کهن آیین سوگواری لرستان

نویسنده : اردشیر سگوند

       تاریخ سرزمین ما ایران بار سنگین فرهنگ پربار نیاکان مان را بر دوش می‏کشد و چون نیک به‏ سرگذشت آنان بنگریم،انبانی از تجربه و پند و رمز و راز فرا دست می‏آوریم که شاید در هیچ‏ اندرزنامه‏ای نتوان یافت.آسایش و رنجشان، شادی و اندوهشان،و زیستن و مردنشان همه‏ گویای آن است که ایشان شب و روز می‏کوشیدند تا راز آفرینش را دریابند و نشان دهند که این سرای‏ سپنج بر کس نپاید،و از این روی،دلبستگی‏ را نشاید.

     امروز آیین های کهن ملی که از نیاکان مان به یادگار مانده‏اند و هر یک در بخش هایی از سرزمین ما رایج‏ هستند،بخشی مهم از فرهنگ بومی(فولکلور)ان‏ جایها به شمار می‏روند و اکثرا زاییدهء اندیشه و زندگی مردمان روستایی اند.از جملهء این بخشها سرزمین باستانی لرستان است که شاید بتوان آن را گنجینهء آیین های کهن ایران نامید و بسیاری از آیین های ملی ما را حفظ کرده و از تندباد بی‏مهری‏ روزگار پاس داشته است.

        گذشته از اینکه لرستان از زادگاههای کهن تمدن‏ بشری بشمار می رود؛به این دلیل که این سرزمین به‏ تیسفون پایتخت ساسانیان،بسیار نزدیک بود و نیز چندین شهر ساسانی را در خود جای داده بود،از بسترهای بزرگ فرهنگ ایرانی به شمار می‏رفت.پس‏ از ورود اسلام به ایران و برچیده شدن دستگاه‏ پادشاهی ساسانی،لرستان بار نگهبانی از بخش‏ عمده‏ای از آیین های ایرانی را بر دوش گرفت و امروز دیگر همچون نگهبان کهنسالی که سالیان دراز از برج دیدبانی دژ تاریخ به دوردست نگریسته است، ناتوان شده،و اگرچه با دیدگان کم سوی خود هنوز نگران است اما گویی که از گستاخی و سبکسری‏ روزگار ماشین‏زده و در برابر آهن شکست خورده، آزرده دل گشته و بر ان است تا دیده بر هم بنهد و به‏ خواب رود.     


موضوعات مرتبط: 2- آداب و رسوم و فال لری، 13- نوحه و عزاداری لری
ادامه مطلب
لُرِسّو


موضوعات مرتبط: 2- آداب و رسوم و فال لری
لُرِسّو

نام گذاری دختران در روستاهای لرستان

     نویسنده مرتضی جزایری

مرتضی جزایری

صبح روز دوازدهم مرداد ۱۳۲۸ در محله دو برادران ؛ چند قد می امام زاده ای به همین نام در شهر خرم اباد پنجمین پسر خانواده به دنیا امد و مادرم که در  حسرت به دنیا اوردن دختر مانده بود تا نهمین و دهمین که دختر شدند ؛ نامم را گذاشت مرتضی .

  •      در این مقاله کوتاه قصد من وارد شدن به مقوله ی نامگذاری روی فرزندان است و شاید تلنگری به اهل علم و تحقیق و مردم شناسی است که با گسترش و تحقیق عمیق علمی خود تمام زوایای نگشوده را بگشایند و کار را به سر انجام برند . والا خود می دانم که این کار نقطه شروع و حرکت یک کار سترگ مردم شناسی است . در لرستان نامی هم که بر پسران می نهادند مانند دختران دارای ارزش بود. روستائیان که در شب های بلند زمستان و بی کاری خواندن شاهنامه ،شب چره ی زمستانی اشان بود . اسم های پهلوانان شاهنامه را بر فرزندان خود می نهادند ، مانند: رستم ،گیو، سهرآ، گودرز و... یا فرزندشان در هر روزی از هفته به دنیا می آمد نام ان روز را بر او می گذاشتند(شنبه ، یکشنبه ،...جمعه)و یا اینکه ماموران ثبت احوال که برای صدور شناسنامه به روستاهای دور افتاده می رفتند ،پدران و مادران نام گذاری فرزندان خود را به انها وا می گذاشتند و...که من نخواسته ام بدون تحقیق به آن بپردازم و این کار را برای اهلش واگذاشته ام.

*************

       در زمان های خیلی دور نام فرزندان فقط مشخصه ای بود برای تمایز آن ها از هم و احضارشان برای انجام کاری . ولی به مرور زمان در دوره های مختلف بعضی از اشخاص موقعیت علمی ، فرهنگی ، هنری و ادبی ای برای خود به ارمغان آوردند و مشهور خاص و عام شدند.

    پدران و مادرانی که آرزو داشتند فرزندشان موقعیتی ان چنانی بدست آورند نام یکی از فرهیختگان و مشاهیر مورد علاقه خود را بر او می گذاشتند و احتمالا هم از نامیدن فرزندشان لذت می بردند و احساس سربلندی می کردند . اسم هر فرد از دغدغه هائی است که او را به فکر وا می دارد و در بعضی موارد به واکنش های مثبت و منفی بر علیه پدرو مادر خود بر می انگیزد اسمی که ناخواسته برای نامیدن بر او گذاشته اند.

      در گذشته بدون اینکه در این خصوص فکر کنند چقدر نام فرزندانشان در روحیه و برخورد اجتماعی آنها تاثیر می گذارد ، اسمی را پدر و مادر یا بزرگ فامیل بر نوزاد می گذاشتند که در بزرگی ، فرزندشان از شنیدن آن آزرده می شد. همین هم هست که می بینیم بیشتر وقت ها انهائی که نام خود را خوش ندارند و از شنیدنش در خود احساس سرشکستگی می کنند ابتدائی ترین واکنش شان تغییر نام است .

     ولی انتخاب اسم برای فرزندان در شهر با روستا تفاوت بسیار داشت و دارد. البته امروزه کمتر . عموما در روستاها برای نوزادان به خصوص برای پسران شناسنامه تهیه نمی کردند و یا خیلی دیر این کار را انجام می گرفت و گاهی هم اگر پسر اول می مرد شناسنامه او را برای پسر دوم می گذاشتند . اما نام گذاری دختران روستائی در گذشته با توجه به نام های موجود که در حال فراموشی هستند و این روزها کم تر شنیده می شود ، نشان از ارزش آن دختر برای پدر و مادر دارد . حال این ارزش می توانست مالی باشد یا هم شان طایفه و یا مقایسه ی زیبائی اش با هر چیز زیبای دیگر.

      به هرحال برای نمونه نام های زنان روستاهای لرستان را که این روزها کم تر بر روی دختران گذاشته می شود ، با تفکیک – ارزشی و شان طایفه و زیبائی و ... می آورم ، هرچند برخی از این نام ها می تواند از ان بسیاری از زنان روستاها و شهرهای دیگر ایران نیز باشد:

  • ۱-   اسامی ارزشی(ارزش مالی): صدتمنی(تومانی) ، اشرفی ، گوهر ، مروارید، زِمْرد، فیروزه ، قیمتی ، زربانو ، زرینه ، دُربانو ، نقره ، گوشواره ، زرین گل ، زرین تاج ، گل زرین ، زیور ، زینت ، تاج بانو ، آن تیکه ، زرین دخت ، زرنوات ، گو طلا ، شاطلا، تاش طلا(تاج) ، ماه طلا ، سیم طلا ، کُوش طلا (کفش) ، زرین طلا ، گل طلا ، خاص طلا ، شکر طلا ، شیرین طلا ، نور طلا ، شم طلا ، سنگین طلا ، زر طلا ، نیم طلا ، ناز طلا و..
  • ۲-   اسامی در شان طایفه : بگ زایه (زاده) ، خان زایه ، شاه زایه ، ملک زایه ، ملکه ، بُزرگ، نازملک ، فخر دولت خاور ، کشور ، جُو (جان ، سِلطو (سلطان ) ، ماه سلطو ، سلطو چمن سلطو ، ماه دولت شاپسند ، شازَنو(شاه زنان) ، شاخانم ، شاپری ، شادولت ، شاشا ، شاپرور و ...
  • ۳-   اسامی بیان کننده  ظرافت و زیبائی :آهو ، حوری ، گل اندام ، گل افتو ، گل بانو ، گل پسن ، نازک نازاره ، گل رخ ، گلاب ، ناز بانو ، خورشید بانو ، لیل بانو ، دُربانو ، ماه صنم ، بانو ، ماه پاره ، گل عنبر و...


موضوعات مرتبط: 2- آداب و رسوم و فال لری
لُرِسّو

«زن لُر، الهه هنر و زندگی »

بخش دوم - ویژگی های الهه هنر و زندگی لرستان

    اگر مادر را زیباترین تجلی و نقش هر زن در طول حیات آدمی در این کره خاکی بدانیم ، همانگونه که در بخش نخست این نوشتار اشاره شد ،مطابق اسناد و شواهد ذکر شده تاریخی ، ریشه و خاستگاه کلمه مادر در زبان لُری ( دآ ، دالکه ) در واقع می تواند بعنوان مشتقی از تابع دادار (آفریدگار) و به معنی عزیزترین الهه زمینی هر انسانی تلقی گردد .

    کلمه الهه یا ایزدبانو یا ماده خدا در لغتنامه ها به معنی معبود , خدا , معشوق , آنچه وجود و زندگی گروهی از موجودات بدان وابسته باشد و یا چیزی که صاحب قدرتی خاص و فوق العاده باشد و باعث و بانی و سرچشمه ی بعضی عوامل و بالاخره الگوی نجابت و تمیزی و اراستگی تعبیر شده است .

هنر را هم که به قول حکیم ابوالقاسم فردوسی ، منشائی الهی و دادگر دارد :

نخست آفرین کرد بر دادگر            کز اوی است نیرو و فر و هنر

در فرهنگ لغات به معنی علم و معرفت و دانش و فضل و فضیلت و کمال و کیاست و زیرکی و خلاصه ان درجه از کمال ادمی خوانده شده که نمود ان صاحب هنر را برتر از دیگران می نماید ،تا جائی که  به تعبیر حافظ توکل بر صد دارنده اش واجب می گردد :

تکیه بر تقوی و دانش در طریقت کافری است      راهرو گر صد هنر دارد ،توکل بایدش

        اشاره ای به خصوصیات و نقش مهم و منحصر به فرد زنان لُر در جامعه لرستان و زندگانی مردم این خطه در کنار اشنائی با برخی از مخلوقات (مصنوعات) این الهه لرستان که بدون شک وی در خلق و افرینش تک تک انها، تنها خالق و منبع الهام و الگودهنده ساعی و تلاشگر آن بوده و هست ،می تواند بعنوان بهترین شاهد بر این حقیقت (و نه ادعای ) غیر قابل انکار آورده شود که زن لُر به معنای واقعی کلمه الهه هنر و زندگی است .

     در صورت اثبات واقعيت و حقيقت مذكور ، براستی بهانه و سرنوشت مخلوقي كه از درك معرفت در برابر معبود و معشوق و عزيزترين الهه زميني اش  سر باز مي زند چیست ؟ و اصولا چگونه آدمیزاد، ايزدبانوي خويش را كه صاحب كمالاتي چون نجابت ، ذكاوت و شجاعت است و  الگودهنده آنها ، و از سوئی نیز وجود و زندگي گروهي از موجودات جامعه بدان وابسته و با فضل و معرفت و جهادش ، خود سرچشمه و منشا صدها هنر زيبا و جاودان خدادادي در دنياي فانيست ، فراموش كرده است؟

 الف - ویژگی های الهه هنر و زندگی لُرستان

الهه هنر و زندگی لرستان همزمان مظهر و منشا سه ویژگی بارز است :

۱- پاکدامنی و نجابت.

۲- هوش و ذکاوت.

۳- دلیری و شجاعت.

     مشتی از خروار مصادیق تاریخی خصوصیات زن لُر را می توان در میان برخی از مثال های تاریخی زیر و برخی دیگر را نیز از لابلای نوشته های مشابه از جمله « وصف شهامت زنان لر - خاطرات سپهبد امیراحمدی » مشاهده کرد:

۱- پاکدامنی و نجابت الهه لُرستان :

     « مردی بنام «ابو » که از خائنین لرستان به شمار می رود و برای سپهبد احمدی جاسوسی می کرد به خواستگاری بیوه زنی از طایفه بهاروند لرستان به نام «نازار» می رود . این زن زیبا که به تازگی شوهرش را از دست داده بود بنا به سنت دیرین میل داشته که با یکی از برادران و یا بستگان نزدیک شوهرش ازدواج کند، لذا حاضر به ازدواج با ابو نمی شود . از این رو سپهبد امیر احمدی که حاکم نظامی لرستان بود پدر دختر را با زور و تهدید وادار می کند که دخترش را به ابو بدهد . نازار که تن به ازدواج با این مرد خائن نمی داد ، شبانه از خانه پدر فرار کرده و به نزد بستگان شوهرش می رود . این موضوع باعث شد که قشون اعزامی سپهبد احمدی اردوگاه نازار و بستگان شوهرش را به رگبار مسلسل ببندند در نتیجه نازار و عده ای زن و بچه که تعداد آنها روی هم رفته ۱۱ نفر بودند قربانی دخالت ناروای سپهبد امیر احمدی می گردند و خون انها برای همیشه پایمال گردد» .

کوچ نشینی در ایران - سکندر امان الهی بهاروند انتشارات آگاه۱۳۶۷ صفحه ۲۳۹ - ۲۴۰

۲- هوش و ذکاوت الهه لُرستان:

     « ...به عهد وی (سیف الدین رستم اتبک لرستان سال 621 هجری) زنی در واشیان (محلی بین ملاوی و پلدختر ) به جای هیزم بته های جو در آتش انداخته و با آن نان می پخت . سیف الدین که این حالت دید ، علت را استفسار کرد . زن در جواب گفت : به واسطه آن من این حرکت می کنم که بعد از تو باز گویند که رخص در عهد سیف الدین رستم به مرتبه ای بود که جو به جای هیمه در تنور می سوختند.»

جغرافیای تاریخی و تاریخ لرستان - علی محمد ساکی صفحه ۲۵۲ به نقل از منتخب التواریخ معینی معین الدین نطنزی صفحه ۵۶

      «....هنگامی که طایفه زید علی بیرانوند در منطقه ای نزدیک اندیمشک در محاصره هفت یگان نظامی ( هنگ نادری - هنگ پهلوی - هنگ آهن و هنگ ظفر سنندج و هنگ منصور کرمانشاه و ..) قرار داشتندوبه فرمان سرتیپ شاه بختی و رزم آرا حلقه محاصره هر روز تنگ تر می شد ... مادر غلام که زنی بسیار شجاع بود ،روز دوازدهم محاصره تا غروب نان می پزد و نزدیک غروب یک قاطر بار کرده و دو سه شال بلند هم با خود برداشته و شبانه تنهای تنها از طرف پشتکوه از مسیرهایی که می شناسد ،خود را به راس دیواره پشت سر زید علی ها که اکنون کاملا نیروهای رزم آرا از هر دو طرف شرق و غرب راه ورود آن را بسته اند و تعدادی هم در پای دیواره سنگر بندی کرده می رساند .

       اکنون شب سیزدهم محاصره است و غلام درون سنگر خود رو به آسمان دراز کشیده و تفنگش هم روی سینه اش مشغول تماشای مهتاب است که....هیکل زنی بلند بالا را بالای سر خود حس می کند . خوب که به سیاهی ذل می زند خیلی شبیه مادرش می باشد ، آرام صدا می زند : دآ  ، جواب می شنود : ها ،روله گرسنه ای نان برایت آورده ام ، می گوید بیا داخل سنگر و بعد می پرسد چگونه به اینجا امدی می گوید از دیواره کوه با شال خودم را آویزان کردم و از میان سنگر دشمن دزدکی خود را به اینجا رساندم و کوله بار نان را از پشت خود پایین می آورد و بدست غلام می دهد . غلام می پرسد فکر برگشت را کرده ای، او می گوید : شال ها را آنجا آویزان گذاشته ام که پسرانم را بوسیله آن از همان نقطه نجات دهم .

     عشق مادری و غیرت و بصیرت عشایری همه دست بدست هم داده تا اینکه همه افرادطایفه زید علی از آن آتش هم نجات پیدا کنند...شاید بدون اغراق تمام نیروهای کارآزموده و جنگی ایران در آن نبرد دخیل بودند و شهامت و ذکاوت این زن باعث شد که هیچکدام نفهمیدند این افراد چگونه از معرکه گریختند و از کجا ضربه خوردند و حلقه محاصره از کدام طرف گشوده شد.»


نبردهای کبیر کوه - جهانبخش رشیدی صفحه ۵۹ -۶۰

۴- دلیری و شجاعت الهه لُرستان:

         « زنی غزی نام (غزي اتفاقا نام يكي از الهه هاي عرب نيز مي باشد) که دختر صید مهدی خان رئیس ایل سگوند ...یک زمانی با یک سوار ، صد سوار را که برای گرفتاری شوهرش ،قاسم خان نامی ، مامور بودند ، تعقیب کرده و هشت نفر را به قتل می رساند و باقی را فراری داده است. این زن صباحت و ملاحتی دارد که کمتر زنی دارد و در شجاعت از مردان عالم محسوب است و در عفت و پاکدامنی مثل و بدل ندارد ، در واقعه توپخانه کاغذی به جناب مدیرالاسلام نوشته است و تبریک و تهنیت گفته است از مشروطیت .. ».

                                          تاریخ بیداری ایرانیان ناظم الاسلام کرمانی بخش دوم صفحه ۳۰۶

  ب - مخلوقات و مصنوعات الهه هنر و زندگی لُرستان

  ادامه دارد


موضوعات مرتبط: 2- آداب و رسوم و فال لری، 18- تاریخ لرستان
لُرِسّو

تقدیم به مادر و همسر فداکارم و تمامی شیرزنان ایران زمین

«زن لُر، الهه  زندگی و هنر»

بخش اول- معنی دآ در فارسی و لری

        بمنظور تقدیر و تشریح نقش زن در لرستان در سالهای گذشته طی چند نوشتار  با عناوینی چون « نگاهی به نقش زن لُر از لابلای ضرب المثل ها » و « نگاهی به ادبیات شفاهی زنانه لرستان (لالایی) » همچنین « وصف شهامت زنان لُر ،خاطرات سپهبد امیراحمدی »، تلاش کردیم تا از دریچه ای هر چند کوچک  ، با همدیگر نگاهی گذرا بیاندازیم ،به گوشه ای از نقش شیر زنان لرستانی ای که در مراحل رشد در عرصه های مختلف زندگی شان ( زمان دختری ، همسری و مادری ) همواره  معرّف و دارنده سه ویژگی یک ایزدبانوی نمونه زندگی بوده اند :

  - دخترانی شجاع و پاکدامن 

 - همسرانی صمیمی وغمخوار

 - مادرانی دلسوز و فداکار .

       در آستانه «روز زن بطور عام  و  روز مادر بطور اخّص» وبلاگ لُرسّو که فلسفه وجودی اش را مرهون نقش یکی از هزاران شیرزن خطه هنر و زندگی لرستان می داند ، کمترین وظیفه اش آنست، تا در تلاشی در حد توان ،مجددا به بررسی نقش مهم و تاریخی زنان لُر در عرصه های مختلف زندگی با خیر و برکت شان در این سرزمین بپردازد .

       بدلیل اهمیت و اولویت نقش کلیدی مادر بعنوان فرشته ای آسمانی در کلیه فرهنگها ، نگاهی به کلمه  دآ (مادر ) در گویش لُری، بعنوان  مدخلی جهت ارائه  این هدیه فرهنگی  بمناسبت روز زن و مادر و همچنین طرح و اثبات این ادعا که «زن لُر الهه هنر و زندگی » است، برگزیده شده است :

 معنی دآ (مادر) در فارسی و لُری

     در گویش لری (و همچنین زبان کُردی ) مادر را با دو کلمه  زیبای «دآ »(DA) و «دالکه »(DALEKA) صدا می زنند . 

        در زبان فارسی به نقل از لغتنامه دهخدا و فرهنگ ایران باستان پورداود (جلد اول صفحات ۵۷و ۷۱ و ۷۴) ، کلمه «دا » را در فرس هخامنشی و اوستا ریشه ای از فعل بخشیدن ، دادن ، آفریدن و ساختن خوانده اند که از آن واژه های بسیاری از جمله «دی » مشتق شده است . «دی » که در گویش کهکیلویه و بویر احمدی (DEI) به مهنی مادر است ،هم نام  اولین ماه زمستان و هم نام فرشته ای است که امور و مصالح دی ماه را بعهده دارد ، برهان قاطع در معنی «دی » آورده است :

      «دی در اوستا DADHVA یا DATHUSH به معنای آفریننده ، دادار و آفریدگار است و غالبا صفت اهورامزداست و آن از مصدر DA (دا) به معنای دادن و آفریدن است ».

     نام «دا» (آفریدگار)  در زبان هند و اروپائی به گونه «دئو» (آفریدگار) آمده است که بعدها این نام در نزد ایرانیان به «دیو» (موجود خیالی و افسانه ای ) تبدیل شد، زیرا «دیویسنا » که به معنای پرستنده دیو و پیرو کیش باطل است ، در مقابل «مزدیسنا » که به معنای پرستنده مزداست قرار می گیرد . با گذشت زمان از نام « دیو » واژه هائی چون : دیوار ، دیواره ، دیو باد ، دیو زاد ، دیو سار ، دیوانه ، دیوانگی ، دیوان ، و...بدست آمد.

          در زبان پهلوی « دا » به معنی بخشیدن و دادن و «داتیه » DATIH به معنی آفریدگی و داتار DATAR  (دادار) به معنی آفریننده و خدای عز و جل است.

          در زبان سومری نیز DATAR پدید آورنده جهان و DUA بناء و DUDAN بنا کننده و « دادا» نام « ملکه الهه » گفته شده است .

          در زبان عبری DUTIUT بمعنی دیندار و مومن بودن و « دات » (اسم مونث ) بمعنی شریعت ، فرمان و قانون می باشد . واژه « دات » در پهلوی به معنی آفریننده هنوز هم در پسوند نام هائی چون، مهرداد (میثردات) و خرداد (هئوروتات) و مرداد(امرتات) پابرجاست .

