![]() | ![]() | ![]() |
![]() | ![]() | ![]() |
![]() | ![]() | ![]() |
![]() | ![]() | ![]() |
![]() | ![]() | ![]() |
![]() | ![]() | ![]() |
![]() | ![]() | ![]() |

ترانه های بویراحمدی۱
اثر: خانم دکتر اریکا فریدل ۲
ترجمه و تلخیص: علی بلوکباشی
بویراحمد منطقهای است ایلنشین در جنوب غربی ایران، در جنوبیترین بخش سلسلهء زاگرس ، بویر احمدی ها به گویش لری سخن می گویند و به اقتصادی آمیخته از گلهداری و کشاورزی در انگارههای گوناگون منطبق با خصوصیات بومی سرزمین کوهستانیشان وابستهاند . برخی از بویراحمدی ها سراسر سال را در چادر زندگی می کنند و بین دو چراگاه تابستانی و زمستانی می کوچند برخی دیگر پارهای از سال را در دهکده میمانند و تنها در بهار و تابستان با گلههایشان از ده بیرون می روند.
تا نخستین سالهای دههء ۱۹۶۰ بویراحمدی ها به لحاظ رفتار جسورانهشان و نیز مقاومتی که خانشان در برابر کوشش های دولت در یک پارچه کردن ایلات و عشایر و اجرای اصلاحات ارضی نشان می داد، بدنام بودند . حتی اکنون نیز با تاسیس ادارات دولتی، ساختن جادهها در سرزمین شان، و برقرار کردن تماس های بسیار با جهان بیرون ایلی، به دیده بسیاری از شهریان، هنوز هوایی از ساکنان خود سر کوهستانی را در سر دارند.
هنگام کار میدانی مردمشناسی در سالهای ۱۹۷۱-۱۹۶۹ در بویر احمد، نویسنده توانست بیش از ۹۰۰ ترانه محلی گرد آورد.۳ در این مقاله نویسنده کوشیده است که محتوای این ترانهها را بر حسب تصویری که مردم از خود و دنیای خود در آن مینمایند تحلیل کند،و این تصویر را با برخی جنبههای فرهنگی و "واقعیت اجتماعی" ای که مردم در آن عمل می کنند بسنجد .۴
نگاهی کلی به این ترانهها ممکن است به مثابه مقدمهای کوتاه بکار آید. محلی ها ترانهها را از آهنگ ، محتوای متن موضوع و موردی که در ترانه مناسب با آن سروده شده تشخیص می دهند. این مقولات غالبا با یکدیگر ادغام میشوند ، بطوری که مثلا یک موضوع ممکن است با آهنگ های مختلف خوانده شود. ترانهها فقط چهار آهنگ دارند ؛ "شروه"، "هشتله"، "للویی"و "یریار"، ۵ ترانهها را میتوان برای مقصودی که بکار می روند به سه مقوله گروهبندی کرد:
۱- ترانههای رقص : این ترانهها کاملا موزوناند و هنگام خواندن بیشتر با کفزدن همراه میشوند. زمانی که در بویر احمد نوازنده کم و گران بود و رادیو یا صفحه گرامافون هنوز در آن منطقه متداول نشده بود ،این گونه ترانه بمثابه موسیقی برای رقص بکار میرفتند. ترانههای رقص هنوز هم عامه پسنداند و پیوسته آهنگ ها و ترانههایی نو و تازه در این زمینه ساخته و سروده می شوند
۲- ترانههای کار : این ترانهها نیز موزون و واجد ترادف های تکراری بلنداند. ترانههای کار تنها بقصد خاصی مانند شیردوشیدن، خواباندن کودک بکار می روند و معمولا موضوع هایی دارند که با آهنگ های دیگر استعمال نمیشوند. همانطورکه مناسبت هایی که ترانههای کار برای آن خوانده میشوند کاستی می گیرند،کاربرد اینگونه ترانهها هم نقصان مییابد،چنانکه مثلا بیش از ده سال است که برنج کوبی-کار تعاونی زنان- با آمدن آسیاهای موتوری متروک شده ،همراه با آن ترانههای برنج کوبی(هُیمَه) نیز قدیمی و کهنه شده است .
