تبليغاتX

تصویر ثابت

لُرِسّو(لرستان) - مطالبی پیرامون ضرب المثل های لُری
لُرِسّو(لرستان)
فرهنگ،هنر،شعر ،داستان، تاريخ ، فیلم ، ویدئو کلیپ و موسیقی لری

 
تاريخ : سه شنبه 25 بهمن1390

مطالبی چند پیرامون ضرب المثل

 ایرج محرر

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

        ضرب المثل از دو واژه عربى، «ضرب» به معنى زدن و «مثل» به معنى قصه و داستان مى‏باشد.که روی هم رفته به معنى داستان زدن است.بسیارى از محققین و نویسندگان با آوردن دلایلى از منابع مختلف ثابت نموده‏اند که در گذشته به ضرب المثل، داستان مى‏گفته‏اند . در کتاب برهان قاطع نیز این موضوع به وضوح دیده مى‏شود.

       همچنین در قسمت‏هایى از شاهنامه فردوسى نیز به آن اشاره‏اى داشته است.از آن جمله وقتى که ضحاک پدر خودش را مى‏کشد چنین آمده است که:

به خون پدر گشته همداستان          ز دانا شنیدستم این داستان

که فرزند بد گر بود نره شیر              به خون پدر هم نباشد دلیر

یا، وقتى که رستم فرزندش سهراب را مى‏کشد، چنین آمده:

یکى داستانست پر آب چشم             دل نازک از رستم آید به خشم

     اما در مورد جایگزین کردن واژه عربى«مثل» به جاى«داستان» فارسى ، بررسى به عمل نیامده است. اگر از عرب‏زدگى آن زمان،  صرف‏نظر کنیم ،  نزدیک‏ترین واژه به « مثل» عربى، «متل»Matal  کردى و لرى است .درست به نزدیکى«لقلق» عربى و «لک لک» فارسى که در این مورد مى‏باید تحقیق بیشترى انجام گیرد. زیرا که از نقطه‏نظر زبانشناسى «ت» به «ث» تبدیل شده است یا به عکس .و مهمتر این‏که وزن «متل» Matal  و «مثل» هردو یکى است و هر دو معنى داستان فارسى را مى‏دهند .ناگفته نماند که «مرت» کیومرث بعدها به «مرث» تبدیل شد.

      بنا به مواردى ، فارسى‏زبانان با زبان لرى و لکى ۱ بیگانه نیستند . از آن جمله «متلک»  فارسى به معنى شوخى و کنایه ، از ریشه «متل»   Matal است.  به‏طور مثال اگر واژه لکى «خایه»  Xaya  به معنى تخم مرغ را نزد فارسى‏زبانان بیان کنیم معنى آن را نمى‏دانند ، در صورتى که آن‏ها با واژه فارسى«خایگینه» که خوراکى از تخم مرغ است ناآشنا نیستید ۲. و حتى بهدینان کرمان به تخم مرغ «خایه»  Xaya  مى‏گویند و در دهات یزد به آن«خیه»  Xiya  گویند.

     در هر صورت بیشتر زبانزدها یا «متل‏زدهاى» لرستان ریشه تاریخى دارند که تحقیق در آن‏ها امرى در خور اهمیت است.

      مثلا ضرب المثلى را که بیان مى‏کنیم به خاطر معنى و منظورى ، از روم و عرب سخن رفته، ازاین ‏رو مربوط به هزار سال و اندى پیش مى‏باشد.

مه و رومى چى، عرو و مه چى، رفیقى وا گروه جن و پرى و مه چى

یعنى: (من به رومى چه، عرب به من چه، رفیقى با گروه جن و پرى به من چه).

یا ضرب المثل «ریش، سکه مرد است» که حاکى از حکایتى‏ست به این شرح:

      یک روز مردى به نزد تاجرى رفت و طلب قرض کرد و گفت: «مقدارى سکه به من بدهید تا با آن کار کنم، اطمینان داشته باشید کسب و کارم که گرفت آن را پس خواهم آورد».

تاجر به او گفت: «شخص با اعتبارى را براى ضمانت خود بیاور».