      نام مزدا (MAZ + DA) که در اوستا بمعنی آفريدگار و خالق بزرگ هستی است از دو بخش MAZ یا MAS به معنی بزرگ و مهتر و دا (DA) آفریننده و خالق ، گرفته شده است .

          پسوند «دا» در نام های «خدا» و «مزدا» و پیشوند «دا» در نام « دادار» (آفریدگار) نمی تواند بی ارتباط با نام «دآ» (مادر در لرستان ) و «دا» به معنای دادن و بخشیدن و آفریدن باشد و به تعبیری ،به نظر می رسد که پیش از بوجود امدن آیین مزدیسنا، نام خدای آریائیان  «دا» یا «دئو» بوده و زرتشت،  خداوند متعال را ،با مقام و صفت والاتر و عالی تری به جهانیان معرفی کرد .

       شاید به همین دلیل بود که دو قوم «لُر » و « کُرد» بعنوان دو نژاد اصیل آریائی ،نام آفریننده و عزیز زمینی خود در فرهنگشان را نیز به گونه ای زیباتر از زبان فارسی، ادا و تلفّظ نمودند و  به این «عزیز ترین آفریننده زمینی شان »نام « دالکه» دادند .

      پسوند « لِکه » (LEKA) در نام « دالکه» هم بعنوان عزیز شمردن مادر و جایگاه آن در قلب  آدمی به کار می رود و هم حکم پسوند   « ک » در فارسی را دارد . چون پسرکم (پسر کوچک و عزیز من ) و دخترکم (دختر کوچک و عزیز من) و بالاخره دالکم=مادر و آفریننده کوچک و عزیز من ، در مقایسه با  دآ و آفریدگار و  دادار بزرگ .

      نگاهی به متن لری و معنی فارسی شعر  و همچنین تماشای نماهنگ بسیار زیبای لری « دالکه » با صدای زیبای فرج علیپور ، زمینه  درک معانی و جایگاه والای واژه «دآ » و « دالکه »  در ادبیات لری  ،  قبل از پرداختن به بخش دوم این مقاله در اثبات ،   جایگاه زن و مادر لُر بعنوان « الهه زندگی و هنر» و « فرشته ای آسمانی » را هموارتر خواهد کرد :

 دالکه دآ نازارم ای فرشته آسمونی

(مادر عزیزم ای نازنینم ، ای فرشته آسمونی)

گوتَنَه که زير پاتَه او بهشته جاودونی

(گفته اند که زیر پاهایت است آن بهشت جاودانی )

نمی اَم و دارِ دُونيا يه تالی دِ گيسِ اِسبيت

(یک تار موی سفیدت را به تمام دنیا نمی دهم )

ار دِ مه تو جوو بِحايی ،جون شيرينم ميیم سيت

(اگر از من جان بخواهی جان شیرینم را برایت می دهم )

چنی شُوياکه نوحووفتی نشسی وه پا گووارم

(چه شب ها که به پای گهواره ام بیدار نشستی )

دالکم چشيات ،هم آسمون و هم آسارم

(مادر عزیزم چشمهایت هم آسمان و هم ستاره ام است  )

ار که سوزم و ار که گرمم

(اگر که سبزم و اگر گه گرمم )

گرمی دسه تو دارم

(گرمی دست ترا دارم )

تو اوفتو لو بونم وا تو خوشه روزگارم

(تو آفتاب لب بام منی و با تو روزگارم شاد است  )

ار که سوزم و ار بهارم، هر چه دارم دِ تو دارم

(اگر که سبزم و بهارم هر چه دارم از تو دارم )

ادامه دارد


موضوعات مرتبط: 1- لغات و اصطلاحات لری، 2- آداب و رسوم و فال لری، 9- زبان آریائی و لری
لُرِسّو


موضوعات مرتبط: 2- آداب و رسوم و فال لری
لُرِسّو

برف و باران در باورهای مردم لرستان
 
      این روزها و بخصوص در این فصل سال ، کلمه «باران» در کنار نام زیبای « لرستان » برای حداقل نویسنده این سطور تداعی کننده ترانه لری دلنشین  « بارون بارون بارونه هی» که اخیرا گروه رستاک نیز در تنظیمی جدید آن را اجرا نموده می باشد ، دیدن و شنیدن این ترانه زیبای لری با نگاهی به متن لری و فارسی آن در زیر ، زمینه نگاه اجمالی مان به برف و باران در باورهای مردم این دیار را مساعدتر می نماید:

  لری 

 ترجمه

 بارو بارو بارونه هی

دستو به وِ دسم بيا رمو و حونه هی

گل باغمی تو  چش و چراغمی تو

چراغ حونم تونی مونس و يارمی تو

بارو بارو بارونه هی

دستو به و دسم بيا رمو و حونه هی

انتظار و انتظار سوزه شيرين نمکدار

سی تو بيمه بی قرار

بارو بارو بارونه هی

دستو به و دسم بيا رمو و حونه هی

صبرو قرارم تونی مونس و يارم تونی

اسير و خوارم نکو دوای دردم تونی

 بارون بارون بارونه هی

دستو بده بدستم بيا بريم خونه هی

گل باغمی تو چشم و چراغمی تو

چراغ خونم تویی مونس و يارمی تو

بارون بارون بارونه هی

دستو بده بدستم بيا بريم خونه هی

منتظرم يار سبزه و شيرين و با نمک

برايت بيقرار شده ام

بارون بارون بارونه هی

دستو بده بدستم بیابريم خونه هی

صبر و قرارم تويی مونس و يارم تويی

اسير و خوارم نکن دوای دردم تويی

 
بارونه بارونه ،داوت خرک دارونه
(باران است باران است ، عروسی خرک داران است)
      از جمله کنایه های رایج مردم لرستان در واکنش به ماندن اجباری صاحبان خر (خرکداران) در خانه های خود بدلیل بارش باران بود زیرا خرک داران در روزهای بارانی درخانه مانده و نمی توانند کاری کنند و به طعنه آن روز را روز عروسی و خوشی انها دانسته و با هم می خواندند  : 

بارونه بارونه ،داوت خرک دارونه
 
میا وه گوش ده حونه ،بیت و سرو چقونه

بارونه ، گنم و جو ارزونه ، مُهر و مَلو گرونه

دوما ناونه چی بکه، به جیه یا بَمونه

مهره و ملو گرونه، وه نرخ زفرونه

مَر سر خِرمه بَرَسه، اوسه دوما بسونه 

      برخی از اهالی  لرستان نیز بر این باور بوده و هستند که هرگاه سگی در فصل پاییز یا زمستان گوش ها را خم کرده و دُم خود را میان دوپای خود فرو برده باشد ، بارش برف یا باران بزودی شروع خواهد شد . یا اینکه اگر در فصل سرما سگ زوزه کند حتما برف خواهد بارید از سوئی زوزه سگ در فصل سرما را بدشگون نیز می دانسته و معتقد بودند این زوزه خبر از مردن انسانی از خانواده یا حیوانی از گله و رمه می دهد. برخی دیگر از باورهای مردم لرستان در خصوص بارش برف و باران عبارتند از:
 
  • چنانچه در روزهای پاییز و زمستان هوا بیش از اندازه گرم و آقتاب در روز شدید و سوزان باشد ، معتقدند روز بعد باید انتظار بارندگی را داشت .
  •      اگر در بارندگی زمستان روز شنبه هوا صاف نشد و یا روز شنبه بارندگی شروع شد مردم معتقدند بارندگی در روزهای بعد از آن هم ادامه خواهد یافت

شمه که نکردش خش

 (شنبه که هوا صاف و خوش شد)

بردش سی جو رش 

( هوا صاف نمی شه تا جوها سفید بشوند)

  •      در روزهای ابری زمستان و پاییز چنانچه آسمان طرف جنوب و قبله باز و ابرها کنار رفته باشند انتظار باران در ساعات آینده نمی رود. اگر آسمان جنوب قبله را ابرهای سیاه و تیره پوشانده باشد بارندگی ادامه خواهد داشت .
  •       چنانچه در زمستان و بهار ابرها بسوی مغرب در حرکت باشند بارندگی شدید  و طولانی در پیش است . اگر ابرها از مغرب بسوی مشرق و شمال شرقی در حرکت باشند ،روزهای بعد هوا صاف و بدون بارندگی خواهد بود.

اور سور ایواره

(ابر سرخ غروب)    

هف شو هف روز نواره

(۷ شب و ۷ روز نخواهد بارید)

  •      اگر در فصل های پاییز ، زمستان و بهار در هنگام غروب آفتاب ابرهای سمت مغرب آسمان به رنگ قرمز یا نارنجی باشند ، نشانه این است که حداقل تا یک هفته بعد از آن باران نخواهد بارید و هوای صافی پیش روی است
  •      هرگاه هاله دور ماه در شبهای مهتاب شعاع بیشتری داشته باشد یعنی دایره بزرگ بنظر برسد ، روز بعد از آن بارش باران حتمی است و چنانچه برعکس این باشد (هاله دور ماه دایره کوچک و به ماه نزدیک باشد) روز بعد از آن هوا صاف خواهد بود.

آغل دیر بارو نزیک

 (دایره و آغل دور ، باران نزدیک)

آغل نزیک بارو دیر

(آغل نزدیک ، بارون دور)

ضرب المثل های لری در مورد برف و باران 
     نگاهی به مضمون برخی از زبانزدهای لری در خصوص برف و باران به شناخت جایگاه این نعمات الهی در باورهای مردم لرستان نیز کمک خواهد نمود برخی از این زبانزدها بدین قرارند: 

1- سهم فقرا از بارش باران:
بارو وه برگ دٍرِسّه می واره
(مشابه ضرب المثل هرچی سنگه واسه پای لنگه)
یعنی «باران به لباس پاره می بارد » که  در مقام گله و شکایت از بخت و روزگار انسان های نیازمند بکار برده می شود  . ضرب المثل مشابه ای دیگری هم با این مضمون است که « تاوسون بوئه ژار و فقیره»  یعنی تابستان بابای فقرا و بیچاره هاست ، چون آنها لباس کافی و جا و مکان مناسبی ندارند .

2- نعمت باران در پوشش عیب ها و نقص ها:
بارو که دوشی ،ترکیانه پوشی
(باران دیروزی ترک های زمین را پوشاند)
اتفاقی که افتاد ضعف های گذشته را از بین برد ،این ضرب المثل در مقام طعنه به کسی که خود را از عیب و نقص مبرا می داند، گفته می شود.

3- دلایل و شواهدمنتهی به عمل بزرگتر:
حرف حرف میاره، بای برف می یاره 
(حرف حرف میاره باد برف میاره ) 
و
بای بارو میاره، تیتالی جنگ 
(باد بارون میاره شوخی جنگ )

4- حکمت خداوند و قسمت و لیاقت افراد :
خدا برف وه اندازه بون میه 
 خدا برف را به اندازه بام هرکسی می دهد (هرکه بامش بیش برفش بیشتر)
یا 
خدا کُوهنه دیه ئو برف ونه وش  
(خدا کوه را دیده و برف را روش انداخته)

5- نقش درخواست نعمت از آفریدگار:
بعد هفتا برفی اُفتا ، وه حق ئی پیر ، وه قد ئی تیر
(بعد از 70 سال برفی اومد به حق این پیر و به اندازه این تیر)

6- بکارگیری اسباب و وسایل مناسب هر کار:
فرشیانه جارو می کنن ، برفاینه پارو می زنن
(فرش ها را جارو می کنند و برف ها را پارو می کنند )

7- شناخت و انتظار درست از افراد :
هر اوری بارو ناره  
(هر ابری بارون نداره)

8- اگاهی  از زمان مناسب هرکار:
دِما بارو کپنکی 
بعد از بارون کپنکی (نوشدار بعد از مرگ سهراب)


موضوعات مرتبط: 3- ضرب المثل های لری، 2- آداب و رسوم و فال لری
لُرِسّو
فال لری سر دِ كِتو کشی
 (سر به کتاب کشیدن )

     ازجمله فال های لری است که در لرستان قدیم توسط فالگیرها و دعانویس ها (ملاها و شیخ ها) گرفته می شد و از آنجائی که فالگیرها برای جواب و تعبیر خواب ناچار به مراجعه و گشودن کتاب همراه خود (کتاب های دعا و یا قرآن)  بودند، به آن فال سر دِ كِتو کشی ین (سر به کتاب کشیدن ) می گفتند . فالگیرها هم معمولا به ازای فال خود از صاحب فال پول ، حیوانات خانگی (مرغ و خروس) یا هرگونه مواد خوارکی باارزش دیگری دریافت می کردند . 

     این فال که در فارسی به «فال اعداد» و یا «فال مصری »نیز شهرت دارد، عمدتا بر اساس ارزش اعداد مطابق حروف ابجد و مراجعه نتیجه عددی فالگیر به یکی از ۱۲ ماه سال (۱۲ برجی)  و شرح  و خواندن آن از کتاب مذکور و به شکل زیر صورت می گرفت :

     ابتدا فرد باید نیت کرده و پس از نیت ،حروف نام «خود» و نام «مادر» خود را جداگانه نوشته و معادل اعداد ابجدی آنها را نیز(مطابق جدول زیر) مقابل آن نوشته و با هم جمع نماید : 

الف
۱
ب - پ 
۲
ت
۴
ث
۵
ج-چ
۳
ح
۸
خ
۶
د
۴
ذ
۷
ر
۲
ز-ژ
۷
س
۶
ش
۳
ص
۹
ض
۸
ط
۹
ظ
۹
ع
۷
غ
۱
ف
۸
ق
۱
ک-گ
۲
ل
۳
م
۴
ن
۵
و
۶
ه
۵
ی
۱

     بعنوان مثال ،محاسبه جمع اعداد نام فردی که اسمش «خسرو» و نام مادرش «شیرین» است، عدد ۳۲ (۲۰+۱۲=۳۲) می شود:
 
خ + س + ر + و                                ۶+۶+۲+۶=۲۰    
ش + ی + ر + ی + ن                       ۳+۱+۲+۱+۵ =۱۲
 
      سپس از مجموع بدست آمده به مقدار  ۱۲ تا ۱۲ تا بگونه ای کسر می شود که باقیمانده ، عددی از ۱تا ۱۲(به تعداد ماه های سال) باشد :
 
۳۲-۱۲=۲۰      ۲۰-۱۲=۸
 
      لذا عدد ۸ فال و طالع فرد مذکور می باشد که نتیجه آن با مراجعه به ماه ۸ (عقرب = آبان)از ۱۲ برج سال محاسبه می شود و اصطلاحا می گفتند، طالع فلانی در عقرب است.  مثال دیگر:
     فال عددی فردی که نامش «مهری» و نام مادرش «بانو »می باشد ، عبارت است از  :
م+ه+ر+ی        ۴+۵+۲+۱=۱۲
ب+ا+ن+و         ۲+۱+۵+۶=۱۴ 
۱۴+۱۲=۲۶  
    ۲۶-۱۲=۱۴      ۱۴-۱۲=۲
 
    پس عدد ۲ فال و طالع فرد مذکور می باشد و طالع او در برج دوم سال ،یعنی در ثور یا اردیبهشت بوده و با مراجعه به مندرجات جدول خصوصیات دوازده گانه ماههای سال،خوب یا بد بودن طالعش تعبیر می شد : 

جدول در ادامه مطلب


موضوعات مرتبط: 2- آداب و رسوم و فال لری، 8- سرگرمي و طنز لری
ادامه مطلب
لُرِسّو


شُو اوّل قآهاره تو مارِک با

چٍلّه بُونی تو بَچو ، وایَک ریمون لُو بوم

(طناب بندازید بچه ها باهم بریم لب بام)

دُر بَکیم گلونی مو ، کشمش بونن دش سی مون

(آویزون کنیم روسری هامون رو تا کشمش بریزند توش برامون)

امشو اوّل قاهاره، خیر دٍ حونَت بَواره

(امشب اول یلداست خیر به خونت بباره)

نون و پنیر و شیره ،کیخا حونَت نمیره

(نون و پنیر و شیره سرپرست خونت نمیره)

امشو اوّل قاهاره، کَت و گلونی وِه هاره

(امشب اول یلداست شال و روسری آویزونه)

نم نم بارو می باره، صاحو حونه بیاره

(نم نم بارون می باره صاحبخونه بیداره)

امشو اوّل قاهاره ،بعدٍ زٍمسّو باهاره

(امشب اول یلداست بعد از زمستون بهاره)

چی ئی به کُشکَه بیاره، کَرَمِت بی شماره

(چیزی بده کوچیکه بیاره کرمت بی شماره)

امشو اوّل قاهاره، خیر دٍ حونَت بَواره

امشب اول یلداست خیر به خوونت بباره)

نون و پنیر و شیره، کیخا حونَت نمیره

(نون و پنیر و شیره سرپرست خونت نمیره)

آداب و رسوم شو اول قاهاره (قارّه) در لرستان

فلسفه و معني يلدا

نیاکان مان در ایران باستان هنگام دي ماه،  چهار جشن زیبا در روز های اول ، هشتم ، پانزدهم و بیست و سوم دی ماه برگزار می کردند که از انها امروزه تنها جشن اول دیماه (شب یلدا) آن به عنوان نخستين روز چله یا آخرين شب پاييز، نخستين شب زمستان، پايان قوس، آغاز جدي و درازترين شب سال باقی مانده است و این تنها بازمانده جشن دی باستانی نیز بدلیل عدم آشنائی با آداب و سنن و چرائی اش توسط میراث داران ایین مهر در گذر دستخوش تدریجی تغییر و نهایتا  استحاله آن در داخل است و عجیب تر آنکه  برخی از آداب و رسوم آن  در خارج از مرزهای کشور با وارد شدن در فرهنگ دیگر ملل به اعتراف محققان و مورخان همچنان در حال حفظ ، ترویج و تقویت است ( از جمله مراسم قاشق زنی شب چله  ( با عنوان مراسم Trick or treat شب هالووین ) و سنت پخت بوقلمون شب یلدای لرستان ( در مراسم بوقلمون پزی روزشکرگزاری یا THANKSGIVING DAY) و یا همزادی و تفارن زمانی و  نحوه دلایل برگزاری جشن  یلدا (به معنی تولد) با زمان کریسمس و  بهانه تولد حضرت عیسی و جشن ایلانوت یهودی ها و ... ). در هر صورت نكته زيبا و بيادماندني بلندترين شب سال در اين است كه همه ايرانيان اعم ازفارس ،ترك ،كرد ،لر ، بلوچ و عرب ( و همچنین غربی ها  روزهای همزاد ان در کریسمس و شکرگزاری)  شب يلدا را شب جشن،شادي، دور هم‌نشيني ، دوستي و صداقت مي‌دانند. برای آشنایی بیشتر روی  موضوع تاثیر یلدا در جشن های  دیگر اقوام  کلیک کنید .

       يلدا (جشن زایش مهر) از نظر معني معادل با كلمه نوئل از ريشه ناتاليس رومي به معني تولد است و نوئل از ريشه يلدا است .واژه يلدا سرياني و به معني ولادت است . ولادت خورشيد ( مهر و ميترا )  و روميان آن را ( ناتاليس انويكتوس ) يعني روز ( تولد مهر شكست ناپذير   ) می دانند . 

      اجداد ما اين شب را تا به صبح به جشن و پايكوبي به گرد آتش نشسته  و با سفره رنگینی از ميوه‌هايي چون هندوانه، خربزه، انار، سيب، خرمالو و به باستقبال فصل زمستان می رفتند. اين ميوه ها در ان زمان هرکدام بار معنايي نمادين  خود  را داشت داشتند، هندوانه كه قاچ‌هاي مدور مي‌خورد چون خورشيد، يادآور گرماي تابستان و فرونشاندن عطش بود. انار با صندوقچه ای از  دانه‌هاي مرواريد سرخش ، (سرخی  نمادی از تناسل نسل و زايش بود) و شب چره‌ و آجیل هايي كه با شكستن آن شادي را با خود به همراه مي‌آورد.

     بدون شک نگاهی به آداب و رسوم طولانی ترین شب سال در میان یکی از قدیمی ترین اقوام  ایران باستان (لرها) سبب مستحکم تر شدن ریسمان پیوند فرهنگی ما ایرانیان با  خاطرات آباء و اجدایمان خواهد شد .

آداب و رسوم شب يلداي لرستان

        «قار» (GHAR) در زبان لری بمعنی «داد و فریاد» و «قاره» (GHARA) بمعنی «صدای بلند» است . استاد گرانقدر حمید ایزدپناه نام اولین شب زمستان یا شب یلدا در زبان لری را « اول قاهاره» (AVAL GHAHARA) خوانده اند . «قاهار» یا «قاهاره» در لرستان (چه درگویش و زبان لری  چه در لکی ) معنی و مفهوم لغوی ندارد . برخی از دوستان  ریشه «اول قاهاره »یا «اول قارّه» را از کلمه عربی « لیله القاره» خوانده اند . در حالی که بنوشته دهخدا عرب واژه ای  بنام « یوم قار» نیز دارد که معنی آن  روز خنک . (منتهی الارب ).  و یا روز سرد. (مهذب الاسماء) است .

کلمه «قار» در زبان عربی عموما به معنی «قیر» یا صفت «قیراندود کردن» چیزی بکار برده شده است . بنوشته دهخدا :

       «قار به فارسی مشهور به قیر است و آن از زمین با آب گرم از چشمه ها میجوشد. سیاه مایل به سرخی و اصل آن بعضی صلب و برخی سیال میباشد و با قدری خاک نیز طبخ میدهند تا توان بر کشتی و امثال آن اندود. و قوتش تا سی سال باقی است

  • چون قار سیه نیست دل ما و پر از گرد       گر چه دل چون قار تو پر گرد و غبار است
  • چون به در خانه ٔ زنگی شوی                           روی چو گلنارت چون قار کن 
  • دل موافق رایت چو برف باد سپید             رخ مخالف جاهت سیاه باد چو قار

فردوسی نیز در شاهنامه «قار» را  بمعنای سیاه بکار گرفته است :

  • کزو گشت هامون چو دریای قار                  درآمد به جنبش زمین از سوار
  • چو خورشید سر برزد از کوهسار              بگسترد یاقوت بر پشت قار 
  • به دیده چو قار و به رخ چون بهار        چو می خورده و چشم او پرخمار

از سوئی قار (GHAR) در زبان ترکی بمعنی « برف » می باشد  :

  • همیشه تا که به تازی مطر بود باران          چنانکه برف بودبر زبان ترکی قار
  • چشم این دائم سپید از اشک حسرت همچو قار         روی آن دائم سیاه از آه محنت همچو قیر
  • تا چو قیر است و قار در شب و روز                 ساحت و عرصه ٔ قفار و بحار
  • روز خصمت سیاه باد چو قیر                           روی بختت سپید باد چو قار
     و کم نیستند از کلمات ترکی ای که علاوه بر زبان فارسی { گلنگدن (میاد میره) ، اوزوم برون(بینی دراز) قزل آلا(تلاء لو طلا) ، آچار(بازکن)،آچمز (باز نمیشه) قره قوروت(کشک سیاه) و...}در گویش و زبان لری نیز وارد شده و بدون جایگزین و بدلی همچنان مورد استفاده قرار می گیرند. (در صورت مجال در مقاله ای دیگر به آن خواهم پرداخت).

