لُرِسّو(لرستان)
فرهنگ،هنر،شعر ،داستان، تاريخ ، فیلم ، ویدئو کلیپ و موسیقی لری  

شرح‏ ‏ غزل ملمع(لهجه لُری) حافظ

پرویز مهاجر شجاعی

در دیوان حافظ ،غزل ملمعی وجود دارد که شامل لهجه‏ی لری‏ ست،به مطلع:

سَبَتْ سَلْمی بِصُدْغیهَا فُوَادِی‏ و رُوحِی کُلّ یَوْم لِی یُنَادِی

     این بیت کاملا عربی‏ست و صحبت از معشوقه‏ی دلخواه عرب است که با ریسمان‏ دوشاخه‏ی زلفانش دل شاعر را اسیر کرده و در بند کشیده است و به واسطه‏ی همین کار ،روح‏ شاعر مرتب و هر روز از او دادخواهی می‏کند.

نگارا بر من بی‏دل ببخشای‏ وَ واصِلْنِی عَلی رَغْمِ الاعَادِی

       به نگار می‏گوید که چون دل من اسیر توست و آن را در بند کرده‏ای ، محبتی کن و به‏ کوری چشم دشمنان به من بپیوند. (چه زیبا معنی شده است (علی رغم) که تصور می‏کنم‏ برای اولین بار این کار به وسیله‏ی سودی انجام‏ گرفته است و چه قدر به جای خود افتاده است‏ این جمع الجمع: عدو- اعدا- اعادی).

     در برخی از نسخ ،به جای «نگارا» (ضبط قزوینی) ، «خدا را» نوشته شده است که با توجه‏ به بیت سوم ، «خدا را» زیباتر است:

حبیبا در غمِ سودای عشقت‏ تَوَکَلنا عَلَی ربِ العِبادِ

     به نگار یا دوستش می‏فرماید:ای دوست، در غم این کار مشکل و معامله‏ی عشق ، توکل‏ کردم به خداوند عالمیان ،خداوند بندگان.

امن انکرتنی عن عشق سلمی‏ تز اول آن روی نهکو بوا دی

      ای کسی که عشق مرا به سلمی انکار می‏کردی و مرا از آن باز می‏داشتی، تو از اول‏ باید آن روی زیبا را می‏دیدی .تز اول ، یعنی تو از اول؛ نهکو، به معنای نیکوست (در گویش‏های‏ محلی اغلب واژه را از نظر تلفظی پر می‏کنند، من چندین بار شنیده‏ام که عوام به جای رودهن‏ گفته‏اند رود هند و فکر می‏کنند ادبی‏تر سخن‏ می‏گویند و خود حافظ در ادبیات بعدی روش را روشت گفته است) .بوا ، به معنای باید و دی‏ به معنای دیدی است و بوادی یعنی باید می‏دیدی که هم اکنون در شهر ما به همین شیوه‏ سخن می‏گویند. در بعضی از نسخ،مصراع دوم چنین است: تو اول رو، یکی لولی بوادی ، که گرچه ممکن است از حافظ باشد، ولی مسلما خودش تصحیح کرده و به سلیقه‏ی‏ شعری نمی‏خورد و نسخه‏ی قزوینی ارجح است.

      تا به این جای غزل همان بود که سودی معنی کرده بود و سایر اساتید (مثل دکتر خلیل خطیب رهبر) معنی آن را کامل‏تر و بهتر برای ما بیان کرده بودند .ولی بحث اصلی‏ ما که انگیزه‏ی نوشتن این مطلب شد و پس از مکالمه‏ی تلفنی،استاد گرانقدر پروفسور امین به من تکلیف کردند که مطلب را بنویسم، از همین مصراع دوم بیت چهارم شروع‏ می‏شود.

    سودی عالم بوسنیایی که تا سال ۱۰۰۶ هجری قمری در حیات بوده است ،در شرح‏ این بیت می‏نویسد: « این غزل ملمّعی‏ست به زبان عربی و یک لهجه‏ی مخصوص‏ شیرازی۱و با تبعیّت از سودی، یقیه‏ی شارحین و گردآورندگان محترم حافظ، همگی‏ نوشته‏اند که این غزل ملمّعی‏ست از زبان عربی و یک لهجه‏ی قدیمی شیرازی.

     می‏دانیم در شیراز علاوه بر فارسی ، دو زبان دیگر مورد استفاده است: یکیترکی‏ که بیش‏تر اهالی ایل قشقایی به کار می‏برند و دیگری زبان لری (لری بختیاری و لری‏ ممسنی).