آن مرد گفت: «من هیچ تاجر با اعتبارى را نمى‏شناسم».

تاجر گفت: «پس یک تار از موى صورت خود را براى ضمانت به من بده».

       آن مرد کمى گلاب از تاجر گرفت و ریش‏هایش را خیس کرد و به آن شانه کشید. سپس یک تار از موى صورتش را که در لاى شانه بود بیرون آورد و در دستمالى گذاشت و آن را به تاجر تعارف کرد .تاجر نیز به قول خود عمل کرد و چند سکه به او داد.

       آن مرد بعد از چندى ثروتى بهم زد و پول تاجر را بازگرداند و از او تشکر کرد. یک روز که دوستانش را به مهمانى دعوت کرده بود یکى از آن‏ها به او گفت: تو که پولى نداشتى این کار وکاسبى و این خانه را چطور بدست آوردى؟

آن مرد داستانى را که بین او و تاجر گذشته بود براى دوستش بازگو کرد.

        فرداى آن روز دوست او به نزد تاجر رفت و طلب قرض نمود.تاجر نیز از او ضامن خواست، اما وقتى که دید ضامن ندارد از او طلب یک تار از موى صورتش را کرد.

       آن شخص با شنیدن طلب تاجر گفت: «فقط یک تار؟» و به دنبال آن کلى از ریش‏هاى صورتش را کند و به تاجر تعارف کرد.

      تاجر پیش خود فکر کرد:کسى که به صورت خودش رحم نمى‏کند، چگونه به پول من رحم خواهد کرد و چون نمى‏خواست آن شخص تاجر دیگرى را گول بزند ازاین‏ رو اشتباه او را متذکر نشد.و فقط به او گفت:

«این ریش آن ریش نیست، سکه‏اى در کار نیست».

      با مطالبى که ذکر شد بررسى ضرب المثل‏ها امرى حائز اهمیت مى‏باشد .ناگفته نماند در بیشتر ضرب المثل‏هاى لرى وزن داخلى آن‏ها رعایت شده است. اکنون بد نیست چند ضرب المثل داشته باشیم:

«بیلته به تا آوته بوورم»

(«بیلت را بده تا آبت را قطع کنم» که در خصوص انتظارات بیجا گفته مى‏شود)

«دختر واشونه داش سر شونه میکه»

(«دختر با شانه مادرش سر را شانه مى‏کند» یعنى رفتار دختر با مادرش یکیست)

«دختر زا جگر زا، کُر زا دگر زا»

(«دخترزاده جگرزاده پسرزاده دیگرزاده» که در اینجا مى‏بینیم فرقى در بین فرزند دختر و فرزند پسر گذارده‏اند).

«حونه بووه نون و پسّه، حونه میره غم و غصه»

(خانه پدر نان و پسته، خانه شوهر غم و غصه)

«حونه بووه نون و انجیر، حونه میره چُو و زنجیر».

(خانه پدر نان و انجیر، خانه شوهر چوب و زنجیر)

          همان‏طورى که در دو ضرب المثل که ذکر شد، مردسالارى در گذشته بازار پر رونقى داشته، اما بد نیست، به ضرب المثلى که نمایانگر قدرت زنان بوده توجه کنیم:

«قوم زینه ور حونه، قوم میره پشت حونه».

(فامیل زن جلوى خانه، فامیل شوهر پشت خانه)

همچنین در خصوص اسراف بیش از حد، ضرب المثلى به این صورت داریم که:

«داشته وِ معنى، هر دو معنى، ریخته بى‏معنى»

(داشتن به معنى، خوردن به معنى، ریختن بى‏معنى)

پی نوشت ها 

  • ۱-  لهجه لرى در شهرستان خرم‏آباد و لهجه لکى‏ Laki در روستاهاى خرم‏آباد لرستان به کار مى‏رود.
  • ۲-  در شاهنامه فردوسى نیز به آن اشاره شد: (خورش زرده خایه دادش نخست-به دان داشتش یک زمان تندرست) شاهنامه(۱-۴۷-۱۳۴).

 



ارسال توسط لُرِسّو
سی مطلب آخر لُرسّو
>

تفریح و سرگرمی