      در هر حال شب یلدا در لرستان با دو نام « شو چلّه » و « شو اول قارّه (قاهاره)» ضمن ان که دربردارنده معنی و مفهومی جامع از کلمه «قار » با تمام صفات ریشه عربی و یا ترکی  آن اعم از «سیاهی » برای شب یلدا یا «سردی و سپیدی برف» برای اولین روز زمستان است در عین حال  بعنوان یکی از شب های بیاد ماندنی جشن و شادمانی است که کلیه افراد فامیل اعم از کوچک و بزرگ و زن و مرد همچون اجدادشان با نشستن و جمع شدن بدور یکدیگر  و خواندن شعر و ترانه(شوهنومه خوونی) ، گرفتن فال (چل سرو) ، میل نمودن آجیل مخصوص (گنم برشته و گنم شیر) ، تعریف افسانه های قدیمی (امیل و ممیل) و بالاخره  بازی و سرگرمی خاص (چارشو دُر کنی و قاشق زنی) ضمن تقویت روحیه شادی و شادمانی با یکدیگر خود را اماده استقبال  از زمستان سرد (و پربرکت ) می کنند. از انجائی که برگزاری شو اول قاهاره در لرستان مستلزم  فراهم نمودن مقدماتی است ،  برخی از این مقدمات (و محل تهیه آنها) را با همدیگر مروری کوتاه می کنیم  .


موارد لازم جشن یلدای لُری :

  • ۱ - خانواده ای  با حداقل یک نفر مسلط به اشعار شاهنامه یا حافظ 

برای  دیدن  شاهنامه اینجا  و برای دانلود  آن اینجا و حافط اینجا را کلیک کنید 

  • ۲- فردی مطلع و آشنا با نحوه گرفتن فال های لری از جمله فال چل سرو          

                     برای مشاهده ابیات و نحوه گرفتن فال چل سرو اینجا را کلیک کنید

  • ۳- گوشت قربانی گوسفند ، بوقلمون یا مرغ و خروس برای شام. 

                       برای آشنائی با نحوه پخت و پز غذاهای لری اینجا را کلیک کنید

  • ۴- آجیل گنم برشته یا گنم شیر جهت تنقلات جشن.

                      برای مشاهده نحوه تهیه گنم برشته و گنم شیر اینجا را کلیک کنید

  • ۵- موسیقی و ترانه های محلی لری .

                     برای مشاهده موسیقی کلیپ ترانه های لری اینجارا کلیک کنید

       بعد از تهیه و یا همزمان با تهیه مقدمات شب یلدای لری می بایستی با برخی از اصطلاحات و افسانه های لری نیز آشنا شوید . 

۱- اصطلاحات  لری شو چله

  • اول قاهاره (AVAL GHAHARA)= اولین شب زمستان ، شب یلدا.
  • چلّه (CHELLA) =روز چهلم تولد یا مرگ هر کسی است ، زه کمان.
  • چله (CHELA) = ریسمان مخصوصی است که از موی بز بافته می شود.
  • چلّه گَپه(GAPA) = یا چله بزرگ که همان 40 روز اول زمستان از اول دی تا 11 بهمن است.
  • چلّه کوشکه(KOSHKA) = یا چله کوچک از 11 بهمن تا اول اسفند.
  • چارشو دُر کنی (CHAR SHOW DORR KANI) = چادر  شب آویزان کنی. مراسم ویژه شب یلدا که بچه ها در آن با آویزان کردن چادر یا شال و یا گلونی (سربند لری) از بام  خانه ها از همسایه ها  درخواست شیرینی و تنقلات شب یلدا را می نمایند.
  •  گندم برشته یا گنم شیر (GHANEM SHIR) = مخلوط گندم و كشمش، كنجد، شاهدانه، گردو  و فندق درست می كنند.
  • چل سرو( CHEL SERU)=  فال چهل سرود که در آن  یكنفر تسبیح می اندازد و هر كدام از حاضرین یك شعر به زبان لكی می گویند و چهلمین شعر نیت اصلی گیرنده فال است
  • افسانه اَمیل و مَمیل(AMIL & MAMIL) = امیل و ممیل دو برادر زمستانی هستند و دو نفس دزد و آشکار دارند. "امیل"  برادر بزرگتر و دارای نفس "دزد" روز چهل و پنجم زمستان در اثر سرمای زیاد هویدا می گردد و "ممیل" برادر كوچكتر دارای نفس "آشكار"  روز پنجاه و پنج زمستان كه هوا كمی بهتر می شود خود را نشان می دهد .چهل روز كه از زمستان می گذرد "امیل" (چله بزرگ) به كوه می رود و زیر سنگ سیاه و  بزرگی می نشیند. در این موقع سنگ سیاه بر روی او می افتد و "امیل" قادر به بلند  كردن سنگ و بیرون كشیدن خودش نیست. پس همانطور زیر سنگ می ماند.پس از سپری شدن پنجاه روز از زمستان "ممیل" (چله كوچك) بفكر برادرش می افتد و  پیش خود می گوید نكند در كوه برای برادرم "امیل" اتفاقی افتاده باشد؟ از این رو برای پیدا كردن برادر خود به كوه می رود.در این زمان(روز چهارم تا شانزدهم بهمن ) مردم می گویند: هوا خیلی سرد شده و اكنون درست در وسط "ششلهششله" shashela_ shashela  رسیدیم. یعنی تلاقی بین شش روز بعد از رفتن "ممیل" به دنبال برادرش كه این دوازده روز هوا بسیار سرد می شود.

          "ممیل" بعد از جستجوی فراوان برادرش "امیل" را در حالیكه تخته سنگی بر  رویش افتاده پیدا می كند. خود را به كنار او می رساند و هر كاری می كند نمی تواند تخته سنگ را جابجا نماید تا برادرش را نجات دهد.از آنجا كه "امیل" دارای قدرت سرمای زیادی است، "ممیل" این قدرت را حس می كند. از این رو به برادرش "امیل" میگوید: اگر من جای تو بودم كاری می كردم

"دایا د ور تاوه هشكش بزنه ریش اسبی د لو تژگاه"

        امیل در جواب می گوید : خودت چرا کاری نمی کنی که در اثر سرما پیرزن در کنار ساج و پیر مرد در کنار آتش یخ ببندد و خشک شوند . ممیل می کوید : آخر « لم شوره بهار دوممه» (باران بهار دنبالم است) و هر کاری بکنم بی فایده است . ممیل هرچه تلاش می کنه امیل را نجات بده نمی تواند و چون امیل سرمای زیادی از خود بوجود می آورد از این رو ممیل طاقت سرمای او را ندارد و مریض می شود . 

           هر دو برادر در کنار هم چند روزی را سپری می کنند تا اینکه بعد از 60 روز از زمستان هر دو می میرند و بعد از چندی مادرشان داشو (DASHO)  که پیر زنی کهن سال است بالای سرشان می آید و همین که با جسد مرده دو پسرش روبرو می شود فریاد می زند:

امیل مرد و ممیل مرد دل وه کی کنم خوش ؟ چومتی بیرم عالمی بزنم تش

        سپس مشعل روشنی برداشته و عالم را آتش می زند و این کار سبب گرم شدن زمین می گردد. لذا در لرستان زمانی که هوا رو به گرمی می رود مردم می گویند : داشو (مادر امیل و ممیل) در حال چرخاندن مشعل روشن در هوا می باشد .

       یلدا و زوج های جوان :

        تازه عروس ها و داماد ها نیز در شب یلدای لرستان از قلم نیافتاده و با هدایای ویژه مورد لطف و عنایت خانواده ها و فامیل قرار می گیرند ،اگر دختری تازه عروس باشد خانواده او هدیه ای با مقداری آجیل گندم برشته و میوه و شیرینی جهت شب یلدا به منزل داماد می آورند و اگر پسر و دختری با هم نامزد باشند، خانواده پسر در شب یلدا هدیه ای برای این دختر به منزل پدرش می برند.

۲- بازی های لری شب یلدا

      رسم و بازی شال دُر کنی (شال آویزان کردن ) یا  چارشو دُر کنی  (چادر شب  آویزان کردن ) یا گلونی دُر کنی (سربند آویزان کردن) از محبوب ترین و متداول ترین بازی های کودکانه شب یلدا در لرستان است که بچه ها با گره زدن شال،روسری یا چادر شب های زنانه به طناب چله ، و آویزان کردن آن از بالای پشت بام  خانه همسایه ها با خواندن اشعاری لری درخواست شیرینی شب یلدا  از صاحب خانه می نمایند :

  • امشو اول قاره _ خیر د حونت بواره 
  • نون و پنیر و شیره _ كیخا حونت نمیره
  • زنت دو کُر بیاره   چی ئی به علی كوشكه بیاره

      صاحبخانه نیز معمولا مقداری آجیل گندم برشته و میوه و شیرینی در چادر شب یا شال آنها می گذارد و بچه ها ضمن بالا كشیدن آن درمقام تشکر از صاحب خانه با هم می خوانند:

امشو اول قاهاره   نون و پنیر و شیره     كیخا حونت نمیره

        بعضی اوقات صاحبخانه ها برای شوخی و خنده ابتدا مقداری سنگ بجای شیرینی و آجیل و میوه شب یلدا داخل شال آویران بچه ها می کنندو بجه ها هم که معمولا اماده این شوخی و تفریح اند با دیدن ان با هم دم می گیرند که :

  • امشو اول قاهاره    خیر ده حونت نواره
  • نون و پنیر و حلوا    كیخا حونت لنگ والا
  • نون و پنیر و شیره      كیخا حونت بمیره


      به امید روزی که شب یلدا با عنایت به فلسفه وجودی ، شایستگی ، زادگاه و خاستگاه ایرانی اش با ثبت جهانی  در یونسکو بعنوان شب جهانی « مهر و عشق  و صلح ورزی» به همه جهانیان شناسانده شود 



موضوعات مرتبط: 2- آداب و رسوم و فال لری، 4- متن ترانه های لری
لُرِسّو

نفرین در باورهای مردم لرستان

     در باور های مردم بخشنده و باگذشت  لرستان اصولا نفرین جایگاه چندانی ندارد اما زمانی که بنا به هر دلیلی  کاسه صبر آنان سرازیر شود آداب و قواعد و باورهای خاصی در مورد نفرین و اثر بخشی ان دارند و  نفرین ها بنا به مکان  (اماکن مقدس) و فرد نفرین کننده اثرات متفاوتی دارد. برخی از این باور ها عبارتند از :

        ۱- نفرین پدر و مادر در حق فرزند بدترین نوع نفرین است و فرزند نفرین شده روز خوش در زندگی اش نخواهد دید. لذا اگر مادری هنگام غروب با اشاره به سینه ای که از ان فرزندش را شیر داده است نفرین نماید ، آن فرزند هرگز رنگ خوشی و شادی در زندگی خود نخواهد دید .

        ۲- حوادثی که  دامنگیر افراد می شود غالبا در اثر نفرینی است که در حق حادثه دیده شده است.

       ۳- نفرین بی دلیل کردن  دامن فرد نفرین کننده را خواهد گرفت.

        ۴-  نفرین در حق فرد ظالم در مکان های مقدس و آرامگاه ها و زیارت گاه ها  موثرتر خواهد بود .  لذا نفرین های هفت باره ظالمان در شب های جمعه در قبرستان ها (بویژه قبرستان خضر خرم اباد) و یا زیارتگاه ها (بخصوص شازده احمد و شازده محمد) حتما موثر خواهد افتاد . 

         ۵-  صبر کوچک خداوند ۴۰ سال است و چنانچه مظلومی از ظالمی بخدا پناه ببرد و در حق او نفرین کند ، باید ۴۰ سال صبر کند تا خداوند انتقام او را بگیرد.

اما برخی از نفرین های لری :

نفرین لری 

 ترجمه فارسی

امید دارِم خدا نونت بونَه وه گُرده خرگوش هر چه بَدوئی وش نَرَسی

امیدوارم خدا نونت را به گردن خرگوش بگذاره تا هرچه بدوی بهش نرسی

چنو لال بای که ۷ پیر و پیغمبر زِونُت نَگوشَنن 

چنان لال بشی که ۷ پیر و پیغمبر نتوانند زبانت را باز کنند

خدانه کردمه یه ی ساعت دردت با ، یه ی ساعت مرگت

از خدا می خوام که فق یک ساعت درد بکشی و همان ساعت هم بمیری

ئو شازده محمد کردمه گَرده گَلو بای

آن شازده محمد کاری کنه گردنت بشکنه

ورزه لیکی وه حق شازده احمد

درد بی درموون بگیری بحق شازده احمد

خدانه کِردِمه دِ چَش گِرده نشی ، دِ پا شل ، دِ گوش کَرَت کُنه

از خدا می خواهم از چش کور ، از پا شل و از گوش کرت کند

ار خدام ئو خدائه کاری وه روزگارت بیاره سرت زِنَه با و لَشِت مُرده

اگر خدام اون خدائی است که می شناسم روزگارت را چنان سیاه کنه که سرت زنده باشه و تنت مرده (سکته مغزی)

وه حق داووت زمو دار گرین پرین بگری

به حق حضرت داود به مرگ ناگهانی دچار بشی


موضوعات مرتبط: 2- آداب و رسوم و فال لری، 1- لغات و اصطلاحات لری
لُرِسّو

 

خدا شُكرِت  سي رَمَضونِت     بَنه چن روزه ، بي يه می مونِت 

     

     در روزهاي ماه مبارك رمضان در لرستان هنگام افطار علاوه بر دعاهاي معمول روزانه بعضا شعري نيز متضمن سپاس از پروردگار و درخواست روزي حلال خوانده مي شود:

خدا شُكرِت  سي رَمَضونِت

بَنه چن روزه ، بي يه مهمونِت

كرمي بكو ، تو وه حاله مو

گوشِ بي و دنگ نِك و ناله مو

قربون تو بام ، تو چاره سازي

تو بَنَه ي خوتِ نَزني بازي

رزق و روزي حلال بَرسو

سال وا سر بوريم وه سهل و آسو

       در بسياري از نقاط لرستان همزمان با فرارسيدن شب بيست ويكم (شهادت حضرت علي (ع)) اقدام به پختن حلوايي نذري بنام «حلواي بيس ويه كم » مي نمايند و بر اين باورند كه باز نمودن افطار با آن ثواب بسياري دارد .

 بخشي از حلواي بيس و يه كم  را  نيز به نشانه تبرك  تا زمان فرا رسيدن روز عيد فطر و خوردن مجدد  از آن در جاي خنك نگه داري مي نمايند :

 خوش وه حال كلي كم

سي حلوا بيس يه كم

حلوا شيرين وه داره

كي وانو دسه كاره

هفته هني كه عيده

ماركه با اي عيده

عيد رمضو سيل كو

حلوا بيس يه كم ميل كو

بوحور چني توم داره

مينه حلوايا نوم داره


موضوعات مرتبط: 2- آداب و رسوم و فال لری، 13- نوحه و عزاداری لری
لُرِسّو
 
 
  سال حیوانات در لرستان
 
 

سال شمسی

نيك و بد سال

 پيشگوئي سال

سال ۱۳۸۹(سال پلنگ)

 

 

جهش ناگهاني نرخ ها ، شرم و حيا و بخشش زياد

سال خشم و غضب مردم بر يكديگر ، جنگ و جدال بيهوده ، شورش رعايا بر اربابان خود ، ظلم و زور حكومتيان بر مردم ، ناامني و غارت و خون ريزي در بلاد ، خشكي و گرمي تابستان ، كمبود و گراني مايحتاج  عمومي (گوشت و روغن و...)

سال ۱۳۹۰(خرگوش)

 

 

تلاش بيشتربراي كسب روزي ، دوندگي  بي ثمر ، خواب آلودگي زياد

سال خرابي امور كشاورزي ، آفت در ميان گله و رمه ، شيوع بيماري هاي واگير ، پديدار شدن ستاره دنباله دار در دل آسمان ، شيوع دزدي و خيانت و فحشا بين مردم ، بروز باد و برودت شديد ، خشك شدن بوته ها و درختان

سال  ۱۳۹۱(نهنگ)

 

 

گرسنگي زياد، سير نشدن شكم علي رغم خوردن زياد

سال بروز آفت سن و ملخ و نابودي مزارع و زراعت ، طغيان رودخانه ها و وفور باران هاي سيل آسا ، طوفان شديد و خروشان شدن درياها ، زلزله در بلاد ، فشار زورمندان بر ضعفا ، فراواني گوشت و ساير مايحتاج

سال ۱۳۹۲(مار)

 

 

قناعت

سال كسادي در بازار ، گرماي سخت تابستان ، رواج حيله و تزوير ميان بزرگان و ترس و خوف و خشيت از زير دستان از زيردستان ، ستم حاكم بر رعيت ، رواج دورويي و حفه بازي و چاپلوسي درباريان ، حرص و ميل و طمع در بين مردم در مال اندوزي

سال ۱۳۹۳(اسب)

 

 

دوستي و مهر و محبت ، عهد و وفا مردم

سال كثرت شادي و شادماني ، گراني ارزاق عمومي ، كمبود حيوانات حلال گوشت ، سردي هواي زمستان ، جنگ و خرابي شهرها و روستاها و مزارع ، شروع اختلاف ميان مردم ، غارت و چپاول اموال مردم بدست ياغيان و لشكريان

سال ۱۳۹۴(گوسفند) 

 

 

آرامش خيال ، دور شدن جنگ و درگيري

سال هجوم موش هاي موذي و حشرات ، بارش  برف هاي سنگين در زمستان، فراواني محصولات زراعي ، ارزاني ارزاق عمومي ، كسادي بازار پشم و پنبه ، آرامش و آسايش فقرا ، دوري مردم از دروغ و دورويي ، صبر و سكوت و قناعت مردم ، رونق كار شيريني فروشان ، امنيت در تمام بلاد

سال ۱۳۹۵(ميمون)  

 

 

 

بازيچه دست ديگران شدن ، تلاش بيهوده

سال بدي حال زير دستان ، كمبود آب و خشكسالي در كاريزها و سد ها ، طراوت و سرسبزي در دشت ها و جنگل ها ، گرماي شديد در تابستان ، خوشحالي و طرب  مردم ، وفور جشن ها و عروسي ها ، ازدياد طلاق، فراواني دزدي و فحشا ، رونق كار بزازان و جواهر فروشان، پشيماني مردم از عمل زودگذر

سال ۱۳۹۶(مرغ)

 

تلاش شبانه روزي ، سفر به ديگر نقاط ، سال گرم و خوش

سال حزن و غم و اندوه ميان رعايا ، اسير شدن بسياري از جوانمردان ، آفت و خرابي كشت و كار ، هجوم جانواران موذي به مزارع ، گراني ارزاق عمومي ، فشار ظلمه بر ضعفا ، تلاش و كوشش بسيار و بي نتيجه زارعان ، كندن زمين براي حفر چاه و كاريز

سال ۱۳۹۷(سگ) 

 

 

 

فزوني دوستي ها و رفاقت و مهر و وفا

جنگ و محاربه بي خود و بي جهت ميان حكام ، رواج شايعات و اخبار بي اساس ، كوچ و بار بدون نتيجه رعايا، ترس و وحشت مردم از حاكمان ، فراواني صيد و شكار و خوشحالي مردم در كوچ ، بدام انداختن حيوانات علف خوار ، شيوع تملق و چاپلوسی و ریا 

سال ۱۳۹۸(خوك)

 

 

عدم برنامه ريزي امور ،باران بسيار و مهاجرت براي  روزي بيشتر

 سال فراواني خوشي و خوشحالي اهل فحشا و فساد ، زياد شدن ميل مردم به حرام خواري ، بدي حال نيك مردان ، گرماي ناگهاني در فصل سرما ، خرابكاري حيوانات در مزارع ، رسوايي بسياري از بزرگان و متظاهرين به پاكي ، اختلاف زياد ميان خانواده ها

سال ۱۳۹۹(موش) 

 

 

قحطي و بيماري و خرابكاري

 

سال باران هاي سخت و بي موسم ، سرماي سخت زمستان ، حيله و تزوير ، دزدي و خيانت و جاسوسي و فتنه انگيزي بسيار بين مردم ، خوف و هراس از قحطي ، جنگ بين ملت ها 

سال ۱۴۰۰(گاو) 

 

 

 

وفور نعمت و ارزاني و فراواني ارزاق

 

فراواني و ارزاني ارزاق و فوران چشمه ساران خشك شده ، بهبود امور كشاورزي ، وفور لبنيات ، نيكي حال كشاورزان ، سردي زياد زمستان و معتدل بودن تابستان ، آفت در مزارع  كشاورزي


موضوعات مرتبط: 2- آداب و رسوم و فال لری، 8- سرگرمي و طنز لری
لُرِسّو

روش گرفتن فال كِلِك (انگشت) و وِژَه (وجب)
فال کلک و وژه

فال كلك

فال كِلِك(انگشت):برای گرفتن فال کِلِک ابتدا بايد نیتي لري بشرح زير نموده:

  • فالِ فالِ تونِ داوِت
  • (اي فال اي فال ترابه داود)
  • بياربا نئيره خواوِت
  • (بيدار باش و نگيره خوابت)
  • رو اقبالم بيار بكو
  • (برو اقبالم بيدار كن)
  • بهره مه ديار بكو
  • (سهم ام رو نشان بده)
  • بحق خداي فِلَك
  • (بحق خداي فلك)
  • دو كِلِكم بيان وه يك
  • (دو انگشتم برسند به هم)

   وسپس چشم هاي خود را بسته و انگشتان نشانه دست چپ  را بسوي انگشتان نشانه دست راست هدف قرار داده و هر دو را به سمت يكديگر حركت دهيد ، چنانچه دو انگشت نشانه بهم برسند فالتان خوب و در غير اينصورت نتيجه فال شما بد است .

