تبليغاتX
لُرِسّو - لرستان - 359- ریشه واژه زاگرس چیست؟
لُرِسّو - لرستان
فرهنگ , هنر , شعر و موسیقی لرستان
359- ریشه واژه زاگرس چیست؟
موضوع: 19- تاریخ لرستان هفدهم آبان 1386

زاگرس (zagros) يعني چه؟

فيلي و پهله ،القاب  «لربزرگ » و «لر كوچك » از چه زماني متداول شده است ؟

با اجازه و مدد از كتاب « لرستان در گذرگاه زمان و تاريخ»

نوشته : استاد ارجمند حميد ايزدپناه

 

     زاگرس يا زاگروس از بيش از هشت دهه پيش و از اواخر دوره قاجار از طريق ترجمه آثار نويسندگان اروپايي (و بعضا از زبان یونانی) و به همان سبك و سياق اروپايي اش وارد زبان فارسي شده و سپس بر روي نقشه ايران نيز گذاشته شد. ظاهرا مشيرالدوله حسن پيرنيا اولين كسي است كه واژه زاگرس را در حاشيه صفحه 2 كتاب خود بنام  « تاريخ ايران از آغاز تا انقراض ساسانيان» آورده است  مشيرالدوله خود تاكيد نموده كه اروپايي ها چنين (يعني زاگرس ) نامند.

     بعد از نوشته پيرنيا بارها به اشتباه از زاگرس  به نام كوه يا دره  نامبرده شد كه برداشت نادرستي است زيرا واژه زاگرس همانگونه كه اكنون مي دانيد و مي دانيم  بخش گسترده اي از شمال باختري تا جنوب خاوري ايران را با بيش از 240 نام از رشته كوه ، دشت ؛ دره ، رود و شهر و بخش و روستا در استانهاي آذربايجان ؛ كردستان ؛ كرمانشاهان و اصفهان و خوزستان و بالاخره لرستان را شامل مي شود .

 

 

 

 

زاگرس در دايره المعارف ويكيپديا

 

      زاگرُس رشته‌کوهی در غرب ایران است.بعضی معتقدند ریشه این نام اوستایی است. در زبان اوستایی زاگر Za-G'R' به معنای کوه بزرگ است. اما نظری که بیشتر مورد تایید است این است که این کلمه از نام مهاجران هند واروپایی ساکن در این منطقه معروف به زاگارثی/ساگارتی (Zagarthians / Sagarthians )  گرفته شده. این رشته‌کوه از کرانه‌های دریاچه وان در ترکیه آغاز شده و تا استان‌های فارس و کرمان ادامه می‌یابد. دامنه‌‌ی این رشته‌ کوه به‌ شمال عراق نیز امتداد دارد. نام قدیمی این رشته‌کوه در زبان فارسی پاطاق و پیش از آن کهستان (در عربی جبال) و پهله بود.

      نیمه‌ی شمالی رشته کوه زاگرس در دوره‌ی ایران باستان محل زندگی مادها بوده است.بلندترین قله‌های این رشته کوه زردکوه (۴۲۲۱ متر)، دنا (۴۴۴۸ متر) و اشتران کوه (۴۲۵۰) نام دارند.زردکوه با ارتفاع ۴۲۲۱ متر در نزدیکی شهرستان کوه‌رنگ در استان چهار محال و بختیاری قرار دارد. زردکوه در تمام طول سال پوشیده از برف  و سرچشمه‌ی اصلی دو رودخانه‌ی بزرگ کارون و زاینده رود است.

      اشترانکوه با ارتفاع ۴۲۵۰ متر در جنوب شهرستان‌های الیگودرز و ازنا بلندترین قله زاگرس میانی است که دارای هشت قله بلند (هشت پهلی)و به هم پیوسته است که در تمام طول سال پوشیده از برف است.سرچشمه اصلي رود ‌‌‌دز و يكي از سرچشمه هاي كارون و كرخه است. دریاچه گهر نیز در این رشته کوه قرار گرفته است.

 

ريشه واژه زاگرس

 

     واژه زاگرس در هيچ يك از كتابهاي تاريخي و جغرافيايي يا مسالك ممالك و نوشته هاي دوره اسلامي نوشته نشده است . در لغت نامه دهخدا يا دايره المعارف مصاحف نيز نكته اي مهم و اساسي در باره ريشه و اصل واژه زاگرس بيان نشده است .

      استاد محمد قزويني در صفحه 48 از جلد 5 كتاب خود مي نويسد:« زاگرس نام يوناني سلسله جبال غربي ايران  مخصوصا بختياري در غرب ايران است » . در دانشنامه آمريكايي انگليسي لاروس از زاگرس بعنوان نام دره اي كه نفت خيز است بصورت كوتاه ذكر شده و شرحي داده نشده است .