      مینورسکی در دایره المعارف اسلام می‏نویسد:«مبنای عمده‏یی که اجازه می‏دهد چهار شعبه‏ی عمده‏ی لر یعنی ممسنی، کوه گیلوی ، بختیاریو لران(خاص)را تحت نام لر جمع‏ کرد، مبنای زبان‏شناسی‏ست.»۲

     بنابراین ، این ملمّع به زبان عربی و لری‏ست ،نه لهجه‏ی شیرازی که سودی گفته و دیگران تکرار کرده‏اند.

      حالا چرا حافظ ملمّع با زبان لری- عربی سروده است ،در شرح حال زندگی حافظ در تاریخ ادبیات ایران، مادر حافظ را از اهالی کازرون دانسته‏اند. ۳و در چهار مبنای عمده‏ی‏ زبان‏شناسی که مینورسکی بیان کرده ،یکی از آن‏ها ممسنی‏ست که (ممسنی بخشی از شهرستان کازرون در استان فارس بین کوهگیلویه و بختگان می‏باشد).۴

   نویسنده‏ی این سطور که زادگاهم در یکی از شهرستان‏های استان لرستان می‏باشد (بروجرد) ،معانی این ابیات لری را می‏توان بفهمم ،اگرچه مانند اهالی محترم خرم‏آباد ، گویش لری نمی‏دانم، ولی از زبان لری آثاری در گویش شهر ما باقی‏ست.

      بیت پنجم این غزل نیز ملمّع است که مصراع اول کاملا لری‏ست و در معنای آن‏ برای من ابهام وجود دارد:

که همچومُت بِبِوتِن دِل وایِ رَه‏ غریق العشق فی بحر الودادِ

       هم‏چومت: مانند من تو را؛ ببوتن که در حقیقت به موتن: به بورن یا ببورن؛ دل هم‏ که همان دل، ولی واژه‏ی وای‏ره را سودی معنی کرده به «یکبارگی».

        نمی‏دانم مترجم زبان لری سودی چه شخصی بوده و یکبارگی را از کجا آورده است‏ که این‏گونه معنی کردن بر روی معنی مصراع دوم هم تأثیر می‏گذارد و جالب این است‏ که سایر عزیزان هم بدون استثناء تا آن‏جا که من دیده‏ام به سودی تأسّی کرده‏اند و امّا معنی واژه‏های وای‏ره:

      می‏دانم که در زبان‏های اصیل فارسی که‏ کم‏تر مورد تأثیر تحول قرار گرفته‏اند، همان‏ زبان‏های محلی لری ،کردی ، مازندرانی و... می‏باشند.در لرستان و مازندران (طبق اطلاع‏ بنده) ،اغلب حرف «و» جانشین حرف «ب» می‏شود ،مانند تلفظ آب که در لرستان و مازندران و سبزوار سایر جاها که بنده‏ بی‏اطلاعم،«آو»گفته می‏شود.البته با کمی‏ تغییر اعرابی در شهر ما به‏طور عامیانه،به کتاب‏ می‏گویند:«کتاو»و به کباب می‏گویند:«کواو» و به قول یک منبع رسانه‏یی،سیو هم که همان‏ سیب است.

     حالا برای پی بردن به معنی واقعی واژه‏ی‏ لری «وای‏ره» ،اگر به جای«واو» همان«ب»را به کار بریم، واژه می‏شود «بی‏ره» یا بگیره یا بگیرد که در گویش شهربروجرد بجاره Beyra و در مازندران بی‏ره Bayra که همان معنی‏ بگیره یا بگیرد را می‏دهد.

       پس اگر معنی این لغت را «بگیرد» بدانیم، معنی مصراع می‏شود:تو هم مثل من دلت مایل‏ می‏شود به بودن و گرفتار شدن.این مسأله(که‏ در بیت فوق گفته شد که اگر از اول او را می‏دیدی ،باعث این می‏شود که دلت را بگیرد که بمانی؛مثل این‏که می‏گویند: با یک‏ نگاه نظرش را گرفت، پس تو هم مثل من دلت به بودن می‏گیرد و نمی‏تواند تکان بخورد و معنی عربی مصراع دوم هم که مستقل است می‏شود. مانند غریقی که جایش در داخل‏ دریاست ،غریق عشق هم در دریای دوستی و محبت را جای دارد.

       خلاصه معنی بیت می‏شود: اگر تو هم از اول او را می‏دیدی ،مثل من دلت به بودن‏ گرفتار می‏شد . بودن در نزد معشوق درست مثل غریق در دریای عشق که جایش در دریای محبت است و جای دیگر ندارد.

    در گویش شهر ما،به یکباره می‏گویند: «بواره» و به یکبارگی می‏گویند «بواره‏آی» که ارتباطی با وای‏ره ندارد.