وجب
          فال وِژَه (وجب): ابتدا نيت نموده و سپس با دست راست از نوك انگشتان دست چپ خود  تا گودي آرنج را 3 بار با وجب اندازه بزنيد اگر نوك انگشتان در پايان كار بر هم منطبق شود فالتان خوب و در غير اين صورت نتيجه فال شما بد است.

موضوعات مرتبط: 2- آداب و رسوم و فال لری
لُرِسّو

طالع بينی لری

شگون روزهای هفته

فال و طالع بيني لري

شنبه

شمه كار  شمه بار   شمه رو  وه بازار

(شنبه كار شنبه بار (كوچ)   شنبه برو به بازار)

شنبه ها برای کار و جابجائی وخرید مناسب است

يكشنبه

      • يه شمه خوئه جشن و عروسی
      •  يه شمه خوئه جشن و روبوسی
      • يه شمه سفر رتن وه شادی
      • از ائی آبادی وه اوآبادی

یکشنبه برای جشن و شادی و عروسی شگون دارد

دوشنبه

  • دوشمه بوئم چنونه
  •  بي نوم و بی نشونه
  • خوت دونی و خدای خوت
  •  همه نه بيار و ياد خوت

دوشنبه ها نه خوب است و نه بد با نام و یاد خدا کارها را انجام بده

سه شنبه

  • سه شمه روز خوش و خرميه
  •  روز صاحب كرميه
  • رو كار بكو رو بار بكو
  •  هرازگونی وه دار بكو
  •  سفرروئی مباركه
  •  حذر بكی مباركه
  • سوار بای هلو بزه
  •  اسبت ری وه جلو بزه
  • مشكه و مالار   سنگين ستار
  •  قول و قرار   پير و پاتار  خاص و نازار
  •  همه و همه   گله و رمه
  •  ری كو وه مرغزار

سه شنبه ها روز مبارکی برای کار و بار و سفر و بازی و سوارکاری وتفریح است

چهارشنبه

  • چارشمه خو و بدش ها وه خدا
  •  ئوطوری كه دلت ميها
  •  حواسه ته خو جم كو
  •  پشت وه غصه و غم كو
  • حواست وه چارشمه با
  •  يه كم شومه يه كم يومه
  •  حموم نكو خوت خوته بی خود جموم نكو
  •  سر بو وه هار كارت بكو
  •  امسالم چی پارت بكو

چهارشنبه ها روز نحسی برای حمام رفتن است حواستان را جمع کنید

پنج شنبه

  • پنشمه روز خوش و روز خووه
  •  روز كره و ماس و دووه
  • هر چی كی روز و مايه
  • چی پنشمه نی مايه
  •  ميها عروس بياری  يا بكی زه دياری
  •  ميها روئی گاياری  يا بكی سرسواری
  •  گاله بزه وه شادی   وا رسو كل آبادی
    بو پنشمه اومايه  يه روز خوش خدايه
  •  زن و پيا سازنه      دختر و كر بازنه
  •  بو بزنه بو بزنه  پنشمه روز خوش منه


پنج شنبه بهترین روز هفته برای پایکوبی و شادی و مهمانی و عروسی است

جمعه

  • جمه خواو و خورد و خوراكی
  • شو جمه سی پرچ و پاكی
  •  موئن كه خورد و خواوه
  • موئم مايه ش د آوه
  • شو كی نو بی ياره
  • سی حموم بي قراره
  •  بچوا اگر درو موئم
  •  وا بيت و وا سرو موئم
  •  بقچه وه دس ری وه حموم
  • خالكه و نازاره وا گله نومم
  •  دما اونو دسه دسه
  •  مشی نقی كلی نصه 
  •  ئی تيپ بقچه وه دسه
  • ديشو د كوفت و كو بينه
  • مهمون كشك و دو بينه
  •  مشكه زنه وه پتی
  •  سی دختر سر پتی

جمعه ها روز خواب و استراحت و پاکیزکی ونظافت است

 


موضوعات مرتبط: 2- آداب و رسوم و فال لری
لُرِسّو

ویژگی ها و اعمال نوروز در لرستان

      مقدمات عید نوروز در لرستان تقریبا دو هفته به عید مانده با پیشواز مردم و اماده سازی انها با مراسمی چون کاردرسی، شوالفه و گردیله گیری آغاز می شود:


موضوعات مرتبط: 2- آداب و رسوم و فال لری
ادامه مطلب
لُرِسّو

 

 

 

رسم و آداب عزاداري ومحرم در لرستان 

مه د حسين دم مي زنم 

  یکی دیگر از اعمالی که مردم لرستان در ایام محرم انجام می دهند این است که در  روز هفتم محرم همگي به حمام رفته و پس از اصلاح سرو صورت و نظافت كامل، لباسهاي تميز مي پوشند. و این روز را "تراش عباس" مي نامند. از این روز به بعد، عده اي جهت افروختن آتش در صبح عاشورا به جمع كردن و گردآوري هيزم مي پردازند. تا اگر در روز عاشورا برف و باران ببارد و هوا سرد باشد عزاداراني كه درگِل(خره) می افتند (مراسم گِل افتادن) از سرما حفظ گردند..... 

 

ری ادامه مطلب کلک بکید


موضوعات مرتبط: 2- آداب و رسوم و فال لری
ادامه مطلب
لُرِسّو

نگاهی به ادبیات شفاهی زنانه لرستان (لالایی)

      لالایی را می توان بجرات باقدمت ترین موسیقی انسان با عمری به درازای تاریخ زندگی بشر بر رویِ این كره ی خاكی خواند. مادران از دیرباز بطور غریزی  دریافته بودند  كه از نوای دل انگیز و سحرآمیز لالایی می توان به عنوان یك داروی خواب آور و مسكن قوی برای فرزندشان استفاده نمود. براستی چه زیبا و گوشنواز است زمانی که  نوای دل انگیز لالایی با صوت ملكوتی مادر در دل نیمه شب برای کودکش طنین انداز می شود .کودکی که از زهدان مادر با ریتم و موسیقی مونس گرفته  و شادی ها و غم های مادرش را درک می کند ؛ کودکی که با شنیدن ریتم دلنشین ضربان قلبِ مادر ، موسیقی را قبل از تولد می آموزد .

       تمامی مادران در سراسر این دنیا  برای بچه های خود از همان بدو تولد لالایی می خوانند و بعضاً ترانه ملی و محلی سرزمین خود را زیر لب زمزمه می کنند ؛ با وجود این که بچه ها از معانی این لالایی ها سر در نمی آورند ولی از موسیقی و شکل شاعرانه آن لذت می برند.  

      تقریبا مضمون بیشتر لالایی های دنیا از هر زبان و فرهنگی که باشند این است که "بچه جان! بخواب، مادرت در کنارت است ؛ همه چیز روبراه است!" در بسیاری از لالایی ها نمایشی از در اَمان بودن کودک اجرا می شود مثل "امام هشتم پشت پناهت شاه چراغ پشت پناهت" و یا در لالایی های دیگران مسیح و مریم مقدس را پناه می گیرند.

     برخی از لالایی ها بر بنیاد ستایش مادر از کودک خویش است. در لالایی های انگلیسی مادر به بچه وعده می دهد و در لالایی یونانی وعده شهر اسکندریه به بچه داده می شود. پاره ای از لالایی ها حالتی داستان گونه دارد و مضامین بسیاری از لالایی ها، ناراحتی ها و اندوه های مادر است که معمولاً حزن انگیز است و اندوهی که در دل مادر است در لابه لای لالایی به گوش کودک می رسد بعضاً دیده شد کودک با واکنش هایی مانع خواندن لالایی مادر می شود .

      در روند بررسی لالایی ها به گوناگونی لالایی برمی خوریم. لالایی های سیاسی ؛ مثل سرودواره هایی در وصف میرزا کوچک خان که هنوز هم در منطقه گیلان زمین بر زبان مادران جاریست یا لالایی های مذهبی ؛ که جنبه نوحه سرایی دارد در حقیقت نوحه هایی برای نواده های امامان و معصومین بود که تمامی فرزندان خانواده های ایرانی آن را شنیده اند.

          بحث لالایی و به تعریفی دیگر ادبیات زنانه که در کنار گاهواره ها شکل گرفته بسیار شیرین است . مادران در ارتباط  با کودکان خود از همان لحظات آغازین حیات  در واقع در قالب آوازهای گاهواره با موسیقی ( لالایی ) کودک خود را یاری می دهند تا واقعیت ها را واضح تر درک کند و به سوی نیک سیرتی، خیرخواهی و مهربانی روی آورد. بچه هایی که در چنین فضاها و با چنین عادت های خوشایند رشد می یابند از همان کودکی مهرورزی را می آموزند و آرامشی که با شنیدن نوای دلنشین مادر به کودک دست می دهد لذت بخش ترین و شیرین ترین آرامش هاست که در گستره دیگر عمر به آن لذت دست نمی یابد و ارتباط عمیق عاطفی که از لالایی شنیدن و خواندن حاصل می شود از جمله عمیق ترین ارتباط های طول عمر انسان محسوب می شود.

               چه خوش است صوت قرآن ز تو دلربا شنیدن 

                    به رخت نظاره كردن سخن خدا شنیدن

       لالایی، اوج تجلیّاتِ عواطف مادرانه و عاشقانه و راز و نیازهایی عارفانه است كه هم مادر و هم فرزند دلبند او هر یك از سرچشمه زلال عشق سیراب می شوند و سرانجام مادر جگرگوشه ی خود را به خواب ناز و شیرین فرو می برد و خود نیز از لذت و نشئت لالایی به اوج لذت می رسد. منظره ای كه هیچ نقاش چیره دستی قادر نیست اوج عظمت، صفا، مهر و وفا دوستی و از خودگذشتگی مادر را به تصویر كشد زیرا فقط این مادر است كه كانون مهر و صفا و عشق و وفاست.

        لالایی‌ها در واقع نخستين و ساده‌ترين نمونه‌ی ادبيات شفاهی و شناسنامه‌ی صوتی دغدغه‌ها و حساسیت‌های فرهنگی ـ اجتماعی و اصیل‌ترین و درونی‌ترین بروز احساسی مادران است، نغمات ساده و پرمهری که از زبان آسمانی‌ترین موجود در بهشتی‌ترین لحظات سروده شده‌اند. لالایی‌ها بیانگر بی‌چون و چرای رنج‌ها، دلتنگی‌ها، آرزوها، اشک‌ها و لبخندهای مادرانی ست که گویی در طول تاریخ حیات پررنجشان جز جگر گوشه‌ و دلبند خویش محرمی و سنگ صبوری برای دلتنگی‌ها و خستگی‌هایشان نیافته‌اند.


     
لالایی‌ها
به راستی بستر مناسبی هستند برای شناخت و آشنایی با روحیه‌ی اقوام و طوایفی که در گذر زمان با داغ‌ها، دردها، اشک‌ها و لبخندها زیسته‌اند.
     در بررسی موسیقی‌های
فولکلور نقاط مختلف ایران کهن،لالایی را می‌توان به عنوان یک بخش مشترک در میان آنها بازشناسی کرد از «لاوه، لاوه» های زنان لر و کرد گرفته تا «لولی‌»های زنان بلوچ از «هودی» های سُکر آور زنان ترکمن گرفته تا «شروه» خوانی‌های پرسوز زنان دشتستان، این‌ها همه و همه مجموعه‌ی ماندگاری است از رنج‌ها و حرمان‌ها، فریادها و شکوه‌هایی از گلوی زخمی زنان دردمند و نجوای رازگونه‌ی همه‌ی دردهای تاریخی یک زن یک مادر ...
    
اشعار لالايي بسيار ساده است، اشعاری که سينه به سينه و دهان به دهان
از نسل هاي پيشين گذشته تا به امروزيان رسيده است، این اشعار اگر چه در بسیاری از موارد از زبان فاخر ادبی فاصله دارند اما از نظر درون مايه‌ی احساسی بسيار غنی و همواره حامل آرزوهای دور و نزديک مادرانند، وزن اشعار لالایی همچون بسیاری از ترانه‌های عامیانه، نه هجایی است و نه عروضی بلکه مبنای وزن آنها بر دو اصل کمیت هجاها و تکیه استوار است.
       حکایت نغمه‌هایی که مادران در سکوت و تنهایی، در خلوتگه سپنتايی خويش
با جگرگوشه‌اشان زمزمه می‌کنند حکایت دیگری است، حکایت تنهایی مادران این سرزمین، با دستانی در خمیر، و تنی زیر آفتاب داغ.    لالایی ها از یک سو  نقش مهمی در اجتماعی شدن کودکان ایفا می کنند به نحوی که می توان گفت اهداف و ارزشها و خواسته های خانواده و جامعه از طریق آنها به کودکان منتقل می شوند و از سویی دیگر از آنجایی که لالایی ها عموما به صورت محاوره ای و آمیخته با گویش محلی مناطق مختلف کشور می باشند ، جایگاهی مهم در زبان آموزی (زبان مادری) کودکان ایفا می کند.

       لالايي هاي لرستان را از منظر نگاه به جنسيت نوزاد و فرزند می توان به دو دسته لالایی تقسيم نمود:

·       لالايي هاي عمومي: لالايي هايي كه بدون  توجه به جنسيت فرزند بيان مي شوند .

·       لالایی های اختصاصی : لالايي هايي كه بطور اختصاصي براي دختر و يا پسر خوانده مي شوند.

 

                         لالایی های عمومی لرستان

1-     لالایی (لری) چغلوندی : مادر از زيبايي پوشش فرزندش مي گويد و از طريق وصف اين زيبايي ها مقام صاحب اين لباسها را نكو مي دارد. بايد دانست كه تا چندي پيش زنان لر، سكه اي رايج را به عنوان وسيله اي زينتي به جليقه و پيراهن خود مي دوختند. اين سكه ها وسيله ي مناسبي براي تزئين كودكان نيز به شمار مي رفت. هم چنين در آن روزگار پارچه ي چيت گلدار بين زنان لرستاني بسيار خواستار داشت و اينان از آن نوع پارچه پيراهن و چادر مي دوختند.

روله ، كراست چيته، ‌چيت ِ كودري

(فرزندم! جنس پيراهنت از چيت است،‌ چيتي كه از آن چادر مي دوزند)

پر قيت پيله، سكه نادري

(به سر تا پاي تو سكه ي نادري آويزان است)

2-     لالایی (لکی ) چغلوندی: به اعتقادات پاك زنان لُرچغلوندی نسبت به ائمه اطهار (عليها السلام ) اشاره شده است. اين بيت كه از ادبيات غني عاميانه ي لك زبانها گرفته شده ، گاه به عنوان ابيات چل سرو در ايام شادي هم خوانده مي شود.

روله: دس بردم گرتم، مچ پات گرتم

(فرزندم! دست خود را دراز كردم و مچ پايت را گرفتم)

گو ايمامي بي طوافت كردم

(گويي امامي بودي كه تو را طواف كردم)

3-     لالایی بروجردی: در اين لالايي بروجردي كه احتمالاً از مناطق مركزي ايران به بروجرد راه يافته، مادر ضمنِ تصوير سازي براي فرزندش از مظاهر طبيعت ، دلتنگي خود را نيز از دوري اقوام بيان مي كند.

لالا لالا لالا لالات و نازه

(لالاي لالاي لالاي لاي خوابيدنت چه آرام است)
بالش زير سرت مخمل تازه

(متكاي زير سرت از مخمل تازه است(نرم است) )
لالا لالائي ت كنم تا مادر ايه

(آنقدر برايت لالايي مي خوانم تا ماه از پشت كوه در آيد )
گوساله گو كويي و شير بيايه

(و گاو كوهي براي گوساله اش پر شير شود )
گواره ات بَوَم و شاخ بيدي

(گهواره ات را بر شاخ درخت بيدي آويزان مي كنم )
لالا لالات كنم و يه اميدي

(و آن گاه به اميد آن كه بزرگ شوي (و دستم را بگيري برايت لالايي مي خوانم) )
سماور جوش زنه اَشير ميشو

(سماور كه پر از شير گوسفندان است ، دارد مي جوشد.
و دل من هم چون دل اين سماور براي ديدن اقوام و خويشاوندانم پر مي زند (مي جوشد) )
دلم پر مي زنه سي قوم و خويشو

(فرزندم! جنس پيراهنت از چيت است،‌ چيتي كه از آن چادر مي دوزند)

4-     لالایی بختیاری: در اين لالايي بختياري كه از زبان زنان حاشيه ي شرقي رود "‌سزار" لرستان شنيده شده است،‌مادر با اشاره به روزهاي درازي كه كبك بايد براي گرم نگاه داشتن تخم هاي خود، در لانه به تنهايي بگذراند ، نويد پايان رنج بارداري و روزهاي رشد نوزاد داده مي شود. ضمن آن كه مادر براي خواباندن فرزند خود ، از پرنده اي سخن مي گويد كه نمادي از وفاداري به جوجه بوده و صدايش هم براي بچه ها آرامش بخش است.

لالا لالا لالا لائينه

(لالاي لالاي لاي من)

كوكو هان سر خائي نه
(كبك ها در لانه، سر تخم هايشان خوابيده اند)

5- لالایی  الشتری (فیروزآباد) : مادر خود را به باغباني تشبيه كرده كه نهال نورسيده اش رابه اميد ثمر دادن (به بار نشستن) تيمارداري مي كند.

لاوه لاوه يك لاوم بر بارو

(براي فرزند نورسيده ام مي خوانم تا به ثمر برسد)

انو طفل تر سنگ متاوانو

(گريه ي طفل نورسيده، سنگ را هم آب مي كند)

6- لالایی پاپی (سپید دشتی) : فرزند به فيروزه (‌كه هم زيبا و هم گرانبهاست) تشبيه شده است، مادر در اين نوا ،‌ به فرزند خود مي گويد كه امروز دنيا از آن اوست، پس در آن بازي و شادماني كن.

لالايي لالاي لالاي فيروزه

(بخواب اي فيروزه ي من)

بازي كو امروز، دنيا دوروزه

(بازی کن امروز فرزندم  كه دنيا دو روزه)

7- لالایی پاپی (قلعه خانجانی): به سهم زندگي كودك از زندگي ساده ي روستايي مبتني بر دام و طيور اشاره دارد. مادر در اين لالايي چنان از نيمروي ساده سخن مي گويد كه گويي خوشمزه ترين غذاها را براي كودكش فراهم مي آورد.

لالا لالا لا لا لا لا لا ئيه
(بخواب! بخواب! بخواب، بخواب فرزند دلبندم)

سي روله كم كنم نون و خائي نه

(براي فرزندم نان و خاگينه اي مي پزم)

8- لالایی لکی : اين لالايي لكي نيز بيانگر اعتقادات مادر (شيعه ي پيرو حضرت علي (ع) ) و همچنين توصيف كننده ي جغرافياي زيست او ست. جغرافيايي كه كوه و جنگل بلوط، نماد آن است .

شكر خدا،‌ شكر علي

(خدا را شكر مي كنم و (به خاطر تولد تو اي فرزند!) شكرگزار علي (ع) هستم )

چِشَ حسيد پوقه ي بلي

(فرزندم چشم حسود بتركد. همچنان كه بلوط بر آتش مي تركد)

9- لالایی لکی : در اين لالايي لكي نيز مادر زندگي خود را وابسته به فرزندي مي داندكه هنوز آن قدر ظريف است كه كمرش به تار مويي بسته است. (ترد و شكننده است. )

مال و مال داريم هر يسه

(تمام زندگي و مايملك من همين فرزندم است )

و تالي مي قي بسه

(كه كمر خود را به تار مويي بسته است)

10 – لالایی لکی : در اين لالايي لري ـ لكي نيز مادر از روزها و شب هايي ياد مي كند كه نوزادش با او بوده ولي از تنهايي و بي اعتنايي فرزند (‌ پس از بارور شدن ) مي هراسد.

لالا لالات كنم خويت نمايي

(لالايي برايت مي خوانم، اما خوابت نمي آيد )
بلنگت مي كنم ويرت نمايي

(وقتي هم كه بزرگ شدي، اين لالايي را به ياد نمي آوري )
لوه لوه كم سيتن دلم

(لالاي فرزندم اي عزيز دلم )
روز و بالينم شو و بغلم

(اي فرزندي كه روز روي دوشم هستي و شب در بغلم آرام مي گيري )
چيمم چيمه را مال بوه ته

(چشم به راه خانه ي پدرت هستم )
گوشم دا و دنگ لوه لوه ته

(و گوشم منتظر شنيدن صداي لالايي ات )

                         لالایی های اختصاصی لرستان

1-     لالایی اجاق کوری بیرانوند و سگوند : اين لالايي كه نشانه ي برتري عشق مادرانه بر باورهاي غلط است،‌در جامعه اي سروده شده كه حتي با داشتن چند فرزند دختر هم ، اجاق خانه را خاموش مي دانند. مادر در لالايي خود به دو ايل مهم لرستان، يعني بيران وند و سگوند اشاره كرده و مي گويد، دختر من از هر دو ايل خواهان دارد . اما آنها خيال باطل مي پرورانند. چرا كه من دخترم را به مشعلدار و مقرب پادشاه هم نمي دهم.

دام دخترم،‌ گيس ماسو هفت رنگ

(مادر من همين دختر است،‌با موهاي هفت رنگ خود)
سگ ون و بيرن ون سرش مي كنن جنگ

(بين ايل هاي سگوند و بيرانوند بر سر دختر من جنگ است )
سگ ون و بيرن ون بيان بوهورن اَش

(سگوند و بيرانوند آششان را بخورند )
مه دخترمه نميه ام و فراش

(من دخترم را به فراش نمي دهم )

2-     لالایی دختران کوهدشتی: اين لالايي نيز كه از زبان دختران گراوندِ كوهدشت شنيده شده است، معمولاً‌ توسط دختران براي برادرهاي كوچولو هم خوانده مي شود.

برا برا براكم

(برادرم برادرم برادر كوچولويم )
مال ار رانت جياكم

(خانه اي برايت جدا مي كنم )
ژن ار رانت نكاكم

(برايت همسري انتخاب كرده و به عقدت در مي آورم )
مال ار رانت كراكم

(خانه اي برايت كرايه مي كنم )

3-     لالایی بمانی: مادر در اين لالايي با ناتوان نشان دادن خود، در مقابل عظمت خداوند سر تعظيم فرود آورده و راه تواضع را در مقابل پروردگار هستي بخش در پيش گرفته تا خداوند به او رحم كرده و كودكش را برايش نگاه دارد.