      در واژه نامه يوناني به آلماني كه سال 1886 در لايپزيك به چاپ رسيده واژه Zagrio  يا  Zagros  را بعنوان « كوهي در دوران ماد» به نقل از نوشته هاي استرابون و پولي بيوس آورده است .

       در لغت نامه جغرافيايي Lexique- geographique   در زير واژه و عنوان« زاگرو»  (زاگرس) آمده است : « رشته كوهي است در آسيا كه از شمال باختري به جنوب خاوري كشيده شده و ماد را ازآْشور جدا مي كند. » و نويسنده نام منابع خود را Ptolemeus. Polybios  . pinius-strabo   معرفي مي نمايد.

      گريشمن باستان شناس مشهور فرانسوي در كتابش  ( ايران از آغاز تا اسلام  ترجمه دكتر معين صفحه 88) زاگرس را نام قبيله اي دانسته و مي نويسد : « .. حركت عمومي قبايل ايراني هنوز به پايان نرسيده بود كه قبيله سومي از قبيله هاي مهم ايراني بنام « Zikirtu» يا «ساگارتي» بسوي نواحي شرقي تري رفته و مستقر شدند .

     هرودوت نيز در نوشته هايش ( تاريخ هرودت ترجمه هدايتي صفحات 5و10 و211)  از همين قبيله مادي صحراگرد با نام «ساگارتي» ياد كرده و مي نويسد :« .. قبيله هاي ديگر كه صحراگردند از اين قرارند؛ داين ها؛ ماردها ؛ دروپيك ها و ساگارتي ها ...».

      دياكف نيزدر كتاب تاريخ ماد خود (ترجمه كشاورز صفحه 248) در شرح حمله آشوري ها به پارسوا و نفوذ در خاك ماد به استناد كتيبه هاي خوانده شده مي نويسد :« بطوري كه در متن تصريح شده ، آخرين نقطه لشكر كشي ظاهرا دژ مادي زاكروتي بود».

     به استناد مطالب ذكر شده  ريشه واژه زاگرس از زبان مادي یا اوستایی است و يوناني ها با افزودن «S» (س) به آخر آن اين واژه را به شكل يوناني  مبدل نمودند . لذا واژه زاگرس (همانند واژه بختياري )  هم نام كوه و دژ و هم ايل،قوم، قبيله و محلي از مادها بوده  است .

 

فيلي و پهله(پهلوي) و جبل و زاگرس

 

         در دوره اشكانيان واژه هاي «پهلو » و « پهله» بمرور جايگزين «زاگرس» يا« زاكرتي» شدند . از نظر محدوده جغرافيايي « پهلو » در واقع هماني بود كه يونيان زاگرس ناميده بودند. در زمان ساسانيان هم با همان نام بود و لذا زبان بوميان اين منطقه را نيز پهلوي مي گفتند.

        در زمان ساسانیان لرستان جز سرزمین پهله یا پهلو محسوب شده و کلا به دو ناحیه ماسبذان(ماسپتال) در شمال و مهرجان قذق (مهرگان کده) در جنوب تقسیم شده بود . منطقه سیمره مرکز مهرجان قذق بود که بعد ها به آن «داراشهر» و سپس «دره شهر» گفته شد . شیروان جز ناحیه ماسبذان و الیشتر جز بخش شمالی این ناحیه بود . شهر شاپورخاست نیز در مرکز ناحیه لرستان قرار داشت .

      پس از اسلام و تا قرن ۴ و ۵ هجری مورخان و جغرافی نویسان از اقوام لرستان بعنوان «اکراد»  و ناحیه لرستان را« جبال» و یا« ماسبذان» و «مهرجان قذق»  می نامیدند.

      در قرن هفتم به ناحیه «ماسبذان»  لقب« لر کوچک» و به ناحیه« مهرجان قذق» و «بختیاری» لقب «لربزرگ» دادند. در اواخر زمان صفویه نیز لرستان را با توجه به موقعیت کبیر کوه (کور) بدو ناحیه پشتکوه(جنوب کور) و پیشکوه (شمال کور) تقسیم نمودند.

      در دوره اسلامي واژه پهلوي به پهلو تغيير كرده و تازيان آن را پس از تعريب «فهلو» يا « فهله» گفتند و نوشتند. در كتاب ها و ترجمه هاي سده نخست اسلامي نيز همين واژه «فهله» را بكاربرده اند.