  به پی‏ماچان غرامت بسپر یمن‏ غرت یک وی روشتی از اما دی

      معنی این بیت هم همان است که سودی گفته و شارحین محترم کامل‏تر و بهتر آن‏ را گفته‏اند،ولی اگرچه سودی برای پرداخت محل غرامت و خسارات محل خاصی را در نظر گرفته، صف نعال و پشت در خانقاه ،ولی به نظر بنده شاعر می‏گوید اگر یک کار غیرمعمولی و خارج از شیوه‏ی متداول دیدی، با رسم بی‏ماچان خسارات و غرامت آن را تقدیم می‏کنیم.

     یعنی در صف نعال، مؤدب، به یک پای باز ایستاده و صم‏بکم و با همان روش دو دست به گوش‏ها به‏طور چپ و راست که علامت تعظیم و یک نوع دست بسته بودن است‏ در مقابل بزرگان که از زمان مغول معمول شده است.

     نمی‏دانم در کجا (شاید در سفرنامه‏ی ابن بطوطه) خواندم که شیخ ابو اسحاق وقتی به‏ خدمت یک قاضی بزرگ شیراز رسید ،در مقابل او با همان رسم پی‏ماچان یعنی دست‏ راست به گوش چپ ،و دست چپ به گوش راست و ساکت نشسته بود. به‏هرحال، این‏ رسم «پای‏ماچان» علامت احترام گذاشتن و ادب است.

     باری، بی‏روشتی یعنی بی‏روشی و غیرمعمول ،از اما دی ، یعنی از ما دیدی . در شهر ما اما را ایما می‏گویند.یعنی ما.

غم ابن دل بواتت خورد ناچار و غرنه او بنی آنچت نشادی

        در معنی بیت، مسأله‏ی مورد بحثی نیست،فقط در واژه‏ی«نشادی»باید دقت بیش‏تری شود. مرحوم خلخالی ابیات پراکنده‏یی از حافظ به دست آورده‏ که در پایان کتابش به چاپ رسانیده است. از جمله بیت بالا را نوشته و در زیرنویس به جای «نشادی» نوشته «نوادی» . نوادی به معنی «نباید بینی» است‏ که معنی مصراع می‏شود: «وگرنه آن‏چه را که نباید ببینی، خواهی دید.» که‏ معنی منطقی‏تر است ، زیرا واژه‏ی نشادی به معنای «شایسته‏ی تونیست» برای‏ زبانی که روش را روشت و نیکو را نهکو می‏گویند ،واژه‏ی شاید به معنی‏ شایسته است،بیگانه است .و برای بهتر توجیه شدن عرایضم این‏که ،بیتی در ذیل همان بیت از حافظ نوشته شده که در آن هم واژه‏ی نشادی به کار رفته و معنی آن «شاد نمی‏شوند» است.(ص ۳۳۹ دیوان حافظ خلخالی):

غرت چنگی بزم آشتی و ما کن‏ اگرچه دشمنان‏شان این نشادی

     یعنی اگر دوست داری سازی(چنگ)برایت بزنم که با آن آشتی کنی، اگرچه این کار دشمنان را شاد نمی‏کند، چون ساز کارش شاد کردن است.

دل حافظ شد اندر چین زلفت‏ بلیل مظلم و اللّه هادی

         دل حافظ در چین زلف تو گم شد و در یک شب تاریک خداوند راهنماست‏ برای گمشدگان.

 

پی‏نوشت‏ها
  • ۱- جلد چهارم شرح سودی بر حافظ،ص ۲۳۵۸۱.نیز دیوان‏ حافظ،چاپ خطیب رهبر،صص ۵۹۵-۵۹۶.
  • ۲-جلد دوم فرهنگ عمید،ص ۱۸۰۷.
  • ۳-جلد سوم تاریخ ادبیات ایران،ذبیح اللّه صفا،سال ۱۳۵۲،دانشگاه تهران،ص ۱۰۶۶.
  • ۴-جلد ششم فرهنگ عمید،شماره‏ی ۲۰۲۲.


موضوعات مرتبط: 1- لغات و اصطلاحات لری، 10- شعرهای لری
[ ] [ ] [ لُرِسّو ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

وبلاگ حاضر هدیه ای فرهنگی است با برگ هایی از دفتر تمرین مشق زبان لری نویسنده فارس زبانی که در اسفندماه سال 1384 بمناسبت تولد همسرش به نشانه ارادت و تشكر و تقدير از یار و یاور و همسر لرستانی اش و با عشق به یادگیری و درک ریشه های فرهنگ ، ادب ، اخلاق و زبان و ادبیات لري وی و در حد توان و بضاعت در راه حفظ ، تقویت و اشاعه زبان ، موسیقی و فرهنگ غنی لرستان و بالاخره ادای دِینِ خود به این سرزمین شکل گرفته است.
امکانات وب



در لُرسّو
در اينترنت
تماس با ما Online User