۳- ترانه های دیگر : ترانههای دیگری نیز متداول است که کار و فعالیت خاصی را همراهی نمی کنند و فقط برای شنیدن خوانده میشوند .موقعیت های دیگری نیز وجود دارند که ترانههایی مناسب با آن ،مثل ترانههای عروسی یا سوگ،خوانده میشوند.
معمولا هر ترانه دو فرد یا مصراع و هر مصراع بین ۸ و ۱۶ هجا دارد. هر فرد از ترانه پیام یا تصویر مستقلی را القا می کند و دو فرد با هم قافیه میسازند و معنای دیگری نمی دهند. به همین دلیل فردهای بسیاری وجود دارند که می توانند واقعا برای ایجاد قافیه با هم تلفیق و ترکیب شوند . بعضی از این فردها خیلی مشهوراند و غالبا بکار برده میشوند.
سرودن ترانه و آهنگ هنری زنده ، برای بویر احمدی ها یکی از چند وسیله آفریننده تعبیر است. غالب موضوع های تازه با اشارات قوی محلی یا بلحاظ موقعیتی یا مردمی خاص سروده میشوند.اکثر این ترانهها محلی باقی میمانند و برخی هم در سراسر منطقه بویر احمدی پخش و همه جا شناخته و استعمال میشوند.مثل ترانهای که در توصیف زیبایی زن یکی از خان های محلی خوانده میشود.گاهی شاعران ترانهها شناخته شدهاند (مانند ترانهای که یاد شد که سرایندهاش خود خان بوده). ولی عموما سرایندگان ترانهها از یاد میروند و ترانههایشان جزو ثروت عمومی میشوند .بویراحمدی ها می گویند که قبلا بیشتر ترانهها برای مردم شناختهای "معلومی" سروده میشدند ، وی موضوع اخیر ترانهها برای مردم ناشناختهای"نامعلومی" تغییر یافته است.
ممکن است ترانهها را، با درنظر گرفتن استثنائاتی، (مثل ترانههای شیردوشی ،لالائی ها و ترانههای سوگ) ، مردان یا زنان بخوانند و غالبا دو آوازهخوان آنها را متناوبا اجرا کنند . برای تطویل یک ترانه -بخصوص ترانههای کر و ترانههای رقص که مقصود اصلی در خواندن آنها ایجاد وزن است –برگردان ها چند بار تکرار میشوند . معمولا آوازه خوانان اشعار را براساس مضمون شان دستهبندی می کنند .مانند ترانههای عاشقانه یا ترانههایی که برای عشق های ناکام یا جدائی ها خوانده میشود. آوازهخوانان لحظهای توحال می روند و در آن حال مضمون معینی را مییابند .اکنون این گونه مضمون ها موردنظر است.
اکثر ترانهها (در حدود ۶۰۰ ترانه) با جنبههایی مثبت یا منفی از عشق و مناسبات زن و مرد رابطه دارند و بیشتر آنها زیبایی زنان را توصیف می کنند. گاهی نمادگارهایی در توصیف زیبائی بکار برده میشوند . بیشتر تحسین نهایی که در ترانهها آشکار و مستقیم بیان میشوند در کیفیات و بخش هایی تمرکز مییابند که کمتر در جامهء رنگین ایلی برتن زنان نهفتهاند. بدین سان رخسارهای که به ماه شباهت میبرد، پوستی سرخ و سفید همچون خون و برف ، ابروانی که شاخ های بزکوهی را بیاد میآورند، چشمان درشت و قهوهای درخشان ، لب های خندان ، دندان های سفید و خال نشانه ای روی پیشانی و چانه ستوده و تحسین میشوند .گردن کشیده و باریک در زیر چارقدی نازک درست مانند قیطانی خرمایی و موّاج به نگاه میآید.