دايا كل كور دنوني

(پيرزن كور بي دندان)
كر كچكه نيا سه زوني

(پسر كوچولويش را بر سر زانو نهاده است )
اي خدا كرشه نسوني

(خدايا پسرش را از او نگيري )

4-     لالایی شکرانه : در اين بيت مادر نوزاد پسر خود را هديه اي از جانب خداوند مي داند، هديه اي كه در مقابل شكرگزاري خداوند به او اعطا شده است.

شكرش كردم شكرونه
(به شكرانه، شكر خدا را به جا آوردم)

كري ديه وم شاگردونه
(كه او اين پسر را به من به عنوان هديه داد)

5- لالایی  شادیانه  : در اين بيت ، مادران معمولاً به جاي واژه كُرم (پسرم) نام كودك خود را بر زبان مي آورند. اين بيت معمولاً براي كودكان نوپايي خوانده مي شود كه تازه توانسته اند روي پاي خود بايستند و به همين دليل مادر شادماني اش را از بالندگي پسرش با خواندن اين اشعار نشان مي دهد. (زيبايي سرودن اين شعر ، خصوصاً‌ در روزگاراني كه بيماري بسياري از نوزادان را به كام مرگ مي كشيده ، بيشتر بر جان مي نشيند.)

گل باره سه درو بو
(خانه مان گل باران شده است )

كرُم رته سر بو

(زيرا پسرم بر روي پشت بام رفته است)

6- لالایی تسکینی: در اين بيت نيز خشم مادرانه از كتك خوردن فرزند، به زيبايي و با لطافت بيان شده است و مادر پسرهاي هم سال كودك نورسته اش را تنها به بازي نكردن پسرش با آنها تهديد مي كند .

كُريا كرم ه زنه

(پسر ها ، پسرم را زده اند)
تير كمونشه اسنه

(تير كمانش را از او ستانده اند )
كُريا ريت حونتو

(پسرها برويد به خانه هايتان )
محسن (احسان، احمد ...) آقا نمي يا واتو

(محسن...آقا نمي آيد با شما بازي كند )

7- نوای شوقانه: اين بيت معمولاً به هنگام خواب و به عنوان لالايي خوانده نمي شود. بلكه نوايي مادرانه است كه به شوقِ آمدن كودك از بازي و سلامتي او خوانده مي شود . و مقدمه اي است براي ابراز محبتي به كودك.

دِ در دراما شاطرم

(پسرم كه نان آور خانه خواهد شد ، از در درآمد)

غميانه برد دِ خاطرم

(و با آمدنش غمها را از خاطرم زدود)

8- نغمه استقرا : در گذشته صد علامت تمول مالي اشخاص بود و معمولاً‌ سرمايه داران با داشتن صد تومان،‌ خود را در قله موفقيت مالي حس مي كردند. در اينجا هم مادر ضمن تشبيه چهره ي دخترش به مهتاب، قيمت يك تار موي او را با اين ميزان دارندگي مقايسه مي كند.

دخترم شا دخترم ماهي وريشه
(دخترم شاه دختران است و گويي مهتاب به چهره دارد )

صد تمنو يه قاطري تالي د ميشه

(قيمت يك تار موي او، يك اسكناس صد توماني و يك ماديان است)

9- لالایی کوچ : لوه لوه نيز نوايي است شبيه لالايي . مادر به هنگام خواباندن كودك با چرخاندن زبان در دهان ، موسيقي زيبايي مي سازد كه طفل با شنيدن آن، خستگي كوچ و ظلمت شب، زوزه خوف انگيز گرگ و نا امني فضاي بي حصار سياه چادر را از ياد مي برد.

لوه لوه كم وتونه موشم

(لالاي فرزندم لالاي با تو سخن مي گويم)
دنو طلايي كاكل اوريشم

(با تو كه دندانت طلايي و كاكلت ابريشمين است )
لوه لوه كم لوه بر باري

(لالايي برايت مي كنم تا وقتي كه بهره دهي )
وژم پابويي كرم ژن باري

(و بزرگ شوي و خودم بروم خواستگاري و برايت زن بگيرم)
لوه لوه كم لوه هرسيني

(لالايي مي كنم برايت، لالايي هرسيني(در قاموس مردم لك زبان، مردم هرسين كرمانشاهان خوب روي و زيبايند و خود منطقه هرسين را نيز مكاني خوش آب و هوا مي دانند. )
خال چي نيم ليره اي چال تيني

(خالي به اندازه نيم ليره در گودي گلوي توست )
لوه لوه كم اي دل و اي گيون

(برايت از دل و جان لالايي مي گويم )
ما جاتع بوژم اي سر ديوه خون

(مي خواهم رختخوابت را بالاي ديوان خانه بيندازم )
روله دمكت بوار، ‌بون و دمكم

(عزيزم لبهايت را بگذار به روي لبهاي مادرت )
تا گر ساكت بو دل پر خنه كم

(تا دل پر تمنايم آرام شود )
دم قن دنو قن، لوي باره وه

(عزيزم دهان و دندانت قند، اي كه غم از لبهات مي بارد )
يك ژاره كردي اي نازاره وه

(چه كسي تو را اي فرزند دلبندم اذيت كرده است؟)

10 – لالایی دخترانه  : در اين لالايي لري نیز مادر از زیبا یی ها و محسنات دختر خود می گوید.

دختر خانم تو باشي

در حموم نقاشي
آنجا كه سر تراشي

آب گلاب بپاشي
 دختر به لو حوضه

سر تا پاش همه سوزه
دختر به لو پله

سر تا پاش همه گُلّه

دختري دارم حمزه

به نازه و به غمزه
زير زانواش مي لرزه

به همه عالم مي ارزه


موضوعات مرتبط: 2- آداب و رسوم و فال لری
لُرِسّو

 

 پوشاک و لباس های سنتی و محلی لرستان

پوشاک سنتی زنان لرستان

 لباس زنان لر

       کراس (Keras) یا جومه (Joma) :جومه یا کراس بعنوان تن پوش اصلی زنان لر شناخته می شود که عبارت است از  پیراهن بلندی از پارچه های گلدار و رنگی که اندازه و بلندی آن تا روی پا می باشد و آستین های بلند و گشاد دارد . بریدگی کم یقه آن بوسیله یک پولک و اغلب با یک سکه کوچک نقره ای بسته می شود.

                کلنجه (Kolanja) : همانگونه که در بخش ترانه کلنجه زرد وبلاگ نیز به آن اشاره شده ، کلنجه نیم تنه رکابی و بدون دکمه و آستینی است که از پارچه مخمل (به رنگهای روشن و معمولا قرمز و زرد) دوخته می شود. حاشیه های جلو کلنجه  را با نوار و یراق های رنگی کرمک دوزی می کنند و جلو سینه آن را تا پایین بوسیله سکه های نقره ای گوشه دار زینت می دهند. 

           بال کل (Balkoll) : بال = آستین  ، کل = کوتاه ، عبارت از لباس آستین  کوتاه مخملی است که معمولا روی پیراهن می پوشند و اندازه آن تا سر زانو و آستین هایش نیز تا زیر آرنج بیشتر نیست . سر آستین ها و حاشیه جلو آن را کرمک دوزی می کنند . این لباس بدون دکمه و جلو باز است و در برخی مناطق لرستان به نام سرداری ( Sardarye) نیز شهرت دارد.

         یال(Yall) : شامل کت مخملی است که نوعروسان و زنان جوان لرستانی عموما هنگام مراسم شاد چون عروسی ها  از مخمل قرمز دوخته و بتن می کنند. معمولا  بانوان و زنان مسن نیز اغلب رنگ مشکی و سرمه ای آن را به تن می کنند.

             شاوال(Shauwall) یا پاپوش(Paposh) : به شلوار زیری که از پارچه مشکی و محکم مخصوص دوخته شده گفته می شود . دمپای این شلوار معمولا تنگ و چسبیده به مچ پا است و گاهی بریدگی چند سانتی متری آن بوسیله پولک و یا سکه ای بسته می شود . در موقع بستن آن به کمر از کش استفاده نمی شود و غالبا بوسیله یک بند ضخیم پنبه ای و یا پشمی ان را به کمر می بندند.

           آژیه (Azheyeh) : یا آجیده ،از جمله سوغات بسیار مشهور و مرغوب خاص لرستان بوده که عبارت از  گیوه ای مخصوص می شده که رویه آن را زنان می چیندند و زیره آن را  که چند لایه چرم خالص و آجدار بود هنرمندانی بنام آژییه کش (Azhyea Kash) آماده و پرداخته می کردند . رویه این پای افزار از نظر بافت به دو نوع مشخص زنانه و مردانه تقسیم شده بود که نوع زنانه آن را  نو عروسان نیز می پوشیدند..

                 سرون (Sarvan) :حجاب و پوشش موهای سر و گیسوان عروس لرستانی را بوسیله چارقدهای ظریف و نازک گلدار ابریشمی در رنگ های مختلف می پوشانند و بنحو خاصی سر عروس را با چند تخته از این چارقدها می بندند و دنباله آنها را از پشت سر آویزان می کنند. جلو سرون را بوسیله قطعه های طلا یا نقره و مهره های نفیس و زیبا تزیین می کنند . رنگی این چارقدها را با تخت مشکی که دختران و زنان جوان از آن استفاده می کنند گل ونی (Golvani)  و ساده و بزرگ تر آنها را که حاشیه های رنگی و ریشه دار هستند کت (Kat) می گویند که اغلب سرون بانوان لر از این نوع است . 

         تره : تره پارچه ابریشمی مخصوصی است که زنان لر به سر می‌‌بندند و بنام ساوه  نيز مشهور و خوانده مي شود. تره را زنان لر در حالت عادی می‌‌بندند و برای شرکت در مراسم وجشن و سور، نوعی از آن را به نام گل ونی روی تره می‌‌بندند.

         چارشو( Charshou) : روی تمامی لباس های زنان بویژه عروس را در لرستان بوسیله یک چادر شب سفید و گلدار می پوشانند و سپس او را  بر مادیانی سفید رنگ بنام سوزکیو که عنان آن در دست شادوما است سوار می کنند و سرانجام در مقصد داماد عروس را بغل می کند و به چیت جا (Cheteja) یا حجله می برد

پوشاک سنتی مردان عشایر لرستان

لباس سنتی مردان لر

        شال: پارچه بلند وسفیدی است به عرض ۹۰-۶۰ سانتیمتر و به طول ۹-۶ متراز جنس چلوار، که آن را چند دور به کمر می‌‌پیچانند و علاوه بر آن در مواقع ضروری ازآن به عنوان کفن، پیچاندن جای زخم ویا طناب از آن استفاده می‌شود.

        ستره:قبای مخصوصی است که اندازه آن تا زیر زانو بوده، بیشتر در مواقع رسمی از آن استفاده می‌شود و از قدیمی‌ترین نوع پوشاک ایران است.

       کلاه نمدی: کلاه مدور بدون لبه‌ای است که ازنمد ساخته شده است.

       کپنک یا فرجی: یک نوع قبای نمدی پشمی محکم است که معمولاً مورد استفاده چوپانان می‌‌باشد.ودر مواقع جنگ از آن به عنوان لباس رزم استفاده می‌شود, زیرا ترکیب بسیار فشرده‌ای درساخت آن به کار رفته است.

       آژيه وگیوه: نوعی کفش دست ساز محلی که کف آن چرم و یا پلاستیک ضخیم ومحکمی است که رویه آن به وسیله نخ تابیده بافته می‌شود .

         چوغا:نوعی بالا پوش مردانه است ،که بیشتر در منطقه ازنا و اليگودرز لرستان(بختياري)  مورد استفاده قرار می‌گیرد. اصولا لباس مردان لر بختياري ۳ قسمت دارد :كلاه، چوغا يا چوخا ( لباس بالا تنه)‌ و شلوار دبيت . چوغا يا چوخا داراي نقش و نگار هاي سياه و سپيدي است كه از روي پاسارگاد، قبر كورش بزرگ ساخته شده است و بيان گر پيروزي سپنتا مينو بر انگره مينو (‌آيين زرتشت سپنتا مينو = فرشته نيك و انگره مينو = اهريمن) است به طوري كه خطهاي سپيد سپنتا مينو ، از پايين به بالا مي آيند و خط هاي سياه كه بيانگر انگره مينو است از بالا به پايين مي آيند و بيان گر پيروزي نيكي بر شومي است. شلوار دبيت كه دمپاچه هاي بسيار گشاد و زيبايي  دارد جلوه ويژه اي را به لر مردان  بختياري مي بخشدكه نماد و  نشاندهنده  لر مرد بختياري است كه معمولا با تفنگ بسيار زيبا تر نيز ميشود. مردان اين ايل كلاهي به رنگ سياه و يا سپيد بر سر مي گذارند

بمنظور مشاهده تصاویر لباس  مردان و زنان لرستان  روي نام موزه فلک الافلاک  كه شامل تصاویری از گالری عکس  بخش مردم شناسي موزه قلعه فلك الافلاك لرستان مي باشد كليك كنيد.

موزه فلك الافلاك


موضوعات مرتبط: 2- آداب و رسوم و فال لری
لُرِسّو

فال لری تری تری ترالی

(تر و تازه و طلایی)

برگرفته از کتاب فرهنگ مردم لرستان نوشته سعید شادابی

      اگر در خانواده ای کسی به مسافرت رفته و آنها مسافری در راه داشته باشند و مسافر مورد نظر نیز دیرتر از موعد مقرر به خانه برگشته باشد ، مادر خانواده بچه چند ماهه خود را روی کف دست خود بصورت ایستاده نگه داشته و با خواندن ترانه زیر از او می خواهد تا پای راستش را از کف دست مادر بلند کند :

تری تری ترالی

بچه پار و امسالی

خور ده کار خدا داری

ار سفری میا

پا راسه ته ور داری

تر و تازه و طلایی

بچه پارسال و امسالی

خبر از کار خدا داری

اگه سفر رفته میاد

پای راستت را بردار

             چنانچه طفل پای راست خود را بلند کند فال نیک است و مسافر بزودی خواهد رسید و اگر کودک پای چپش را بردارد سفر به طول خواهد انجامید.

 


موضوعات مرتبط: 2- آداب و رسوم و فال لری
لُرِسّو
 

عقاید هواشناسی در لرستان

برگرفته از کتاب «فرهنگ مردم لرستان » نوشته سعید شادابی

             در فرهنگ عامه مردم لرستان ، همچون دیگر مناطق کشورمان بنا به تجربه و نقل قول های منتقل شده ، باورهایی در بین مردم (بویژه عشایر کشاورز و دام دار) بر اساس ظواهر و نشانه های تغییرات جوی وجود داشته و دارد که برخی از آنها عبارتند از :

  •      چنانچه در روزهای پاییز و زمستان هوا بیش از اندازه گرم و آقتاب در روز شدید و سوزان باشد ، معتقدند روز بعد باید انتظار بارندگی را داشت .
  •      اگر در بارندگی زمستان روز شنبه هوا صاف نشد و یا روز شنبه بارندگی شروع شد مردم معتقدند بارندگی در روزهای بعد از آن هم ادامه خواهد یافت

شمه که نکردش خش

 (شنبه که هوا صاف و خوش شد)

بردش سی جو رش 

( هوا صاف نمی شه تا جوها سفید بشوند)

  •      در روزهای ابری زمستان و پاییز چنانچه آسمان طرف جنوب و قبله باز و ابرها کنار رفته باشند انتظار باران در ساعات آینده نمی رود. اگر آسمان جنوب قبله را ابرهای سیاه و تیره پوشانده باشد بارندگی ادامه خواهد داشت .
  •       چنانچه در زمستان و بهار ابرها بسوی مغرب در حرکت باشند بارندگی شدید  و طولانی در پیش است . اگر ابرها از مغرب بسوی مشرق و شمال شرقی در حرکت باشند ،روزهای بعد هوا صاف و بدون بارندگی خواهد بود.

اور سور ایواره

(ابر سرخ غروب)    

هف شو هف رو نواره

(۷ شب و ۷ روز نخواهد بارید)

  •      اگر در فصل های پاییز ، زمستان و بهار در هنگام غروب آفتاب ابرهای سمت مغرب آسمان به رنگ قرمز یا نارنجی باشند ، نشانه این است که حداقل تا یک هفته بعد از آن باران نخواهد بارید و هوای صافی پیش روی است
  •      هرگاه هاله دور ماه در شبهای مهتاب شعاع بیشتری داشته باشد یعنی دایره بزرگ بنظر برسد ، روز بعد از آن بارش باران حتمی است و چنانچه برعکس این باشد (هاله دور ماه دایره کوچک و به ماه نزدیک باشد) روز بعد از آن هوا صاف خواهد بود.

آغل دیر بارو نزیک

 (دایره و آغل دور ، باران نزدیک)

آغل نزیک بارو دیر

(آغل نزدیک ، بارون دور)


موضوعات مرتبط: 2- آداب و رسوم و فال لری
لُرِسّو

فال چهارشنبه آخر ماه صفر

برگرفته از کتاب فرهنگ مردم لرستان نوشته سعید شادابی

       در لرستان علاوه بر چهارشنبه سوری روز چهارشنبه آخر ماه صفر را نیز جشن می گیرند و معتقدند که همه باید در این روز شاد باشند و کینه ها را از دل دور کنند . زنان و دختران در این روز فالی دارند بنام« فال چهارشنبه سوری »یا« فال کوزه» که بصورت ذیل اجرا می شود:

     عصر روز شنبه ، کوزه ای را تا نصفه آب می ریزند و آن را رو به قبله زیر ناودانی قرار می دهند . صبح چهارشنبه هر کس با نیت و آرزوی خاص خود شی نشانه شده ای را درون کوزه می اندازد ، نشانه ها باید با هم تفاوت داشته باشند و هر کسی شی خودش را بشناسد ، نشانه ها معمولا انگشتر نقره ، سنجاق سر و سینه ، سنگ کوچک ، کلید و امثال اینهاست .

    غروب روز چهارشنبه که همه نشانه های خودشان را داخل کوزه انداختند ، دختر بچه ۶-۷ ساله ای را که پیراهن و چادر رنگ شاد (معمولاقرمز) پوشانده اند می آورند ، کوزه را زیر دامن یا چادر او گذاشته و همگی دورش جمع می شوند. ابتدا یکی از زنان مسن هفت « قل هو الله»  می خواند و سپس دختر بچه از یقه پیراهنش دست برده و یکی از اشیا را از کوزه بیرون می آورد و آنرا محکم در کف دست خود نگه می دارد . در این موقع یکی از زنان یا دختران حاضر در جلسه که نوبت دارد ، بیتی شعر می خواند ، شعر که قرائت شد دختر بچه مشتش را باز می کند و شی را به همه نشان می دهد . صاحب شی که صاحب فال نیز است از معنی و مفهوم تک بیت مذکور نتیجه نیک یا بد بودن فال خود را در خواهد یافت . اشعار معمولا از اشعار لری معروف در بین مردم لرستان است از جمله:

یا علی حنایی رسیم و مطلو
دلم ساکت بی ژ پژاره شو   (نیک و خوب)
خدا برسان روزی قلیانم
تماکو فروش بکه مهمانم     ( بد)

       در بروجرد ، الیگودرز و روستاهای اطراف آن گاهی از اشعار معروف فارسی نیز برای این فال استفاده می کنند :

  • سر کوه بلند فریاد کردم
  •  امیرالمومنین یا شاه مردان
  • امیر المومنین را یاد کردم
  • دل ناشاد ما را شاد گردان


موضوعات مرتبط: 2- آداب و رسوم و فال لری
لُرِسّو

جشن نیمه شعبان در لرستان

ازکتاب فرهنگ مردم لرستان نوشته سعید شادابی

          یک روز قبل از نیمه شعبان و زاد روز تولد صاحب الزمان(عج) اهالی لرستان  تدارک این روز  را می بینند . مغازه داران ، مغازه خود را با فرشهای نفیس ایرانی و پارچه های رنگارنگ و زیبا آذین می کنند ، بویژه در بازار اصلی شهرها ، خیابان ها را با چراغانی و تزئینات بسیار دیدنی سرپوشیده می کنند و تا پایان روز تولد ، بوسیله نقاشی و خطوط زیبایی از جمله با چسباندن پنبه و با خطی خوش این روز را به همه تبریک و تهنیت می گویند.

          در سراسر بازار ، مردم لرستان همچون دیگر مردم کشورمان ، شور و شوق وصف ناپذیری داشته و از مهمانان با چای و شیرینی و نذری های دیگر پذیرایی می کنند ، مداحان و مرشدان شهر نیز در وصف آقا امام زمان با صدای گیرا و دلچسبی به خواندن اشعار می پردازند . در گوشه و کنار نیز صدای کمانچه و ساز و دهل بگوش می رسد.

       بمناسبت این روز اهالی قصه هایی دارند ، از جمله این داستان که : به اعتقاد مردم کیخسرو فرزند سیاوش نمرده و زنده است و بصورت طلسم در آمده و زمانی که آقا امام زمان (عج) ظهور می نمایند به فرمان خداوند این طلسم خود بخود می شکند و کیخسرو و شش نفر از همراهانش که یکی از انان بیژن است بیدار می شوند و در رکاب امام عصر شمشیر می زنند. انها همچنین عقیده دارند که این طلسم در کوه شازند(واقع در شمال شرقی شهر بروجرد و جنوب اراک ) واقع شده است . این کوه را از ان جهت شازند(شاه زنده) می گویند که کیخسرو در آن زنده است  و به همین دلیل این کوه نزد اهالی  جایگاه خاصی دارد و زمانی که نام شازند آورده می شود ، فرد طرف صحبت می گوید ، خداوند در فرستادن امام زمان (عج) شتاب فرمایند.   