     در گذشته هاي دور به دنبال نام لرستان و خرم آباد به عنوان اضافه توصيفي واژه« فيلي »را نيز بكار مي بردند وبدليل آنكه بخشي از محدوده پهلو بود  آن را لرستان يا خرم آباد فيلي مي ناميدند . لرستان و خرم آباد در اسناد و نوشته هاي قديمي نيز به همين نام آورده و خوانده شده است و همچنين نام دودمان و قبيله اي هم بوده است.

      روشن است كه اين واژه دگرگون شده از واژه پهلوي و منسوب به پهلو  مي باشد . در اين تغيير و تازي گرداني «ه» كلمه فهلي را به «ي» تبديل و فيلي خواندند. لذا «ي» در واژه «فيلي» علامت نسبت است . در ادبيات لري و لرستان  دوبيتي هاي باباطاهر و ترانه ها و تك بيت هاي لري و لكي اين منطقه ( و ديگر شهرها و روستاهاي برخي از استانها) گاهي واژه «فهلويات» يا «پهلويانه» ها بكار رفته كه مراد همان سرودها و سروده ها يا منظومه هاي حماسي و عاشقانه به زبان فهله يا پهلوي است .

    در برخي از نوشته هاي سده هاي نخستين اسلامي نيز برخي از محققان ايراني و عرب اشاره به پهله و  پهلويان نموده اند  ، از جمله ابوبكر محمد اسحاق  مشهور به ابن فقيه همداني  كه در كتاب خود (مختصرالبلدان ترجمه مسعود صفحه 23  ) مي نويسد: .. اين ناحيه را شهرهاي پهلويان نامند و انها همدان و ماسبذان و مهرجان قذق كه صيمره است «پشتكوه و پيشكوه لرستان كنوني » و قم و ماه بصره (نهاوند) و ماه كوفه (دينور) و كرمانشاهان و آنجا كه به جبل منسوب است ار جبل نيست يعني ري و اصفهان و كومس و طبرستان ، گرگان و سيستان و كرمان ، قزوين و ديلم و ببر طليسان.»

     ابن نديم نيز در كتابش (الفهرست ابن نديم ترجمه تجدد صفحه 23) آورده است : «... پهلو منسوب است به پهله كه نام 5 شهر است . اصفهان ، ري ، همدان ماه نهاوند و آذربايجان » و درباره زبان مردم نيز توجه كرده و مي نويسد كه :« عبداله مقفع گويد ، زبان فارسي عبارتند از پهلوي ، دري ، فارسي ، خوزي ، و سرياني منسوب است به پهله كه نام 5 شهر اصفهان ، ري ، همدان ، ماه نهاوند و آذربايجان است.

        نامگذاري  نهاوند بنام ماه بصره و يا دينور بنام ماه كوفه در واقع پس از سقوط نهاوند و گشودن دروازه هاي ايران بسوي عرب ها (ابو موسي اشعري)  صورت گرفت كه بنوشته فتوح البلدان بلادري شهرها با دادن جزيه و خراج از خرابي و كشتار در امان مي ماندند . چون دو شهر نهاوند و دينور  را مردم كوفه و  اهالي بصره فتح و تسخير نموده و در نتيجه خراج آنها به فاتحانشان تعلق مي گرفت نام شهرها را نيز به تبعيت از ماليات گيران آنزمان به ماه بصره و كوفه تغيير دادند.

     با گسترش نفوذ اسلام و زبان عربي بعنوان زبان آييني و ديواني و تغيير نام هاي ايراني به عربي ، واژه « فهله»   بار ديگر با تعريبي ديگر به جبال يا جبل (به  دليل كوهستاني بودن منطقه) تبديل شد . لذا از سده چهارم هجري قمري واژه جبل و جبال جايگزين پهلو و فهله شد . برخي از محققان اسلامي از جمله ابن رسته در الاعلاق النفيسه و ابن حوقل در صوره الارض در گزارش خود از اين واژه بهره گرفته و جبال را به جاي پهله آورده اند . ابن رسته مي نويسد : « خوره هاي منطقه « جبال» عبارتند از ماسبذان و مهرجان  قذق و ماه كوفه (دينور) و ماه بصره (نهاوند) و همدان و قم و ري و قومس و اصفهان شهر زور . در زمان سلجوقيان «جبل»  رابه  «عراق عجم » تغییر نام دادند .  بدين ترتيب جبل و جبال همان پهله و فهله و در اصل همان زاگرس است که در منابع و كتب از آن نام برده شده است .

 

 

1 نوشته شده توسط لُرِسّو | لینک ثابت |

آخرین مطالب لُرسّو
لُرسّو گُلسّونه


Manager: لُرِسّو & Designer: GholamReza Sedaghati