اندامی که باریک و بلند است تقدیر میشود .از پائین تن تنها قوزک های ظریف و سفید و خال کوبیده شده،که دلخواه بویراحمدی هاست .ارزیابی میشود زیرا که پا و ران در دامن های گشاد نهفتهاند .جامه نیز ارزیابی میشود . چادر، سکههای زرین روی کلاه، دامن های چرخان و پارچهء گران قیمت پیراهن توصیف و تمجید میشوند. روی هم رفته تاکید در جامه بیشتر بر روی صورت است تا روی زیبایی.آرمان زیبایی برای یک زن در ترانههای زیر آشکارا آمدهاند :
سرمه در چشم هایت مکن،
بیسرمه هم قشنگ است.
هر پسری نگاهت بکند،
هفت سال گنگ است.
خال های دستت مرا کشت،
پایت مرا سوخت،
کپه خال میان پهنه سینهات،
جانم را ربود.
..پلات برف انبار است،
سینهات مرغزار.
قربان بالات بروم،
که درخت بلندی است.
..مه هات زیر جامهات.
مثل جفتی تخم مرغ است.
چنین تمجید و تحسین مشابهای در توصیف زیبایی پسران و مردان وجود ندارد .فقط در سه ترانه دختری نگاههای معشوقش را میستاید و در هرسه مورد معشوق را که سوارکار است و کت و شلواری زیبا پوشیده و ساعت مچی قشنگی به دست بسته تحسین می کند. جذابیت یک مرد به شکل و شمایل او نیست، بلکه بیشتر به آنچه که می کند و در پایش میایستد وابسته است .این برداشت از تعدادی ترانه که مستقیم یا غیرمستقیم سنخ آرمان مردانه را نقل میکند آشکار میشود .مثل شکارچی ماهر شجاع در جنگ و دار او لایق در خانه و در کوهستان و در جمع .تنها دوبار در ترانهها جزئیات شخصی نقل شده است .در یک ترانهء عزا مرد جوانی به داشتن مویی آگنده از بوی علف کوهی توصیف شده و در ترانهای دیگر دختری از سرنوشتی مینالد که به او شوهری تیره پوست نصیب کرده است.
ادامه دارد
پی نوشت ها
-
۱- نخستین پیشنویس این مقاله در هشتمین جلسه انجمن پژوهش های خاورمیانه در بوستن ماساچوست در نوامبر ۱۹۷۴ خوانده شد.
-
۲- خانم دکتر اریکا فریدل Erika Friedl مردمشناسی را در دانشگاه های وین Vienna در اطریش ، ماینتس Mainz در آلمان، و شیکاگو Chicago در آمریکا تحصیل کردهاند. در سالهای ۱۹۶۵،۷۱-۱۹۶۹ و ۱۹۷۶ همراه شوهرشان دکتر لفلر H.Loeffler میان بویر احمدی ها در جنوب ایران به- پژوهش های مردمشناسی پرداختهاند.اکنون خانم فریدل عضو آموزشی و پژوهشی دانشگاه میشیگان غربی- Wastern Michigan University میباشند.
-
۳- این مقاله مبتنی بر پژوهشی است که انجمن پژوهش علوم اجتماعی و بنیاد پژوهش مردمشناسی Wenner-Gren کمک مالی آن را پرداختهاند.
-
۴- بویر احمدی ها ترانه ها را بیت می خوانند و مقولات کوچک و جزئی را در آن با اصطلاح های خاصی مشخص می کنند.
-
۵- این آهنگ ها به ترتیب برای عزا، رقص و پایکوبی ، خواب کردن کودک و جدائی و دوری و تنهائی از یار نواخته می شوند.


