موضوعات مرتبط: 2- آداب و رسوم و فال لری
لُرِسّو

 نگاهی به رسم و آداب عروسی در لرستان

(آداب عقد وعروسی در خرم آباد )

بخش پنجم - عروسي عشایر و روستاهای لرستان

        مراسم نافه بر و دستگیرونی که انجام شد و کلیکونه (Kelekona - حلقه نامزدی) را عروس در انگشت کرد ، مطابق قرار قبلی روزی تعدادی زن و مرد به خانه عروس می روند و گوسفندی با همراه مقداری  کالای لازم با خود می برند. از جمله این کالاها علاوه بر لباس عروس معمولا یک قبضه سلاح (عمدتا تفنگ برنو و اخیرا کلاشینکف) یا یک راس قاطر است که انها را با عنوان نوا شیرینی (Noa Shirini) به پدر یا برادر عروس پیش کش و هدیه می کنند. برخی اوقات نیز بسته به میزان بودجه و علاقه ، چندین خلات (Khelat - خلعت و کادو ) نیز برای نزدیکان عروس هدیه می برند.

         پس از چند روز عروس و داماد به همراه نزدیکان و اقوامشان جهت عقد رسمی عروس و داماد به محضری در شهر می روند و پس از ثبت عقد به محل سکونت خود در روستا یا سیاه چادر بازمی گردند. بدنیال شرعی شدن و رسمیت یافتن  عروسی، تعدادی از خانواده های دو طرف عروس و داماد برای کاردورسی (Karduresiye) به شهر نزدیک محل اقامت خود می روند تا اقدام به تهیه جیازی  (Jeyazye - جهیزیه ) برای عروس نمایند. تامین مخارج این خرید ها اغلب بر عهده داماد است . معمولا خرید تعداد زیادی دستمال و مقدارلازم  نقل و شیرینی از جمله اقلام ضروری اینگونه  خریدها می باشد. در بازگشت از این خرید هاست که داماد حق دارد تا گاهی بدیدن عروس برود و اصطلاحا حق زومارشتی (Zomarushtye)  خواهد داشت . 

            هنگامی بردن عروس به خانه شوهر که اصطلاحا به آن عروس برون(Aroosbaron) می گویند ، چندین سوار زن و مرد با لباسهای زیبا و خوش رنگ محلی مزین به حمایلی از قطار فشنگ و تفنگ ، با همراهی ساز و دهل بخانه پدر عروس می روند تا عروس را سوار بر مادیان سفیدی بنام سوز کیو (Soz Keyo) نمایند . روی مادیان را نیز هنگام عروس برون با پارچه های زیبا و رنگارنگی نوعی زین زیبا بنام تلمیت (Talmit) می بندند . هنگام نزدیک شدن سواران همراه داماد به روستا یا سیه چادر محل اقامت عروس ، اهالی عموما سعی در مراقبت از دام و طیور خود دارند ، چراکه در این روز مطابق رسمی پذیرفته شده ، تفنگ چیان همراه  داماد یا (زوماون Zomavan)  می توانند به حساب پدر و خانواده عروس بسوی دام و طیور اهالی محل سکونت خانواده عروس شلیک نموده و در صورت هدف قرار دادن آنها ، شکار را نصیب خود نمایند. البته فردای این روز همراهانی از خانواده عروس نیز که جهت سرزدن یا رساندن عروس به خانه داماد به روستا و محل اقامت داماد می روند و متقابلا حق شکار و شلیک به دام ها و طیور متعلق به اهالی محل سکونت داماد را با تقبل هزینه غرامت آن از سوی خانواده داماد دارند.  

         بدنبال شکار و صرف نهار و چای و شیرینی  ، عروس سوار بر سوز کیو اماده رفتن به خانه بخت می شود. معمولا مادر عروس یا یکی دیگر از زنان طایفه عروس قبل از عزیمت دخترشان کمر عروس را با شالی زیبا و رنگین به نیت آوردن هفت پسر کاکل زری می بندند و زنی نیز (معمولا مادر عروس) حامل ظرف حلوای عروس بعنوان راهی نمودن غذای عروس نیز می شود تا مراسم ربودن حلوا توسط سوارکاران نیز اجرا کرد . سینی حامل حلوا با مسابقه و رقابت سوارکاران جهت رساندن زودتر خود به حلوا و ربودن خوردن قاشقی یا انگشتی از آن برای برکت و خوش یمنی تا تمام شدن تمم حلواها و دست بدست ربودن سینی مذکور ادامه خواهد یافت .

      در محل اقامت و سکونت داماد ، خانواده داماد تدارک نهار یا شام مفصلی را در محیطی سرسبز و با صفا با برپانمودن کولا (Kola - آلاچیق و سایبانی که عموما از شاخ و برگ درخت بلوط درست می کنند) می بینند . کف کولا و سیاه چادر را با قالی و نمد ها و گلیم های زیبا و نقش دار مفروش می نمایند. با نواختن ساز و دهل زنان و مردان لر دست بدست هم مشغول باخته (Bakhte) یا رقصیدن می شوند . با نزدیک شدن کاروان حامل عروس به آبادی ، نوازندگان مستقر در محل اقامت داماد با ساز و دهل با همراهی سوارکان محلی با شلیک تیر و نواختن ساز به استقبال کاروان حامل عروس می روند. در این هنگام حاضران و نزدیکان دو خانواده عروس و داماد با پرداختن پول به سازنه (Sazena - نوازندگان ساز) و بازنه (Bazena - بازی و رقص کنندگان ) و چوبی کش (Chobi kash - سر دسته رقص های محلی ) آنها را شوا (Shava - شاباش) می نمایند. از مهمانان نیز هنگام صرف غذا با عموما پلو گوشت آماده در سینی های غذاخوری بنام مجمه (Majma) پذیرایی می شود که لذت آن نیز بنا به تجربه ، خوردن غذای عروسی در مجمه با دست و پنجه پاکیزه است .

         پس از صرف نهار یا شام و چای و شیرینی  و قبل از متفرق شدن مدعوین و حاضران ، مراسم گذاشتن گل (Goll - سینی بزرگ پر از دستمال و نقل و شیرینی ) برگزار می شود . در این مراسم گل (سینی حاوی دستمال ها) را نزد تک تک حاضران در جشن عروسی می برند و حاضران با انتخاب دستمالی ، برحسب توان مالی  و نزدیکی و خویشاوندی یا عمل متقابل ، مبلغی پول در سینی می گذارند . مبالغ مذکور در حضور کلیه افراد و خانواده عروس و داماد شمرده و یادداشت (هم برای عمل متقابل و هم ثبت میزان جمع آوری شده ) و به همه اعلام می شود و مراسم خاتمه می یابد .

         معمولا یک هفته بعد از عروسی افرادی از سوی خانواده عروس به خانه داماد می روند تا عروس را جهت تاکید بر اکرام و تکریم خانواده خود به نزد پدرش ببرند . داماد نیز پس از مدتی کوتاه با همراهان خود به خانه پدر عروس می روند تا عروس خانم را بازگرداند و عروس خانم هم  در بازگشت از خانه پدر (باووه) به خانه شوهر، مقداری هدیه و سوغات بنام باوونی  (Bawonye)  با خود می آورد .

                  در برخی مواقع  و پاره ای از مناطق عشایری ، خانواده عروس ۱ یا ۲ نفر و گاهی خانواده ای کم جمعیت را بخاطر عدم دلتنگی عروس و همدلی و کمک  دخترشان بنام سرجیازی (Sarjeyazye- سرجهازی  و سر جهیریه ) همراه عروس روانه خانه شوهر می کنند تا برای همیشه در بین طایفه داماد بماند و با آنها زندگی کنند. طایفه و خانواده داماد نیز معمولا با در اختیار گذاشتن زمین کشاورزی یا دام و امکانات لازم دیگر از حضور انان استقبال می نمایند . ظاهرا  با گذشت زمان در مواردی  ، گاهی این افراد مورد بی مهری و آزار طایفه داماد نیز قرار گرفته اند، زیرا ضرب المثل  لری  « مر سر جیازی دآتم»  (مگر سرجهیزه مادرت هستم ) را در لرستان  زمانی بکار می برند که فردی مورد  آزار و اذیت و به مهری دیگران قرار گرفته و در پاسخ کم لطفی های دیگران بکار می رود .    


موضوعات مرتبط: 2- آداب و رسوم و فال لری
لُرِسّو

 نگاهی به رسم و آداب عروسی در لرستان

(آداب عقد وعروسی درخرم آباد )

بخش چهارم - عروسي لري بروايت رسانه ها

 روایت ایرنا و صدا و سیما از آیین عروسی لری 

  آيين عروسي سنتي در استان لرستان

منبع  :  خبرگزاري جمهوري اسلامي ‪۸۵/۰۴/۱۳

 مراسم عروسی در لرستان

منبع : واحد مرکزی خبر (بدون تاریخ )

 نگاهی به آیین عروسی سنتی

 در استان لرستان(IRNA)

استان لرستان سرزميني زيبا با آب وهوايي دلپذير و محصور دركوههاي مرتفع و سخت گذر در سلسله جبال زاگرس واقع شده است.

لرستان با قدمتي چند هزار ساله داراي آداب، رسوم وآيين‌هاي سنتي فراواني است كه هر كدام ريشه در فرهنگ ديرينه مردم اين ديار دارد.

مراسم جشن عروسي در استان لرستان همواره براي افراد بومي و غير بومي در اين استان جالب توجه بوده است.

مراسم عروسي در استان لرستان به قدري جذاب و دلپذير است كه افراد دعوت شده از ساير نقاط كشور معمولا خود را به اين آيين مي‌رسانند.

" سرنجه "گرفتن نخستين مرحله آيين عروسي در لرستان است كه معمولا توسط زنان لر انجام مي‌گيرد.

پس ازاينكه داماد عروس مورد نظر خود را انتخاب كرد موضوع را با خانواده خود در ميان گذاشته تا مقدمات كار را فراهم نمايند.

در اين ميان خانواده داماد نيز چند نفر از زنان مسن و با تجربه فاميل خود را مطلع كرده و به بهانه‌اي به منزل عروس فرستاده تا وي را از نزديك مورد ارزيابي قرار دهند.

در اين مراسم زنان لر آدابي مانند پذيرايي ، نوع برخورد، آداب معاشرت و حتي زيبايي عروس را زير نظر گرفته و به اصطلاح سرنجه وي را مي‌گيرند.

پس از اينكه اين افراد از صحت و سلامت روحي و جسمي عروس مطمئن شدند به اصطلاح مي‌گويند كه مرحله "سرنجه " را با موفقيت انجام داده و خانواده داماد اجازه انجام مراحل اوليه خواستگاري و به اصطلاح "كيخايي" داده مي‌شود.

در اين مرحله خانواده داماد چندين نفر از ريش سفيدان و افراد بزرگ طايفه خود را انتخاب كرده و روانه منزل عروس كرده تا مقدمات كار "كيخايي" را انجام دهند.

اين مرحله از عروسي در واقع پا درمياني افراد بزرگ طايفه و به نوعي تضمين دادن آنان به منظور تاييد داماد در مورد خصوصيات فردي و اجتماعي وي به خانواده عروس است.

پس از اينكه اين ريش سفيدان نظر خانواده عروس را جلب كردند مقدمه كار "كيخايي " فراهم شده و خانواده و فاميل داماد پس از چند روز رسما به خواستگاري از عروس مي‌روند.

در اين مرحله خانواده عروس اقدام به طبخ غذا براي خانواده داماد كرده و پس از صرف غذا يك نفر ريش سفيد مجلس به نمايندگي از خانواده داماد رسما تقاضاي خواستگاري از خانواده عروس را اعلام مي‌كند.

ريش سفيد ياد شده در اين مرحله ضمن تشكركردن از خانواده عروس بخاطر پذيرفتن ميهمانان اين جمله معمول را عنوان مي‌كند كه " آمده‌ايم تا فرزندمان ( داماد) را به غلامي (دامادي ) بپذيريد.

پس از اين مرحله خانواده عروس نيز شرطهاي خود را براي قبول اين وصلت اعلام كرده و چند روز هم به خانواده داماد فرصت مي‌دهند تا شرطهاي آنان را بررسي كنند و درصورت قبول شرايط ، بعد از چند روز رضايت خود را به خانواده عروس اعلام مي‌دارند.

پس از انجام اين مرحله مهريه عروس تعيين و باتوافق طرفين مبلغي به رسم "شيربها" به مادر عروس اهدا مي‌شود.

همچنين در اين مراسم فهرستي با عنوان "سياهه" كه در آن صورت جهيزيه مطالبه شده توسط خانواده عروس از خانواده داماد، نوشته شده توسط يكي از افراد فاميل خوانده و به امضا طرفين مي‌رسد.

در ادامه مراسم "دست بوس" پس از خواندن چند آيه از قرآن و بيان روايات اسلامي درخصوص سنت حسنه‌ازدواج رسما توافق دو طرف ( عروس و داماد ) با اين پيوند اعلام مي‌شود.

پس از آن يك نفر از مردان فاميل داماد بلند شده و دست پدر عروس را به نشانه تشكر مي‌بوسد و پس از آن اعلام مي‌شود كه عروس و داماد بصورت رسمي نامزد شده‌اند.

فرداي آن روز داماد بايد گوسفندي را به درب منزل خانواده عروس آورده و با اهداي آن رسما از خانواده عروس تشكر نمايد.

"حنابندان" از جمله رسوم رايج در آيين عروسي مردم اين ديار بوده كه يك شب مانده به مراسم عروسي در منزل عروس برگزار مي‌شود.

در اين مراسم خانواده داماد به همراه اقوام نزديك خود با حضور در منزل عروس علاوه بر اهدا هداياي مختلف به‌عروس دست و پاي او را به نشانه خوشبختي و سعادت وي حنا مي‌گيرند.

يكي از آداب ويژه مردم لرستان كه در آيين‌هاي عروسي مردم اين ديار رايج است رقص و پايكوبي به همراه بازيهاي سنتي و محلي است.

ساز و سماع، كمانچه و تنبك از آلات موسيقي است كه در آيين عروسي لرها از آن استفاده مي‌شود.

وقتي صداي ساز بلند مي‌شود لرها دوست دارند كه با اين نوا همراه شوند، زن و مرد، پيرو جوان دست در دست يكديگر يكي شده و به اصطلاح محلي مي‌رقصند.

معمولا رقص بومي با ريتمي آرام در مقام سنگين سما (رقص سنگين) توسط نوازندگان محلي با نواختن سرنا و دهل در ميان عشاير و روستاييان و كمانچه و تنبك در شهرها اجرا شده و يا در مقام‌هاي ديگر به نام دوپا، سه پا، شانه شكي به اوج خود مي‌رسد.

در اين مراسم شركت‌كنندگان دست در دست يكديگر به نشانه اتحاد و تقسيم شادي‌هايشان از چپ به راست به اجراي حركات موزون كه رقص محلي رايج منطقه است مي‌پردازند.

در بيشتر آيين‌هاي عروسي مردم اين استان، ترانه‌هايي كه معمولا بدون همراهي ساز و تنها با هم آوايي زنان بوده اجرا شده كه ازجمله آنها مي‌توان به سيت بيارم (هدايايي كه به عروس اهدا مي‌شود) بينابينا و برزان برزان اشاره كرد كه هر كدام از اين نواها در نوع خود شورانگيز و زيبا است.

در بيشتر آيين‌هاي عروسي مردم اين استان به ويژه درمناطق روستايي و عشايري ميهمانان خود را با بازي شاد "قيقاچ" سرگرم مي‌كنند.

در بازي قيقاچ جوانان و مردان عشاير سوار بر اسب سعي در تير اندازي به سوي اهداف ثابت و از پيش تعيين شده دارند و هر كس كه بتواند در حال سواركاري به هدف بزند برنده اين بازي محسوب مي‌شود.

در روز عروسي خانواده داماد با غذايي كه معمولا از برنج و گوشت گوسفند تهيه مي‌شود و در اصطلاح عاميانه به "بز برنج" معروف است مهيا كرده و از ميهمانان پذيرايي مي‌كنند.

در گذشته‌هاي نه‌چندان دور داماد پس از اتمام مراسم عروسي ، عروس را سوار بر اسب كرده و به خانه خود مي‌برد و افراد فاميل نيز به عنوان شادباش در اطراف عروس و داماد با سلاح گرم تير هوايي شليك مي‌كردند.

در راه اقوام نزديك داماد برخي از جهيزيه سبك عروس را در طبق‌هاي بزرگ بر سرنهاده و هلهله كنان آنان را تا منزل داماد حمل كرده و شروع زندگي مشتركشان را جشن مي‌گرفتند.

مراسم عروسي در لرستان (IRIB)

اگر بخواهند براي پسري همسري اختيار كنند طبق توافق خانواده پسر و دختر با تعيين وقت به خواستگاري ميروند. بعضي مواقع هم ممكن است اين پسر و دختر در كودكي با هم نامزد شده باشند. يعني موقعي كه اين دختر متولد شده باشد در هنگام بريدن ناف او طبق درخواست قبلي خانواده پسر بچه ميگويند: اين دختر را به فلان پسر بچه خواهيم داد و در همان ايام كودكي اين پسر و دختر با هم نامزد مي شوند و به اين مراسم مي گويند: "نافه برييه"  (نافه بريده) nafa boriyaدر هر حال اين پسر و دختر چه نامزد باشند چه نباشند، اگر پدر دختر موافق بود قرار بر اين ميشود كه مثلا فردا شب خانواده پسر براي مراسم خواستگاري و خرج بريدن به صرف شام به منزل دختر بروند. در شب مذكور پدر دختر گوسفندي سر مي برد و از خانواده پسر  پذيرائي مي شود.

بعد از صرف شام مجلسي براي خرج بريدن تشكيل ميدهند. خرج بريدن بدينگونه است كه خانواده پسر ميبايست چند سر اسب و گاو و گوسفند و مقداري پول به خانواده دختر بپردازند. بعضي مواقع بجاي خرج بريدن اسب و گاو و گوسفند مبلغي را تعيين ميكنند  كه اين مبلغ بين سي الي پنجاه هزار تومان مي باشد و همچنين مبلغي به عنوان شيربها تعيين مي شود  كه به آن ميگويند: "هشكه"  (خشكه)  khoshka به غير از اين مبالغ داماد موظف است مقداري برنج و روغن و قند و چاي به منزل پدر عروس ببرد  كه به آن ميگويند: "آوازيفه"  (آب وظيفه) ow azifaبعد از مراسم خرج بريدن و موافقت پدر دختر، يكي از خانواده پسر كه معمولا" برادر او مي باشد، بلند شده و بعنوان تشكر دست پدر دختر را مي بوسد. به اين مراسم دست بوسان گويند كه بعنوان تشكر و نامزدي دختر و پسر ميباشد.

هنگاميكه خانواده پسر ميخواهند بروند پدر پسر از پدر دختر ميخواهد كه فردا با چند تن از آشنايانش به صرف نهار و همچنين براي بردن چند اسب و گاو و گوسفند تعيين شده به منزلش بيايند.

در روز مقرر پدر دختر با چند تن از اقوام نزديك خود به منزل خانواده پسر مي روند. بعد از صرف نهار قرار روز عقد را مي گذارند. قبل از رفتن پدر پسر تعدادي اسب و گاو و گوسفند تعيين شده خرج بريدن را طبق انتخاب پدر دختر و همراهانش به آنان ميدهد كه همراه خود مي برند.

چند روز قبل از عروسي عده اي زن كه از نزديكان داماد هستند براي تهيه و مقدمات لباس دوزي به منزل عروس ميروند، و به اين مراسم "رخت برو"  (رخت بريدن) گويند.

بعد از مراسم عقد، جشن عروسي برگزار مي شود. اين جشن هم در منزل خانواده داماد و هم در منزل عروس برگزار ميشود كه معمولا" تايك هفته به طول مي انجامد، در اين جشن "لوطي"  luti (مطرب _ نوازنده) مي آورند كه ساز و دهل بنوازد. سازهاي محلي عبارتند از كمانچه، سرنا، دهل، ني، تنبك و غيره. با اين سازها، آهنگهاي مختلف نواخته ميشود كه همراه آن ترانه هاي مختلف محلي خوانده مي شود.

برخي از اين ترانه ها با آهنگ ملايم و برخي ديگر با آهنگهاي تند و شاد نواخته مي گردد كه با آنها رقص هاي دست جمعي محلي از قبيل دو پا، سه پا، لزوم لرزان و شانه شكي اجرا ميگردد. همچنين با اين آهنگها و ترانه ها رقص تك نفري و رقص دو نفري كه با چوب مي باشد اجرا ميگردد.

اگر در اين زمان عده اي تازه وارد به جشن عروسي بيايند نوازندگان با نواختن آهنگي دل انگيز به پيشواز آنها ميروند و در نزديكي آنها از نواختن ساز خودداري مي نمايد و تا مبلغي پول از آنها دريافت ننمايد سازها را بصدا در نمي آورند.

اجراء اين مراسم شكوه خاصي به جشن ميدهد. بعضي از تماشاگران هم مقداري پول به يكي از همراهان نوازندگان مي دهند تا او يكي از كساني را كه ميرقصد "شوا" shava (شاباش) نمايد و او هم به افتخار شخصي كه ميرقصد با صداي بلند داد ميزند "شوا شوا"  shava shava و نام آن شخص را كه ميرقصد بزبان مي آورد سپس ميگويد "هوا دارش" hava _ dares (طرفدارش) فلاني (كسي كه پول به او داده) نميرد.

روزي كه عروس و داماد عقد كرده اند عده اي از بستگان نزديك داماد به منزل عروس ميروند  تا شب را در آنجا بگذرانند و صبح عروس را همراه خود به منزل داماد بياورند كه به اين رسم مي گويند: "پابيي" pa beyi

(پاي عروس كه منظور آوردن عروس از خانه پدر بنزد داماد ميباشد).

اين عده متشكلند از عده اي زن و مرد كه بعضي از مردان سوار بر اسب و تفنگ بهمراه دارند. همگي از آشنايان و نزديكان داماد مي باشند و وقتي به روستاي عروس نزديك ميشوند، سواركاران به روستاي عروس مي تازند و اگر گاو و گوسفند يا مرغ و خروسي ببينند به حساب پدر عروس به آنها شليك ميكنند و از آنها مي كشند. پدر عروس هم موظف است پول غرامت دامهاي كشته شده را به صاحبانشان بپردازد. البته عده اي سوار كار از بستگان عروس هم فرداي آن روز كه عروس را تا منزل داماد همراهي ميكنند نيز متقابلا" هر چه گاو و گوسفند يا مرغ و خروس در روستاي داماد ببينند به حساب پدر داماد با شليك گلوله از دامها خواهند كشت كه معمولا" هر دو طرف قبل از آمدن اطرافيان متقابل به مردم روستاي خود ميگويند دامهاي خود را جلوي چشم نگذارند اما هميشه بطور اتفاقي چند گوسفند يا بز و مرغ و خروس در روستا مي پلكند كه نصيب گلوله ها مي گردند.

خلاصه اگر بستگان داماد هنگام آمدن به روستاي عروس چند گوسفند يا مرغ و خروس را شكار كرده باشند در شب نشيني در منزل عروس با افتخار از فتح امروز خود با بستگان عروس صحبت كرده و به شوخي به آنها كنايه مي زنند كه "اگر شما فردا به روستاي داماد بيائيد تير انداز تر دستي مثل ما نداريد كه بتواند حتي يك مرغ را شكار كند". بستگان عروس هم ميگويند: "شاهنامه آخرش خوش است، اگر همه دامها را از ترس ما مخفي نكرده باشيد، فردا مي بينيد تيرانداز تردست يعني چه. اين چيز هايي را كه امروز در روستاي ما شكار كرديد، خودمان آنها را در تير رس شما قرار داديم تا برايتان متنوع باشد، بچه اي هم مي توانست آنها را شكار كند."

بعد از اين صحبت ها مردان تا نيمه هاي شب در اين جلسه ها با همديگر صحبت ها و شوخي ها خواهند كرد و زناني كه از طرف داماد آمده اند بعد از صرف شام در مراسم "حناونو"(حنا بندان) hana_vano   شركت مي كنند و دست و پاي عروس و خود را حنا مي گذارند. البته تا مادر داماد مبلغي به عنوان "پرترونه" par_tarona (گوشه روسري يا شال زنانه) به مادر عروس نپردازد نمي توانند اجازه مادر عروس را براي حنا گذاردن به دست و پاي دخترش را بگيرند. بعد از پرداخت "پر ترونه"  par _tarona  مادر عروس اجازه مي دهد كه اين مراسم بر گزار شود.

در اين هنگام عده اي هم به رقص و پايكوبي به دور آتشي كه در وسط افروخته اند مشغول هستند و آخر شب بستگان داماد در منزل عروس استراحت ميكنند.

صبح زود بعد از صرف صبحانه مادر عروس حلواي زيادي از روغن حيواني و آرد و شكر بعنوان پشت پاي عروس درست ميكند.

در اين زمان مراسمي با اسب انجام ميگيرد كه اين مراسم مسابقه ربودن حلوا از دست مادر عروس ميباشد و به اين صورت است كه مادر عروس كاسه اي پر از حلوا را با يك دست بلند مي كند و در يك جاي معين مي ايستد و سوار كاران با شروع مسابقه از دور به سوي او مي تازند. حال هر كدام از سوار كاران زودتر به او برسد كاسه حلوا را از دست او ميگيرد و با سرعت به اسب خود مي تازد و دور مي شود، و در حين اسب سواري از حلوا ميخورد. حال اگر اسب سواري ديگر به او برسد او موظف است كاسه حلوا را به آن سواركار بدهد، اين سواركار هم به اسب خود مي تازد و در حين سواركاري از حلوا مي خورد و اگر سواركاري ديگر به او برسد، مي بايست كاسه حلوا را به او بدهد، و به همين ترتيب اين مسابقه ادامه دارد تا اينكه كاسه حلوا خالي شود.

بعد از اين مراسم خانواده عروس جهيزيه دخترشان را كه شامل: فرش دستباف، لحاف تشك، نالي،بالشت (متكا )، "هور رسبو"  hur_rasbo  (نوعي خورجين يا كيسه بزرگي كه از وسط دو دهانه دارد و در آن لباس، خوراكي و يا لوازم ديگر مي گذارند و جنس آن از الياف فرش است) "ماشته"  (جاجم يا نوعي رختخواب پيچ كه از پشم درست شده و رنگهاي مختلفي بصورت چهار خانه در آن بكار رفته است) لباس و چيز هاي ديگري كه احتياج دارد و قبلا آماده كرده اند در "خنچه"khoncha  (طبق جهيزيه) مي گذارند و به همراه دخترشان كه لباس نو پوشيده و سوار بر اسب، و آينه اي در جلويش قرار گرفته به منزل داماد مي  فرستند.

البته قبل از بردن عروس برادر داماد شالي را بدور كمر عروس بسته و هفت بار گره مي زند. در اين شال مقداري نان و روغن حيواني يا پنير قرارداده اند پس از آن برادر داماد دست عروس را گرفته و او را سه بار به دور "تژگا" Tazhga  (تشگاه يا آتشگاه، چاله ايست كه در آن  با چوب آتش درست كرده اند) مي چر خاند كه به نيت پاكي و سعادت مي باشد. ناگفته نماند هنگام چرخش عقد نامه را كنار "تژگاه " مي گذارند.

رسم بر اين است كه هنگام بردن عروس عده اي از بستگان داماد سعي مي كنند لوازمي را در هنگام رفتن از منزل پدر عروس بدون اينكه كسي متوجه شود به منزل داماد بياورند. حال اگر خانواده عروس يا بستگانشان كسي را در هنگام برداشتن لوازم بگيرند، ميبايست از آن لوازم چشم پوشي بعمل آورند و آنها را سر جايشان بگذارند. معمولا در اينطور مواقع خانواده عروس تمام لوازم قابل حمل را از نظر پنهان خواهند كرد. البته اين رسم در گذشته بصورتي ديگر بوده و اكنون به اين صورت در آمده زيرا كه در گذشته اگر پدري جهت خواستگاري و همسر اختيار كردن براي پسرش به نزد پدر دختري ميرفت، پدر دختر از او سوال مي كرد كه پسر شما مرد شب است يا روز؟ منظور اين بوده كه "آيا پسر شما دل و جرات بلند كردن لوازم يا غارت كردن دامها را در شب يا روز از منزل دشمنانش را دارد يا خير"؟ كه اين خود در گذشته افتخاري محسوب مي گشته است. پدر پسر در جواب مي گفته "بله پسر من هم مرد شب است و هم مرد روز" حال اين پسر مي بايست گفته پدرش را به پدر دختر ثابت كند. مثلا اگر شده يك شب به منزل پدر دختر برود و بدون اينكه او بيدار شود فشنگي زير سرش بگذارد و بيايد. در هر حال اين رسم بصورت ياد شده بالا در آمده است.

خلاصه وقتي كه مي خواهند عروس را بياورند براي عروس اسپند دود مي كنند و او را در حالي كه سوار بر اسب مي باشد با جهيزيه و نواختن ساز و دهل و شليك گلوله هوايي به همراه بستگان داماد و عده اي از بستگان خود عروس روانه روستاي داماد ميكنند.

اگر در بين راه عده اي پسر بچه جلوي راه قرار گيرند، آنقدر جلوي راه عروس مي ايستند تا يك نفر كه براي اين منظور مقداري نقل و نبات و شيريني يا سكه همراه خود دارد مقداري از اينها به بچه ها بدهد و آنها هم كنار كشيده و راه را باز ميكنند. اين رسم اكنون طور ديگري انجام ميگيرد به اين صورت كه اگر در بين راه كسي در كنار جاده مشاهده گردد مثلا"  چوپانان و عابرين، يك نفر از همراهان عروس در حال حركت دستمالي از نقل و شيريني به سوي آنها پرتاب مي كند.

در نزديكي روستاي داماد عده اي از سوار كاران كه با خود تفنگ حمل مي كنند و قبلا" در روستاي داماد بوده اند به پيشواز عروس مي آيند و با شليك گلوله هوايي و نواختن ساز و دهل به عروس خوش آمد مي گويند.

در اين هنگام بستگان عروس كه براي همراهي كردن او آمده اند با اسب هاي خود به روستاي داماد مي تازند تا بلكه با شليك گلوله گوسفند يا مرغ و خروسي را به حساب پدر داماد شكار كنند.

در اين زمان صداي گلوله و هياهوي مردان و زنان و صداي ساز و دهل و شادي مردم چنان شور و نشاطي دارد كه قلم از وصفش عاجز است.

در جلوي پاي عروس گوسفند ها سر مي برند و داماد عروس را از روي زين به بغل مي كشد، و او را با خود به "چيت جا" chiteja (چادر و حجله عروس) مي برد.

در اينجا اگر داماد به عروس هديه يا پولي نپردازد، عروس نمي نشيند. به اين رسم "ري گشونه"  ri goshona  (صورت گشودن) مي گويند.

در گذشته رسم بر اين بود كه مهمانان شركت كننده در جشن عروسي با خود گوسفند و بز يا پول براي داماد مي آوردند و خانواده داماد هم بعد از صرف ناهار يا شام به هر يك از مهمانان خود دستمالي پر از شيريني و نقل و نبات مي دادند.

اما اكنون معمولا بعد از صرف غذا يك نفر از طرف خانواده داماد سيني بزرگي بدست ميگيرد و اول آنرا نزد بزرگ مجلس مي برد و او هر چه قدر پول در سيني انداخت ساير مهمانان مي بايست كمتر از آن پول در سيني بيندازند، و اين خود براي محترم شمردن بزرگ مجلس است.

خلاصه بعد از صرف ناهار بستگان عروس با بستگان داماد به صحبت پرداخته و در باره شكار كردن امروز خود، بالحن شوخي خواهند گفت: "ديديد كه تير اندازان واقعي چه كساني بودند."

معمولا بعد از اين صحبتها بز يا گوسفندي را در فاصله بسيار دوري روي تپه مي گذارند و با هم مسابقه تير اندازي ميكنند و بعد از آن بستگان عروس مي روند.

صبح روز بعد مادر عروس همراه با يكي دو زن از بستگان خود جهت دخترش غذا مي آورد كه به اين غذا شام عروس گفته مي شود. و معمولا در اين شام غذايي به نام "جوجوش"   jujush يافت مي شود كه از آرد گندم (آرد آن به صورت ريز مي باشد و با آرد نان فرق ميكند) و زيره و روغن حيواني و شكر درست مي شود.

پس از سپري شدن سه روز بستگان داماد براي عروس غذايي بنام " گنم دونه" ganemdona  (گندم دانه) درست ميكنند كه از انواع حبوبات مي باشد و عده اي زن اين غذا را همراه با عروس كه مشك خالي از آبي در دستش است به لب چشمه مي برند و همگي تا جايي كه ميتوانند از غذاي گندم دانه مي خورند و باقيمانده آنرا بروي زمين و آب چشمه مي پاشند. سپس عروس هفت بار مشك را ازآب چشمه پر و خالي مي كند. اين رسم از گذشته ها بجا مانده چون آب، يكي از هفت آفريدگان يزدان پاك بوده است.

در هر حال هفت بار پر و خالي كردن آب از چشمه اكنون بخاطر پاك بودن آب و پاك زيستن عروس و آوردن هفت پسر مي باشد.

بعد از سپري شدن هفت روز پدر و مادر عروس و عده اي از بستگان خود به منزل داماد مي آيند و عروس را به منزل خودشان ميبرند كه بعد از چندي داماد براي آوردن عروس خود به منزل پدر عروس مي رود. به اين رسم "پاگشا"  pagosha (پا گشودن) مي گويند.

پدر عروس هم مقداري گاو و گوسفند و پول به دختر خود مي دهد كه به آن "باووني"  bawvoni  (پدري) گويند، يعني هديه اي كه پدر به دخترش مي دهد. سپس عروس و داماد  با هديه ها به منزل خودشان برميگردند.

بعد از مراسم "پاگشا" داماد مي تواند هميشه به منزل پدر و مادر عروس برود. همچنين عده اي از بستگان عروس و داماد  آنها را به منزل خودشان دعوت ميكنند كه به عنوان "پاگشا" مي باشد.
 

ادامه دارد


موضوعات مرتبط: 2- آداب و رسوم و فال لری
لُرِسّو

 نگاهی به رسم و آداب عروسی در لرستان

(آداب عقد وعروسی درخرم آباد )

بخش سوم - ترانه سیت بیارم

       از زمانی که زوجی در لرستان تصمیم به انتخاب همسر و ازدواج  می گیرند،  هر دو خانواده عروس و داماد ترانه سیت بیارم(Sit Biyarem - برایت بیارم) را بصورت گروهی می خوانند و زمزمه می کنند . تک بیت های این ترانه گاهی خطاب به عروس است که نوید از بد نبودن هوسیره (Hosira - مادر شوهر) در منزل جدید خود می دهد و زمانی  در وصف آمدن داماد به خانه عروس می باشد .  

     ترانه یا مقام موسیقی لری «سیت بیارم» بدلیل شروع ابیات مختلف آن با جمله سیت بیارم ،به همین نام مشهور شده است . مقام «سیت بیارم» در ایل پاپی با تغییر کشش های آزاد است و تقریبا به علت هم مرزی با لرهای بختیاری و تحت تاثیر همسایگی ، در آن تغییر آوایی حاصل شده است . در پاپی این مقام موسیقی به نام مقام « هی وله Hey Vela» شناخته  می شود . متن کامل ترانه مذکور طی ۷ قسمت در بخش متن ترانه های لری وبلاگ آورده شده است ، در اینجا متن خلاصه شده ای از ترانه مذکور آورده می شود: 

                         متن لری

                         فارسی

سیت بیارم ،سیت بیارم ،چارکی گوشت بره

بونیتو و شونه دوما تفنگ بس نقره

سیت بیارم (۲) ،باری گل باری حنا

حنایا سی دس و پاته ، گلیا سی سر جا

ژیره کوفتم ، ژیره بختم ، گرت ژیره وم نشس

شادوما د در دراوما ، سر تا پا گل وم نشس

ای انارون نشگنی تو ، مر ایما انار حریم

سوزکیونه زین کنیتو، ایما نیش عروس بریم

ای برارو ، ای خوورو، سر من قربونه تو

ای قدر خدا نکوشم ، سی حنا ونونه تو

پیلی بستم پیلی بستم چو چنار و شلته انار

شادوما زیه و سرش سرکرده سیصد سوار

چی کنیم؟ چی نکنیمو؟ دس خوورمون ها برن

دور خیمه ش گل بکاریم جای دیری نبرن

عروس مگری(۲) ایچه دوچه بیتره

ای هوسیره که تو داری، د شکر شیرین تره

برات بیارم برات بیارم یک چارک گوشت بره

بیاندازید به شونه داماد تفنگ بست نقره

برات بیارم برات بیارم بارهای گل و حنا

حناها برای دست و پات و گل ها توی حجله

زیره کوبیدم و آویختم و گرد زیره بهم نشست

شاداماد که از در امد سرتاپا گل بهم نشست

این انارها رو نشکنید مگر ما انار خوریم؟

مادیان عروس رازین کنید امدیم عروس ببریم

برادر و خواهرای من سرم قربان تون

انشالله زنده باشم و ببینم حنابندون تون

پلی بستم از چوب چنار و ترکه های انار

شاداماد از روش گذشته سردسته ۳۰۰ سوار

چه کنیم چه نکنیم دوستمان را دارند می برند

دور حجله اش گل بکاریم تا جای دوری نبرند

عروس گریه نکن اینجا از آنجا بهتره

این مادر شوهریکه داری از شکرشیرین تره

بختم = الک کردم

سوز کیو = مادیان سفیدی که عروس راهنگام عروسی بر آن سوار می کنند

دس  خوور(Das Khovar) = دوست و رفیق صمیمی در بین دختران و همچنین دس برار (Das Berar) به معنی دوست صمیمی در بین پسرها

هوسیره (Hosira) = مادر زن یا مادر شوهر ، پدر زن یا پدر شوهر-  بدلیل نقش سنتی مادر شوهر در اختلاف با عروس  در ایران  ، بیت  ای هوسیره که تو داری د شکر شیرین تره را در لرستان نیز به شوخی به این بیت تبدیل کرده و می خوانند که :    ای هوسیره که تو داری د عجوزه بدتره 

ادامه دارد


موضوعات مرتبط: 2- آداب و رسوم و فال لری
لُرِسّو
 

 نگاهی به رسم و آداب عروسی در لرستان

(آداب عقد وعروسی درخرم آباد )

بخش دوم

۷- حنا ونو(Hana Vano)

        در مراسم حنا ونو (Hana Vano) یا حنا بندان که معمولا شب قبل از عقدی است که ممکن است عروسی هم بدنبال آن باشد ، به دست و پای تازه عروس و همچنین تعدادی از دختران جوان و زنان ، در خانه عروس حنا می گذارند و عروس را آرایش کرده و برای روز عقد آماده می کنند.

۸- زو گوشونه (Zo Goshona)

         در روز عقد با مواد و اجناسی که داماد بنام آو ازیفه به خانه عروس فرستاده است ، نهار مفصلی آماده می کنند تا به پذیرایی از مدعوین  محدودی که از خانواده عروس و داماد به مهمانی مذکور دعوت شده اند ، بپردازند. صبح یا عصر همین روز توسط یکی از روحانیون ، صیغه عقد در خانه عروس جاری می شود . جناب داماد بایستی هنگام جاری شدن صیغه عقد برای گرفتن بله از زبان عروس خانم معمولا یک قطعه طلا  همراه  خود داشته باشد تا به عروس خانم هدیه کند ، این هدیه به زو گوشونه معروف است .

        معمولا جهیزیه عروس را نیز بعد از مراسم عقد به خانه داماد حمل می کنند و رسید آن را نیز دریافت می نمایند. پس از مراسم عقد ممکن است بلافاصله عروسی انجام گیرد . در این صورت با توافق طرفین همان روز عقد خانواده های عروس و داماد تعدادی از دوستان و آشنایان و اقوام خود را به خانه خودشان دعوت می نمایند تا برای پذیرایی از آنها شام مفصلی را  تهیه ببینند.

۹- ری گوشونه (Ri Goshona)- پش پرده گیر - مزگانا(Mozgana)

           وقتی شام صرف شد ، گروه کوچکی از زن و مرد وابسته به خانواده داماد بخانه پدر عروس می روند تا عروس را بخانه داماد بیاورند. تعدادی زن و مرد نیز از خانواده عروس همراه این گروه می رود . وقتی عروس را بخانه بخت فرستادند همه همراهان باز می گردند بغیر از یک زن که به او پشت پرده گیر گفته می شود .  جناب داماد باید هدیه ای از جمله یک قطعه طلا همراه داشته باشد تا جهت  دیدن جمال رخصار یار به عروس هدیه نماید ، این هدیه را ریگوشونه (Ri Goshona) می نامند. عروسی که انجام شد ، هر موقع شب که باشد پشت پرده گیر دستمالها و یا خبر عروسی را بخانه پدر عروس می برد تا مزگانا (Mozgana) دریافت نماید .

۱۰ - دوما سلام (Doma Selam)

           فردای شب عروسی از طرف پدر و خانواده عروس صبحانه عروس و داماد را به خانه تازه عروس می برند و معمولا تا مدت سه شبانه روز تهیه غذای عروس و داماد بعهده خانواده عروس می باشد . صبح روز اول عروسی داماد موظف است همراه یک نفر دیگر به خانه پدر عروس برود تا دست پدر زن خویش را مجددا ببوسد ، این ادب  و آداب  را دوما سلام (Doma Selam)  می گویند که معمولا به داماد نیز پس از ادای این ادب هدیه ای داده می شود.

۱۱- مجمه - دس - بازنه و سازنه -  شوا

        صبح روز اول عروسی ، یعنی در اولین روز زندگی مشترک عروس و داماد ، افرادی که شام یا نهار مهمان عروس و داماد بوده اند . اقدام به ارسال سینی ای به نام مجمه (Majma - سینی مسی چرخی بزرگ و کنگره دار ) به خانه داماد می کنند که درون آن هدایایی برای زوج جوان از جمله کله های قند ، شاخه نبات، پارچه ، لباس ، پول و یا وسایل دیگر است . فردی که هدایا را تحویل می دهد انعامی نیز از دست مبارک داماد دریافت خواهد نمود.

       اخیرا با تلفیق و ورود سنن دیگر مناطق کشورمان به لرستان نیز عصر سومین روز عروسی را برخی با عنوان پاتختی جشن گرفته و کلیه زنان خانواده هایی که به عروسی دعوت شده بودند در خانه داماد بصرف چای و شیرینی گرد می آیند تا هنگام پذیرایی هدایای خویش را نیز به عروس و داماد تقدیم نمایند.

          در طول مراسم عروسی که پیشتر هفت شبانه روز بود (و بعدا به سه شبانه روز رسید و و اخیرا یک شبانه و ... ) جشنی همراه با ساز و آواز و دهل لری و ضرب و کمانچه برگزار می شود و به سنت دیرینه مردان وزنان لر دست در دست به شادی و پایکوبی و رقص های متنوع سنتی لری می پردازند و اصطلاحا دس (Das) می گیرند . مهمانان و بستگان درجه یک عروس و داماد با دادن مبالغی پول به بازنه (Bazena - افرادی که بازیکنان رقص های محلی و گروهی لری اند ) و سازنه  (Sazena -  نوازندگان ساز و ضرب و و کمانچه ) و چوپی کش (Chopi Kash -  یا سرچوپی به سردسته بازیکنان و فردی گفته می شود که جلو صف رقص محلی  لری ، دستمال را می چرخاند و ریتم رقص های دو پا و سه پا و شونه شکی لری را هدایت می نماید) و همچنین سایرین شوا (Shava - شاباش ، مقداری پول بنشانه  تشویق و ترغیب است که هنگام دادن آن با صدای بلند بنام صاحب پول به فرد مورد نظر داده و اصطلاحا به آن شاباش می گویند)  می دهند. 

۱۲- پاگشا ( Pa Gosha)

          پس از یک هفته از گذشتن مراسم عروسی ، خانواده عروس مهمانی ترتیب داده و با حضور عروس و داماد و اقوام و آشنایان به پذیرایی از مهمانان و عروس و داماد می پردازند ، این پذیرایی را مراسم پاگشا (Pa Gosha) می نامند . در این مراسم نیز مجددا از طرف مادر و پدر عروس هدایای نفیسی به عروس تقدیم می شود .بدنبال این مراسم دیگر افراد خانواده عروس وداماد بنوبت و با رعایت بزرگتری و کوچکتری ، ضمن  دعوت از عروس و داماد جوان به خانه خودشان اقدام به گشادن پای زوج جدید فامیل یه منازل اقوام و آشنایان می نمایند یا اصطلاحا عروس و داماد را با الگو گرفتن از مهمانی اخیر خانواده عروس ، پاگشا می کنند .  

بخش سوم ترانه عروسی لری  

ادامه دارد


موضوعات مرتبط: 2- آداب و رسوم و فال لری
لُرِسّو

 نگاهی به رسم و آداب عروسی در لرستان

(آداب عقد وعروسی درخرم آباد )

بخش اول

      مشاهده تصاویر عروسی سنتی در لرستان که در چند مطلب پایین تر از این متن آورده شد ، خود انگیزه ای جهت نگاه دقیق تر نویسنده به مراسم عروسی در لرستان که شامل بیش از ۱۰ مرحله با  آداب و سنن خاص خود است ، گردید . بدلیل جلوگیری از طولانی شدن بررسی آداب و سنن عروسی در لرستان آنها را در دو بخش بررسی خواهیم کرد .در این بخش به آدابی چون نافه بریه و دسگیرو، سرنجه گیرو، شیرینی حرونی، پشت عقد ، آو ازیفه و دست بوسو می پردازیم:

۱- نافه بریه (Nafa Boriya) و دسگیرو (Das Giro)

     هنگامی که نوزاد دختری در خانواده ای( در لرستان ) بدنیا می آید ، بعضا ناف او را بنام پسر بچه (معمولا از اقوام نزدیک همچون پسر عمو ) و یا جوانی از خانواده یا طایفه دیگر می برند این عمل را نافه برییه (Nafa Boriya) می گویند و از این زمان به بعد است که نوزاد دختر اصطلاحا دسگیرو (Dasgiro) و یا نامزد طرف مقابل می شود و از جانب پسر و خانواده اش هدیه ای بنام نشونه (Neshona) برای دختر می برند و با برگزاری جشن کوچکی از این هنگام به بعد تا عروسی دختر مذکور ، تهیه لباس و برخی از مایحتاج دختر بعهده داماد خواهد بود.

۲- سرنجه گیرو (Serenje Giro)

       هنگامی که دختری در لرستان به سن ازدواج رسید و بمناسبت های مختلف از سوی خانواده ها و اقوام و آشنایان بعنوان دختر دم بخت به دیگران معرفی و پیشنهاد گردید ، زنان و دختران به سن رسیده خانواده داماد به بهانه های مختلف به منزل دختر دم بخت می روند تا ضمن دیدن از نزدیک و ورانداز وی، او را مورد ارزیابی و سنجش نیز قرار دهند . این مرحله در اصطلاح لری سرنجه گیرو (Serenje Giro) نامیده میشود . واژه سرنجه در زبان لری بمعنی سنجد است  .

۳- شیرینی حرونی

         زمانی که دختر انتخاب شد در روز مقرر خانواده داماد مقداری شیرینی  بهمراه کله های قند و قواره ای پارچه و یک یا چند قطعه طلا به خانه عروس میروند تا با اهدا آن نامزدی وی برای پسرشان را رسمیت داده و مورد تایید و تاکید مجدد قرار دهند . پذیرایی این روز را اصطلاحا شیرینی حرونی می نامند و معمولا رفت و آمد داماد بخانه عروس تا روز عقد بندرت صورت می گیرد.

۴- پشت عقد و سیاهه

            پس از مراسم شیرینی خوردن ، دو خانواده در مذاکراتی رودر رو به بحث در مورد میزان شیربها و سایر مخارج و احتیاجات زمان عقد و عروسی می پردازند. دو طرف لیستی را که در آن  میزان شیربها یا مبلغ مهریه که اصطلاحا  آن را پشت عقد یا پشت نکاح نیز می نامند و سایر احتیاجات روز عقد و عروسی قید شده است بین دو خانواده عروس و داماد رد وبدل نموده و با توافق و رضایت به امضا مسئولان یا بزرگان خانواده ها می رسد . این لیست که سیاهه (Siyaha) نامیده می شود حتما به نام کلام الله مجید مزین است .

۵- آو ازیفه (Ow Azifa)

      یک روز قبل از مراسم عقد داماد اجناسی از قبیل روغن، چای ، قند ، برنج با چند راس گوسفند (که به دست و پا و پیشانی آنها حنا بسته اند و معمولا گلونی {Golvani - پارچه بلند رنگارنگ} نیز به گردن انها آویخته اند ) به همراه نوازندگانی که با ضرب و کمانچه و سینی حاوی اسفند  دود شده است، روانه خانه عروس می کند . این کالاها و اجناس ارسالی داماد را اصطلاحا آو ازیفه می گویند.

۶- آداب دس بوسو(Das Boso) 

         پس از توافق و امضا قرارداد بین دو خانواده عروس و داماد ، خانواده داماد طبق قرار قبلی معمولا یک شب را جهت ادای احترام و کسب رسمی اجازه عروسی و اذن پدر دختر به منزل عروس می روند . در این شب پس از صرف چای و شیرینی ، برای آخرین بار یکی از بزرگان طایفه داماد ضمن کسب اجازه از بزرگان و پدر طایفه عروس با جملاتی چون: خدمت رسیدیم تا با اجازه شما فلانی را به غلامی خود قبول کنید ، به کسب اجازه نهایی و رسمی از پدر عروس می پردازد و پدر دختر نیز معمولا به نشانه احترام با اظهاراتی چون : اختیار با خود شماست و انشالله مبارک است ، رضایت خود از این وصلت را رسما در حضور دیگران اعلام می دارد . بدنبال اعلام موافقت پدر عروس، داماد یا برادر داماد از بین جمع برخاسته و دست پدر دختر را به نشانه سپاس و احترام می بوسد و حضار با فرستادن صلواتی ضمن تبریک به یکدیگر به شادی و پایکوبی می پردازند. 

ادامه دارد


موضوعات مرتبط: 2- آداب و رسوم و فال لری
لُرِسّو

تصاویری از مراسم سنتی عروسی در لرستان

جهت دیدن عکسهای عروسی  سنتی آقای علی سپهوند و خانم پریسا محمدی در دشتی در لرستان  (که به نرم افزار  Macromedia Flash player نیاز دارد ) روی کلمه عروسی کلیک کرده در سایت مورد نظرپس از اتمام اتوماتیک مقدمه، روی کلمه Start Gallery  کلیک نموده و در صفحه جدید ، روی تصویر ایران ، کلیک مجدد نمایید. عکس ها کار زیبای عکاس مشهور ایرانی آقای حسن سربخشیان می باشد.

 


موضوعات مرتبط: 2- آداب و رسوم و فال لری
لُرِسّو

 

 برخی از باور ها و اعتقادات مردم لرستان

 عقايد و باورهای هر قوم يا ملتی ريشه در عمق فرهنگ آن مردم  دارد،بويژه اگر آن قوم دارای پيشينه  و تاريخی کهن نيز باشد.در بين مردم لرستان نيز همچون ديگر نقاط ايران برخی باورها و اعتقادات بين گروهی از مردم (خصوصا مسن ترها) وجود دارد که يافته های امروزه بشری برخی از دلايل اخلاقی ، بهداشتی و مذهبی آن را کم و بيش آشکارتر نموده است. 

برخی از اين باورها که برگرفته از کتاب « فرهنگ مردم لرستان» بقلم آقای سعيد شادابی ،چاپ انتشارات افلاک سال ۱۳۷۷ می باشد، عبارتند از :

۱- روزهای هفته خوب و بد دارند. يکشنبه ، سه شنبه و پنج شنبه برای انجام کارها خوب و نيک اند. 

۲-  اگر ظرف بلور يا چينی از کسی شکسته شود ، خطری از آن خانواده دور شده است.

 ۳-برای اينکه هوش کودکان زياد شود ، روزانه بايد يک عدد مويز به آنها داد.

 ۴- به دست و پای کودکی که هنوز نام علی (ع) را بزبان نياورده نبايد حنا بست.

 ۵- اگر کسی با صدای بلند بگونه ای بخندد که اشکش جاری شود آن فرد خاکش در غربت است.

 ۶- اگر کسی هلال ماه نو را در آينه يا در سطح آب پاکی ببيند در طول آن ماه موفق است و بيمار نمی شود

 ۷- وقتی مسافری عازم سفر است در طول آماده شدن برای سفر نبايد ظرفی شکسته شود.

 ۸- پوست سير و پياز و تخم مرغ را اگر در معابر بريزند شر بپا خواهد شد.

 ۹- کوتاه کردن موی سر و صورت و گرفتن ناخن ها در شب خوب نيست.

 ۱۰- آب چشمه اراز(Eraz) واقع در خيابان تختی خرم آباد غم و غصه را کم می کند.


موضوعات مرتبط: 2- آداب و رسوم و فال لری
لُرِسّو

 

 فال چل سرو و نمونه ای ازاشعار و ابيات آن

 چل سرو (Chell Sero) يا چهل سرود از جمله فال های آشنا و بسيار متداول مردم لرستان است  که غالبا در شبهای طولانی سال (بويزه شب چله در زمستان) بين افراد خانواده ،اقوام و همسايگان و درمحيطی دوستانه و دسته جمعی  برگزار می شود.

نحوه فال چل سرو نيز بدين ترتيب است که ابتدا از جمع حاضران يک نفر بعنوان فال انداز انتخاب می کنند. فال انداز نيز به نوبه خود چهل دانه تسبيح يا چهل دانه گردو يا چهل دانه سنگ ريزه انتخاب و آماده می کند و با نام خدا و پيامبر و امام علی فال را شروع می کند .

حاضرين که دايره وار نشسته اند به نوبت هر کدام يک يا دو کلمه از مصراع اول يک بيت شعر را که در نظر دارند قرائت می کنند، مثلا از بيت :

هر صو و سحر بانگ خروسان  شوره تلميت بار تازه عروسان (بيت هيجدهم ابيات زيرين) می توانند تنها بگويند هر صو وسحر ،سپس  فال انداز نيز پس از قرائت هر بيت يکی از دانه های تسبيح ( يا يکی از چهل شی از قبل آماده شده ) را جدا می کند . بعد دومين نفر از يکی از بيت های چهل سرود مثلا :

خدا برسان روزی قليانم      تماکو فروش بکه مهمانم ( بيت چهارم ابيات زير) می تواند فقط دو کلمه اول بيت را ( خدا برسان ) را بگويد .پس از خواندن تک بيتی ها ،هم کسی که نيت نموده و هم حاضران در جلسه از معنی و مفهوم ان و جواب خوب يا بد بودن فال مطلع می شوند.

بعنوان نمونه نتيجه نيت و فال در مصرع اول تک بيتی:     هر صو و سحر (نيک)     و بيت، خدا برسان روزی قليانم (بد) قلمداد می گردد ،زيرا در بيت اول بحث از نوعروسان است و در بيت دوم بحث تنباکو و قليان است که بيشتر در مراسم عزاداری موارد مصرف دارد.

شعرخوانی تا چهلمين بيت ادامه می يابد، چهلمين بيت چون اخرين بيت و نتيجه و جواب فال است حتما بايستی بطور کامل قرائت شود.

نمونه ای از اشعار و ابيات بکار رفته در فال چل سرو و ترجمه آنان بشرح زير است :

 اشعار و ابيات فال چل سرو

 ترجمه

۱- خدات و بين د دو گل ژوهار

اول اسب و زين دوم ژن و مال

۲- خدا خدام بی وارون باووارو

سوزه کور و کول آوو ز روبارو

۳- خدا بسينی حقم ز دايه

خوم رنجم کيشاکی نيست و سايه

۴- خدا برسان روزی قليانم

تماکو فروش بکه مهمانم

۵- وسا چترکت ساته بکم خاوو

شا جنم جام بو نويی نوای آوو

۶- تلی ژ زلفت پاونی پامه

گری نوينمت آخر دنيامه

۷- کراسکت چيته گلی دش وازه

بمارکت بو ئی دوس تازه

۸- بری تيله دت دان و نوم شومم

مر علی رحم کی و بنه تومم

۹- دمه کت بار بن و نوم دمم

بلکم ساکت بو دل پر غمم

۱۰- ز بلننی کوور وژم کردمه گل

ارا تو دت گلونی اه مل

۱۱- هر مای هر مچی بو تا کلت کم

و باووان مچی دس وه ملت کم

۱۲- بومه کونيلک و سر شانت

تک تک بچکيام و نرمی رانت

۱۳- گنم گرمسير هر تلی جاييی

بوشه دوسکم شو نوسی بايی

۱۴- سوزه سيلم که لويی بکه زرد

حکيمم تو بين کی من داشتم درد

۱۵- سوزه ،سوزم بی، سوزه هزاره

سوزه يکی بی داته مغاره

۱۶- کور گن بايی بوينه هماری

و لا دوس مچم و سر سواری

۱۷- خوشا و کوری منيشيا ولات

دسته مه ماليا خاليل پنجه پات

۱۸- هر صو و سحر بانگ خروسان

شوره تلميت بار تازه عروسان

۱۹- دمه کت قوطی ،آوو حووری مونه

دسه کت بالشت زير سری مونه

۲۰- دم قن دنو قن ،لوشکر نيم

افرين ز دوس صد آفرينم

۲۱- زير سريت نی بو زير پاييت له بو

ز مال ز دنيا هر ژنت خاص بو

۲۲- و در ماله کت ساتی بنيشم

هرکس بپرسی بوشم دوريشم

۲۳- ايواره گونی گاو و گاوبنونی

ار تو دلت بو کسی چه زونی

۲۴- هر مای هر مچی له براوورم

آخر دووارون مارينه سرم

۲۵- صد دوس بگرم هر تو يارمی

هر تو دوسه کی نوو شکارمی

۲۶- دسمال دسکت بيلا دوتا بو

يکيش اوريشم يکی کتان بو

۲۷- دوس اول خاص اسکه ميل سردم

ژم دلگير بوينه و حرف مردم

۲۸- و کاردم نکوش زخمم دياره

مردمه مو شن يه گنه کاره

۲۹- امروز چن روزه دوير ز يارانم

چوين زمين شور تشنه وارانم

۳۰- ار دوس بزانه مه حالم چوينه

نه زلفه ميلی نه خال و سينه

۳۱- نزانم دتی يا دسگيرونی

قرپ قرپ کوشه کت مالم رمونی

۳۲- يه چه جنسی بی تو کردت له ور

هواکت برزه نميکم و سر

۳۳- خوشا و کری گرمسير جاسی

منزل ار منزل دم کل همساسی

۳۴- يه شو ديمه خواوو ،خواوو دورونيه

دسم وه مل دوسکم بيه

۳۵- مرمن چه واتم تو چه شنفتی

و حرف ناکس تو له من کفتی

۳۶- يه شو تا و صو شم سوزانم بی

طول شايم را دوس مهمانم بی

۳۷- بيلا هر شو بوله روز بيزارم

ترسم ناکسی شو بيه و کارم

۳۸- و يادته مای کارد بری دسم

دسمال آووردت بستی له دسم

۳۹- دسکم بگر بور و مالکت

بکم و مهمان تنيا خالکت

۴۰- اگر مبلکت فراموشم بو

سفيدی کفن بالا پوشم بو

۴۱- خدا خدام بی ز مال بوينه در

چارشو عروسی بکيشی و سر

۴۲- ا بالا برزه ز دوير دياره

يا دار حنا يا ميخک باره

۴۳- ميخک بارمه و کس نميمه

اری يارمه اری يارمه

 خدايت بدهد دو گل از بهار

اول اسب و زين دوم زن و دارائی

خدا خدا می کردم بارون بباره

پسر سبز چهره آب بر دوش از رود بياره

خدا حقم رو از دايه بگيره

خودم رنج کشيدم کی در سايه رنج من نشست

خدا روزی قليانم برسون

تنباکو فروش رو مهمانم کن

در سايه زلفانت ساعتی بخوابم

شايد جهنم جام باشه نشد به درک

تاری از زلفانت پايبند پامه

لحظه ای نبينمت آخر دنيامه

پيرهن چيتت تکه ای ازش بازه

مبارکت باشه دوست جديدی که گرفتی

گروهی دختران نورسيده از ميان شخمم گذشتند

مگر علی رحم کنه به باقيمانده بذرهايم

دهانت رو به دهانم بگذار

بلکه دل پر غمم ساکت بشه

از بلندی کوير کوه خودم رو رها کردم

بخاطر دختران نورسيده چارقد ابريشمی بگردن

همواره می آيی و می روی بيا تا بدرقه ات کنم

بخانه پدری ميری تا دست در گردنت بندازم

کاش مشک کوچکی می شدم روی شانه ات

قطره قطره می چکيدم به نرمی رانت

گندم گرمسير هر خوشه جائی

بدوستم بگو شب نمونه و بياد

سبزه چهره ام نگاهی کن ولبخندی بزن

حکيم و درمانم تو بودی من کی دردی داشتم

سبز چهره،سبزه گونم بود،سبزه ها هزارتان

سبزه چهره ام تنها يکی بود پناه به کوه برد

کبير کوه تکه تکه شی صاف بشی

مثل من سواره پيش دوست می رم

خوشا بحال پسری پيشت می نشست

دست و خال های پنجه پايت را مالش می داد

هر صبح و سحر بانگ خروسها

صدای پای کاروان تازه عروسها

دهانت کوچک ،آبخوری مونه

دستت تکيه گاه و پناه سرمونه

دهان و دندان قند، لب چو شکرم

آفرين و صد افرين به تو ای دوست

زير سرت نی و تشک خوابت گليم

از دارائی دنيا همسرت نيک باشه

دم در خونت ساعتی بنشينم

هر کی پرسيد بگم درويشم

هنگام غروب که گاو ها را می بندند

اگه تو بخوای هيچکس چيزی نمی دونه

همواره ميايی و می ری در برابرم

می ترسم اخر منو گرفتار مصيبتی کنی

صد تا دوست بگيرم تنها تو يارمی

تو تنها دوست تازه شکار کردمی

بذاز دستمال دستت دو تا باشه

يکی ابريشم و ديگری کتان باشه

دوست اول نيک و حالا سرد ميل ام

که به حرف ديگران از من دلگير شده ای

منو با کارد نزن چون زخم تنم هويداست

مردم ميگن اين گناهکاره

امروز چند روزه دور از يارانم

مثل شوره زار تشنه بارانم

اگه دوست بدونه حالم چنينه

نه موهايش را می گذارد نه خال بر سينه اش

نمی دانم دختری يا نامزد داری

صدای کفشات خونه ام رو خراب کرده

اين چه لباسی بود تو پوشيدی

بلند پروازی که بمن سر نمی زنی

خوشا بحال پسری که جاش تو گرمسيره

منزل به منزل دهن تنگ همسايه اشه

يه شب خواب ديدم خواب دروغ نيست

دست تو گردن اون دوستم بوده

مگه من چی گفتم تو چی شنيدی

به حرف ناکسان از من دور افتادی

يه شب تا به صبح شمع سوزانم بود

طبل شادی زدم چون دوست مهمانم بود

بذار هميشه شب باشه ،بيزارم از روز

می ترسم ناکسی دوست مونو بهم بزنه

يادت می ياد کارد دستمو بريد

دستمال اوردی دستمو بستی

دستم و بگير و بخونه ات ببر

منو مهمونه تنها خاله ات کن

اگه ميل و دوستيت فراموشم بشه

کفن سفيد بالا پوشم بشه

خدا خدا می کردم از خونه درآی

چادر نماز عروسی رو بکشی به سر

آن قامت زيبا از دور پيداست

يا درخت حنا يا ميخک باهاش داره

ميخک همراه دارم به کسی نمی دم

برای يارمه برای يارمه


موضوعات مرتبط: 2- آداب و رسوم و فال لری
لُرِسّو

سه فال لرستان

نام فال

نحوه فالگیری

۱- فال پرو

(Parru)

پارچه ای را بافاصله های ۴ تا ۵ سانتیمتر بریده اما از هم

جدا نمی کنند.لابای هر پاره جدا شده قطعه ای چوب گذاشته

و آن را می پیچند.سپس نیت کرده بالای پارچه را گرفته و

بقیه آن را رها می کنند.اگر یکی از پارچه پیچیده ها باز شد

و چوب آن به زمین افتاد فال بد آمده است و در غیر این

 صورت به فال نیک گرفته می شود

۲- فال چووی

(Chuyi)

فالی است که با ۲۱ چوب کبریت گرفته می شود. بدین ترتیب

 که چوب کبریتها را سه مرتبه به هوا پرتاب می کنند هر بار

 دست خود را زیر انها می گیرند.در مرتبه سوم هر مقدار از

چوب کبریت ها که در دست باقی ماند روی زمین با آنها

مربع هایی پشت سر هم درست می کنند.اگر اخرین مربع یک

ضلع کم آورد فال خوب و اگر مربع کامل شد فال بد است.

۳- فال ری زمینی

بر روی زمین یا کاغذ دایره ای رسم کرده و شعاع های

زیادی برای دایره می کشند. شعاع های دایره را بصورت

۹تایی می شمرند اگر آخرین شماره ۹ روی شعاعی که قبلا

در ردیف ۹ بیاید و اصطلاحا دو عدد ۹ روی هم بیافتد فال

بد است و اگرکنار هم آمد فال خوب آمده است.


موضوعات مرتبط: 2- آداب و رسوم و فال لری، 8- سرگرمي و طنز لری
لُرِسّو
۱- نوروز و عید مبارکی

لرهای عزیز خرم آبادی در روز عید دیدنی و دیدار با یکدیگر جملات صادقانه و زیبای زیر را وایک ردو بدل می کنند:

مارک با         مبارک باشد

و جون خوت و بچونت           به جان خودت و بچه هایت

و جوون خوور و برارونت         به جان خواهر و برادرانت

سال و ما خوشی               سال و ماه خوشی داشته باشی

خوش بگذرونی

صد سال وئی سالیا            صد سال به این سالها

الحمدالله    خدایا شکر


موضوعات مرتبط: 2- آداب و رسوم و فال لری
لُرِسّو
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

سی چی لُری؟

وبلاگ حاضر هدیه ای فرهنگی است با برگ هایی از دفتر تمرین مشق زبان لری نویسنده فارس زبانی که در اسفندماه سال 1384 بمناسبت تولد همسرش به نشانه ارادت و تشكر و تقدير از یار و یاور و همسر لرستانی اش و با عشق به یادگیری و درک ریشه های فرهنگ ، ادب ، اخلاق و زبان و ادبیات لري وی و در حد توان و بضاعت در راه حفظ ، تقویت و اشاعه زبان ، موسیقی و فرهنگ غنی لرستان و بالاخره ادای دِینِ خود به این سرزمین شکل گرفته است.
برچسب‌ها وب
امکانات وب



در لُرسّو
در اينترنت
تماس با ما Online User